۱۴۰۵ خرداد ۲۲, جمعه

بازار (مارکت)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/06/blog-post_47.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17746

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17761

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17775

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17797

 

پایان

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ب) بازار (۴) (بخش آخر)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۲۴

·    الزامات توسعه تناسبی مبتنی بر پلان اقتصاد ملی، تضمین همخوانی عرضه و تقاضا و رساندن نعمات مصرفی و خدمات منطبق با حوایج جمعیت کشور بر طبق وظایف اصلی تعیین شده در پلنوم هشتم حزب سوسیالیستی متحده آلمان (اس ای دی) نمی توانند تنها با توجه به بازار، آینده نگرانه صورت گیرند.

 

۲۵

·    این وظایف اصلی باید با پیش بینی درازمدت، با توجه به بغرنجی های احتیاجاتی و الزامات قوانین اقتصادی با پلان بندی علمی تعیین شوند.

 

 

پیش بینی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11766

 

۲۶

·    اما در سوسیالیسم با توجه به بازار، درجه مطابقت نعمات تولید شده با حوایج مردم به محک زده می شود.

 

۲۷

·    از این رو، بازار محک مهمی برای پیش بینی درست در پلان بندی محسوب می شود  و علائم مهمی در اختیار دوره بعدی پلان بندی و روند پلان بندی جدید قرار می دهد.

 

۲۸

·    مشخصات بازار در سوسیالیسم از قرار زیرند:

 

الف

 

۱

·    مالکیت جامعتی بر وسایل تولید .

 

۲

·    نیروی کار در سوسیالیسم، دیگر کالا نیست.

 

۳

·    بدین طریق میدان مؤثریت بازار کیفیتا محدود می شود.

 

ب

 

۱

·    فرم های حرکنی روندهای مبادله در بازار هم به لحاظ ارزش مصرفی و هم به لحاظ ارزشی  پلان بندی می شوند

 

۲

·    یعنی بازار به بازار پلان بندی شده مبدل می شود.

 

پ

 

۱

·    کارخانجات سوسیالیستی کالاها و خدمات خود را به مثابه مالکان سوسیالیستی مبادله می کنند.

 

۲

·    جای رقابت  با یکدیگر و کسب  سود بیشتر در روابط کارخانجات را برابرحقوقی، همکاری رفیقانه و گرایش به مفیدیت جامعتی حتی الامکان عالی تر می گیرد.

 

۳

·    مطابقت بنیادی منافع سیاسی، مادی و فرهنگی زحمتکشان و کلکتیوهای شان با الزامات جامعتی  در سوسیالیسم برای کارخانجات سوسیالیستی با مبادله بنا بر اصل همترازی  که با اصل علاقه مندی مادی پیوند تنگاتنگی دارد، مشخصا احساس پذیر می گردد و  لذا به مثابه نیروی محرکه ای مؤثر می افتد.

 

۴

·    با تولید نعمات کیفیتا عالی با هزینه کمتر و منطبق با حوایج جمعیت کشور، قوانین اقتصادی سوسیالیسم و به ویژه قانون اساسی اقتصادی مؤثر می افتند و وظایف اصلی تعیین شده در پلنوم هشتم حزب جامه عمل می پوشند.

 

۵

·    در سیستم اقتصادی سوسیالیستی بنا بر محل مبادله کالاها میان بازار داخلی و بازار خارجی تفاوت گذاشته می شود.

 

·    مراجعه کنید به بازار جهانی

 

۶

·    در سیستم اقتصادی سوسیالیستی بنا بر نوع مصرف و مورد مصرف هر کدام از کالاها میان بازار وسایل تولید، بازار وسایل مصرف، بازار برای پروانه (جواز)، بازار برای پاتنت، بازار خدمات و غیره تفاوت گذاشته می شود.

 

پایان 

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۴)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

  

حقیقت و کثرت (پلورالیته)

ادامه

  

۳۳

در قاموس هانا آرندت

انسان ها («به لحاظ فنومنولوژیکی») از کثرت (پولاریته) بی پایان و تفاوت بی پایان» تشکیل یافته اند.

(حاکمیت توتالیتر، جلد ۳، ص ۲۱۰‍)

 

۳۴

اگر انسان به لحاظ آنتروپولوژیگی (تکوینی) واقعا چنین باشد، (نه فقط آن سان که در جامعه مدرن بورژوایی نمودار می گردد)، نتیجه حاصله همان می شود که هوبس گفته است:

جنگ هر کس بر ضد هر کس دیگر

که

نتیجه اش در «دولت توتالیتر» مدرن همان می شود که در فاشیسم بوده است.

 

۳۵

«دولت توتالیتر» مدرن

با «ایندوکتورانیزاسیون ایده ئولوژیکی» (یکدست سازی ایده ئولوژیکی) و «ترور مطلق» چنان همبودی را پدید می آورد که همه انسان ها «همه با هم» چنان سازمان می یابند که انگار «فرد واحدی را نمودار می سازند.»

(همانجا)

 

۳۶

هانا آرندت نمی فهمد که پلورالیسم بازتاب یافته اش (اندیشیده شده اش)  به دولت توتالیتر منجر می شود.

دولت توتالیتری که او به مبارزه بر ضد آن می پردازد.

 

۳۷

ایدئال (آرمان) هانا آرندت اما برعکس، هماندیشی عاری از زور و شرکت کلیه شهروندان در امور عمومی برای رسیدن به کمپرومیس (توافق) حتی در مسائل مربوط به علم است.

