۱۴۰۵ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۱۸)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

حکایت

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

سپهر اش به جائی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

معنی تحت اللفظی:

فلک با مشاهده تواضع قطره کار را به جایی رساند که قطره لؤلؤ (مروارید) اعلی شود.

 

    سعدی در جای دیگر صدف و سپهر و غیره را به کلی فراموش می کند و تحول اعجاز آمیز قطره به لؤلؤ و قطره به انسان را کار شخص شخیص خدا می داند:

ز ابر افکند، قطره ای سوی یم

ز صلب اوفتد نطفه ای در شکم

از آن قطره لولوی لالا کند

وز این، صورتی سرو بالا کند.

معنی  تحت اللفظی:

خدا از ابر قطرات باران را به دریای بیکران  می باراند و از پشت نر نطفه ای در رحم ماده.

از قطرات مروارید می سازد و از نطفه انسانی برازنده.

 

سعدی

 نه از روند تکوین انسان و لؤلؤ خبر دارد و نه از محتوا و ترکیب شیمیائی نطفه و لؤلؤ.

البته از حکیم قرون وسطی نمی توان انتظار بیشتری داشت.

ایراد سعدی این است که او بر اساس حدس و گمان به توضیح تکوین لؤلؤ و انسان مبادرت می ورزد و بدتر از همه اینکه او از آن نتایج ارتجاعی خرافی و غلطی را استخراج می کند.

 

مفهوم «سپهر» که سعدی به کار می برد، مفهومی ایراسیونال (ضد عقلی) و خرافی است.

سعدی مفاهیم ایراسیونال را به دلیل فقر علمی برای درک و  توضیح پدیده ها به خدمت می گیرد:

 

مگر رنج سرما بر او بس نبود

که جور سپهر انتظارش فزود.

معنی تحت اللفظی:

انگار رنج سرما کافی نبود که ستم سپهر هم بر آن مزید شد.

 

سعدی

در این بیت شعر

دیالک تیک طبیعت و ماوراء الطبیعه

را

به صورت دیالک تیک ستم سرما و ستم سپهر بسط و تعمیم می دهد.

 

منظور سعدی از سپهر، همان خرافه فلک و چرخ گردون و غیره است.

 

سپهری که قطره متواضع را به مروارید مبدل می سازد، همان سپهری است که بر بشر و جانور ستم روا می دارد.

 

بدین طریق جای طبقات حاکمه ستمگر جامعتی را قوای واهی ماورای طبیعتی می گیرند و طبقات حاکمه ستمگر به آب زمزم شسته می شود.

بدین طریق طبیعت و جامعه با قوای ایراسیونال (ضد عقلی) ماورای طبیعتی و ماورای جامعتی درک می شود، بدون اینکه درک شود و توضیح داده می شود، بدون اینکه توضیح داده شود.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۶۷)

       

نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین
 

حریف کنفوسیوس شناس

زندگی واقعا ساده است، اما ما اصرار داریم آن را سخت کنیم
آیا زندگی واقعا آنطور که احساس می کنید پیچیده است؟
 بله، زمانی که هزاران افکار متضاد داشته باشیم و نگرانی های سلامتی، مالی و ارتباطی که ما را به دردسر انداخته اند در ذهن مان به هر سو بروند، زندگی مان پیچیده است.

این «تحلیل» حریف از ادعای کنفوسیوس  را باید نحست تجزیه و سپس تحلیل کنیم:

 

۱
زندگی واقعا ساده است، اما ما اصرار داریم آن را سخت کنیم 

اولا

بر خلاف نصور حریف، زندگی اصلا ساده نیست.

هیچ چیز ساده نیست.

منظور از ساده چیست؟

ثانیا 

ضد دیالک تیکی ساده، نه سخت، بلکه مرکب است.

ضد دیالک تیکی سخت، سهل و نرم و آسان  است.

زندگی و هر چیز دیگر

خصلت و ساختار دیالک تیکی دارد:

زندگی

دیالک تیکی از شخت و سهل (دشوار و آسان)، ساده و مرکب، ساده و پیچیده و بغرنج است.


ثالثا

کیفیت و ماهیت هر چیز

مثلا سختی و نرمی، دشواری و آسانی، سختی و سهلی هر چیز

اوبژکتیو (عینی) است و نه سوبژکتیو (این و آنی).

بنابرین این ادعای حریف و کنفوسیوس اصولا و اساسا نادرست است.

سختی و سهلی زندگی هم به همین سان.

کیفیت زندگی عمله و دهقان و پیشه وری

 نه به دلیل «اصرار آنها بر سخت سازی آن»، بلکه در جایگاه اجتماعی آنها و در مناسبات تولیدی (حاکمیت طبقاتی جامعه) است.


ادامه دارد.