ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

دایرة المعارف فلسفه بورژوائی واپسین (492)


فصل بیستم
توسعه علوم طبیعی و فلسفه بورژوائی واپسین:
فیزیک، بیولوژی، روانشناسی
جان ارپن بک
اولریش روزه برگ
برگردان
شین میم شین

پیشکش به 


دکتر تقی کی منش
( 1303 ـ 1362)
در بهمن 1361  
بازداشت و در سال 1362 اعدام شد.

بخش چهارم
پسیکولوژی (روانشناسی)   
ادامه

17
·       راه حل هائی را که فلسفه بورژوائی به مسئله جسم و روح داده، می توان عمدتا به دو دسته زیر طبقه بندی کرد:  

الف
·       راه حل هائی در خط پوزیتیویستی
  
·       مراجعه کنید به پوزیتیویسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری  

ب
·       راه حل هائی در خط فلسفه حیاتی
  
·       مراجعه کنید به فلسفه حیات در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

18
·       ما در انطباق با هر دو مسئله، با دو نوع تقلیل گرائی (ردوکسیونیسم) پوزیتیویستی سر و کار پیدا می کنیم:

الف
·       در نوع اول تقلیل گرائی پوزیتیویستی، چیزهای روانی به درجه چیز های بیولوژیکی تقلیل داده می شوند و انسان به مثابه ماشین تصور می شود.   

ب
·       در نوع دوم تقلیل گرائی پوزیتیویستی، انسان اجتماعی به درجه فرد غیر اجتماعی و به درجه رفتار فرد غیر اجتماعی تقلیل داده می شود.
·       آن سان که در رفتارگرائی (بی هی ویوریسم) می بینیم.

·       مراجعه کنید به رفتارگرائی (بی هی ویوریسم) در تارنمای دایرة المعارف روشنگری     

19
·       در تقلیل گرائی فلسفه حیاتی هم با دو نوع تقلیل گرائی «رو به بالا» سر و کار پیدا می کنیم:    

الف
·       در نوع اول تقلیل گرائی فلسفه حیاتی، خودویژگی فرد در مقابل کل طبیعت و دیگر اعضای جامعه برجسته می شود.
·       آن سان که در انواع مختلف ایدئالیسم ذهنی می بینیم.  

ب
·       در نوع دوم تقلیل گرائی فلسفه حیاتی، اجتماعیت انسان در مقابل فرد مشخص برجسته می شود.
·       آن سان که در انواع متفاوت ایدئالیسم عینی فرضیه بندی شده است.  

20
·       بدین طریق، مسئله جسم و روح، با مسئله اساسی فلسفه بطور کلی در پیوند قرار داده می شود.

·       مراجعه کنید به مسئله اساسی فلسفه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری   

21
·       مسئله جسم و روح، مسئله اساسی همه سیستم های فلسفی غیر مارکسیستی در طول تاریخ بوده است.
·       از فلسفه جهان باستان کلاسیک (آنتیک) تا فلسفه عصر جدید.
·       البته ما در اینجا وارد این بحث نمی شویم.    

22
·       ما اینجا فقط به نتایجی نظر می اندازیم که به طرق زیر کسب شده اند:    

الف
·       نتایجی که به طرز غیر اسپه کولاتیو (بدون حدس و گمان) کسب شده اند.     

ب
·       نتایجی که  عمدتا با مشاهدات تجربی کسب شده اند.     

پ
·       نتایجی که عمدتا به طرق علم الاشیائی  کسب شده اند.     

23
·       یعنی نتایجی که در اثر بررسی عناصر طبیعی روان و یا با استفاده از متد های علم الاشیائی  کسب شده اند و منطبق بر تعمیم های فلسفی درخور اند.     

24
·       از این رو، قبل از همه مسئله اول، یعنی مسئله جسم و روح در کانون توجه قرار می گیرد.  

25
·       فلسفه غیر مارکسیستی، انواع اصلی راه حل های زیر را در رابطه با مسئله جسم و روح توسعه داده است:  

الف
·       راه حل ایدئالیستی ـ امپیریستی (تجربه گرائی)  
·       (تقدم روح بر جسم)   

ب
·       راه حل مکانیسیستی ـ ماتریالیستی    
·       (چیز های روانی به مثابه مشتقات چیزهای جسمانی تلقی می شوند)   

پ
·       فرضیه تأثیر متقابل
·       (در مقابل هم قرار دادن جسم و روح و تأثیرگذاری متقابل بعدی آنها در یکدیگر)   

ت
·       فرضیه ی توازی (موازی یکدیگر بودن) جسمانی ـ روانی   
·       (توازی سلسله تأثیرات جسمانی و روحانی)   

ث
·       فرضیه هویت (یکسانی) جسم و جان
·       (باور به وجود «جوهر» واحد در ورای «ماهیات» جسم و جان)   
·       (گ. کلاوس، «فرهنگ لغات روانشناسی»، 1976، ص 305، مقاله ای تحت عنوان «مسئله جسم و روح»)  

ادامه دارد.

سفری ـ نظری ـ ابراز نظری ـ گذری (401)


جمعبندی از
مسعود بهبودی

توبه
(آذر ماه /1385مشهد)
محمود خیبری

شستم به قصد توبه
ـ در زمزم ـ
دهانم را
از برگ گل پاکیزه تر کردم زبانم را

احساس را در صافی احکام می ریزم
وا می زنم نا خالصی های بیانم را

عاقل
سخن سنجیده و دانسته می گوید
باید به دست عقل بسپارم عنانم را

وقتی که بازار ریا گرم است، ناچارم
آلوده سازم با ریاکاری، روانم را

آن جا که گوهر از خزف کمتر بها دارد
پوشم ز چشم هرزگان دّر گرانم را

هردم به رنگی تابع نیرنگ می گردم
ز این پس به نرخ روز خواهم خورد، نانم را

دیگر چرا درد زمان را بر زبان آرم
در گوش نوزدان چرا خوانم، اذانم را؟

شهنامه خوانان را کسی اینجا نمی خواهد
گویم به سبک روضه خوانان، داستانم را

راه حجاز آرم به پیش و نغمه ها سازم
شاید سبک سازم
ـ بدین سان ـ
استخوانم را
(سبک ساختن استخوان یعنی از گناهان خود کاستن)

با مهر و تسبیح و شریعت همردیف آرم
مستفعلن، مستفعلن، مستفعلانم را

شعری به رنگ نوحه و مرثیه می خوانم
آزرده سازم
ـ گرچه ـ
طبع قهرمانم را

هم ترک «نجوا» می کنم، هم دوستان او
از اهل منبر می گزینم دوستانم را

پایان
ویرایش از تارنمای دایرة المعارف روشنگری

عباس معروفی

وقتی که می رفتی بهار بود.

تابستان که نیامدی، پاییز شد.
پاییز که برنگشتی، پاییز ماند.
زمستان که نیایی پاییز می ماند،
تو را به دل پاییزی ات
فصلها را به هم نریز.

ممنون
از اینکه اعتنائی به تحلیل دوست مان داشته اید.

1
هسته اصلی تارنمای دایرة المعارف روشنگری
دایرة المعارف
است.

2
دایرة المعارف ها و دایرة المعارفی ها
حزب نیستند.

3
مثلا دایرة المعارف 35 جلدی فرانسه و دایرة المعارفی های فرانسه
از قبیل دیدرو، هلوه تیوس، هولباخ، لامتری، ژان ژاک روسو و غیره که آن را به رشته تحریر در آورده اند.

4
و یا هگل که دایرة المعارف فلسفه را نوشته است و الی آخر

5
آماج دایرة المعارف روشنگری
تمرین و آموزش طرز تفکر مفهومی است.

6
هدف
روشنگری است که
دیالک تیکی از انتقاد از خود و انتقاد اجتماعی است
که اسباب خروج از طفولیت است.
به قول ایمانوئل کانت

تم (موضوع)
بسط و تعمیم کدام مفهوم فلسفی است؟

در مسلک من معنی پرواز چنین است :
با بال شکسته به هوای تو پریدن
حریف

آره.

