به قلم
چائو هسیو چن
ترجمه به آلمانی از متن امریکایی
هانس کریستیان مایسر
(۲۰۰۵)
برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی
۲۶
هر بدبختی بشری نتیجه نابردباری و عدم تحمل او نسبت به نظرات و اعمال دیگران است.
کنفوسیوس و طلابش همیشه و همواره و همچنان فقط فرد مجزا و ایزوله شده ای را به رسمیت می شناسند و همه کاسه ها و کوزه ها را بر سر آن بدبخت
خرد و خراب می کنند.
انگار دیگران نه آدم، بلکه مجسمه اند.
انگار مسبب بدبختی هر کس، ضمنا و قبل از خودش،
دیگران و جامعه و جهان نیست.
تصاویری از دانشآموزان دختران مدرسه شجره طیبه منتشر شده که معلمشان چند دقیقه قبل از انفجار انداخته است.
مثال:
همین چندی قبل مدرسه دخترانه ای به موشک های غول آسا بسته شد و کودکان چه بسا درجا خاکستر و حتی غبار شدند.
این بدبختی کودکان و مادر و پدرشان « نتیجه نابردباری و عدم تحمل آنها نسبت به نظرات و اعمال اجامر امپریالیستی و صهیونیستی بوده است؟»
ضمنا
مگر اجامر امپریالیستی و صهیونیستی عقیده و نظری دارند تا کسی نسبت به آنها نابردبار باشد؟
فرمایشات ترامپ و لطان یابو نشانه فقدان مطلق عقیده و نظرند.
ترامپ همین هفته قبل گفت:
مهم برای من باسن افراد است.
من برای انتخاب کسی قبل از هر چیز به باسنش توجه می کنم.
هوادارنش هم حسابی کف زدند و ابراز محبت کردند.
داشتن عقیده و نظر
دیری است که حکم کیمیا دارد.
به قول شاعری
«ما نمی اندیشیم.
پس هستیم.»
جامعه بشری شده طویله و تیمارستان.
مگر در طویله و تیمارستان صاحب نظری و صاحب عقیده ای یافت می شود؟
ادامه دارد.