 

۳۸

هانا آرندت هم به سرحدات ایدئال (آرمان) خود بر می خورد، وقتی که متوجه می شود که «خیلی از انسان ها با شناخت ناتوانی رشد یابنده خود در حمل بار زندگی تحت مناسبات مدرن و تحمل آن، داوطلبانه به تابعیت از سیستمی تن درمی دهند که از آنان همراه با خودمختاری شان، مسئولیت زندگی شخصی شان را هم سلب می کند.»

(همانجا. ص ۱۰۹)

 

کومپرومیس

کمپرومیس

 (مصالحه مبتنی بر عقب نشینی متقابل)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14554

 

پایان


۳۹

این نگرش دال بر شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی است که هانا آرندت در ایدئالش از آزادی به طور سیستماتیک نادیده می گیرد

 

۴۰

آنچه که هانا آرندت بدان نمی اندیشد، عامل سومی میان آزادی آنارشیکی حاوی توافق و «حاکمیت توتالیتر» است.

یعنی

دانش تجربی حاصل از تاریخ جهانی و تعمیم های آن به مثابه کار عقل به قول هگل است که به اثبات اصولی پرداخته اند که در چارچوب شان می توان تحقق حوایج و منافع را مورد بحث قرار داد و به توافق رسید.

این اما فقط زمانی با هماندیشی عاری از زور امکان پذیر می شود که حاکمیت اقتصادی به مثابه شالوده دموکراسی از بین رفته باشد.

 

۴۱

از این رو در دموکراسی بورژوایی نیز نظام بنیادی دموکراتیک  و حقوق بشر و حقوق شهروندی ئی وجود دارد که در محتوای علمی شان نمی توان دست برد.

 

۴۲

این پیش شرط های هنجاری  (هر چند هم که در دموکراسی بورژوایی محدودند) را اما نمی توان از موضع فنومنولوژیکی به صورت راسیونال (عقلایی) اثبات کرد و در نظر گرفت.

آنها را در بهترین حالت می توان به مثابه فاکت هایی (حقایق اموری) مطرح کرد.

(مراجعه کنید به «شر»)

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۲۱, پنجشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۷)

 کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
قسمت هایی از کتاب ذهن و عکاسی
ادامه 
 

 ۳. 

بهترین استاد کسی ست که پاسخ نمی دهد. 

بهترین استاد امکان پرسیدن را سهولت می بخشد.

نویسنده این یاوه نامه تنها هتری که ندارد، توان تفکر بخور و نمیر است.
مشخصه بهترین استاد از دید او پاسخ ندادن به پرسش ها ست.
 
چرا و به چه دلیل 
پاسخ ندادن معلم به پرسش های شاگردان باید نشانه اعلایی او باشد و نه نشانه نادانی او؟ 

سهولت بخشیدن به پرسش به چه درد بی درمانی می خورد، وقتی معلم حاضر به پاسخ دادن بدان نباشد؟

حریف و مترجم
در عالم کمیت ها سیر دل سیر می کنند.
مثلا در عالم تسهیل پرسش.
بی اعتنا به کیفیت ها.
مثلا بی اعتنا به کیفیت پرسش.
 

 ۴. 

شاگردی راستین باش و بخت و اقبال را دریاب. 

در مرز مخاطره زندگی کن و بر طناب بند بازی.

 اگر افتادی از بادی که بر صورت خندانت می خورد لذت ببر.

 
تک تک این اندرزهای حریف و مترجم بیسواد
یاوه اند.
حضرات بیشک معنی مفاهیمی را که به طور مکانیکی بر زبان می رانند، نمی دانند.
مثلا 
معنی راستین را.
معنی بخت و اقبال را.
 
چرا و به چه دلیل باید در مرز مخاطره و بر طناب بند بازی زیست؟
هدف و آماح از این زندگی ریسک آمیز و ماجراجویی خرکی چیست؟

چرا باید وقتی مثلا از پشت بام و یا بند بازی افتاده ای و دست و پایت شکسته اند، بخندی و نه بنالی؟
 

 ۵. 

تو خود خالق دنیای خویشی.

 آنچه می بینی پنداری است برای یادگیری تو.

بشر به تنهایی هیچ غلطی نمی تواند بکند، چه رسد به اینکه خالق جامعه و جهان معاصر خویش باشد.
 
 طبیعت
مقدم بربشر و گاو و خر است.
بشر 
موجودی جامعتی است و بدون همکاری و همزیستی و همبستگی با امثال دور و نزدیک خود علیل تر و ذلیل تر  از نباتات و جانوران است.
ساز و برگی که نیای نباتی و جانوری بشر برای بقا در اختیار داشته اند، بشر جامعتی گشته در اختیار ندارد.
بشر ایزوله و تنها، قادر به ادامه حیات نیست.
به قول فقیه شیراز:
ابر و باد و مه و خورشید و بشر در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
 
مشاهده صرف چیزی به درد یادگیری نمی خورد.
برای شناخت دقیق چیزی، حواس پنجگانه ( دیدن و شنیدن و غیره) کافی نیستند.
برای شناخت دقیق هر چیزی، باید روی آن کار کرد:
باید آن چیز را مورد تجزیه و تحلیل (آنالیز) و نهایتا مورد ترکیب (سنتز) قرار داد.

پایان
ادامه دارد.