1
تو گفتی و ما خر شدیم و باور کردیم.

2
با بال شکسته به همان میزان می توان پرید
که با چرخ پنچر رانندگی می توان کرد.

زنده باد ملتی که برای زنده نگهداشتن آزادی
زندگی را دوست می دارد.
شیخ محمد خیابانی

1
درک مارکسیستی ـ لنینیستی شیخ شهید خیابان ها
عمیق تر و دقیق تر از درک همه رهبران این کشور بیچاره بوده است.

2
تار و پود وجود شیخ شهید خیابان ها
توده ای بود.

3
یادش به یاد باد.
نفرین به باد، باد
نفرین بر آن که رسم ستم را نهاد باد.

ما که مخالف انتشارات شما نیستیم.

1
ما شرح حال امامان شما را حتی منتشر کرده ایم

2
ولی
آلترناتیو شما برای اسلام چیست؟

3
اسلام بهتر از مسیحیت است
ولی نامعاصر است.

4
اسلام خرافه است.

5
جای آن را
باید مارکسیسم ـ لنینیسم بگیرد.

6
ما مارکسیسم ـ لنینیسم را تمرین می کنیم تا بیاموزیم.

7
شما خیال می کنید مذهب مبدعی دارد.
کسی آن را اختراع کرده است.

8
شالوده هر ایده ئولوژی و هر مذهب اوبژکتیو است.

9
مذهب محصول شرایط اجتماعی و اقتصادی معینی است.

10
انبیاء نیاز زمان خود را برآورده می سازند.

11
مناسبات تولیدی برده داری
ضرورت تشکیل مسیحیت و اسلام را پدید اورده است.

12
بدون ایمان پیشاپیش به دین اسلام
کسی تن به بردگی نمی داد.

13
حضرت محمد
درو اقع ایده ئولوژی نظام برده داری را
در فرم دین اسلام
تبلیغ کرده است.

14
رسول طبقه حاکمه برده دار بوده است.

15
خدای اسلام
انعکاس آسمانی ـ انتزاعی خداوندان زمین است

16
الله
انعکاس آسمانی ـ انتزاعی
طبقه حاکمه برده دار است و
همه خصوصیات اشرافیت بنده دار و فئودال و روحانی
را هم دارد.

17
دین فرمی از شعور اجتماعی است.

18
دین شعور (روح) اجتماعی وارونه و پا در هوا ست.
چرا؟

19
دین شعور (روح) جامعه بی شعور است.

20
تو وقتی می توانی دین را نقد و حذف کنی
که شعور بهتری عرضه کنی.
شعور بهتر تو چیست؟

21
نقل زندگی 12 امام مرحوم؟

22
ادب فئودالی؟

23
پوز دادن پیش ساراها و سیل ها؟

24
مراجعه کنید به مذهب (دین)
در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
ما صدها مطلب راجع به دین منتشر کرده ایم.

تنفر از چیزی و عشق به چیزی
می تواند از مواضع کاملا متضاد باشد

1
مثال
از رژیم شاه
هم روحانیت مرتجع طرفدار خمینی انتقاد می کرد و هم کس دیگر
خمینی از موضع بدتر از شاه، از موضع فئودالی و حتی صدر اسلامی، یعنی عهد بوقی مخالف انقلاب سفید بود.
و کس دیگر از موضع بهتر

2
مثال دیگر
هم به خاطر ثروت کسی
می توان عاشق او شد
و هم به خاطر شخصیت کسی

3
دشمنی با آخوند
که معیار نمی شود.

4
داعشی ها و صدامی ها هم دشمن آخوند ها بوده اند.
اینکه دلیل تقدس داعش و صدام نمی شود.

5
90 در صد واژه های ایرانی عربی اند.

6
تعداد واژه های پارسی اصیل
به اندازه انگشتان دست شما هم نیست.

7
همه حروف الفبا
عربی اند.

8
همه زبان ها در هم نفوذ کرده اند.
بهتر هم همین است.

