۱۴۰۵ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۱۱)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

چو گردن کشید آتش هولناک

به بیچارگی تن بینداخت خاک

 

چو آن، سرفرازی نمود، این، کمی

از آن دیو کردند، از این آدمی.

معنی تحت اللفظی:

دلیل تبدیل خاک به حوا و آدم و تبدیل آتش به ابلیس

تواضع خاک و تکبر آتش بوده است.

  

 

منیت و کبر و غرور به خودی خود زشت و ناپسند نیست.

منیت و کبر و غرور از صفات اصلی خداوند متعال (عکس انتزاعی و آسمانی طبقات حاکمه) محسوب می شوند:

 

مر او را رسد کبریا و منی

که ملکش قدیم است و ذاتش غنی

معنی تحت اللفظی:

تکبر و عظمت و غرور و خودپسندی به دو دلیل زیر در شأن خدا ست.

دلیل اولش

قدمت ملک خدا

و

دلیل دومش

ذات غنی خدا ست.

 

محتوای نظری (تئوریکی) با محتوای رهنمود او در رابطه با تواضع در تضاد است:

بدین طریق

نسبیتی وارد دیالک تیک تواضع و تکبر می شود:

اگر کسی املاک وسیع و ذات غنی (شجره و اصل و نسب یعنی تعلقات طبقاتی به طبقات حاکمه) داشته باشد، حق دارد که متکبر باشد.

 

اکنون می توان به سؤال مطروحه در بخش پیشین جواب داد:

تواضع در ایده ئولوژی طبقات اجتماعی برده دار و فئودال از سجایای اخلاقی برای توده برده و رعیت و پیشه ور است و نه برای اشراف برده دار و فئودال و روحانی.

تواضع اشراف برده دار و فئودال و روحانی

اصولا و اساسا

اصالت و واقعیت و حقیقت ندارد.

سرشته به تظاهر و تزویر و ریا ست.

به نیت عوامفریبی است.

ای بسا تواضع که محتوای تکبرآمیز دارد.

نشانه تکبر است.

ابزار اثبات تکبر است.

 

ادامه دارد.

 

۱۴۰۵ فروردین ۳۱, دوشنبه

خودآموز خوداندیشی (بخش صد و چهلم)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت ششم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۶ ـ ۸۷)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

۱۴۰۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17557

 

۱۴۰۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17559

 

۱۴۱۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17569

 

۱۴۰۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17572

 

۱۴۰۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17575

 

۱۴۰۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17577

 

۱۴۰۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17579

 

۱۴۰۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17581

 

۱۴۰۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17583

 

۱۴۱۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17585

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۱۰)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

چو گردن کشید آتش هولناک

به بیچارگی تن بینداخت خاک

 

چو آن، سرفرازی نمود، این، کمی

از آن دیو کردند، از این آدمی.

معنی تحت اللفظی:

دلیل تبدیل خاک به حوا و آدم و تبدیل آتش به ابلیس

تواضع خاک و تکبر آتش بوده است.

یعنی

اخلاقی بوده است  و نه مادی و ماهوی. .

 

سعدی

 در بیت اول این شعر،

طبق معمول به مقایسه خاک و آتش می پردازد:

آتش گردنکشی می کند و خاک سرافکندگی.

آتش سربلندی نشان می دهد، خاک ذلت و عجز و بیچارگی.

 

هیچ کدام از این ادعاهای سعدی واقعیت ندارد.

خاک و آتش از اجزای طبیعت اند و با خود انسان منشاء مشترکی دارند.

دیالک تیک انسان و طبیعت، دیالک تیک وحدت و مبارزه است، دیالک تیک داد و ستد است.

طبیعت چیزی را به رایگان در اختیار کسی قرار نمی دهد.

انسان برای گرفتن چیزی از طبیعت، که مادر او ست، یا باید آنچه را که طبیعت بر اساس استراتژی حساب شده خویش عرضه می کند، حیوانوار، مصرف کند و یا باید نیازهای مادی و فکری خود را، به کمک کار فکری و فیزیکی (جسمانی) با تغییر هدفمند طبیعت تولید کند.

انسان برای کشف و حفظ و بازتولید آتش هزاران سال کار فیزیکی و فکری لازم داشت، برای حاصلخیز و رام کردن خاک و جانوران و گیاهان هم به همین سان.

آتش و خاک دوست و دشمن همزمان انسان اند.

 

سعدی

 در بیت دوم این شعر، به قصه خود داری ابلیس از سجده در مقابل حوا و آدم اشاره می کند، که گویا منشاء خود، یعنی آتش را برتر از خاک می داند و به سجده درمقابل آدم تن در نمی دهد.

سعدی قضیه را طبق معمول وارونه می کند و ادعا می کند که چون آتش سرفراز بوده، از آن دیو و یا شیطان را خلق کرده اند و چون خاک فروتن بوده، از آن آدمی را ساخته اند.

اولا قضیه سرکشی آتش و فرمانبری خاک بعد از خلق آدم و حوا بوده و لذا ادعای سعدی غلط و نادرست است.

خاک و ملائکه قبل از خلق آدم و حوا وجود داشته اند و سعدی حق ندارد، ادعا کند که چون آتش سرکشی کرد از آن دیو ساختند و چون خاک فرمانبری نمود، از آن آدم درست کردند.

این ادعای سعدی حتی با قصص کتب مقدس مغایرت دارد.

شیطان که از آغاز رجیم و مطرود و ملعون نبوده است.

شیطان یکی از ملائکه مقرب درگاه الهی بوده است و پس از خود داری از سجده، پس از نا فرمانی و گردنکشی مطرود و ملعون شده است.

از این رو منشاء آتشین آن ربطی به شیطانیت آن ندارد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۴۳)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 
  روشنگری آلمان
ادامه

 

دوره دوم روشنگری آلمان
ادامه

 

 

۲۲

·    کلمه «جمهوری آلمان» که شیللر وارد بحث می کند، اکنون در کانون چالش های سیاسی قرار دارد.

 

۲۳

·    تمایلات «جنبش هجوم و فشار» اگر چه تکانه های خود را از عوامل واقعی برای تشکیل واقعیت نوین و بورژوائی دریافت می کردند، ولی این عوامل فقط برای  اعمال تأثیر ایده ئولوژیکی کفایت می کردند و بس.

·    (ورنر کراوس)

 

۲۴

·    در سال های هشتاد در روشنگری آلمان نیز تفکر ماتریالیستی و آته ئیستی پدید می آید:

 

۱

·    «آنتی فدون» (۱۷۸۵ میلادی)

·    به قلم اشپاتسیر

 

۲

·    «نظرات فلسفی» (۱۷۸۶ میلادی)

·    به قلم شولتس

 

۳

·    متن فرانسوی بی نام تحت عنوان «اسپینوزای دوم» (۱۷۸۷ میلادی) به زبان آلمانی منتشر می شود

 

۴

·    کتابی تحت عنوان «سه کلاهبردار» در دسترس خوانندگان قرار می گیرد

 

۵

·    کنوبلاخ:

 

الف

·    «مقدمه ای راجع به شناخت ادبیات برگزیده در کلیه بخش های فلسفی»

ب

·    «نامه هائی راجع به موضوعات فلسفی» (۱۷۸۷ میلادی)

پ

·    «شبگردی رهبان اوتوز» (۱۷۹۰میلادی)

 

ت

·    «گفتگوهای سیاسی ـ فلسفی» (۱۷۹۲ میلادی).  

 

۶

·    هردر به روایت ایده های اینسیدل (۱۷۷۷ میلادی) همت می گمارد.   

 

۲۵

·    این که تفکر ماتریالیستی و آته ئیستی آلمان به همان نتایج نهائی که ماتریالیسم فرانسه (۱۷۶۰ ـ ۱۷۷۰ میلادی) دست یافت، نایل نمی آید، علتش را باید در توسعه خودویژه روشنگری آلمان جستجو کرد.

 

۲۶

·    در این رابطه باید گرایش لسینگ واپسین، هردر (۱۷۲۴ ـ ۱۸۰۳ میلادی) و گوته (۱۷۴۹ ـ ۱۸۳۲ میلادی) را به پانته ئیسم اسپینوزا نیز در نظر گرفت که در «بحث های مربوط به اسپینوزا در سالهای هشتاد»  منعکس شده است.

 

ادامه دارد.