۴.
عقل،
ادامه
رئالیسم به مثابه تئوری شناخت
۱
· رئالیسم نامی است برای تئوری شناخت نئواسکولاستیک (متافیزیک، اونتولوژی)، به ویژه نئوتومیسم که از انطباق عمده آن با رئالیسم اسکولاستیک سرچشمه می گیرد.
۲
· مراجعه کنید به متافیزیک، اونتولوژی، نئوتومیسم در تارنمای دیارة المعارف روشنگری
۲
· علاوه بر این، نمایندگان نئوتومیسم عنوان «رئالیسم» را در رابطه معینی برای نامیدن آموزه فلسفی خویش ـ به طورکلی ـ به کار می برند تا آن را نسبت به ایدئالیسم مرزبندی کنند.
۳
· این استفاده از عنوان «رئالیسم» به طور کلی گمراه کننده و غیرقابل استفاده است.
۴
· زیرا این مرزبندی مورد نظر نئوتومیست ها نه مرزبندی نسبت به ایدئالیسم به طور کلی، بلکه فقط مرزبندی نسبت به یکی از فرم های نمودین ایدئالیسم، یعنی ایدئالیسم ذهنی است.
۵
· زیرا نئوتومیسم خود در منشاء، ابداع، اجرا و نتیجه خویش ایدئالیسم بی کم و کاستی است.
· البته ایدئالیسم عینی است.
۶
· نئوتومیسم اگرچه وجود موجود در خارج از ضمیر انسانی و مستقل از آن را به رسمیت می شناسد، ولی آن را در خدا، به مثابه آغاز و انجام، مبدإ و آماج، مقصد و مقصود، مضمحل می سازد.
۷
· آن را (موجودات را ) مخلوق خدا می داند و به مثابه موجود وابسته به خدا قلمداد می کند.
۸
· هرگز نباید فریب روده درازی های معرفتی ـ نظری (مبتنی بر تئوری شناخت) و منطقی موجود در آموزه نئوتومیستی وجود را خورد.
۹
· وجودی که نئوتومیسم در خارج از ضمیر انسانی و مستقل از آن مطرح می کند ـ در تحلیل نهائی ـ با توجه به آزمون و آزمایش و معرفت علمی کنونی، جسمیت بخشیدن ایدئالیستی به شعور انسانی است، فرضی است و به مثابه فرض، محصول تفکر ماقبل علمی است.
ادامه دارد.