۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

  

حقیقت و کثرت (پلورالیته)

 

۱

حقیقت عینی، ظاهرا برای هانا آرندت فقط در علوم طبیعی (علم الاشیاء) وجود دارد.

حقیقت آنهم تازه مرافعه بر انگیز است.

(مایکه وایس فلوگ. همانجا. ص ۲۴۳)

 

۲

حقیقت عینی در عرصه سیاست خود را در کثرت (پلورالیته) منحل می کند.

 

۳

به قول هانا آرندت، «اعتبار قضاوت نه بنا بر صحتش،  بلکه بیشتر در روند کمونیکاسیون و مبادله فکری  در افکار عمومی سنجیده می شود که بر زبان می آید.»

(همانجا. ص ۸۵)

 

۴

حقیقت به موضع نویسنده وابسته است.

 

۵

حقیقت به «مبادله متقابل منظر نظر (پرسپکتیو)» وابسته است که در گفتگویی فرضی با دیگری بر زبان می آید.

در گفتگو میان کسانی که در «روند کمونیکاسیون (هماندیشی) و در روند مبادله نظر» در ملاء عام شرکت می ورزند.

(همانجا. ص ۸۴ و ص ۸۵)

 

۶

اتخاذ منظر نظری (پرسپکتیو) مستقل از موضع خود» به نظر هانا آرندت «حقه بازی کلان» است.

 

۷

«حقیقت راسیونال (عقلی)» حداقل در امور سیاسی نمی تواند وجود داشته باشد.

 

۸

«این بدان معنی است که اعتبار اعتقادات خود را و مبانی عمل جامعتی خود را همیشه باید از نو به بوته آزمایش نهاد، زیر علامت سؤال قرار داد و تقسیر کرد.

 

۹

این هسته تفکر هانا آرندت است که نه فقط در مفاهیم سیاسی او، بلکه به مثابه موضع او در کامنت های مباحثاتی اش معلوم می گردد.»

(همانجا. ص ۹۹)

 

۱۰

هانا آرندت خودش می گوید:

«هر حقیقتی به معنی واقعی کلمه، غیر انسانی است.

برای اینکه خطر آن می رود که خلایق به ناگهان به نظر واحدی برسند.

یعنی

 از کثرت نظر به وحدت نظر برسند.

آن سان که جهان که همیشه بر پایه تنوع نظر میان بشر می تواند تشکیل یابد، از عرصه زمین محو شود.»

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۹۹)

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۱)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدابینی از خویشتن بین مخواه

معنی تحت اللفظی:

پبش شرط تعلق به طبقات حاکمه بی اعتنایی به خویشتن خویش است

و

پبش شرط خداپرستی، خودستیزی است.

 

سعدی

در این بیت شعر

تواضع را صفت بزرگان جا می زند.

 

سعدی ادعا می کند که بزرگان، خودبین نبوده اند.

منظور از مفهوم «بزرگان» چیست؟

اگر منظور خداوندان نعمت و پروردگاران بنده است، اگر منظور اشراف بنده دار، فئودال و دربار است، این ادعا دروغی بیش نیست.

این جماعت خودخواه ترین افراد بشری اند.

  

سعدی در مصرع دوم این بیت شعر

خودبینی را مغایر با خدابینی تلقی می کند.

سعدی در این دیالک تیک، نه تنها نقش تعیین کننده را به غیرمن (خدا) می دهد، بلکه من را تا حد هیچ تنزل می دهد و انسان فردگرا، خودمختار، خودشناس و خودآگاه را تحت عنوان رکیک «خودبین» به کفر و خدا ناشناسی متهم می کند و خودبین را به مثابه ضد خدابین تلقی می کند.

در فلسفه سعدی خودبینی به معنی خودپرستی (فردگرائی) تفسیر می شود.

فردگرائی یکی از مشخصات اصلی ایدئولوژی طبقه متوسط (بورژوازی) است.

در فلسفه سعدی مفاهیم اغلب تحریف می شوند.

خدابینی قاعدتا نباید مانع خود بینی شود.

خودبینی و کشف حسن و عیب خویش، نه تنها منفی نیست، بلکه برای توسعه فردی، جامعتی و شخصیتی انسانی لازم است.

حتی خودخواهی که در فلسفه فئودالی تقبیح می شود، یکی از بنیادی ترین غرایز موجودات زنده است.

حفظ نفس و دفاع از منافع فردی و طبقاتی خویش، نه تنها منفی نیست، بلکه یک ضرورت ناگزیر و یک صفت انقلابی است.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زنگرایی (فمینیسم) (۲)

https://www.jungewelt.de/img/2200/25832

کلاودیا ونگرین

(فمینیسم بورژوائی و یا همبستگی زنان؟)

زنتصویر حاکم، زنتصویر حکام است!

کلاودیا ونگرین

عصر ما

(۵ ماه مارس سال ۲۰۰۴)

برگردان

 میم حجری

   

مسئله زنان، مسئله مردان نیز است!

ادامه

 

۱۳

·    فشار کاری بیشتر ما را به قربانیان سهلتر متلک و آزار و تخریب روانی در محیط کار ـ ولی متأسفانه نه به انسان های بهتر ـ بدل می کند.

 

۱۴

·    بنا بر «ناگزیری های به اصطلاح عینی» امروزه ما هرچه بیشتر بر سر دو راهی انتخاب میان ۴۵ ساعت کار غیررسمی در هفته و وابستگی تام و تمام به شوهر قرار می گیریم.

 

۱۵

·    «ناگزیری های به اصطلاح عینی» را اقلیت انگشت شماری بنا بر میل و هوس خود (یعنی به طور سوبژکتیو) تعریف و تعیین می کنند.

·     اقلیت انگشت شماری که درآمدشان به میلیاردها می رسد، بی آنکه به ازای آن کاری کرده باشند.

 

۱۶

·    زنانی که جزو این اقلیت انگشت شمارند و یا دستکم دفاتر «کار» آنها را اداره می کنند، باید به لحاظ سختگیری و بی رحمی از رقبای مرد خود همیشه جلوتر باشند.

 

۱۷

·    چنین زنانی در پله های نردبان توسعه باید هر روز از نو اثبات کنند که تیشه بر ریشه «غریزه مادری» زده اند و هرگز دست خود را سپر حمایت از ضعیفان نمی کنند.

 

ادامه دارد.