۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۳)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه
 

۴۸

پیش شرط صدور هر حکمی در موافقت و یا مخالفت با اراده آزاد، ترکیبی از سوبژکت گرامری (فاعل، نهاد) و گزاره (مسند، محمول) است که نه در طبیعت یافت می شود و نه به طور تجربی در روان بشری.

بنابرین پیش شرطش توان اراده فکری به مثابه کردوکار تصدیق و یا تکذیب (کردوکار تأیید و یا انکار) است.

 

۴۹

 پیش شرط  تکذیب ویا انکار وجود آزادی اراده، همیشه داشتن اراده آزاد است.

 

۵۰

این بدان معنی است که تکذیب و یا  انکار آزادی اراده،  خود تناقض آمیز است و لذا بی معنی است.

 

۵۱

اگر اراده به سوی حقیقت سمتگیری کند،

در این صورت،  آزاد است.

 

۵۲

اراده اگر منکر حقیقت به مثابه یک مفهوم باشد،

در این صورت، نه آزاد، بلکه ایراسیونال (ضد عقلی) است.

به همان سان که اراده در مورد هانا آرندت و پافشاری اش بر خودپویی و «خوداندیشی» آزاد نیست.

(وایس فلوگ. همانجا. ص  ۹۷)

در حقیقت به مثابه توان فرمال (صوری) و دلبخواهی است.

 

۵۳

هانا آرندت

با انکار اراده آزاد، جنبه تعیین کننده شخص بودن (آدم بودن) را به گور می سپارد.

شخص بودنی (آدم بودنی) که پیش شرط مبارزه علیه فاشیسم است.

 

۵۴

هانا آرندت در آثارش، به اثبات هیچ اصل اخلاقی مبادرت نورزیده است.

برای اینکه او هر اثبات راسیونالی (عقلایی) را اصولا رد می کند.

 

۵۵

هانا آرندت اما بدون موازین اخلاقی نمی تواند از عهده کاری برآید.

حتی نمی تواند  به انتقاد از «توتالیتاریسم» بپردازد.

 

۵۶

از این رو برای کشف فهم هانا آرندت از  اخلاق،

باید به حرف های هرازگاهی او پناه برد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری (کاپیتالیسم) (۳)

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین
 

۱

سرمایه داری رقابت آزاد

ادامه

 

۱۵

·    همراه با بورژوازی، طبقه نوینی به نام پرولتاریا پا به عرصه می نهد.

 

۱۶

·    بورژوازی و پرولتاریا دو طبقه اصلی جامعه سرمایه داری را تشکیل می دهند.

 

(ما با دیالک تیک کار و سرمایه و ی پرولتاریا و بورژوازی سر و کار داریم.

با حذف بورژوازی در اثر انقلاب پرولتری، پرولتاریا هم حذف می شود.

پرولتاریا در هیئت طبقه کارگر به صاحب وسایل اساسی تولید ارتقا می یابد و بورژوازی سلب مالکیت بر وسایل تولید می شود.

سلب مالکیت کنندگان با انقلاب سوسیالیستی به نوبه خود سلب مالکیت بر وسایل تولید می شوند.

قانون دیالک تیکی نفی نفی ویا نفی در نفی.

مترجم)

 

۱۷

·    پرولتاریا، از همان آغاز پیدایش خویش، بر ضد استثمار سرمایه داری وارد مبارزه شده است.

 

۱۸

·    مبارزه پرولتاریا، نخست به صورت قیام های خودپو با مطالبات اقتصادی بوده است، ولی پس از تشکیل جنبش کارگری، پرولتاریا به مثابه نیروی سیاسی مستقل بر ضد طبقه بورژوازی و دولت بورژوائی وارد عمل می شود.

 

۱۹

·    مبارزه طبقه کارگر، به برکت کمونیسم علمی تدوین شده از سوی مارکس و انگلس، آماج علمی مستدل کسب کرده است.

 

۲۰

·    در نظام سرمایه داری، طبقه سرمایه دار که اقلیت کوچکی را تشکیل می دهد، مالک وسایل تولید است، در حالیکه اکثریت جمعیت کشور که عمدتا از پرولتاریا و نیمه پرولتاریا تشکیل می یابد، سلب مالکیت شده و فاقد وسایل تولید است و به سبب موقعیت اجتماعی خود مجبور به فروش نیروی کار خود و تولید ثروت برای طبقات اجتماعی حاکم است.

 

۲۱

·    توسعه تولید سرمایه داری سبب می شود که میلیون ها کارگر در کارخانجات صنعتی متمرکز شوند و وارد روند کار و تولید اجتماعی گردند، ولی ثمرات تولید را سرمایه داران تصاحب می کنند.

 

۲۲

·    با این تضاد اصلی نظام سرمایه داری، یعنی تضاد میان خصلت اجتماعی تولید و فرم خصوصی ـ کاپیتالیستی تصاحب ثمرات کار، که خود را، قبل از همه، در هرج و مرج تولید نمودار می سازد، راه برای پیدایش بحران های اقتصادی عمیق سیکلی، جنگ ها و مبارزات طبقاتی باز می شود.

 

۲۳

·    مناسبات تولیدی سرمایه داری که در دوره آغازین کاپیتالیسم راهگشای توسعه پیشرفتمند سریع نیروهای مولده بوده اند، به سدی در راه توسعه بعدی نیروهای مولده بدل می شوند.

 

(دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده

(اساسی ترین دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی)

فری از بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا ست.

فرم (مناسبات تولیدی) در آغاز تشکیل و تکوین شیوه تولید سرمایه داری پس از حذف انقلابی فئودالیسم،  کوجب توسعه شتابان محتوا (نیروهای مولده) می شود.

ولی پس از تحکیم شیوه تولید سرمایه داری ، فرم (مناسبات تولیدی) سرمایه داری برای توسعه محتوای آن ( نیروهای مولده) تنگ می شود و جامعه دستخوش بحران می گردد.

مترجم)

 

۲۴

·    تراکم و تمرکز تولید و سرمایه در نظام سرمایه داری از سوئی به ثروتمندتر شدن سرمایه داران منجرمی شود، که تعدادشان به طور روزافزون کاهش می یابد ولی قدرت اقتصادی و سیاسی شان غول آساتر می گردد و از سوی دیگر به وخامت هرچه بیشتر وضع طبقه کارگر و به خانه خرابی روز افزون توده های مولدین کوچک می انجامد.

 

۲۵

·    تضادهای رشد یابنده که به طور مداوم شدت می یابند، موجب نا خشنودی توده های تحت استثمار و ستم نسبت به نظام سرمایه داری می شوند.

 

۲۶

·    تعداد طبقه کارگر و آمادگی اش به پیکار رشد می کند و مبارزه طبقاتی بر ضد نظام سرمایه داری اوج می گیرد.

 

۲۷

·    تضاد لاینقطع میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، شرایط  و امکان انقلاب سوسیالیستی  و جایگزینی مناسبات سرمایه داری با مناسبات تولیدی سوسیالیستی را پدید می آورد.

 

۲۸

·    طبقه کارگر به سبب جایگاه (موقعیت) اجتماعی اش طبقه انقلابی قاطع و پیگیری است.

 

۲۹

·    طبقه کارگر گورکن جامعه سرمایه داری و معمار جامعه سوسیالیستی است.

 

۳۰

·    طبقه کارگر در مبارزه بر ضد سرمایه داری، سازمان می یابد، تشکل های طبقاتی و احزاب سیاسی خود را به وجود می آورد و بر ضد بورژوازی وارد مبارزه اقتصادی، سیاسی و تئوریکی می شود.

 

۳۱

·    طبقه کارگر در این میان، نه فقط نماینده منافع خویش، بلکه همچنین نماینده منافع همه زحمتکشان جامعه است.

 

۳۲

·    طبقه کارگر به مرکز رهبری کلیه نیروهائی بدل می شود که بر ضد سرمایه داری مبارزه می کنند.

 

ادامه دارد.




۱۴۰۵ تیر ۱۸, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۸)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

حافظ همه لوله های توپخانه شعرش را علیه عقل نشانه گیری می کند و قابل شناسائی بودن هستی را انکار می کند:

حافظ

آنهمه شعبده ها عقل که می کرد، اینجا

سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.

معنی تحت اللفظی:

عقل اینجا اوتوریته ای حقه باز است و شباهت غریبی به سامری در آنجا دارد.

حقه بازی عقل با معجزات غریزه و یا عشق 

شبیه حقه بازی سامری با معجزات حضرت موسی (عصا و ید بیضا) است.

 

سامری

 در قرآن حقه بازی است که در غیاب حضرت موسی از زرها و زویرها گوساله ای زرین می سازد و گوساله را خدا جا می زند و خداپرستی را با گوساله پرستی جایگزین می سازد.

ید بیضا 

یکی از ۹ معجزه حضرت موسی بوده است:

حضرت موسی در آستیم خود می کند و وقتی بیرون می اورد، دستش نورانی و درخشان می شود.

 

محتوای این بیت غزل خواجه را نیز تحقیر توهین آمیز عقل تشکیل می دهد.

بر خلاف ادعای خواجه

حقه باز نه عقل، بلکه غریزه و به ویژه عشق است که از کاهی کوهی و از زباله ای زری سر هم بندی می کند و به خورد عاشق بدبخت می دهد.

 

ادامه دارد.