۱۳۹۷ تیر ۳۱, یکشنبه

سیری در سطح توسعه فکری استاد دانش ـ کاهی و مهر و ماهی (۱)

 
یرواند آبراهامیان 
( ۱۳۱۹)
تاریخ‌ نگار ارمنی - آمریکایی زاده ایران  
استاد رشته «تاریخ ایران» دانشگاه‌ های پرینستون و آکسفورد
 استاد رشته تاریخ جهان و خاورمیانه در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک 

مصاحبه «مهر» با دکتر آبراهامیان در مورد رویدادهای منطقه
(۱۸ آوریل  ۲۰۱۸)
 
http://10mehr.com/maghaleh/18042018/3072

ویرایش و تحلیل
از
میمحا نجار

سایت انترنتی «مهر»
یکی از دار و دسته های مدعی نمایندگی حزب توده است.

ما
هم
برای آشنایی با پرواند آبراهامیان 
و
هم
برای شناخت ماهیت طبقاتی  دار و دسته «مهر»
و
هم
به امید تمرین تفکر مفهومی
 به
تحلیل این مصاحبه خطر می کنیم:

۱
من فکر نمی‌ کنم آمریکا بتواند سیاست منطقه‌ ای جمهوری اسلامی را 
با 
استفاده از فشار تغییر دهد. 
 
۲
منافع حیاتی ایران حکم می‌کند که از اسد و حزب‌ الله دفاع کند. 
 
۳
ایران چنین سیاستی را متوقف نخواهد کرد. 
 
۴
گرایش غریزی آمریکا 
هم 
در راستای رویارویی با ایران است. 
 
۵
اما عوامل دیگری، 
مانند دخالت کشورهای اروپایی، 
می‌ تواند از این کار جلوگیری کند. 
 
۶
یا متخصصان نظامی در پنتاگون ممکن است به این نتیجه برسند که 
یک ماجراجویی دیگر در ایران 
به‌ نفع ارتش نیست. 
 
۷
اما طی دو سه سال آینده که ترامپ در کاخ سفید خواهد بود،
یک چنین درگیری نظامی مرا شگفت‌ زده نخواهد کرد.

مهر
 
۱
  در غرب اعتراضات مردم در دی ماه ۱۳۹۶ چنین نشان داده شدند 
که گویا مردم به این اعتراض دارند 
که 
چرا مثلاً این‌همه پول خرج سوریه می‌ شود
به‌ جای این که به مصرف حل مشکلات داخلی برسد. 
 
۲
آیا این اعتراضات
واقعاً علیه سیاست‌ های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بودند؟ 
 
۳
کلاً ارزیابی شما از سیاست‌ های منطقه‌ای جمهوری اسلامی و تأثیرات آن بر سیاست‌ های داخلی حکومت چیست؟

دکتر آبراهامیان
 
۱
 این بسیار آسان است که وقتی هر کشوری با مشکلات اقتصادی مواجه می‌ شود،
بگوییم دلیل آن خرج کردن پول در خارج است. 
 
۲
شما همین امروز اگر از آمریکایی‌ ها بپرسید که دولت آمریکا چقدر برای کمک‌ های خارجی هزینه می‌ کند، 
اکثر آنها فکر می‌ کنند که کمک‌ های خارجی دومین هزینه بزرگ در بودجه دولت آمریکا هستند.
در حالی که این کمک‌ ها فقط یک درصد بودجه را تشکیل می‌ دهند.

۳
در ایران هم درک اغراق‌ آمیزی از هزینه‌های جمهوری اسلامی 
در 
سوریه یا عراق یا افغانستان 
وجود دارد. 
 
۴
بودجه نظامی ایران در واقع بسیار معتدل است. 
 
۵
من فکر نمی‌ کنم 
سیاست خارجی ایران بار بزرگی بر بودجه آن و مانع صرف منابع در داخل باشد. 
 
۶
مردم ممکن است چنین تصور کنند،
 اما
 اگر واقعاً به بودجه نگاه کنند خواهند دید که چنین نیست.

مهر
 
نقش منطقه‌ ای جمهوری اسلامی را، 
به‌ ویژه 
در 
رابطه با حمایت از حزب‌الله و سوریه 
و 
نزدیکی با روسیه 
و
 در 
مقابله با برنامه‌ های عربستان سعودی، اسراییل و آمریکا در منطقه، 
چگونه ارزیابی می‌ کنید؟

دکتر آبراهامیان
 
۱
 قبل از هر چیز باید بگویم که ارتقاء جایگاه ایران در منطقه
 و 
افزایش بیش از پیش نقش آن در سطح منطقه خاورمیانه، 
نه ناشی از افزایش قدرت ایران، 
بلکه نتیجه سیاست و عملکرد آمریکا در منطقه است. 
 
