۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۶۴)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

سورهٔ انفال سورهٔ ۸ام قرآن و سوره‌ای مدنی است که ۷۵ آیه دارد. 

در این سوره، نخست به مسائل مالی در اسلام از جمله انفال و غنائم اشاره شده و سپس مباحثی مانند صفات و ویژگی‌های مؤمنان و داستان غزوهٔ بدر مطرح شده‌است.

 داستان هجرت پیامبر، جهاد، بهبود امور مسلمانان، حکم خمس، احکام اسیران جنگی، و درگیری‌ها با منافقان از دیگر مباحث این سوره است.


﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنفَالِ ۖ قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ ۖ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾
[ الأنفال: ۱]

تو را از غنايم جنگى مى‌پرسند، 

بگو: 

غنايم جنگى متعلق به خدا و پيامبر است. 

پس اگر از مؤمنان هستيد، از خداى بترسيد و با يكديگر به آشتى زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.

معنی تحت اللفظی:

دلیل خداهراسی بشر و همزیستی مسالمت آمیز و اطاعت بی چپن و چرا از الله و رسول الله

تعلق غنایم جنگی به الله و رسول الله است.

 دلایل علمی باید و منطقی:

سؤال اولا این است 

که 

چرا باید

 غنایم جنگی به الله و رسول الله تعلق داشته باشند و نه به خود جنگاوران؟

سؤال ثانیا  این است 

که 

چرا باید تعلق غنلیم به الله و رسول الله دلیل علمی و عقلی و تجربی برای الله هراسی و همزیستی با همنوعان و اطاعت از الله و رسول الله باشد؟

 سؤال  ثالثا این است

که هدف و آماج کریم از این ادعا چیست؟

 ما بهتر است که به این سؤالات جواب بیابیم:

۱

چرا باید

 غنایم جنگی به الله و رسول الله تعلق داشته باشند و نه به خود جنگاوران؟

این برای اولین بار است که کریم  رسول الله را برابر حقوق با الله تلقی می کند.

این بدان معنی است که کسی الله را با ظل الله، قاصدین را با سلاطین و حوانین برده دار 

و

بردگان را با برده داران

 یکسان اعلام کند.

چنین کردوکار کفر محض است.

ضمنا الله چه نیازی به غتایم جنگی دارد؟

علاوه بر این، غنایم چنگی را چگونه می توان به الله خیالی و واهی داد؟

علاوه بر این غنایم جنگی به چه معیاری بین الله و رسول الله تقسیم می شوند؟

کریم می توانست بگوید که غنایم جنگی جزو بیت المال اند و باید برای رفع حوایج مردم مصرف شوند.

مسئله غنایم جنگی اما به این سادگی ها نیست.

  

جنگ خیبر اثر محمد مدبر

 زنان سرکرده خیبر جزو غنایم جنگی در جنگ خیبر بوده اند و بر سر تصاحب زیبارویی بین شیر خیبر (حضرت علی) و حضرت پیامبر جنگ دیگری شعله ور می شود و به نفع حیدر کرار (قاتل مرحب) خاتمه می یابد و نه به نفع الله و رسول الله که  در این آیه، صاحبان اصلی غنایم جنگی قلمداد شده اند.


قتل مرحب به دست حضرت علی

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۴)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین 

 

۱۵

·    مارکس و انگلس این میراث سه گانه (فلسفه بورژوایی کلاسیک آلمان، اقتصاد کلاسیک بورژوایی انگلیس و سوسیالیسم و کمونیسم اوتوپیکی، سه منبع تئوریکی مارکسیسم، به قول لنین) را از موضع طبقاتی پرولتاریا نقادانه و خلاقانه مورد بررسی قرار می دهند و بدین طریق به تأسیس یک تئوری علمی نایل می آیند که نتیجه نفی دیالک تیکی کلیه معارف جامعه ـ تئوری های ماقبل مارکسیستی است.

 

(نفی دیالک تیکی

یعنی

نقد و حذف جنبه های کهنه و مرده  و منفی چیزی و حفظ و توسعه جنبه های حیاتمند و مثبت آن.

مترجم)

 

۱۶

·    مارکس و انگلس بدین طریق  به کلیه مسائلی که تفکر پیشرفته بشری مطرح کرده بود، راه حل عرضه می دارند.

 

۱۷

·    کشف علمی و اثبات علمی نقش تاریخی ـ جهانی پرولتاریا با انقلابی در تفکر فلسفی و با درک نوینی از طبیعت و جامعه مرتبط بوده است که در کشف و فرمولبندی علمی قوانین عام توسعه  و قوانین عام حرکت تاریخ بشری تبیین می یابد.

 

۱۸

·    مارکس و انگلس در هیئت ماتریالیسم دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی به تأسیس فلسفه علمی نایل می آیند.

