۱۴۰۵ خرداد ۲۹, جمعه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۲)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

 

۶

·    وحدت تئوری و پراتیک (نظر و عمل)  به مثابه مبنای (پایه و اساس) توسعه خلاقانه مارکسیسم ـ لنینیسم و غنی سازی آن، تبیین خود را فقط در این نمی یابد که  پایه توسعه آن حزب انقلابی و تجارب کلکتیو (دسته جمعی) جنبش کمونیستی ـ کارگری  است.

 

۷

·    وحدت تئوری و پراتیک (نظر و عمل)  به مثابه مبنای (پایه و اساس) توسعه خلاقانه مارکسیسم ـ لنینیسم و غنی سازی آن، ضمنا تبیین خود را در این می یابد که  مارکسیسم ـ لنینیسم در سیستم سوسیالیستی جهانی به مثابه بزرگترین دستاورد جنبش کارگری بین المللی، خود به قوه ای مادی و به واقعیت عینی مادی  تبدیل شده است.

 

(یکی از ایرادات اساسی برداشت خیلی ها از مارکسیسم ـ لنینیسم

خلاصه کردن کاربست آن در تحولات جامعتی به مثابه چراغ رهنما ست.

این برداشت هم بدترین بی حرمتی به مارکسیسم ـ لنینیسم است

و

هم اکنون پس از شکست سوسیالیسم سبب شده است که خیلی ها از کهنه و حتی باطل شدن مارکسیسم ـ لنینیسم و بی نیازی بدان دم می زنند.

این به معنی نادیده گرفتن فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی به مثابه ترکیبی از ماتریالیسم دیالک تیکی، ماتریالیسم تاریخی و تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی است

که ضامن بی چون و چرا و بی بدیل درست اندیشی، خوداندیشی و علمی اندیشی است.

که تنها فوت و فن معرفتی برای کشف حقیقت است.

که ضامن بی نظیر گذار بشر از خریت به آدمیت است.

 

ما بیش از ۲۶ سال است که همه آثار فکری، هنری و فلسفی و فقهی و ادبی و غیره را به مدد مارکسیسم ـ لنینیسم مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم و قدردان عمیق بنیانگذاران مارکسیسم ـ لنینیسم هستیم.

مراجعه کنید

به

خودآموز خوداندیشی

قرآن کریم از دیدی دیگر

جهان بینی ادبا و شعرا و علما و فقهای بیشمار مختلف

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس)

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (یخش سی ام)

....

مترجم)

 

۸

·    مارکسیسمی که در سال های ۴۰ قرن نوزدهم توسط مارکس و انگلس پدید آمده بود، بیانگر تئوریکی (نظری) منافع بنیادی طبقه کارگر بود.

·    طبقه کارگری که در آن زمان به مثابه نیروی تاریخا (به لحاظ تاریخی) مستقلی  قدم به صحنه توسعه جامعتی می نهاد.

 

۹

·    طبقه کارگر برای اینکه بتواند به رهبری موفقیت آمیز مبارزه طبقاتی نایل آید به یک تئوری علمی نیاز مبرم داشت:

 

الف

·    تئوری علمی ئی که به کشف قوانین عینی تغییر و توسعه قادر باشد.

 

ب

·    تئوری علمی ئی که تعیین کننده راه ها، وسایل و متدهای رهایش طبقه کارگر (و بشریت به طور کلی. مترجم) باشد.

 

پ

·    تئوری علمی ئی که به توضیح رسالت تاریخی طبقه کارگر به مثابه خالق سوسیالیسم و کمونیسم بپردازد.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۰)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

هوا و هوس خرمنش سوخته

جوی نیکنامی نیندوخته

معنی تحت اللفظی:

هوا و هوس خرمن هستی حریف را به آتش کشیده بود و مجال کسب ذره ای نیکنامی به او نداده بود.

سعدی

 در این بیت شعر،

 از سوئی دیالک تیک غریزه و عقل را به شکل دیالک تیک هوا و هوس و عقل بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن عقل می داند و از سوی دیگر دیالک تیک ننگ و نام را به عنوان معیاری برای نشان دادن اتلاف زندگانی به خدمت می گیرد.

انسان ایدئال سعدی کسی است که غرایز نفسانی را بی رحمانه سرکوب کند و مثل حاتم طائی نامجو باشد.

سعدی از نقش تعیین کننده غرایز انسانی کوچکترین خبری ندارد.

او نمی داند که غرایز طبیعی میلیونها سال قبل از عقل پدید آمده اند و در دیالک تیک غریزه و عقل نقش تعیین کننده را به عهده دارند و می توانند در صورت لزوم کارخانه عقل را به کلی تعطیل کنند.

انسان بدون غرایز طبیعی حتی لحظه ای قادر به ادامه حیات نیست.

عقل نیروی جدیدی است که حتی الامکان به کنترل و هدایت و ارضای معقول و هنجارمند غرایز کمک می کند.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۹)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

استفاده هانا آرندت از مفهوم «ایده ئولوژی» به نیت تئوری ستیزی

ادامه 
 

۱۷

برای هانا آرندت معیار تمیز ایده ئولوژی از تفکر قابل قبول را استفاده از ایده ئولوژی تشکیل می دهد:

 

۱

«ایده ئولوژی متمایل به عمل است، بدون اینکه  فهم نیمبندی از پراتیکی (عملی) داشته باشد که حاوی اش است.

 

عمل

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3644

 

پایان

 

عمل

 

https://hadgarie.blogspot.com/2019/07/blog-post_759.html

 

پایان

 

۲

ایده ئولوژی

فقط منظر (پرسپکتیو) صرف معینی به جهان نیست.

 

۳

ایده ئولوژی

شعور غلط صرف نیست.

 

۴

ایده ئولوژی

در قاموس هانا آرندت باید به طور سیاسی تفسیر شود.

 

۵

ایده ئولوژی باید نسخه ای و جلتقه اجباری برای عمل باشد که هر نوع خودپویی را از بشر سلب می کند.»

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۱۰۷)

 

۱۸

ایده ئولوژی

در قاموس هانا آرندت  

به معنی «پیروزی فلسفه بر سیاست» است.

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۱۰۸)‍

 

۱۹

ایده ئولوژی

به معنی تحت تابعیت کشیدن عمل است.

(به معنی بستن دست و پای عمل است.

مترجم)

 

۲۰

ایده ئولوژی

به معنی انکار پلورالیته (کثرت) است.

 

۲۱

ایده ئولوژی

به معنی انکار کسب دانش تجربی به نفع جهان پدید آورده شده و قابل تسلط است.»

(همانجا. ص ۱۰۹)

 

۲۲

بدین طریق اما کلیه عمارات فکری که مبتنی بر کثرت نیستند، یعنی به تجلیل از تردیدگرایی نمی پردازند،

ایده ئولوژی قلمداد می شوند.

 

۲۳

بنابرین خود همین مفهوم ایده ئولوژی مورد نظر هانا ارندت به ایده ئولوژی مبدل می شود.

به مثابه شعور کاذب و غلط فهمیده می شود که به لحاظ سوسیولوژیکی (جامعه شناسی) بالضروره پدیده های فهمیده نشده را به مثابه مشخصیت کاذب می شمرد و بدین طریق در و دروازه را به روی ایراسیونالیسم (خردستیزی) کل به طور اشرافی درک شده (کل از دید طبقه حاکمه. مترجم) باز می کند.

 

۲۴

ایده ئولوژی

 در قاموس  هانا ارندت با «جنبش و حرکت» در پیوند است.

(حاکمیت توتال، جلد ۳ . ص ۲۵۲)

 

۲۵

نتیجه این می شود که هر تفکری از قبیل تئوری انتقادی که برای هر پراتیک ممکنه نتیجه نهایی می طلبد،

ایده ئولوژی محسوب می شود.

 

۲۶

این اما مبتذل ترین فرم ایده ئولوژی به مثابه شعور غلط خواهد بود که انسانها را از اندیشیدن به آلترناتیوی (بدیلی) برای جامعه آنتاگونیستی  و بربریت های آن باز می دارد و آنها را در بازار در هم بر هم نظرات، کالاها و خودفروشی ها رها می سازد.

 

۲۷

علاوه بر این، این با مفهوم عمل خود هانا ارندت در تضاد قرار می گیرد که دال بر برخورد تق و لق  هانا ارندت با مفاهیم است.

 

ادامه دارد.