۱۴۰۵ تیر ۲۶, جمعه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲۱)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

 

۱۶

دید که چگونه خانواده ها را به جان هم انداخته اند و دار و ندار شان  را بر باد داده اند.

 

کنفوسیوس و طلابش، در این گزارش انتقادی از جامعه چین باستان

دیالک تیک اوبژکتیو ـ سوبژکتیو را نایده می گیرند و فقط قطب سوبژکتیو آن را به نقد می کشند:

افراد را

افراد انتزاعی و کلی و مبهم و نامشخص را.

 

هویت و ماهیت کسانی که خانواده ها را به جان هم می اندازند و ضمنا دار و ندارشان را بر باد می دهند، در گزارش حضرات روشن نمی شوند.

 

به همین دلیل این انتقادات اجتماعی انتزاعی هیچ کمکی به امر روشنگری نمی کنند.

خواننده و شنونده این انتقادات بند تنبانی 

چیزی نمی آموزد و جز کشیدن آهی نمی تواند کار دیگری بکند.

ضمنا در پرتو این جور انتقادات انتزاعی و کلی 

جامعه شناخته نمی شود.

هیچ سیستم جامعتی به تنهایی وجود ندارد.

هر سیستمی در دیالک تیک عنصر ـ ساختار ـ سیستم وجود دارد.

مثال:

دیگ به مثابه یک سیستم

 از اتم های آهن تشکیل می یابد.

عناصر (اتم های آهن) در سیستم دیگ به نحو خاصی با هم ترکیب می شوند.

در نتیجه

دیگ ساختار خاصی دارد.

دیالک تیک عنصر ـ ساختار ـ سیستم

ساختاری که تعیین کننده فونکسیون (کارکرد) دیگ است که پخت و پز است.

دیالک تیک ساختار و فونکسیون.

 


چرخ خیاطی به مثابه یک سیستم از همان عناصر دیگ (اتم های آهن) تشکیل می یابد.

اما ساختار دیگری دارد.

یعنی طرز ترکیب اتم های آهن در چرخ خیاطی با طرز ترکیب همان اتم ها (عناصر) در دیگ تفاوت دارد.

 

 

به همین دلیل

فونکسیون چرخ خیاطی دوخت و دوز است و نه پخت و پز.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۱)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

  

چو خود را ز نیکان شمردی، بدی

نمی گنجد اندر خدائی، خودی

معنی تحت اللفظی:

خودستایی نشانه تعلق به بدان است.

برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.

 

میان خالق و مخلوق، صانع و مصنوع، مولد و مولود رابطه ای عاشقانه برقرار است، نه ضدیت و خصومت.

این واقعیت امر را حتی در رابطه خود سعدی و حافظ نسبت به اشعار و نوشته های خویش می توان دید:

 

سعدی

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس

حد همین است، سخندانی و زیبائی را.

معنی تحت اللفظی:

سخن سعدی و زیبایی یار حد اعلای سخندانی و زیبایی را نمودار می سازند.

 

سعدی در این بیت غزل، دیالک تیک پوئه تیک و استه تیک و دیالک تیک زیبایی گفتار و زیبایی اندام (اروتیک) را به صورت دیالک تیک حدیث و حسن بسط و تعمیم می دهد

و

هر دو را یدئآلیزه و ماکسیمالیزه و مطلق می کند.

عشق و علاقه سعدی به اشعارش شبیه عشق و علاقه مادر و پدر به فرزندش است.

 

سعدی در یکی از حکایات خود،

برخورد مقابله مثل خود را با خشت زنی نقل می کند:

خشت زن در روند کار اشعار سعدی را غلط غلوط می خواند.

سعدی هم به لگدمال کردن خشت های او می پردازد.

 

دلیل این عشق خالق به مخلوق

هم طبیعتی و غریزتی است و هم جامعتی.

خالق در آیینه مخلوق لیاقت و خلاقیت خود را باز می یابد و به خودشناسی می رسد.

خدا هم پس از مشاهده حوا و آدم

فتبارک الله احست الخالقین می گوید.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری انحصاری ـ دولتی (۲) (بخش آخر)

 

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین
 

ت

شاخص های ماهوی سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

 

۱

·    ماهیت سرمایه داری انحصاری ـ دولتی را می توان در اقدامات و عوامل زیر دید:

 

الف

·    در تقسیم درآمد ملی به نفع انحصارات از طریق بودجه دولتی

 

ب

·    در وجود کارخانجات دولتی و بانک های دولتی

 

پ

·    در مداخله دولت در مبارزه بر سر میزان دستمزد به نفع سرمایه مالی

 

ت

·    در «برنامه های کمک» دولتی و «نقشه های» دولتی به  رشته های اقتصادی منفرد و به کل اقتصاد و غیره.

 

۲

·    سرمایه داری انحصاری ـ دولتی در فرم «انتگراسیون» (همپیوندی) (مثلا همبود اقتصادی اروپا)، به مثابه قدرت سرمایه داری بین المللی عمل می کند.

 

ث

هدف از تشکیل سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

 

·    بورژوازی انحصاری می کوشد از طریق شرکت دادن دولت در حیات اقتصادی و با استفاده از امکانات چند جانبه دولت به اهداف زیر جامه عمل بپوشاند:

 

۱

·    روندهای عینی خودپوی مؤثر در سرمایه داری را تنظیم کند.

 

۲

·    از حدت تضادهای ملتهب بکاهد و آنها را خاموش سازد.

 

۳

·    جنبش کارگری و تأثیرات روزافزون سوسیالیسم را نابود سازد.

 

۳

·    سرمایه داری انحصاری ـ دولتی اگرچه فرم های اقتصاد سرمایه داری و فرم های حرکت تضادهای آن را تغییر می دهد، ولی نه تنها سرمایه داری را از بین نمی برد، بلکه تضادهای اقتصادی، اجتماعی وسیاسی آن را تشدید می کند.

 

۴

·    سرمایه داری انحصاری ـ دولتی به تعمیق تضادهای لاینحل موجود میان سرمایه مالی (که دولت را زیر فرمان خود دارد) و خلق می پردازد.

 

۵

·    این تضاد شالوده عینی وحدت مبارزاتی طبقه کارگر با کلیه نیروهای ضد انحصاری را تشکیل می دهد.

 

۶

·    تضادمندی درونی سرمایه داری انحصاری ـ دولتی عبارت از این است که آن، سیستم سرمایه داری مبتنی بر مالکیت خصوصی بر وسایل تولید را با وسایلی تحکیم می بخشد که سرمایه داری را به سوی انحلال سوق می دهند:

·    سرمایه داری انحصاری ـ دولتی از سوئی قدرت سرمایه را تقویت می کند و از سوی دیگر آن را به سوی گور می راند و سوسیالیسم را به طور مادی تدارک می بیند.

 

۷

·    توسعه سرمایه داری انحصاری ـ دولتی، در مجموع، بیانگر فرتوتی شیوه تولید سرمایه داری و زوال روز افزون آن است.

 

·    مراجعه کنید به امپریالیسم، سرمایه داری.

 

امپریالیسم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8909

 

پایان

 

سرمایه داری

(کاپیتالیسم)

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/07/blog-post_651.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17876

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17884

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17889

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17896

 

پایان