هوا و هوس خرمنش سوخته
جوی نیکنامی نیندوخته
معنی تحت اللفظی:
هوا و هوس خرمن هستی حریف را به آتش کشیده بود و مجال کسب ذره ای نیکنامی به او نداده بود.
سعدی
در این بیت شعر،
از سوئی دیالک تیک غریزه و عقل را به شکل دیالک تیک هوا و هوس و عقل بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن عقل می داند و از سوی دیگر دیالک تیک ننگ و نام را به عنوان معیاری برای نشان دادن اتلاف زندگانی به خدمت می گیرد.
انسان ایدئال سعدی کسی است که غرایز نفسانی را بی رحمانه سرکوب کند و مثل حاتم طائی نامجو باشد.
سعدی از نقش تعیین کننده غرایز انسانی کوچکترین خبری ندارد.
او نمی داند که غرایز طبیعی میلیونها سال قبل از عقل پدید آمده اند و در دیالک تیک غریزه و عقل نقش تعیین کننده را به عهده دارند و می توانند در صورت لزوم کارخانه عقل را به کلی تعطیل کنند.
انسان بدون غرایز طبیعی حتی لحظه ای قادر به ادامه حیات نیست.
عقل نیروی جدیدی است که حتی الامکان به کنترل و هدایت و ارضای معقول و هنجارمند غرایز کمک می کند.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر