۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

درنگی در جهان بینی و بینش پروفسور سید محمد مرندی (۶)

 Seyed Mohammad Marandi

پروفسور سید محمد مرندی  

 درنگی

از

شین میم شین

همانطور که ذکرش گذشت

یکی دیگر از ایرادات بینشی مرندی و خامنه ای و امثال بیشمار شان، 

پریشان اندیشی در زمینه نقش نخبگان است.

پروفسور مرندی خیال می کند که جنگ نتیجه تمیلات نخبگان است:

نتانیابو و ترامپ

اولیگارش های یهودی و مسیحی و غیره

صهیوینست ها

مسیحیان صهیونیست امریکا

امرای عربی

و

روحانیت سنی و شیعی.

سطل ننه ات طلب ها و امثالهم

برای دستگیری پروفسور مرندی جایزه یک میلیون دلاری تعیین کرده اند تا او را از ابراز نظر در رسانه های امپریالیستی باز دارند.

حضرات بی شعور نمی دانند که جهان بینی و بینش پروفسور مرندی ماهیتا فرقی با جهان بینی و بینش علمای امپریالیستی ندارد.

هم مفهوم خرافی طبقه اپشتین از مفاهیم مد روز علمای امپریالیستی است و هم خرافه «نتان یابو ترامپ را به جنگ با ایران سوق داده است.»

پروفسور مرندی هم بسان علمای امپریالیستی از پیروان تئ<ری نخبگان است.

به همین دلیل

نمی داند که ماهیت طبقاتی نتان یابو با ترامپ یکی است.

هر دو نماینده و نوکر بورژوازی مالی اند.

به همین دلیل

نان شان در روغن است.

پروفسور مرندی 

به سبب بی خبری از الفبای تفکر مفهومی و مارکسیسم، اصلا نمی داند که جنگ چیست و تصیم گیر اصلی کیست.

طبقه حاکمه امپریالیستی هم می کوشد که جنایات خود را به گردن نخبگان بیندازد و خویشتن خویش را به آب زمزم بشوید و تطهیر کند.

به همین دلیل 

نخبگانی از قبیل اپشتین و نتان یابو و ترامپ و غیره را تماتیزه می کند (موضوعیت می بخشد.)

دلیل توسل حضرات به ترور شخصیت ها و نخله ها چیست، اگر پیروی از تئ<ری فاشیستی نخبگان و باور عمیق و ایمان قلبی بدان نیست؟

 

ادامه دارد.

درنگی در تحلیل پیرایه یغمایی راجع به شعر نادر نادرپور (۲)

نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
 

در مرگ زیستن

نگاهی به کارنامه ی شعر نادر نادرپور 

  پیرایه یغمایی 

بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
چنگم شکسته به ، که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد

شعر گریز

 مجموعه ی دختر جام

 

۱

بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
چنگم شکسته به ، که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد

معنی تحت اللفظی:

سرودی بر چنگ من نمانده است که نشانه ای از مرگ و غم نداشته باشد.

بهتر آن است که چنین چنگی که عمرا فاقد یک بانگ شادمانه بوده است، شکسته شود و دور افکنده شود.

این دو بیت شعر نادرپور

فاقد انسجام علمی، عقلی و منطقی است.

برای اینکه نشانه ای از مرگ و غم داشتن نوای چنگی هرگز به معنی  «همه عمر
یک بانگ شادمانه
» نداشتن نیست.

یکی از ایرادات بینشی نادرپور بی خبری او از فوت و فن تفکر دیالک تیکی است.

خصلت و ساختار همه چیز هستی، دیالک تیکی است.

نوای چنگ هم هیمشه دیالگ تیکی از مرگ و زندگی و عم و شادی است.

برای اینکه نه مرگ ایزوله و تنها وجود دارد و نه غم ایزوله و تنها.

سعدی

صدها سال قبل از تولد نادرپور  پیشاپیش گفته است:

گل و خار

و

گنچ و کار

و

غم و شادی

به هم اند.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۵)

  
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

بگیر، ای جهانی به روی تو شاد

جهانی، که شادی به روی تو باد

معنی تحت اللفظی:

جهانی را تسخیر و تصاحب کن.

(جهانگیری پیشه کن)

تو که جهانی به روی شادمان است.

تو که جهانی به روی تو شادمان است.

 

مخاطب سعدی در این بیت شعر سعد ابن زنگی است.

سعدی

به عنوان ایده ئولوگ اشراف برده دار و فئودال

عالی ترین نماینده طبقه حاکمه برده دار و فئودال

(سعد ابن زنگی)

را

به جهانگشایی ترغیب می کند

و

ضمنا

هندوانه زیر بغلش می چپاند:

شاد بودن سکنه جهان به روی او.

جهانگیری به مثابه شادی به روی شاه جهانگشا

این چیزی جز جا زدن ذلت (وابسته گشتن) به عنوان عزت (شادی جهان از سیطره بیگانه ای تاجور و قلدر) نیست.

 

ادامه دارد.

 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۳۲)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

  ۳

روشنگری اسپانیا
ادامه
  

روشنگری آغازین اسپانیا

 

۱

·    در روشنگری آغازین اسپانیا انتقاد از فساد به اعتلای ادبیات اقتصادی منجر شد که در تلاش تدوین اصول لازم برای توسعه نیروهای مولده کاپیتالیستی بوده است.

 

۲

·    شالوده آن را، قبل از همه، مرکانتالیسم کولبرت تشکیل می داد که در اسپانیا ضمنا از سوی افراد زیر تقبل و اشاعه داده می شد:

 

الف

·    اوزتاریز:

·    «تئوری و پراتیک تجارت و دریانوردی» (۱۷۲۴ میلادی)

ب

·    اولوئا (۱۷۱۶ ـ ۱۷۹۵ میلادی)  

 

پ

·    کوسیو.

۳

·    در نیمه دوم قرن هجدهم یک تئوری اساسا فیزیوکراتیکی تشکیل می یابد که به تدارک تغییرات اقتصادی ـ عملی جدید می پردازد و به آنها سمت و سو می بخشد.

 

۴

·    این تئوری تحت تأثیر فلاسفه زیر قرار داشت:

 

الف

·    هیوم

ب

·    کوندیلا

پ

·    میرابو  

ت

·    آدام اسمیت.

 

۵

·    افراد زیر متعلق به مکتب فیزیوکرات های اسپانیائی بوده اند:

 

الف

·    کاباروس (۱۷۵۲ ـ ۱۸۱۰ میلادی)

 

ب

·    ویسنته

پ

·    گالیانو

ت

·    ناوارته (۱۷۶۵ ـ ۱۸۴۴ میلادی)

 

ث

·    فروندا.

 

ادامه دارد.