۲
اشغال افغانستان و عراق از سوی آمریکا 
و
 بعد دخالت کشورهای عرب، ترکیه و آمریکا در سوریه، 
همه باعث ایجاد نوعی خلأ شد 
که
 ایران آن را پُر کرد.
 
۳
 ولی این درگیری‌ های ایران لزوماً چیز بدی نیستند. 
 
۴
به‌عنوان مثال، 
زمانی که اسراییل به لبنان حمله کرد
 ایران به کمک حزب‌ الله رفت. 
 
۵
این به‌ معنای گسترش‌ طلبی ایران در لبنان نبود 
بلکه تنها با هدف کمک به شیعیان لبنان در مقابل نیروهای اشغالگر اسراییل 
صورت گرفت.
 
ادامه دارد.
 

تأملی در نوشتجات علیرضا شفیعی مطهر (۵)

 
  علیرضا شفیعی مطهر 
 
ویرایش و تحلیل
از
ربابه نون
 
۱
اینان کسی را که «راست راه می پوید» و «بی کم و کاست سخن می گوید»، «نژندِ بیمار» و «نیازمندِ تیمار» می پندارند.  
 
یکی از کوته بینی ها، کوته اندیشی ها و ژاژخایی های (یاوه گویی های) شفیعی مطهر،
سرهم بندی کردن مکرر و مستمر دوئالیسم «من» و همه است:
 
مثلا
دوئالیسم «من» و سکنه شهر انتزاعی است.
دوئالیسم «من» و اینان انتزاعی و نامشخص و کلی است.

منبع و سرچشمه فکری این طرز نگرش شفیعی مطهر چیست؟

اگر خواننده ای
جوابی به این سؤال ما داشت،
بهتر است که برای خود نگه ندارد.

چون
شفیعی مطهر
در این زمینه
تنها
نیست.

هر شاعر و شاطر ننه مرده ای
منم منم 
می کند
و
بر بشریت کلی و انتزاعی هجوم می برد.

۲
اینان کسی را که «راست راه می پوید» و «بی کم و کاست سخن می گوید»، «نژندِ بیمار» و «نیازمندِ تیمار» می پندارند. 

جامعه که سهل است، 
حتی 
طویله ای یافت نمی شود 
که
 از اجزای متنوع و متفاوت و متضاد تشکیل نشده باشد.
 
شفیعی مطهر
جامعه را یکدست و همگون جا می زند.
 
همه اعضای جامعه انتزاعی شفیعی مطهر
چوب کبریت واره 
اند.
 
یکسان 
اند.
 
تفاوتی با همدیگر ندارند.
 
قابل انطباق بر یکدیگرند.
 
تنها استثنائی که وجود دارد،
خود شفیعی مطهر
است
که با همه فرق دارد و بر فرق سر همه قرار دارد.
 
۳
اینان کسی را که «راست راه می پوید» و «بی کم و کاست سخن می گوید»، «نژندِ بیمار» و «نیازمندِ تیمار» می پندارند. 

اینان انتزاعی و کلی
در عالم واقع وجود ندارد.
 
چنین استنباطی از جامعه، ضد واقعی (ایرئال) و  ضد عقلی (ایراسیونال) است.

چون
هر جامعه 
نه،
از 
چوب کبریت های یکسان و همهویت (بی تفاوت)،
بلکه
از افرادی تشکیل شده است
که
دیالک تیکی از هویت و تفاوت
اند.
 
یعنی
اولا
هر عضو جامعه، هویت خاص خود را دارد.
 
هر عضو جامعه بشری و حتی هر نبات و جانور،
منحصر به فرد است.
 
درست به همین دلیل، 
اعضای جامعه و اجزای طبیعت
متفاوت  
اند.
 
هر هویتی دال بر تفاوت است
و
هر تفاوتی دال بر هویت.
 
دیالک تیک هویت و تفاوت.
 
۴
اینان کسی را که «راست راه می پوید» و «بی کم و کاست سخن می گوید»، «نژندِ بیمار» و «نیازمندِ تیمار» می پندارند. 

علاوه بر این،
جامعه خود شفیعی مطهر، جامعه ای طبقاتی است:
 
یکی دهقان است
دیگری عمله است.
 
یکی بنا ست.
 دیگری معمار است.
 
یکی ارباب سرمایه دار است.
 دیگری کارگری آس و پاس است.
 
یکی شیخ است و وعظ می کند و هراس می افکند.
دیگری روشنگر است.
افشا می کند و شیخ هراس افکن را به چالش می کشد و رسوا می کند.
 
یکی انگل است و از قبل رنج این و آن گنج می برد و مفت می خورد.
دیگری مولد و زحمتکش است و از قبل رنج خود زندگی می کند.

سؤال این است
که
چرا
 شفیعی مطهر
علیرغم «انتقاد» تیز،
عاجز از تمییز است؟
 
دلیل این کوری او چیست؟
 
ادامه دارد.