۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

درنگی در شعری از نادر نادرپور تجت عنوان «رشته گسسته» (۳)

   نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
خدای جهان سرخوش از آفرینش
مرا ارمغان کرد سازی یگانه


من آن ساز را بر دو زانو نشاندم
سرش را چو کودک فشردم به شانه

معنی تحت اللفظی:

خدای جهان به همان سان که فرزندی به افراد می دهد، به من ساز دلبند بی همانندی داده است 

و

من همان رفتاری را که هر کس با فرزند دلبند بی همانندش دارد، با ساز یگانه ام داشته ام:

روی دو زانویم نشانده ام و سرش را به سینه (شانه) فشرده ام.


دو سیمی که بر سینه اش بسته دیدم
دو رگ بود از مغز تا دل، روانه


به سر پنجه ام هر دو را آزمودم
وز آنها به نوبت شنیدم ترانه

معنی تحت اللفظی:

دو سیم ساز دلبندم شبیه دو شاهرگ فرزند هر کس بود که هادی جریان خون و  اکسیژت و مواد غذایی و گاز کربنیک از سر تا پایش بود.

با نوازش دو سیم ساز دلبند، ترانه دلخوشی شنیدم.

به همان سان که با نوازش فرزندان دلبند هر کس شنیده می شود.

یکی ،‌ ناله ای داشت پیوسته غمگین
یکی دیگرش ، نغمه ای شادمانه


یکی خوشتر از خواب در صبح مستی
یکی تلخ ،‌ چون بوسه ی تازیانه

نغمات دو سیم ساز، شبیه ناله و ناز فرزند دلبند هر کس،

دیالک تیکی از شادمانی و غم انگیزی بود.

دیالک تیکی از لذت و ریاضت بود:

دیالک تیکی از خوشی خواب صبح مستی و رنچ ناشی از تازیانه.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۹)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 

برنارد مانده ویل

 

 برنارد مانده ویل

 (۱۶۷۱ ـ ۱۷۳۳)

پزشک،

تئوریسین اجتماعی هلندی،

مقیم انگلستان

مؤلف «افسانه زنبوران عسل»

او نه فضایل اخلاقی، بلکه مفاسد اخلاقی را سرچشمه رفاه عموم می دانست، که به پارادوکس مانده ویل معروف شده است.

 

۱

·    فلسفه اخلاق انگلیس در دوره بعد از جان لاک مخالف اخلاق مذهب وحی بوده است.

 

۲

·    نمایندگان برجسته فلسفه اخلاق انگلیس افراد زیر بوده اند :

الف

·    برنارد مانده ویل (پزشک)  

 

ب

·    گراف فون شافتس بری (۱۶۷۱ ـ ۱۷۱۳)  

 

۳

·    مانده ویل در کتاب خود تحت عنوان «افسانه زنبورها و یا عادات ناپسند شخصی به مثابه منافع عمومی» (سال ۱۷۱۴ میلادی) به پیروی از هوبس می نویسد که نه سجایای اخلاقی، بلکه خود خواهی، مال پرستی کلاهبرداری و تجمل پرستی نیروهای محرکه پیشرفت اند.

 

۱۴

·    اگوئیست (خودپرست) به نظر او فقط کسانی نیستند که فاسد نامیده می شوند، بلکه همچنین کسانی اند که به داشتن سجایای اخلاقی معروف خاص و عام اند.

 

۱۵

·    مانده ویل با تیزهوشی اثبات می کند که ثروتمندان، کشیشان و دولتمداران نه فقط از اگوئیسم کسانی که به عنوان فاسد مزمت و محکوم می شوند، بهره شخصی می برند و به اشاعه اگوئیسم کمک می کنند، بلکه خود آنها نیز اگوئیستند، با این تفاوت که آنها اگوئیسم خود را عوامفریبانه زیر جامه سجایا پنهان می سازند.

 

۱۶

·    از این رو مانده ویل به این نتیجه می رسد که اخلاق مسیحی نه تنها اگوئیسم را محدود نمی کند، بلکه به اشاعه آن کمک می کند.

 

۱۷

·    مانده ویل اما به این کشف خود قناعت نمی کند، بلکه خواستار رونق بخشیدن آزادانه به اگوئیسم می شود و برای جلوگیری از انحراف آن نه اخلاق مسیحی، بلکه قدرت دولتی و قوانین را توصیه می کند.

 

۱۸

·    هرجا انسان ها از سر اگوئیسم فاسد نشوند و قوانین را زیر پا نگذارند، آنجا قوانین با منافع عمومی انطباق  خواهند داشت.

 

۱۹

·    آموزه (تعلیمات)  مانده ویل حاوی گرایشات ماتریالیستی است، اگر چه منکر کافر و دشمن کلیسا بودن خویش است.

 

۲۰

·    مانده ویل در آثار خود بر ضد شافتس بری  موضعگیری  می کند.

·     زیرا در فلسفه او تحریف واقعیت و فلسفه ثروت (ثروتمندان) را می بیند.

 

۲۱

·    برکلی مخالف سرسخت مانده ویل بوده است.

 

۲۲

·    ولی هم آدام اسمیت و هم روشنگری فرانسه تحت تأثیر مانده ویل قرار داشته اند.

 

۲۳

·    مارکس در باره او می نویسد:

 

الف

·    «مدافعه از عادات ناپسند مشخصه گرایش سوسیالیستی ماتریالیسم مانده ویل است، که یکی از شاگردان انگلیسی سالخوده تر جان لاک بوده است.

 

ب

·    او ثابت می کند که عادات ناپسند در جامعه کنونی ضرور و مفیدند.

 

پ

·    این اما به معنی دفاع از جامعه کنونی نبوده است.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲، ص ۱۳۸)

 

ادامه دارد.

۱۴۰۴ بهمن ۲۷, دوشنبه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۷)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

 

همانطور که ذکرش گذشت،

روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی، بسان روحانیت فئودالیستی سنی یا شیعی 

تفاوت ها و تضادها و تشابهات جدی دارند

که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

یکی از وجوه مشترک منفی و مخرب مهم روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی،

مرتجعیت (واپسگرایی) هر دو ست.

روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی،

ایدئال و آرمان خود را نه در آینده، بلکه در گذشته (در صدر اسلام) می جویند.

هدف و آماج نظری (تئوریکی، تئولوژیکی و یا فقهی)  هر دو برگشت به ماضی است.

هر دو سودای برگشت کودکانه و ابلهانه به صدر اسلام را در سر دارند.

اما این ماضی شکوهمند کذایی، یعنی این صدر اسلام چه بوده است؟

روحانیت فوندامنتالیستی سنی

مثلا داعش و طالبان و غیره 

ماضی ایدئلیزه گشته خود را، یعنی صدر اسلام کذایی را چگونه احیا کرده اند؟

تنزل دگرمذهبان به درجه برده و خرید و فروش آنان.

اعدام بیرحمانه دگر مذهبان و دگر اندیشان.

تنزل زنان به درجه نیمه ناقص العقل بی حق و حقوق

جتگ افروزی به نیت اشغال اراضی ملل دیگر و تشکیل تخیلی «دولت اسلامی و یا داعش»

مراسم اعدام (بریدن سر همنوعان) در سنتی وحشیانه تر از صدر اسلام

بمبگذاری در مراکز تجمع مسلمین دگرمذهب (شیعی) و خرابکاری هر از گاهی.

تولید و تکثیر توحش و وحشت 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۲۸)

  صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هَٰذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ ۚ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۶۱]

و به آنان گفته شد كه در اين قريه سكونت كنيد و هر جا هر چه خواهيد بخوريد و بگوييد كه گناهان ما را بريز و سجده‌كنان از دروازه داخل شويد، تا گناهانتان را بيامرزيم.

 به پاداش نيكوكاران خواهيم افزود.

 
کریم
در این آیه و نه فقط در این آیه،
 انسان ـ تصور و انسان ـ تصویر معین خاصی را نمایندگی و تبلیغ می کند:
خدا به مثابه اوتوریته (نخبه، مرجع) مطلق
هم
برای انسان ها تعیین تکلیف می کند
(در اين قريه سكونت كنيد و هر جا هر چه خواهيد بخوريد )
و
هم
تعیین حرف می کند
(بگوييد كه گناهان ما را بريز و سجده‌كنان از دروازه داخل شويد، تا گناهانتان را بيامرزيم.
و
هم
بشریت را به طور کلی گناهکار (بدهکار خدا) قلمداد می کند.
نسبتی که در مسیحیت هم به بشریت داده می شود:
اعدام زجربار عیسی مسیح به معنی تقبل گناهان بشر توسط او و تبرئه بشریت قلمداد می شود.
عیسی مسیح خود را فدای بشر می کند.
 
می توان گفت که کریم در این آیه، دیالک تیک تئوری و پراتیک (حرف و عمل) را به صورت دیالک تیک  اراده و فرمان  الهی و انجام کورکورانه و کودک واره توسط بشریت
بسط و تعمیم می دهد
و
وارونه می سازد:
یعنی نقش تعیین کننده را از ان اراده و فرمان الهی (تئوری، حرف) می داند
و
نه از آن پراتیک (عمل).
 
بشر بدین طریق خردزدایی، خود اندیشی زدایی و آدمیت زدایی می شود.
بشر صغیر واره، کودک واره، ناقص العقل واره محسوب و قلمداد می شود.
یعنی
به درجه ای نازلتر از نباتات و جانوران تنزل داده می شود.
 
برای اینکه خدا حرف در «دهن» نباتات و جانوران نمی گذارد.
یعنی
نباتات و جانوران آزادتر و مختارتر و «آدم تر» از بشر تلقی می شوند.
با جایگزینی خدا با خرد در فلسفه کلاسیک بورژوایی (کانت و هگل و فویرباخ)
یعنی
با برتر از خدا محسوب داشتن خرد (فلسفه)، اختیار (آزادی) و خودمختاری (اساثلال) بشر اعلام و عملی می شود.
 
ادامه دارد.

۱۴۰۴ بهمن ۲۶, یکشنبه

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۰)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
 
محمد ناطقی
اخلاق: 
نظام هنجاری مبتنی بر کرامت انسان، مسئولیت متقابل و پاسخ‌گویی؛
 نه فرمانِ مصون از پرسش.
 
معنی تحت اللفظی:
اخلاق به نظم هنجاری مبتنی بر کرامت انسانی و احساس مسئولیت متقابل و پاسخگویی متقابل اطلاق می شود.
 
این تعریف و در حقیقت، تحریف محمد ناطقی از اتیک و یا اخلاق است.
اتیک و یا اخلاق یک مفهوم فقهی و فلسفی است.
اخلاق در قاموس محمد ناطقی و فرهنگ واژه های او
به فقدان مطلق صداقت در رفتار میان ـ انسانی  اطلاق می شود.
به رفتار مبتنی بر تظاهرات و تعارفات  و احترامات بی محتوا و توخالی.
به رفتار مبتنی بر تزویر و تقیه و تظاهر و تئاتر و ادا و اطوار مبتنی بر ریا.
بدین طریق و با این تعریف (تحریف) و ترفند
اخلاق به چیز تغییرناپذیر و ثابت  و منجمد و همیشه همان تقلیل می یابد.
به چیزی توخالی و بی محتوا و فرمالیته.

اما از این خبرها نیست.

 

اتیک

(اخلاق)

https://hadgarie.blogspot.com/2020/12/blog-post_981.html
 
 
اخلاق و یا اتیک
مثل دولت، مذهب، قضاوت، هنر و غیره
یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی  هر جامعه  است.
روبنایی که تابع زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) است.
با تحول زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) هر جامعه،
همه چیزهای روبنایی ـ ایده ئولوژیکی
( دولت، مذهب، قضاوت، هنر و غیره و اخلاق حاکم)
دستخوش تغییر و تحول می گردند.
در صورت سرسختی  عناصر روبنایی ـ ایده ئولوژیکی معینی، این روند تغییر و تحول
کند و تدریجی می گردد.
ولی علیرغم آن به سطح چیزهای توخالی و پوسته واره تنزل می یابد.
یعنی
زیربنای اقتصادی جدید مهر خود را بر پیشانی عناصر روبنایی ـ ایده ئولوژیکی می کوبد و فاتحه ای بلند بالا بر عناصر کهنه و ارتجاعی و پوسیده می خواند.
از اتیک و اخلاق کهنه، فقط چیزهایی حفظ می شوند و توسعه و تکامل می یابند که مثبت و مترقی و حیاتمند باشند. 
 
مثال:
اخلاق نظامات برده داری و فئودالی کجا و اخلاق نظام سرمایه داری مبتنی بر رقابت آزاد  کجا و نیهلیسم اخلاقی  (فساد اخلاقی) نظام سرمایه داری انحصاری ـ دولتی (امپریالیستی) کجا و اخلاق نظام سوسیالیستی کجا؟

ادامه دارد.