۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۲۲)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

حکایت

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

سپهر اش به جائی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

معنی تحت اللفظی:

فلک با مشاهده تواضع قطره کار را به جایی رساند که قطره لؤلؤ (مروارید) اعلی شود.

 

سپهر از برای تو فراش وار 

همی گستراند بساط بهار.

معنی تحت اللفظی:

 چرخ فلک (سپهر) بسان فرش پهن کننده ای، بساط بهار را برای تو پهن می کند. 

 

حافظ

سیر سپـهر و دور قمر را چه اخـتیار

در گردشـند بر حسب اختیار دوسـت

معنی تحت اللفظی:

حرکت چرخ فلک (سپهر) و کره ماه نه اختیاری (نه مبتنی بر آزادی) آنها، بلکه جبری (ضروری) است.هر دو بنا بر اختیار دوست در گردشند.

 

حافظ

مباش بی می و مطرب، که زیر طاق سپهر

بدین ترانه غم از دل بدر توانی کرد.

معنی تحت اللفظی:

می و مطرب در زیر ظاق فلک قادر به غم زدایی از دل اند.

 

سپهر

در این بیت غزل خواجه به معنی آسمان به کار رفته است که در بهترین حالت فرم است و نه سوبژکت.

نه غزبال خونریز خون آشام، نه تحول بخش قطره باران به لؤلؤ و غیره.

 

مجوی، عیش خوش از دور باژگون سپهر

که صاف این سر خم، جمله دردی آمیز است.

معنی تحت اللفظی:

از دور فلک (سپهر) واژگون انتظار خوشی نداشته باش.

برای اینکه صافی این خم حاوی درد است.

 

خواجه

در این بیت غزل،

 سپهر را اولا به آسمان گردنده تشبیه می کند.

ثانیا به خم شراب تشبیه می کند.

خمی که حتی صافی اش خالص و صاف نیست.

تشبیه آسمان به کاسه وارونه کسب و کار همیشگی خواجه بوده است.

 

به نظر سعدی و حافظ، سرنوشت چیزها، پدیده ها و سیستم ها (انسانها) در آسمانها رقم می خورد.

 در خارج از انسانها.

بوسیله نیروهای ماورای طبیعی، ماورای جامعتی.

،ماورای انسانی و ماورای زمینی.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۵۳)

 undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

اهمیت روشنگری

 

۱

·    نتیجه روشنگری عبارت بود از اوجگیری غول آسای علوم طبیعی، علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم دولتی و به دنبال آن رهائی علوم از قید و بند اعتقادات مذهبی.

 

۲

·    در سایه روشنگری بود که برای اولین بار تضادهای زیر بشریت مدرن برای شعور عمومی روشن شدند:

 

الف

·    تضاد میان علم (دانش) و عقیده که برای حل آن، علوم مدرن می بایستی به مثابه وسیله تسلط بر طبیعت و وسیله تحول پراتیک زندگی انسانی مطرح گردند.

 

ب

·    تضاد حقوق طبیعی با کلیه نهادهای مقدس تاریخی که از تلاشی شان می بایستی شرایط لازم برای پیدایش جامعه بورژوائی و نظام جامعتی سرمایه داری فراهم آیند.

 

پ

·    تضاد میان اگوئیسم (خود خواهی، دفاع از منافع فردی) و منافع اجتماعی (همبودی) مبنی بر ایجاد نظام اجتماعی عادلانه، که محتوای عمده تفکر اجتماعی جنبش فکری قرن هجدهم را تشکیل می دهد.

 

۳

·    این تضاد اما عملا از موضع تاریخی بورژوازی رهائی یافته قابل حل نبود.

 

۴

·    تنها شناخت سوسیالیستی بود که وابستگی طبیعی همه انسانها به کار مبتنی بر همبستگی این مسئله لاینحل را حل کرد و امکان تشکیل جامعه بی طبقه را فراهم آورد.

 

۵

·    خدمت بزرگ روشنگری این بود که پیش شرط های لازم برای این شناخت را پدید آورد.

