ندانست در بارگاه غنی
که بیچارگی به ز کبر و منی
معنی تحت اللفظی:
حریف عاجز از درک این نکته بود که بیچارگی در بارگاه غنی بهتر از تکبر است.
سعدی
در این بیت شعر،
مرد گنهکار را از قهقرا به قله می کشاند و از حقیقت بزرگی پرده برمی دارد و آن اینکه در بارگاه غنی، بیچاره محبوبتر از مغرور است.
انعکاس انتزاعی سلاطین زمینی در آیینه آسمان و وارونه سازی جای تابع و متغیر (شیئی و عکس)
آدمی را به این روز می اندازد که بارگاه الهی را با معیارهای مرسوم در جامعه فئودالی می سنجد.
ولی چرا برای خدا ذلت انسانها بهتر از سربلندی و غرور آنها ست؟
علت این امر را باید در روند انعکاس سلاطین در آیینه آسمان دید.
الله همانند ظل الله از خواری و خفت انسانهای دیگر خوشش می آید و از سرافرازی، استقلال عمل و خود اندیشی و خود مختاری آنان نفرت دارد.
این مشخصه اصلی تفکر سعدی است، که خداوند تعالی را با خداوندان زمین و بزرگان و اربابان بنده و رعیت و نعمت یکی می گیرد و رابطه وارونه سایه و شیئ را میان آنان برقرار می کند.
گلستان مقدمه ص و ـ ز
پادشه سایه خدا باشد
سایه با ذات آشنا باشد
نشود نفس عامه قابل خیر
گرنه شمشیر پادشا باشد
معنی تحت اللفظی:
سلاطین ظل الله اند و به همان سان که سایه ذات را می شناسد (؟)، ظل الله (سلطان) هم الله را می شناسد.
اگر قهر دولتی نباشد، توده لیاقت انجام اعمال نیک را نخواهد داشت.
خداشناسی سلاطین چه ربطی به اعمال زور توسط سلاطین دارد؟
بدین طریق می توان دلیل ذلت و نکبت فراگیر توده های مردم را در خوش آمدن خدا از بیچارگی، خواری و خفت مردم دانست و سرکوب توده بهترین وسیله برای خفت و خواری مادام العمر توده است.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر