۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۰۵)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

ز خاک آفریده ات خداوند پاک

پس ای بنده، افتادگی کن، چو خاک
 

معنی تحت اللفظی:

خداوند پاک تو را از خاک خلق کرده است.

پس ای برده بسان خاک متواضع باش.

 

سعدی

 در این بیت شعر، دیالک تیک های زیر را توسعه و  آموزش می دهد:

 

۱

دیالک تیک ناپاک و پاک

 

۲

دیالک تیک آتش و خاک

 

۳

دیالک تیک خالق و مخلوق

 

دیالک تیک برده و برده دار

دیالک تیک تواضع و غرور

 

ما به تحلیل مارکسیستی این دیالک تیک ها ادامه می  دهیم:

 

۳

دیالک تیک خالق و مخلوق

 

این دیالک تیک محتوای جهان بینانه دارد:

 

 در جهان بینی ایدئالیستی (مثلا جهان بینی سعدی و کریم در قرآن)

دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور)، نقش تعیین کننده از آن روح (شعور، مثلا خدا) قلمداد می شود.

یعنی

دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) وارونه می شود.

 

در حالیکه روح و یا شعور نه خالق ماده و یا وجود، بلکه انعکاس ماده و یا وجود است.

 

ماده و یا وجود خلق ناپذیر و فنا ناپذیر است.

این ادعای ایدئالیستی

فاقد ارزش و اعتبار علمی و عقلی و تجربی است.

خالق کذایی (خدا) مفهومی بیش نیست.

خدا

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی چیزهای واقعی، جامعتی، طبیعی و غیره بوده است.

ما با سه نوع خدا سر و کار داریم که مفصلا توضیح داده ایم:

طبیعتخدا

طبقه حاکمه ـ خدا

توده ـ خدا.

وحدت و مبارزه خدایان سه گانه

(بخش اول)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1514

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1515

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1516

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1517

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1518

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1519

 

۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1520

 

۸

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1521

 

۹

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1522

 

۱۰

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1523

 

۱۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1524

 

۱۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1525

 

۱۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1526

 

۱۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1527

 

۱۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1528

 

۱۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1529

 

۱۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1530

 

۱۸

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1531

 

۱۹

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1532

 

۲۰

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1533

  

ادامه دارد.

۱۴۰۵ فروردین ۲۳, یکشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۶۶)

       

نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین
 

کنفوسیوس

تمرین تمرکز حواس به ما کمک می کند برای قدردانی از جایی که هستیم خودمان را در زمان حال نگه داریم.
 
حریف
 
 این نقل قول ما را کاملا به زمان حال سوق می دهد. 
گوش دادن به صدای اطرافمان، تجربه درک حضور در جسم خویش و مشاهده و درک عمیق نفس کشیدن می تواند به ما برای کشف این موضوع کمک کند که ما واقعا در اینجا (در زمان کنونی) هستیم.
 اگر در لحظه لحظه زندگی مان حضوری واقعی داشته باشیم، می توانیم به مفاهیم عمیقی در زندگی خود دست پیدا کنیم.
 
 

این تحلیل حریف از ادعای کنفوسیوس مملو از ایرادات منطقی و علمی و عقلی و تجربی است:


۱

 این نقل قول ما را کاملا به زمان حال سوق می دهد.


این ادعای کنفوسیوس 

را

ما تحلیل مارکسیستی کردیم و بی پایه بودنش را اثبات کردیم.

مفهوم حریف مبنی بر سوق دادن مخاطب به زمان حال بی معنی است.

ما در زمان حال حی و حاضر وجود داریم و نیازی به نقل قولی برای سوق داده دشن بدان نداریم.

 
۲
گوش دادن به صدای اطرافمان، تجربه درک حضور در جسم خویش و مشاهده و درک عمیق نفس کشیدن 
می تواند به ما برای کشف این موضوع کمک کند که ما واقعا در اینجا (در زمان کنونی) هستیم.

 

حریف حرف دهن خودش را حتی نمی فهمد:

گوش دادن به حرف اطرافیان 

چه ربطی به اثبات بودن در زمان حال دارد.

وجود هر کس و هر جانور و هر نبات و هر جماد در زمان حال 

امری عینی و واقعی است.

حنی اگر کسی در دور و بر چیزی و کسی نباشد، او در ماضی و مضارع و مستقبل خواهد بود.

تجربه و درک کذایی حضور  خود (؟) در کالبد خویش (و نه در جسم خویش) 

حرف بی ربطی است

و

به اثبات وجود کسی و یا چیزی در زمان حال منجر نمی شود.

۳

 مشاهده و درک عمیق نفس کشیدن 

این یاوه حریف هم زبطی به اینجا بودن و در زمان حال بودن چیزی و کسی ندارد.برای اینکه اینجا و یا آنجا بودن چیزی و یا کسی

امری عینی است.

یعنی

مستقل از مشاهده و درک او ست.

مگر چیزهای جامد که توان مشاهده و درک ندارند، در ماضی و مضارع  و مستقبل نبوده اند و نیستند و نخواهند بود.


ادامه دارد.