 

۶

·    «روشنگری ئی که بدون گمراهی از حد عقب ماندگی قرون وسطائی نظام فئودالی ـ استبدادی و تعالیم عقیدتی کاتولیکی پا فراتر می گذارد، نه تنها برای رژیم های ارتجاعی به معنی آغاز پایان شان است، بلکه با آن تاریخ شناسی خود ما نیز آغاز می شود.»

·     (ورنر کراوس) 

 

۷

·    از این رو تلاش بر سر تفسیر و ارزیابی فلسفه روشنگری تا امروز بخش ذاتی کلیه تمایلاتی بوده که هدف شان کمک به تعالی معارف نوین بوده است.

 

۸

·    این امر را می توان در علاقه بی پایان بنیانگذاران سوسیالیسم علمی نسبت به روشنگری مشاهده کرد.

 

۹

·    ایدئولوگ هائی نیز که به نحوی از انحا خادم آماج های ما بعد انقلابی بورژوازی بودند، نتوانستند به تعیین موضع خود نسبت به روشنگری نایل آیند، حتی زمانی که آنها برای روشنگری دیگر اهمیتی آینده ساز قائل نبودند و می کوشیدند فونکسیون روشنگری را تحریف کنند و یا ارزیابی دیگری از آن ارائه دهند، تا بلکه بتوانند به توجیه موضع تاریخی بی دورنمای خود نایل آیند ـ روندی که در قرن نوزدهم با پوزیتیویسم آغاز شد و در هیئت فلسفه حیات، هیستوریسم، نئوکانتیانیسم، نئوهگلیانیسم و غیره تا عصر حاضر ادامه دارد.

 

پوزیتیویسم و نئوپوزیتیویسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11693

 

نئوکانتیانیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4474

 

نئوهگلیانیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4516

 

هیستوریسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6348

 

 

فلسفه حیات 

 

۱

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_19.html

 

۲

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_34.html

 

۳

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_37.html

 

۴

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_89.html

 

پایان

ادامه دارد.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۲, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۲۱)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

حکایت

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

سپهر اش به جائی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

معنی تحت اللفظی:

فلک با مشاهده تواضع قطره کار را به جایی رساند که قطره لؤلؤ (مروارید) اعلی شود.

 

سپهر از برای تو فراش وار 

همی گستراند بساط بهار.

معنی تحت اللفظی:

 چرخ فلک (سپهر) بسان فرش پهن کننده ای، بساط بهار را برای تو پهن می کند. 

 

حافظ

سیر سپـهر و دور قمر را چه اخـتیار

در گردشـند بر حسب اختیار دوسـت

معنی تحت اللفظی:

حرکت چرخ فلک (سپهر) و کره ماه نه اختیاری (نه مبتنی بر آزادی) آنها، بلکه جبری (ضروری) است.هر دو بنا بر اختیار دوست در گردشند.

 

 یکی از دیالک تیک هایی که خواجه و فقها می شناسند، دیالک تیک جبر و اختیار (ضرورت) و اختیار (آزادی) است.

خواجه در این بیت غزل هم  دیالک تیک جبر و اختیار (ضرورت) و اختیار (آزادی) را به صورت دیالک تیک اختیار دوست (خدا) (جبر) و اختیار سپهر و قمر بسط و تعمیم می دهد و به درستی، نقش تعیین کننده را از آن جبر (دوست) می داند.

 

اگر نظری به بیت قبلی خواجه بیندازیم، از فرط حیرت شاخ در می آوریم:

 

سـپـهر برشده پرویزنی اسـت خون افشان

کـه ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز اسـت.

معنی تحت اللفظی:

چرخ فلک شبیه غربال خون آشامی است که ریزه اش سر و تاج پادشاهان است.

 

اکنون باید خواه و ناخواه به این نتیحه برسیم که سپهر نوکر و فرمانبر بی اراده خدا (دوست) است و خون آشامی و خونریزی اش به خواست خدا (دوست) است

ضمنا

بی تقصیر است.

این حقیقت امر در رابطه ادعای سعدی هم صدق می کند:

این سپهر نیست که از قطره لؤلؤ نی سازد، بلکه خدا ست و سپهر مأموری بیش نیست.

مأمور بی اختیاری که گاهی آورنده بهار است، لؤلؤ کننده قطره آب باران و آدمکشی خون آشام.

 

ادامه دارد.