·    فلسفه علمی ئی که طبقه کارگر بدان نیاز مبرم دارد تا بتواند جهان را به لحاظ نظری و عملی از آن خود کند و به فهم جایگاه (موضع) و نقش  عینی خود در توسعه تاریخی نایل آید. 

ماتریالیسم دیالک تیکی و  ماتریالیسم تاریخی 

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8001

 

۱۹

·    مارکس و انگلس در اقتصاد سیاسی مارکسیستی به طرز غیر قابل انکاری اثبات می کنند که فرماسیون اقتصادی جامعه سرمایه داری به دلیل قانونمندی های عینی درونی اش زوال خواهد یافت و جای خود را به نظام جامعتی سوسیالیستی خواهد داد.

 

فرماسیون اقتصادی جامعه

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7254

 

 

اقتصاد سیاسی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5248

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5247

 

۲۰

·    مارکس و انگلس در تئوری کمونیسم علمی نشان دادند که طبقه کارگر چگونه باید مبارزه در راه رهایش خویش از استثمار و ستم و سرکوب کاپیتالیستی را رهبری کند و ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم را جامه عمل بپوشاند.

 

سوسیالیسم علمی

 (کمونیسم علمی)

 

https://hadgarie.blogspot.com/2020/07/blog-post_116.html

 

ادامه دارد.

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲۸)

      

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

            ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

 

 ۷

  آزادی‌های مدنی

آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

 آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه،

 آنها را سلب کند. 

هر چند دامنه این واژه در کشورهای مختلف، متفاوت است، اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن می‌باشد.

 دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.

 در تمایز بین آزادی‌های مدنی و سایر انواع آزادی، بین آزادی مثبت / حقوق مثبت و آزادی منفی / حقوق منفی تفاوت وجود دارد.

 
به تجزیه و تحلیل مارکسیستی این تعریف ویکی پیدیایی از آزادی های مدنی دامه می دهیم:

۱

آزادی سخنرانی

 (کتبی و شفاهی)

محتوای این آزادی مدنی همان محتوای آزادی بیان است.

آزادی بیان فرم های بیشماری دارد و آزادی سخنرانی یکی از این فرم ها ست.

خیلی از فرم های آزادی بیان

امروزه دیجیتال صورت می گیرند.

فرم سخنرانی تبیین نظر هم مثل هر فرمی می تواند محتواهای  مختلف، متفاوت  متضاد داشته باشد:

با سخنرانی هم می توان خرپروری کرد و هم خردپروری.

هم می توان توده را تهییج و بسیج کرد و بر ضد طبقه حاکمه  ارتجاعی به خیابان کشاند و هم می توان بر ضد طبقه حاکمه انقلابی.

پرولتاریای تازه پیروز نمی تواند ریسک کند و به اجامر امپریالیستی اجازه سخنرانی بدهد و تبر بر ریشه های نورسته خود فرود آورد.

 پرولتاریا برای برنامه ریزی و عملی سازی برنامه به آرامش اجتماعی نیاز مبرم دارد.

ارتجاع سرنگون شده ضمنا ارتجاع هار  و وحشی و بی بند وبار گشته ای است و می تواند به هر بهانه ای دست به عوامفریبی بزند تا امتیازات از دست رفته را مجددا به دست آورد.

تجربه کمون باکو را پرولتاریا نباید فراموش کند:

 


تیرباران بیست و شش کمیسار باکو (۱۹۲۵)

کمونارهای باکو

پس از پیروزی بر ارتجاع اجازه انتخابات دادند و اشراف فئودال در انتخبات پیروز شدند و کمونارها را به طور کلکتیو (دسته جمعی) تیرباران کردند.

اسیر فرم و فرمالیسم نباید گشت.

تعیین کننده نه فرم بلکه محتوا ست.

حاکمیت طبقاتی پرولتری فی نفسه مظهر دموکراتیکی ترین فرم حکومت است.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ تیر ۷, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سجایای اخلاقی (فضایل اخلاقی)

 

پروفسور دکتر ولفگانگ پطر  ایشهورن

برگردان

 شین میم شین

 

۱

·    سجایای اخلاقی به موازین اخلاقی، خصایل و عادات، شعور اخلاقی اطلاق می شود.

 

۲

·    سجایای اخلاقی به مجموعه ای از هنجارها، ایدئال ها (آرمان ها) و غیره اخلاقی اطلاق می شود که به مثابه انگیزه های سوبژکتیو (ذهنی) و به مثابه موازین درونی رفتار و عمل افراد، اعضای گروه های اجتماعی، طبقات و یا نظام های اجتماعی مؤثر واقع می شوند و برای تبیین شیوه های عمل واقعی، دائمی و تکرار شونده افراد به معنای مثبت و مترقی آن به کار می روند.