9
فارسی
فی نفسه
زبان بسیار فقیری است.

10
واژه ها را باید درست نوشت.
وگرنه به تخریب فرهنگ منجر می شود.

11
یکی از هنرهای اجامر جماران هم همین تخریب زبان است.
آفتابه برداشتن به گنجینه واژه ها ست.

بلحاظ فیزیولوژیکی
نه تنها زن با مرد برابر است
بلکه حتی با جانوران برابر است.

1
فیزیولوژی شعبه ای از بیولوژی است
و به علم روندهای حیاتی اطلاق می شود

2
منظور از برابری
برابری نوعی
برابری حقوقی
است برادر

3
نه برابری چوپ کبریتی

4
زن و مرد
صرفنظر از تولید مثل
آدم اند.
به همین دلیل برابر اند.

كلاغ شورشي
طاقت بيار رفيق

اسباب خنده ي اسباب بازي ها شده ايم
مرده شور تمام آن قيافه هاي مضحك تان را ببرد.

اين استعاره نيست، دلقك
براي ته مانده ي ظروف كفتار ها

نشاني قناري ها
چكاوك ها
پرستو ها
نشاني نشانه هاي إيمان و إنسان و آزادي را مي فروشي؟

آواز ما از سلول هاي تنگ
نه از دخمه هاي ننگين
به گوش خيابان مي چكد

پر مي كنيم آسمان را

پر مي كشيم بر دامان شهر ها

آباد مي شود كوچه از رقص مبارزان راه آزادي

زنده باد زخم هايي كه از مغزهاي خالي و نيزه هاي دژخيم
بر پيكر أستوار مجموعه ي گرانبهاي إنسان هاي آزاد و آگاه و مبارز وارد مي شود

زنده باد آزادي
زنده باد مبارزان راه آزادي

براي تو و براي رفيق اشكان
براي انان كه سرخ و سبز در امتداد جاده
به پيش مي تازيد

پایان

آره.
تو گفتی و ما باور کردیم.
ما در بدر شده ایم
ولی هنوز کاملا خر نشده ایم
اسلام
نتیجه نفی دیالک تیکی
ادیان سابق است.

1
نفی دیالک تیکی به چه معنی است؟

2
نفی دیالک تیکی چیزی
یعنی حفظ جنبه های مثبت و بالنده آن
و نقد و حذف جنبه های منفی و مزاحم آن

3
اسلام مترقی تر از مسیحیت و بویژه یهودیت است.

4
اسلام علمی تر از مذاهب و ادیان دیگر است.

5
ما قرآن کریم را تحلیل می کنیم و منتشر می کنیم.
مراجعه کنید به
قرآن کریم از دیدی دیگر
در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

6
کلیسا در قرون وسطی
بدترین جنایات را مرتکب شده است.

7
گالیله را به زنجیر کشیده و به توبه واداشته است.

8
جوردانو برونو را زنده زنده به تل آتش افکنده و سوزانده است.

9
کلیسا
امروز هم دست در دست با امپریالیسم
خیابان ها را از اجساد فرزندان مردم مملو می سازد.
سری به السالوادور بزن تا به چشم خود ببینی و ایمان بیاوری

10
واتیکان
حتی اجازه ترور کشیشان خلقی را به سازمان سیا می دهد.

11
واتیکان
متحد استراتژیکی واشنگتن و برلین و پاریس است.

12
حمله جورج ابن جورج
به عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و سومالی و غیره
و تبدیل خاور میانه به خاوران
پس از مشورت کاخ سفید با واتیکان صورت گرفته است.

13
این جنگ ها و جنایات امپریالیستی
فرم مدرنی از جنگ های صلیبی اند.

14
جورج ابن جورج
فرقی با سید علی و احمدی نجات و موسوی و کوسه و کروب ندارد.

15
قبلا عرقخور عیاشی بود
در میخانه حضرت عیسی را دیده و مؤمن متدینی شده است

16
فریب این عوامفریبان را
فقط عوام واره های خرفت و خر می خورند
نه خود اندیشان خردگرا

ادامه دارد.