۱۴۰۵ تیر ۳۰, سه‌شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۴)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

﴿ذَٰلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ﴾
[ الأنفال: ۱۴]

عقوبت را بچشيد، و عذاب آتش از آن كافران است.

روانشناسی کریم

در این آیه،

شبیه روانشناسی شکنجه گران قسی القلب است.

خواننده و شنونده این آیه احساس می کند که کریم تمایلات سادیستی دارد و از کباب و خاکستر کردن کفار عمیقا لذت می برد.

چنین به نظر می رسد که کریم با هومانیسم بیگانه است.

آدم بی اختیار یاد اجامر نازی می افتد که از سپردن همنوعان یهودی خود به کوره های آدمسوزی کک شان حتی نمی گزید.

آدم ضمنا به یاد ورثه همان یهودیان خاکستر گشته در کوره های آدمسوزی

می افتد که از زجر و آزار و اعدام و بمباران سیستماتیک خلق فلسطین کک شان حتی نمی گزد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری دولتی (۳) (بخش آخر)

 

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین
 

نوع سوم سرمایه داری دولتی

 

۱

·    با فروپاشی سیستم استعماری و پیدایش دولت های ملی ضد امپریالیستی در این کشورها نیز فرم دیگری از سرمایه داری دولتی تشکیل می یابد.

 

۲

·    دولت های ملی در این جور کشورها، تا حد معینی فونکسیون های اقتصادی را نیز به عهده می گیرند، کارخانجات و رشته های صنعتی را ملی می کنند، به تأسیس کارخانجات جدید اقدام می کنند، به اقتصاد کشور سر و سامان می دهند و غیره.

 

۴

·    این سرمایه داری دولتی خصلت مترقی دارد.

 

۵

·    زیرا آن بر ضد استثمار امپریالیستی است و در جهت غلبه بر عقب ماندگی استعماری و کسب استقلال اقتصادی از کشورهای امپریالیستی است.

 

۶

·    اما همانطور که بورژوازی ملی در این کشورها خصلت دوگانه دارد، یعنی از سوئی مصممانه بر ضد امپریالیسم موضع می گیرد و از سوی دیگر به همکاری با آن می پردازد، این فرم سرمایه داری دولتی نیز یک گرایش تضادمند است.

·    مراجعه کنید به سرمایه داری، سرمایه داری انحصاری ـ دولتی.

 

سرمایه داری

(کاپیتالیسم)

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/07/blog-post_651.html

 

سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17903

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17912

 

پایان

 

پایان

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲۳)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

 

 

۱۸

دید که چگونه مساحت پهناوری از اراضی کشت را نابود می سازند و خلایق را از امکانات تغذیه خود محروم می سازند.

 

کنفوسیوس و طلابش در این انتقاد اجتماعی نیز «مو» می بینند و نه «پیچش مو»،

نمود (فنومن، ظاهر، پدیده) را می بینند و عمده می کنند و جار می زنند.

ولی از دیدن ماهیت (ذات، باطن) عاجز می مانند.

تخریب اراضی کشت (باقی گذاشتن زمین سوخته) یکی از پیامدهای جنگ ها در فرماسیون های اقتصادی برده داری و فئودالی و سرمایه داری است.

 

هدف و آماج طبقات اجتماعی مرتجع از جنگ

در تحلیل نهایی

تخریب نیروهای مولده جامد و جاندار بوده و است و خواهد بود

و

اراضی کشت یکی از وسایل اساسی تولید کشاورزی و دامداری است.

 

نیروهای مولده اما به تنهایی وجود ندارند.

نیروهای مولده در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی وجود دارند.

در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، نقش تعیین کننده از آن دیالک تیک نیروهای مولده است.

میان  نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، رایبطه محتوا و فرم برقرار است:

رشد مناسبات تولیدی وابسته به رشد نیروهای مولده است.

اگر نیروهای مولده تخریب شوند،  مناسبات تولیدی از رشد باقی می ماند و پیشرفت جامعه متوقف می شود.

قضیه همچنان و هنوز از همین قرار است:

بمباران کارخانجات، بیمارستان ها، مدارس، دانشگاه ها، پل ها، راه های آهن، فرودگاه ها و مزارع و مراتع و مراکز فکری و علمی و فقهی و فلسفی و فرهنگی

چیزی حز تخریب نیروهای مولده جامد و جاندار نیست.

جنگ

در تحلیل نهایی

فرم علنی و آشکاری از مبارزه طبقاتی است:

جنگ

مبارزه بین طبقات حاکمه و توده زحمتکش است.

جنگ به تضعیف توده منجر می شود و تضعیف توده به معنی تقویت طبقات حاکمه و حفظ و تحکیم حاکمیت طبقاتی آنها ست.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۴)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

حافظ

صبحدم از عرش می آمد خروشی، عقل گفت:

«قدسیان، گوئی، که شعر حافظ ازبر می کنند.»

معنی تحت اللفظی:

اشعار حافظ به قدری دلنشین و شیوا هستند که فرشتگان (قدسیان) حتی به ازبر کردن شان می پردازند.

 

محتوای این بیت غزل خواجه نیز خودستایی است.

همین سنت اخلاقی سعدی و حافظ را در کشور ما هر ننه مرده ای

خواه شاعر و خواه شاطر

خواه عامی و خواه آخوند

همچنان و هنوز تداوم می بخشند.

 

 

یک تعویذ در ایران برای دوری از چشم‌زخم

تعویذ یا حرز یا بلاگردان به دعایی گفته می‌شود که به گردن و یا به جیب می‌اندازند. 

در بعضی موارد همانند حرز امام جواد تعویذ به بازوی راست، بسته می‌شود.

 

حافظ، تو این سخن ز که آموختی که بخت

تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت؟

معنی تحت اللفظی:

شعر حافظ  به اندازه ای ارجمند است که بخت آن را به صورت دعایی در آورده و به زر گرفته است تا به مثابه تعویذ (بلا گردان) به گردن خود بیندازد.

 

این حد اعلای خودستایی است.

 

نه هر کسی، نه هر بدبختی، بلکه خود بخت در مقابل حافظ چنان بدبخت گشته است که از اشعارش دعا ساخته و برای دفع بلا به گردن خود انداخته است.

 

ادامه دارد.