۱۴۰۵ مرداد ۱۱, یکشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۹)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
 ۶
 هرگز از یاد مبر.
یک ابزار در مواجهه با چهره یک شخص، چه اندازه بیگانه است.
در یکی شدن روح و موضوع، آنچه که مهم است، حساسیت و دقت عکاس است.
نه عمل مکانیکیثبت تصاویر واضح.
 
منظور حریف یانکی و مترجم ایارنی از ابزار، در این هارت و پورت، 
دوربین عکاسی است.
 

 
دوربین عکاسی
  ابزاری برای ثبت تصویر است. 
دوربین‌های قدیمی 
به صورت آنالوگ تصاویر را بر روی فیلم ثبت می کردند. 
دوربین‌های امروزی
 تصاویر را بر روی کارت حافظه ذخیره می‌کنند. 
همچنین برخی دوربین‌ها دارای حافظه داخلی بوده که عکاس را از استفاده کارت حافظه جداگانه بی‌نیاز می کنند. 
انواع دوربین ها آنالوگ و دیجیتال هستند. 
ویکی پیدیا
 

تصویر قسمت‌های مختلف یک دوربین تک لنز 
 
این ادعای حریف و مترجم که «یک ابزار در مواجهه با چهره یک شخص، چه اندازه بیگانه است.»
بدان معنی است که دوربین عکاسی با موضوع عکاسی  (مثلا صورت کسی) بیگانه است.
 این بدان می ماند که کسی ادعا کند که چرخ خیاطی با موضوع دوخت و دوز مثلا کت و شلوار و غیره بیگانه است.
 

 
سؤال از حریف و مترجم این است که دوربین عکاسی و یا چرخ خیاطی با چه چیزی آشنا ست؟
 
حریف و مترجم
همانطور که قبلا ذکرش گذشت، مفهوم فقیر  و فلسفه فقیر اند.
مثلا نمی دانند که ابزار و یا در این موعظه، دوربین چیست؟
 
ابزار و هر چیز دیگر فقط به نظر ساده لوحان به تنهایی وجود دارد.
هیچ چیز و حتی هیچ واژه (عکس و تصویر فکری آن چیز) 
به تنهایی وجود ندارد.
 

 
سعدی
صدها سال قبل از تشکیل یانکستان و علامه جاتش گفته است.
هزاران بار گفته است:
گل بی خار کجا ست؟
 
ابزار
اولا
در دیالک تیک ابزار و آماج وجود دارد.
آماج عکاس از تهیه دوربین،
 عکسبرداری از افراد و اشیاء است.
 

دیالک تیک ابزار و آماج
فرمی از دیالک تیک وسیله و هدف است.
 
سؤال از حریف و مترجم و انتشاراتی مربوطه این است که چرا عکاس به عوض دوربین، قابلمه و دیگ و چرخ خیاطی و خیش و  گاوآهن نمی خرد؟
 
برای اینکه وسیله (ابزار، دوربین و ...) 
ضمنا
در دیالک تیک وسیله و فونکسیون (کارکرد) وجود دارد.


 
فونکسیون چرخ خیاطی
 
برای اینکه فقط فونکسیون دوربین عکاسی، 
 
عکسبرداری است
 و 
نه فونکسیون  قابلمه و دیگ و چرخ خیاطی و خیش و  گاوآهن.
 
فونکسیون چرخ خیاطی، دوخت و دوز است.
فونکسیون دیگ و قابلمه پخت و پز است.
سؤال اکنون این است که دلیل این فونکسیونالیته ها چیست؟
 
دلیلش این است که هر ابزار (هر سیستم، هر وسیله) دارای ساختاری است.
 
یعنی
فونکسیون نه به تنهایی، بلکه در دیالک تیک سیستم و ساختار و فونکسیون وجود دارد.
منظور از ساختار چیست؟

ساختار هر چیز از ترکیب معین عناصر آن چیز تشکیل می یابد.
یعنی
ما با دیالک تیک سیستم و عنصر و ساختار سر و کار داریم.
ساختار دوربین عکاسی متناسب و منطبق با فونکسیون آن (عکسبرداری) است.
 
اکنون دیگر نمی توان ادعا کرد که «یک ابزار در مواجهه با چهره یک شخص، چه اندازه بیگانه است.»
 
ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۴۹)

Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 

 

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

 

نقدی بر مفهوم جامعه توده ای 

ادامه 

 

۱۳

تقلیل نظر بر فنومن های (پدیده های) صرف که همواره سطحی اند، مانع نظر بر ماهیت و جوهر فاشیسم و کلکتیویسم بروکراتیکی ـ انحصاری و تفاوت های تعیین کننده آندو می شود.

 

۱۴

این در رابطه با فاشیسم، بدان معنی است که با ارتقای «قوه قضاوت و «عقل سلیم بشری»» نمی توان به مدت مدیدی مانع پیدایش فاشیسم شد.

 

۱۵

بلکه علاوه بر آن، با دموکراتیزاسیون (مالکیت بر) وسایل تولید، یعنی با تغییر دادن مناسبات مالکیت و سیستم اقتصادی می توان مانع پیدایش فاشیسم گشت.

 

۱۶

این در رابطه با  انحراف جنبش سوسیالیستی  به کلکتیویسم بروکراتیکی ـ انحصاری (صرفنظر از اوضاع و احوال تاریخی روسیه)، بدان معنی است که شناخت ماهیت این سیستم الزامی است.

 

۱۷

 آن سان که باید نهادهای دموکراتیکی (نه فقط مظاهر فریبای آنها) و حقوق بشری و حقوق شهروندی مؤثر پدید آورده شوند  و اخلاق عقلی عمومی اعتبار کسب کند تا به اندازه ای که  اصول به طور کلی می توانند، از پیدایش فرم های حاکمیتی جدید جلوگیری به عمل آید.

 

۱۸

نمودارسازی «توده» توسط هانا آرندت در محموع، از  تکبر اریستوکراتیکی ـ فکری (اشرافی ـ فکری، خود برتر بینی فکری) او رنج می برد.

 

۱۹

چنین تکبر اشرافی ـ فکری، همیشه تکبری توخالی و بی مایه و بی محتوا می ماند.

 

 

ادامه دارد.