۱۳۹۸ مرداد ۲۸, دوشنبه

پروا و پرواز و پارس و پرخاش (۱۰۷)


جمعبندی
از
مسعود بهبودی
 
ما در دوره ای قلابی و تقلبی به سر می بریم.

۱
همه چیزمان قلابی و تقلبی است.

۲
هم
کسانی که بر گرده مان نشسته اند
قلابی و تقلبی اند

۳
هم
کسانی که خود را الترناتیو گرده نشینان قلمداد می کنند
قلابی و تقلبی اند

۴
هم
کسانی که تعقیب می شوند
بازداشت می شوند
حصر و حبس می شوند
و
حتی
اعدام می شوند
قلابی و تقلبی اند

۵
هم
دلایل حصر و حبس و پیگرد و بازداشت و اعدام
قلابی و تقلبی اند

۶
هم کتاب هایی که نوشته می شوند
و
عشعاری که سروده می شوند
قلابی و تقلبی اند

۷
و
هم
کسانی که این زباله ها را می خرند و می خوانند و بریده هایی از آنها را منتشر می کنند
قلابی و تقلبی اند

۸
همه چیز قلابی و تقلبی است
جنگ های مان
صلح های مان
موافقت های مان
مخالفت های مان
افکرامان
کردارمان
پیشنهادهای مان
راه حل های مان
بی دلیل و غیرمنطقی و الکی و کشکی و قلابی و تقلبی اند

۹
تنها چیزی که اصالت دارد
و
قلابی و تقلبی نیست،
تخریب نیروهای مولده
و
توقف چرخ تاریخ
است
 
جنبش زنان
در
شرایط کنونی
حتی در سطح جهان
سطحی و صوری (فرمال) و توخالی است.

۱
بند تنبانی است.

۲
مبتنی بر عوامفریبی و خودفریبی است.

۳
در میان زنان عنقلابی در ایران و جهان
احدی حتی نمی توان یافت که ذره ای شعور انقلابی داشته باشد

۴
ستکینی، کروپسکایایی و روزا لوکزمبورگی وجود ندارد.

۵
اگرچه زنان به مراتب بهتر از نران اند.

۶
اما
همین علم کردن این دو عکس
نشانه حواس پرتی است

۷
ایندو شخصیت در دو سنگر طبقاتی متضاد قرار ندارند.

۸
حریفه سمت چپی احتمالا ریاضی دان بوده است.
شاید اصلا موضع سیاسی روشن نداشته باشد.

۹
این مقایسات را سطل ننه ات طلب ها
راه انداخته اند که کفگیرشان ته دیگ خورده است
 
ماشاء الله به مش فرهاد قنبری با کشفیات بندری
 
۱
پس از شکست فاشیسم در جنگ جهانی دوم
هژه مونی (سرکردگی) در مقیاس جهانی تغییر می یابد.
امپریالیسم آلمان تحت رهبری هیتلر هم می خواست سرکرده جهان شود که نشد.

۲
پس از شکست فاشیسم در جنگ جهانی دوم
جای بریتانیکای کبیر (سرکرده قدیم جهان) را امپریالیسم امریکا (سرکرده جدید جهان) و اتحاد شوروی در اروپای شرقی می گیرند.

۳
جنبش های کذایی ملی بر ضد بریتانیکا (سرکرده قدیم جهان)
که از حمایت ضمنی امریکا و شوروی برخوردار بوده اند
برای تضعیف هرچه بیشتر برتانیکای کبیر بوده اند.

۴
کودتاهای شبیه ۲۸ مرداد نیز
توسط همان امپریالیسم امریکا یعنی سرکرده جدید جهان
در کلیه کشورهای جهان سوم
صورت گرفته است
تا
مناطق تحت نفوذ بریتانیکای کبیر و فراسنه و اسپانیا و پرتقال و غیره
توسط امپریالیسم امریکا و سوروی تسخیر شوند.

۵
در این کودتاها
بریتانیکای سابقا کبیر حتی با امپریالیسم امریکا همکاری کرده است تا بلکه چیزی برایش باقی بماند.

۶
جنبش های ضد استعماری
و
کودتاهای ۲۸ مردا ددر سرکوب جنبش های به اصطلاح ملی
فاقد محتوای «ملی» (وطنی) بوده اند.

۷
وسیله ای برای دست به دست شدن کشورها بوده اند.
کاتالیزور بوده اند.

۸
مصدق بیشتر از دربار پهلوی
امریکوفیل (طرفدار نئواستعمار امپریالیسم امریکا) بوده است.

۹
ولی باید سرنگون می شد تا تعویض سرکردگی میسر شود.

۱۰
همه جای جهان سوم
همین روند و روال صورت گرفته است.

۱۱
از سال ۱۹۸۹ قبضه مناطق تحت نفوذ شوروی توسط امپریالیسم شروع شده است.

۱۲
محتوای تخریب کشورهای آسیا و افریقا
تسخیر مناطق تحت نفوذ شوروی توسط امپریالیسم امریکا ست.
از یوگوسلاوی تا لیبی
از سومالی تا سوریه
از افغانستان تا گرجستان و آذربایجان و الی اخر

۱۳
اما راجع به شعر در رثای جنبش ملی کذایی

۱۴
شعرای ایران
بهترین عشعارشان
را
در
مرگ حریفی و یا چیزی
می سرایند.

۱۵
خبره در این زمینه اند.

۱۶
برای همین هم زاده شده اند و ساخته شده اند.

۱۷
ضمنا
عشعار شعرا را باید تحلیل کرد و علاوه بر آن به تاریخ سرایش آنها هم توجه داشت
بعد ادعا کرد که در رثای فلان چیز سروده شده اند.

۱۸
مثلا
شعر وطن وطن کسرایی
همین چند سال قبل
در
شوروی در حال فروپاشی
سروده شده و توسط شجریان جوان خوانده شده است

۱۹
یعنی کمترین ربطی به کودتای ۲۸ مرداد ندارد.

۲۰
ضمنا
نصرت رحمانی
بسان مشد احمد شاملو
نه
انقلابی و کشته مرده آزادی کذایی
بلکه
بدبختی هروئینی بوده است.
مرتجع بوده است.

۲۱
تفکر توانگر کند فرد را
خبر کن تو فرهاد خونسرد را
 
ادامه دارد.

صمد بهرنگی از دید احسان طبری (۵۷)

 


قهرمانِ منفرد یا مجاهدِ خلق؟
احسان طبری

ویرایش و تحلیل
از
یدالله سلطان پور

  این 
قهرمانِ نوین، 
ایده‌آلِ "زیبا مردن" و ایثار به خاطرِ ایثار 
را 
کنار می‌گذارد  
ولی
 مرگ 
را 
هرگاه 
که 
برای پیشرفت امر مردم ضرور گردد،
  با  
خونسردی 
  به
  مثابه یک حادثه طبیعی،
  بدون جَزَع و فَزَع
 تلقی می‌کند. 
 
  افزارِ معجزه گرِ او،
 سازمانِ متشکلِ پیشاهنگانِ انقلابی است. 
وی
خودپسندیِ خود
 را 
جانشینِ انضباط نمی کند 
  شخصیت خود 
را 
در 
تلاش ملال آور و خسته کننده تحولِ انقلابی 
غرق می سازد 
و
 برای او 
ژست های آرتیستیک و دراماتیک در صحنه تاریخ
 مطرح نیست 
  بلکه
 کارِ جدی و مصرّانه در چارچوبِ ضرورت های زمان و مکان 
مطرح است.
  این است آن تیپِ مدرن
 که 
جنبشِ عظیمِ انقلابیِ مارکسیستی - لنینیستیِ عصر ما
 ایجاد کرده است 
و
 با 
قهرمانانِ تیپ کهن 
تفاوت اساسی
 دارد.
بهرنگی 
علاقه خود 
را 
به
 این نوع قهرمان 
همه جا 
نشان داده است. 
  آقای هزارخانی 
می‌خواهد آن تیپ کهن 
را
 به
 عنوان تیپ مدرن 
جلوه دهد 
و 
وجهۀ بهرنگی 
را 
پشتوانۀ آن 
سازد.  
تمام مسئله اینجا ست 
که 
می خواهد به اتکاء تئوری قهرمانانِ منفرد 
که
 از 
منبعِ اسرار آمیزِ روحِ خود
 تغذیه می‌شوند، 
خیل انبوهِ مبارزانِ ضد رژیم
 را
 تا
 سطح «خرِ لنگِ وامانده» 
که 
به بیانِ دشنام آمیزِ یکی دیگر از همفکران آقای هزارخانی 
"زندگیِ گیاهی" 
دارند، 
پایین آورد.
باید
 نه تنها
 به 
سست بنیانیِ فکری این نظریات پی برد، 
  بلکه
 از
 نیرنگی 
که 
برای گمراهی مبارزان در کار است 
  نیز 
هوشیارانه
 برحذر بود.

