پروفسور هوبرت هورستمن
برگردان
شین میم شین
۱۳
· مارکس در چالش با فلسفه هگل و ماتریالیسم منفعل فویرباخ، هم درک کیفیتا جدیدی از انسان به مثابه سوبژکت شناسنده ارائه می دهد و هم درک کیفیتا نوینی در باره اوبژکت شناخت.
(دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت در مارکسیسم در دو عرصه زیر نوآورانه مطرح می شود:
۱
دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت
در عرصه حامعه بشری.
نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن سوبژکت است.
همه روندهای جامعتی و تاریخی سوبژکت مند اند.
تفاوت روندهای جامعتی با روندهای طبیعتی همین جا ست:
برای زلزله نیازی به سوبژکت طبیعتی نیست.
اما بدون سوبژکت تاریخ، تحول جامعتی محال است.
این کشف فوق العاده مهم مارکس در تزهایی راجع به فویرباخ اثبات شده است.
تأملی در تزهایی راجع به فویرباخ (بخش اول)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3025
...
۲
دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت
در عرصه شناخت.
(نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن اوبژکت شناخت است.
برای اینکه محتوای شناخت (محتوای شناخت خر) در اوبژکت شناخت (در خر) است
و
نه در سوبژکن شناخت (خرچران، جرپرور، حر سوار، خر فروش، خرخر، خرشناس)
مترجم)
۱۴
· سوبژکت فقط می تواند انسان اجتماعی و به لحاظ تاریخی مشخص باشد.
۱۵
· زیرا لیاقت های معرفتی مشخص انسان ها خواص اجتماعی اند و به تبادل نظر با انسان های دیگر وابسته اند، که به واسطه درجه معینی از توسعه نیروهای مولده و گنجینه علمی تمامجامعنی موجود در هر جامعه تعیین می شوند.
۱۶
· سوبژکت در پراتیک بر جهان مادی تأثیر می گذارد و آن را از طریق عینیت بخشیدن و شیئیت بخشیدن به ذهنیت و به مدد نیروها و استعدادهای خود در این جهان به جهان انسانی مبدل می سازد.
۱۷
· جهان مادی مستقل از شعور، به اندازه ای که سوبژکت آن را با کردوکارعملی و نظری خود از آن خود می کند، به همان اندازه هم به اوبژکت (پراتیک جامعتی) مبدل می شود.
۱۸
· هدف سوبژکت از کردوکار عملی ـ در وهله اول ـ تغییر مادی اوبژکت ها بر طبق اهداف خویش است.
۱۹
· هدف سوبژکت از کردوکار نظری ـ در وهله اول ـ نفوذ در ذات اوبژکت ها، کشف قانونمندی های اوبژکت ها، بازتولید فکری اوبژکت ها (مفهوم سازی) و ساختن مدل درونی (فکری) از اوبژکت های برونی (مادی) است.
۲۰
· سوبژکت شناخت، در جامعه منقسم به طبقات متخاصم، اسیر محدودیت های معرفتی معین است که از وجود مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و از تضاد منافع آشتی ناپذیر طبقاتی سرچشمه می گیرند.
۲۱
· در سوسیالیسم با از میان برداشتن این محدودیت ها، با از بین بردن اختلافات آموزشی و پرورشی، با ساختمان سیستم آموزشی ـ پرورشی واحد، با برنامه ریزی و تشویق آگاهانه علم و غیره، شرایط عینی لازم برای شکوفائی و رشد همه جانبه استعدادهای معرفتی انسان اجتماعی فراهم می آید.
· مراجعه کنید به سوبژکتیو، قابل شناسائی بودن جهان.
قابل شناخت بودن جهان
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11256
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11263
پایان
پایان