۱۴۰۴ آذر ۸, شنبه

درنگی در مقاله ای از حسام امیر راجع به پرویز ثابتی و غلامحسین ساعدی (۴)

   
پرویز ثابتی
(۱۳۱۵)
 
درنگی
از
 میم حجری
 
حسام امیری 
ثابتی، ناخواسته، بهترین توصیفات را برای ساعدی به کار می‌برد. 
 
به حال و روز قلم به دستان ایرانی باید نشست و زار زد
که
کم و کسری جز بی سوادی ندارند.
 
  اولا
چرا ناخواسته؟
 
پروزی ثابتی
فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران است و با سوادترین سلطنت طلب است.
 
حتی خر ناخواسته عرعر نمی کند، چه رسد به فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران.
 
ثانیا
صفات «آنارشيست و بی‌بند و بار و بی‌پرنسيب» 
مگر بهترین توصیفات برای ساعدی دیوانه اند؟

سؤال این است که حسام امیری با اینهمه فقر مفهومی و ذلت فکری 
چگونه جرئت رفتن به منبر به خود می دهد؟
 
تحلیل پرویز ثابتی از آثار ساعدی اگر چه علمی و انقلابی نیست،
ولی در زمینه نیت ساعدی بی عیب و ایراد است:
«نوشته‌های او پر از تنفيد از اوضاع و در جهت بدبين كردن مردم و جوانان نسبت به رژيم بود.» 
 
مگر نیت ساعدی و رفقای ساعدی مثلا جلال آل احمد و نیما و شاملو و صمد بهرنگی و بهروز دهقانی و غیره
جز این بوده است؟
 
 مفهوم خرابکاری و مفهوم ارتجاع سرخ و سیاه
از مفاهیم علمی و رئالیستی و راسیونالیستی مهم مؤلفین کتاب «انقلاب سفید» (مانیفست انقلاب ضد فئودالی ـ ضد روحانی) بوده اند
که
از خدمات فرهنگی آنان محسوب می شوند و کماکان اعتبار دارند.
 
 این جماعت هپیلی هپوی قلم به دست 
همه از دم
مرتجع و خرابکار بوده اند.
 
ما بخشی از آثار و اشعار این جماعت را تحلیل مارکسیستی کرده ایم.
صمد بهرنگی در اثر «تربیتی» شرم انگیز «کند و کاو مسائل تربیتی»
ضرب و شتم محصلین بینوا در مدارس 
را
حتی
توجیه می کند.
بهروز دهقانی در قصه ای تحت عنوان «ملخ ها» به تقلید از گاو ساعدی
 الاغ را در حال نشخوار تصور و تصویر می کند.
جلال آل احمد
انقلاب سفید را نفرین زمین جا می زند و همه کشورهای صنعتی جهان را در مفهوم دلبخواهی «غزب» تجرید می کند و به فاشیست بودن خود فخر می فروشد.
شاملو می خواهد خلایق پشتیبان انقلاب سفید را بر شانه های خود بنشاند و خورشید خیالی خود را نشان شان بدهد.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر