وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف
( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴)
مشهور به ولادیمیر لِنین،
درنگی
از
شین میم شین
اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین
ویکیپیدیا
برخی از آزادیهای شناخته شده به شرح زیر است:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادیهای اجتماعی
آزادی جنسی
(از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادیهای مدنی
آزادی بیان
آزادی مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت
(از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار و امپریالیسم)
آزادی در تولید
۴
آزادیهای اجتماعی
سؤال این است که منظور از آزادی های اجتماعی چیست؟
برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش، باید ضد دیالک تیک اجتماعی را پیدا کرد.
ضد دیالک تیکی اجتماعی را فردی و طبقاتی و جنسیتی و ملی و نژادی و سن وسالی و مذهبی و غیره تشکیل می دهد.
این بدان معنی است که ما با دیالک تیک های زیر سر و کار داریم:
دیالک تیک آزادی های فردی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های طبقاتی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های جنسیتی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های ملی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های نژادی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های سن و سالی و اجتماعی
دیالک تیک آزادی های مذهبی و اجتماعی
محتوای طبقاتی همه این مشتقات آزادی های اجتماعی،
کاپیتالیستی ـ بورژوایی ـ آغازین اند.
یعنی
ضد برده داری و ضد فئودالی ـ روحانی اند.
برای اینکه پیش شرط طرح این آزادی ها، تشکیل فرماسیون اقتصادی سرمایه داری بوده است.
برای اینکه فقط در قاموس بورژوازی مترقی آغازین بود که انسان در کانون هستی قرار می گیرد.
در جامعه برده داری، انسان ابزاری سخنگو بوده است
و
در جامعه فئودالی، انسان رعیت بوده است و تحت مالکیت اشرافیت فئودالی ـ روحانی بوده است.
چنین موجوداتی انسان محسوب نمی شوند تا حقوقی و آزادی هایی برخوردار باشند.
این آزادی های اجتماعی ـ بورژوایی
در دوران کنونی، یعنی در دوران گذار گلوبال از سرمایه داری به سوسیالیسم، بورژوازی امپریالیستی کمترین پایبندی به این آزادی های اجتماعی ندارد و پوسته ای بی محتوا از آنها را به نیت عوامفریبی و بهانه جویی برای خرابکاری ها و تجاوزات خونین امپریالیستی مورد استفاده و سوء استفاده قرار می دهد.
به همین دلیل
دیری است که این آزادی های اجتماعی را طبقه کارگر سازمانیافته در جوامع سوسیالیستی واقعا و صادقانه هم نمایندگی می کند و هم واقعیت می بخشد.
یعنی
انسان سوسیالیستی
به مراتب بیشتر از انسان بورژوایی و تفاله ای که از آن باقی مانده است، از حقوق اجتماعی برخوردار بوده است و است و خواهد بود.
دیری است که بسیاری از دستاوردهای بورژوازی انقلابی اغازین را نه بورژوازی بی همه چیز امپریالیستی، بلکه طبقه کارگر و حزب مارکسیستی ـ لنینیستی اش بر پرچم سرخ خود نگاشته است.
دیری است که در جوامع امپریالیستی، سر و کله هیولای نئوفاشیسم پیدا شده و روز به روز تقویت می شود و در روز روشن بقایای فرمال و توخالی آزادی های اجتماعی ـ بورژوایی را در هم می کوبد.
خطر آن می رود که نئوفاشیسم به تدفین بی برگشت تمدن بشری بپردازد و جامعه بشری را به اسفل السافلین توحش و بربریت بیندازد.
چه رسد به دفاع از آزادی های اجتماعی ـ بورژوایی.
ادامه دارد.