۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۴۶)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten 

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش  

 

۱۱

آرامش وقتی حاصل می آید که خواهش و فهم با محبت کامل همدیگر را در آغوش بکشند.

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط رسیدن به آرامش پیوند کامل خواهش و فهم و محبت است.

 

قبل از بررسی مفاهیم این ادعای کنفوسیوس و طلابش باید به متد فکری آنها بپردازیم:

حضرات برای رسیدن به آرامش، دیالک تیک آرامش درونی و آرامش برونی را تخریب می کنند ، قطب آرامش برونی (شرایط زندگی) را دور می اندازند و قطب آرامش درونی را مطلق می کنند.

در حالیکه نقش تعیین کننده از آن آرامش برونی است.

وقتی شرایط زندگی کسی وخیم باشد، یعنی آرامش برونی لازم را از دست داده باشد،  طبیعی است که آرامش درونی اش را از دست بدهد و حتی دستخوش ناخوشی های روحی و روانی گردد.

از انجا که کنفوسیوس و طلابش روشنفکران طبقه حاکمه اند و اهل کار فیزیکی نیستند و نان شان همیشه در روغن است، برای آرامش برونی اعتنایی ندارند.

مثلا نمی دانند که بشر قبل از اینکه به «خواهش و فهم و محبت» بیندیشد، به مایحتاح حیاتی شخصی و خانوادگی و طبقاتی خود می اندیشد.

تز اساسی مارکس:

درک ماتریالیستی تاریخ

 

درک ماتریالیستی تاریخ

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15921

 

پایان

  

آرامش وقتی حاصل می آید که خواهش و فهم با محبت کامل همدیگر را در آغوش بکشند.

 

آرامش و خواهش و فهم و محبت

همه عناصر فکری و روحی و روانی اند.

یعنی ثانوی اند.

 

می توان گفت که کنفوسیوس و طلابش

دیالک تیک ماده و روح

(وجود و شعور، وجود جامعتی و شعور جامعتی)

را

وارونه می سازند.

یعنی

نقش تعیین کننده را از آن روح (شعور) قلمداد می کنند.

یعنی

موضع ایدئآلیستی می گیرند و در جامعه بشری درک ایدئآلیستی تاریخ را نمایندگی و تبلیغ می کنند.

 

درک ایدئالیستی تاریخ

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15917

 

پایان

 

اما منظور حضرات از خواهش و فهم و محبت چیست؟

خواهش

همیشه طبقاتی است.

خواهش اشراف فئودال کجا و خواهش رعایا و برده ها کجا؟

فهم

هم همیشه طبقاتی است.

توده مولد و زحمتکش گرفتار نان بخور و نمیر است و از نعمات فکری و فرهنگی (تحصیل و آموزش و پرورش و هنر و استه تیک و غیره) عمدتا محروم اند.

هزاران سال است که کار فکری و هنری  و استه تیکی و غیره در انحصار اقلیت متعلق به طبقات حاکمه است.

فرزندان توده مولد و زحمتکش

از تحصیلات مدرسی و به ویژه تحصیلات عالی چه بسا محروم اند.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۳۴)

      کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 

۲۱
هر گاه توانستی لذت و شادی را در پنچر دشن چرخی، وسط جاده ای متروک، خارج از شهر، در شبی طوفانی بیابی، به حقیقت نزدیکی.
 
تا جنون فاصله ای نیست در آنجا که تویی.
 
آدم باید از نعمت ذره ای عقل اندیشنده محروم باشد تا در پنچر شدن چرخ ماشینی  «وسط جاده ای متروک، خارج از شهر، در شبی طوفانی» شادی و حظ و لذت بیابد.

علاوه بر این جنون، احساس جنون آمیز شادی و حظ و لذت از یافتن چیزچ
جه ربطی به دور شدن از حقیقت و یا نزدیک شدن به حقیقت دارد؟

حقیقت اصلا چیست؟

ظاهرا حقیقت برای مجانین یانکستان و ایرانستان 
چیزی تجملی برای باد در غبغب انداختن و پوز دادن است.
مثل تابلوی نقاشی چند میلیون دلاری از زن فربهی است.

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۷۵)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

http://t0.gstatic.com/licensed-image?q=tbn:ANd9GcRfBk3--Q_yW6Kh4V6f8bdGktVYt0jPx99S66MZSxz-M-Esw-jENBDdLuGMdLbc6v9e

 

دعاوی هانا آرندت راجع به «اضافه ارزش»

۱

تئوری مارکسی راجع به اضافه ارزش، در واقع چیز نوینی است که مارکس در علم الاقتصاد وارد کرده است.

 

ارزش

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8022

 

ارزش

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8168

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8179

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8187

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8194

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8198

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8204

 

پایان

 

ارزش مصرف

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12111

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12121

 

پایان

 

۲

انتقاد منطفی و دقیق از این تئوری  به جوهر تفکر مارکس مربوط می شود.

 

۳

اگر کسی بخواهد که با صداقت علمی دست به قضاوت بزند، باید از ذات این تئوری  به استخراج تناقضات فکری مارکس نایل آید و بطلان تئوری اضافه ارزش را اثبات کند.

 

۴

البته تا کنون کسی قادر به این کار نبوده است.

 

۵

تئوری ستیزی هانا آرندت و فنومنولوژیسم سطحی اش اکنون مانع آن می شود که او قادر به به آن باشد که تئوری ارزش مارکس را اصلا و به طور کلی بفهمد.

 

۶

ارزش از نظر هانا آرندت به طور سطحی فقط  چیزی است که مارکس راجع به ارزش مصرف شیئی در نظر داشته است.

 

۷

تقلیل تفکر توسط هانا آرندت به فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر امور) سبب می شود که او به طور دلبخواهی در سطح پدیده ها پرسه بزند تا بتواند گرد و خاک به راه اندازد و به ادعای چیزی نایل آید.

چیزی که اصلا نمی تواند به موضوع تئوری مارکس نزدیک شود.

یعنی در حواشی تئوری مارکس می ماند.

 

۸

انتقاد ذاتی از تئوری مارکس از موضع فلسفی هانا آرندت محال است.

 

۹

 هانا آرندت در وهله اول  در بخشی از «ویتا اکتیوا»، آنجا که بحث بر سر اضافه ارزش است، به «یکسان قلمداد کردن کار و تولید نعمات می پردازد» تا کار را به «طبیعی ترین کردوکار در میان کلیه کردوکارهای بشری» تنزل بخشد.

چیزی که بطلانش در بخش قبلی از این تحلیل اثبات شده است.

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۹۳)

 

۱۰

بدین طریق هانا آرندت به مارکس تهمت می زند که گویا اضافه ارزش از دید مارکس از «مازاد طبیعی نیروی کار» حاصل می آید.

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۹۳)

 

۱۱

این ادعای هانا آرندت چیزی جز تحریف ساده و سطحی مارکس نیست.

 

ادامه دارد.