 

۳

·    وقتی ازسجایای اخلاقی علما، کمونیست ها و انسان های سوسیالیستی صحبت می شود، منظور همین معنای مترقی و مثبت آن است.

 

۴

·    بنابرین مفهوم «سجایای اخلاقی» با مفهوم «اخلاق» (اتیک، مورال) یکسان نیست.

 

۵

·    سجایای اخلاقی تنها حاکی از بخش معینی از مظاهر حیات ایدئولوژیکی جامعه اند که بوسیله مفهوم «اخلاق» تبیین  می یابند. 

 

۶

·    سجایای اخلاقی از این لحاظ، به هنجارها، ارزش های اخلاقی و امثالهم نسبت داده می شوند که میان گروه های بزرگی از مردم واقعا به اعتقادات درونی و به نیروهای محرکه فکری درونی مبدل شده اند و شیوه های عمل مطابق با خود را به همراه آورده اند و به همراه می آورند.

·    شیوه های عملی ئی که به لحاظ تاریخی مترقی بوده اند و در راستای منافع آتی اقشار وسیعی از بشریت مترقی قرار داشته اند و لذا حاوی اهمیت هومانیستی بوده اند.

 

۷

·    پس استفاده از مفهوم « سجایای اخلاقی» همزمان حاکی از ارزش گذاری تاریخی ـ انتقادی است.

 

۸

·    سجایای اخلاقی نه یک قدرت غیرقابل اثبات و ماورای تاریخی اند و نه نتیجه تصمیمگیری های ذهنی ـ دلبخواهی صرف.

 

۹

·    سجایای اخلاقی بیانگر مناسبات جامعتی واقعی، موضعگیری و وظیفه تاریخی ـ مشخص معین یک گروه و یا طبقه مورد نظرند.

 

۱۰

·    سجایای اخلاقی علاوه بر این دارای چنان ظرفیت و توانی (پتانسیل) اند که به کمک آن می توان نیروهای سوبژکتیو عظیم انسانی را، آمادگی روحی و احساس مسئولیت آنها را برای خدمت به یک وظیفه تاریخی (که در راستای پیشرفت تاریخی است) بسیج کرد.

 

·    مراجعه کنید به اخلاق (اتیک، مورال)

 

اخلاق

(مورال)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7540

 

پایان

 

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۴)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

بر این آستان، عجز و مسکینی ات

به از طاعت و خویشتن بینی ات

در آستان غنی (خدا) ضعف و فقرت برتر از عبادت و خودخواهی ات است.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

 برای نشان دادن اهمیت فروتنی به سرهمبندی دیالک تیک بیچارگی و پارسائی توأم با خودبینی اقدام می کند و نقش تعیین کننده را از آن بیچارگی می داند.

 

منظور سعدی از مفهوم «عجز و مسکینی»، تواضع و سرافکندگی باید باشد، که ضد خویشتن بینی، یعنی کبر و غرور تلقی می شود.

سعدی

در این دیالک تیک خودویژه،

 قصد تأکید مؤکد بر اهمیت خاص سرافکندگی و فروتنی در درگاه الهی دارد.

به نظر او در درگاه خدا، عجز و سرافکندگی نه فقط پسندیده تر از خویشتن بینی است، بلکه پسندیده تر از حتی خویشتن بینی توأم با اطاعت است.

مفهوم «خویشتن بینی» (فردگرائی) را سعدی به مثابه حربه ای در مبارزه ایدئولوژیکی علیه طبقه متوسط به کار می برد.

طبقه متوسط گورکن تاریخی برده داری و فئودالیسم است و انسان را در مرکز جهان قرار می دهد و از منافع فردی دفاع می کند.

سعدی جامعه ای متشکل از توانگر و گدا می خواهد، ولی بورژوازی نوخاسته و انقلابی  گدائی را در شأن انسان نمی داند و هوای گسترش تولید، تجارت و داد وستد را در سر دارد.

این به مذاق سعدی اصلا خوش نمی آید.

انسان ذلیل و انگل و هیچکاره به درد بورژوازی آغازین نمی خورد.

او انسان را مولد و آزاد و برابرحقوق و خود مختار می خواهد.

در فلسفه سعدی برای افکاری از این قبیل جائی وجود ندارد.

بورژوازی خرد را عمده می کند و به درجه قاضی القضات جامعه و جهان ارتقاء می دهد.

محتوای اجتماعی خردستیزی نیم بند سعدی و خردستیزی تمام و کمال حافظ را مبارزه ضد بورژوایی تشکیل می دهد.

حافظ همه لوله های توپخانه شعرش را علیه عقل نشانه گیری می کند و قابل شناسائی بودن هستی را انکار می کند.

 

ادامه دارد.