۱۴۰۵ مرداد ۱, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۶)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

 

چو خود را ز نیکان شمردی، بدی

نمی گنجد اندر خدائی، خودی

معنی تحت اللفظی:

خودستایی نشانه تعلق به بدان است.

برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.

 

سعدی درمصرع دوم این بیت شعر،

دیالک تیک من و غیرمن را به شکل دیالک تیک خود و خدا، دیالک تیک خودپرستی و خداپرستی بسط و تعمیم می دهد و ادعا می کند که چنین دیالک تیکی محال است:

یا من (خود، خودپرستی) و یا غیرمن (خدا، خداپرستی).

یعنی

خودپرست نمی تواند خداپرست باشد.

 

سعدی انسان را به چهارمیخ می کشد:

او باید یا خدا را ببیند و خود را منکر شود و یا خود را ببیند و کافر شود.

 

خدای سعدی که قاعدتا می بایستی سرمشق بندگان خود باشد، مظهر کبر و نخوت و خودپرستی مطلق است.

او عکس انتزاعی و تمام و کمال خوانین و سلاطین خود کامه در آیینه زلال آسمان است، که اگر غیر از این می بود، شگفت انگیز می بود.

 

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲۴)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

 

۱۹

دید که چگونه زیارتگاه ها را به آتش می کشند و مقدسات را خاکستر می سازند.

 

کنفوسیوس و طلابش، از محتوا و ماهیت مقدسات و زیارتگاه ها خبر ندارند.

به همین دلیل از تحریق و تخریب آنها گله دارند.

 

مقدسات و زیارتگاه ها

مظاهر ایده ئولوژیکی اند

و

ایده ئولوژی همیشه خصلت طبقاتی دارد.

به همین دلیل

تحریق و تخریب مقدسات و زیارتگاه ها

مخالفت عملی با مظاهر و نهادهای ایده ئولوژیکی متعلق به طبقه اجتماعی و یا قشر اجتماعی معینی است.

 

تحریق و تخریب مقدسات و زیارتگاه ها

در تحلیل نهایی

فرمی از مبارزه طبقاتی است.

 

ما در این چنین مواردی با دیالک تیک فرم نمودین (مظهر) و محتوای ماهوی سر و کار داریم

که به صورت دیالک تیک مقدسات و زیارتگاه ها و منافع طبقه حاکمه بسط و تعمیم می یابد.

 

ادامه دارد.

 

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۴)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
سرآغاز
می دانم، پیامم را آنهایی خواهند شنید که اماده گوش دادنند و یا پیشایپش آگاهند.
آنهایی که گوش فرا نمی دهند و در نمی یابند، با قلبی پذیرا بخوانند.
 
بگذارید روی این حرف حریف یانکی اندکی درنگ کنیم:

۱
می دانم، پیامم را آنهایی خواهند شنید که اماده گوش دادنند و یا پیشایپش آگاهند.

حریف یانکی خود را پیامبر می داند.
به همین دلیل از داشتن پیامی دم می زند.
 
پیش شرط شنیدن حرفی و صدایی و پیامی
داشتن قوه شنوایی است.
 
این بدان معنی است 
که 
شنیدن هر حرفی و یا صدایی و پیامی،
 امری عینی (اوبژکتیو، خواهی ـ نخواهی، اجباری، خود به خودی) است.
شنیدن هر حرفی و یا صدایی و پیامی، میلی نیست.
این در مورد جانوران هم صادق است.
 
این بدان معنی است 
که 
اولا
  آمادگی برای گوش دادن، تعیین کننده نیست.
جانور و بشر در عالم خواب حتی خیلی چیزها را می شنوند. 
ثانیا
آگاه بودن و یا ناآگاه بودن برای شنیدن حرفی اصلا لازم نیست.

سؤال این است که منظور حریف از این یاوه چیست؟

حریف هراس از آن دارد که یاوه هایش را کسی نخرد و نخواند.
به همین دلیل
علاوه بر تعیین پیش شرط برای گوش دادن به پیام تحفه اش، پالان آگاهی بر پشت خواننده و خریدار خر می نهد و پیشاپیش سوارش می شود.

این دغدغه خاطر حریف یانکی در جمله بعدی اش روشن می شود:

آنهایی که گوش فرا نمی دهند و در نمی یابند، با قلبی پذیرا بخوانند.

حریف یانکی اکنون کسانی را که یاوه اش را نمی خرند و نمی خوانند و به پیام تحفه اش اعتنایی ندارند، 
به گوش ندادن و نفهمیدن متهم می کند
و
ضمنا
از انها می خواهد که یاوه اش را بی اعتنا به عقل اندیشنده بخوانند.
به اصطلاح حریف با قلبی پذیرا بخوانند.

قلب ارگان پمپاژ خون در رگان اندام ها ست و نه ارگان شنوایی.

طبقه حاکمه جمهوری اسلامی 
چهل و اندی سال است که شعار «مرگ بر امریکا» سر می دهد و پرچم امریکا را به آتش می کشد،
طنز قضیه این است 
که
اهل و عیال شان چه بسا ساکن امریکا ست
و
کسب و کارشان ترجمه و انتشار یاوه های یانکی است.

به کجای این طویله می توان آویخت، پالان را؟

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۱۲)

 

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین

 

۵۳

·    تداوم توسعه  لنینی بعدی مارکسیسم در کار تئوریکی کلیه احزاب مارکسیستی ـ لنینیستی، به ویژه حزب کمونیست اتحاد شوروی در زمینه تعمیم (عمومیت بخشیدن به) تجارب (دانش تجربی) طبقه کارگر در ساختمان سوسیالیستی و کمونیستی جامعه و در مبارزه بر ضد امپریالیسم صورت گرفته است.

 

۵۴

·    حفظ، استغنا (غنی تر سازی)  و توسعه فراتر مارکسیسم ـ لنینیسم از این رو، جزو خارق العاده ترین وظایف کار تئوریکی احزاب کمونیستی و کارگری است.

 

۵۵

·    برای اینکه بدون تجزیه و تحلیل مستمر پدیده های جدید و مسائل جدید استراتژی و تاکتیک مبارزه طبقاتی، مارکسیسم ـ لنینیسم به دگمی (جزمی) مبدل خواهد شد و دیگر متد شناخت و  فطب نمای لازم برای عمل انقلابی نخواهد بود.

 

۵۶

·    به همین دلیل، هر پیشرفت سیستم سوسیالیستی جهانی و جنبش ضد امپریالیستی  با از آن خود کردن (فراگیری عمیق) مارکسیسم ـ لنینیسم، توسعه خلاقانه مارکسیسم ـ لنینیسم و مدافعه پیگیرانه و قاطعانه از آن در پیوند است.

 

۵۷

·    «تجارب (دانش تجربی) تاریخی نشان داده اند که هر انحرافی از اصول آموزه مارکسیستی ـ لنینیستی، هر انحرافی از خصلت بین المللی آن و کلیه تلاش هایی که تئوری علمی را با یاوه های بورژوایی ـ لیبرال و یا یاوه های انقلابی کاذب (انقلابی نما) جایگزین می سازند، به طور اجتناب ناپذیری با آماج های تاریخی طبقه کارگر بین المللی  و با منافع اساسی سوسیالیسم در تضاد آشتی ناپذیری قرار می گیرند.»

·    (از مصوبات کمینه مرکزی حزب کمونیست شوروی، به مناسبت صدمین زاد روز لنین)

 

ادامه دارد.