۱ 
ایدئال نخبه فاشیستی و فوندامنتالیستی

زیبا مردن
(شهادت)
است.
ایثار به خاطر ایثار 
است.
 

مفهوم دیگری 
که
احسان طبری
از
تحلیل هزارخانی
استخراج کرده،
ایثار به خاطر ایثار 
است.

ایثار
به
چه معنی است؟

ایثار 
به
 معنی
بخشش قوت لایموت خود به همنوع
است.

یعنی
به
ازای نجات گرسنه ای از مرگ،
خود
از
گرسنگی مردن
است.

یعنی
منافع همنوع
را
بر
منافع شخصی خویش
مقدم داشتن
است.

چنین کردوکاری
 فقط
می تواند استثنائی باشد.

آنهم
استثناء نادر و کمیابی باشد.

مثلا
مادری
چه بسا
خود 
گرسنگی می کشد
تا
فرزندش
سیر شود.

عاشقی
تخته پاره خود
را
در
اختیار معشوق می گذارد
تا
او
از
مهلکه مرگ نجات یابد
و
خود
غرق می شود و می میرد.
(فیلم تیتانیک)

رزمنده ای
در
سنگر می ماند
تا
زیر آتش مسلسلش
همرزمانش
فرصت فرار و نجات از مرگ 
پیدا کنند
و
نهایتا
فدا می شود.
(رزمنده ای آذری در جبهه جنگ ایران با عراق)

پارتیزانی
با
کامیون مملو از مواد منفجره
به
پایگاه دشمن می زند
تا
ضمن فدا کردن خویشتن
به
امر رهایش اجتماعی یاری رساند.
(ویتکنگ)
 
خلبانی
با
هواپیمای مملو از بنزین
به
کشتی جنگی دشمن می زند
تا
ضمن فدا کردن خود 
ارتش کشورش
پیروز شود.
(کامی کازه میلیتاریسم ژاپن)

ایثار
در
همه
این موارد
در
دیالک تیک وسیله و آماج
وجود دارد
و
معنی دارد.

آماج ها
می توانند
متفاوت و متنوع، انقلابی و ارتجاعی، دنیوی و اخروی
باشند.

وسیله
(ایثار)
اما
به
جای خود می ماند.

ایثار
در
هر
صورت
کردوکاری اندیشیده، آماجمند و «راسیونال» (عقلی)
است.
 
 ۲
ایدئال نخبه فاشیستی و فوندامنتالیستی

زیبا مردن
(شهادت)
است.
ایثار به خاطر ایثار 
است.

اما
ایثار به خاطر ایثار
به
چه معنی است؟

ایثار به خاطر ایثار
جفنگمفهوم
است.

ایثار به خاطر ایثار
به
معنی
کردوکاری
بدون آماج
است.

ایثار به خاطر ایثار = کردوکار به خاطر کردوکار = آب در هاون کوبیدن

ایثار به خاطر ایثار
حتی
کردوکاری کودکانه
نیست:
چون 
کودکان با ساختن مثلا پلی، راهی، خانه ای
در
محل بازی و یا در ساحل دریا
لیاقت خلاقانه خود
را
شیئیت و مادیت می بخشند
و
به 
خودشناسی
می رسند.

یعنی
کارهای کودکانه کودکان
حتی
فاقد آماج نیستند.

ایثار فاشیست ها و فوندامنتالیست ها
نیز
ایثار آماجمندی
است:
آماج ایثار فاشیست ها
ممانعت از انقلابات کارگری
و
نهادن یوغ بردگی بر گرده بشریت مولد و زحمتکش
است.

آماج ایثار فوندامنتالیست ها
تشکیل دولت اسلامی
و
نهادن یوغ بردگی بر گرده بشریت مولد و زحمتکش خردگرا و پیشرفتگرا و انسانگرا و جامعه گرا
ست.
   
حیرت انگیز
است
که
احسان طبری
حتی
حوصله تأمل روی مفاهیم  ایراسیونال و تق و لق خود
را
ندارد.

ادامه دارد.