انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Erinnyen
Zeitschrift
für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
بودو گاسمن
کارل مارکس
(۱۸۱۸ ـ ۱۸۸۳)
وحشی سازی تفکر:
هانا آرندت راجع به کارل مارکس
قبل از ادامه دادن به ترجمه این نقد بودو
گاسمن از هانا آرندت
مفاهیمی را در این بخش زیر ذره بین تحلیل
مارکسیستی قرار می دهیم:
۱
عوضی گرفتن تئوری مارکس با مارکسیسم شوروی
سؤال اولا این است که تئوری مارکس زیر
حملات ایده ئولوژیکی علمای امپریالیسم قرار می گیرند و یا مارکسیسم؟
علمای امپریالیسم با مارکس به مثابه
آکادمیسین مشکلی نداشته اند و ندارند و حتی حاضر می شوند، کرسی تدریس دانشگاهی در
اختیار مارکس قرار دهند.
مشکل علمای امپریالیستی با مارکسیسم بوده
و است که ایده ئولوژی علمی پرولتاریا، به مثابه گورکن سرمایه داری است.
سؤال ثانیا این است که منظور از مارکسیسم
شوروی که الترناتیو تئوری مارکس قلمداد می شود؟
چرا اینجا سخن از تئوری مارکس است و نه
سخن از مارکسیسم، ولی در اتحاد شوروی سخن از مارکسیسم است و نه از انحرافات و تصورات
و تفسیرات مفید از تئوری های مارکس و از مارکسیسم ـ لنینیسم؟
خواننده این نقد بودو گاسمن عملا به این
نتیجه می رسد
که
مارکسیسم نه علمی فلسفی و یا فلسفه ای علمی، بلکه پدیده ای جغرافیایی است:
مارکسیسم آلمانی، فرانسوی، شوروی، چینی،
آلبانی و اینجایی و آنجایی.
بودو گاسمن همین بلا را بر سر دیگر مفاهیم
مارکسیستی هم در می آورد:
تعین فرم اقتصادی به عوض فرماسیون افتصادی
کلکتیویسم بروکراتیکی به عوض مرحله گذار
از جامعه نیمه فئودالی ـ نیمه سرمایه داری به سوسیالیسم و غیره
۲
کشف مکانیسم های اقتصادی توسط مارکس
بودو گاسمن تنها خدمت کارل مارکس را کشف
مکانیسم های اقتصادی می داند.
او بدین طریق ضمن هانا آرندت ستیزی ظاهری
به تبدیل مارکسیسم به «اکونومیسم» مبادرت می ورزد:
مارکس (و انگلس) نه کاشف مکانیسم های
اقتصادی، بلکه کاشف تز تعیین کننده معروف به «درک ماتریالیستی تاریخ»، سوبژکتیویته در
تاریخ جامعه بشری، پرولتاریا به مثابه سوبژکت تاریخ در دوران سرمایه داری و اثبات
علمی مفاهیم فلسفی و اقتصادی و غیره از قبیل استثمار در جامعه سرمایه داری
(استثماری که گاسمن به دول سوسیالیستی هم نسبت می دهد)، تئوری ارزش، اضافه ارزش و غیره و
غیره است.
جا زدن مارکسیسم به مثابه «اکونومیسم» کسب
کار هر ننه مرده ای است.
خلایق خر خیال می کنند که منظور از
زیربنای اقتصادی، اقتصاد است.
به همین دلیل برای اثبات بطلان مارکسیسم
شعار می دهند که «اقتصاد مال خر است.»
زیربنای اقتصادی نه مفهومی اقتصادی، بلکه
مفهومی فلسفی است.
دیگر مفاهیم مارکسیستی هم به همین سان:
فرماسیون اقتصادی هم نه مفهومی از مفاهیم
علم اقتصاد، بلکه مفهومی فلسفی (ماتریالیستی ـ تاریخی) است.
سرمایه داری هم به همین سان.
نه مفهومی اقتصادی بلکه مفهومی فلسفی
(ماتریالیستی ـ تاریخی) است و تعریف دیگری دارد.
ادامه دارد.