۱۴۰۵ خرداد ۳۱, یکشنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۱۲)

   Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

۷

دید که چگونه حقیقت به باطل مبدل شده است.

معنی تحت اللفظی:

جوانک می بیند که چگونه باطل به عنوان حقیقت جا زده می شود.

 

این مشاهدات جوانک همه بدون استثناء مبتنی بر شناخت حسی اند.

شناخت حسی بهتر از هیچ است.

ولی جای شناخت عقلی را نمی گیرد.

ایراد بینشی کنفوسیوس و طلابش، درجا زدن در مرجله شناخت حسی و ناتوانی از گذار به شناخت عقلی است.

کنفوسیوس و طلابش از خود نمی پرسند که دلیل جا زدن باطل به عنوان حقیقت توسط کسی چیست.

 

تعیین کننده در طرفداری از حقیقت و یا باطل چیست؟

دلیل طرفداری خلایق از حقیقت و یا باطل منافع طبقاتی آنها ست.

 

منافع یکی از مهمترین مفاهیم فلسفه و جامعه شناسی مارکسیستی است.

 

منافع

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15231

 

انعکاس واقعیت عینی از صافی های طبقاتی هر کس و هر طبقه اجتماعی و هر حزب و سازمان و گروه سیاسی و مذهبی و غیره می گذرد.

 

همین اجامر جمهوری اسلامی که تا دیروز برای تحمیل حجاب به زنان کشور کشتار می کردند، اکنون برای حفظ منافع خود بی خیال بی حجابی زنانند.

ایراد دیگر کنفوسیوس و طلابش،

پاسیویته (انفعال) آنها ست.

حضرات تماشاگرند و نه فعال (اکتیو).

 

سؤال این است که وقتی می بینند که باطل حقیقت جا زده می شود، چرا به دفاع از حقیقت و یا حداقل به اثبات بطلان باطل نمی پردازند؟

 

به همین دلیل کلمات قصار کنفوسیوس و طلابش هیچ درد بی درمانی را درمان نمی کنند و فقط به درد افاده فروشی روشنفکرانه می خورند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر