۱۴۰۵ تیر ۱۸, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۸)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

حافظ همه لوله های توپخانه شعرش را علیه عقل نشانه گیری می کند و قابل شناسائی بودن هستی را انکار می کند:

حافظ

آنهمه شعبده ها عقل که می کرد، اینجا

سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.

معنی تحت اللفظی:

عقل اینجا اوتوریته ای حقه باز است و شباهت غریبی به سامری در آنجا دارد.

حقه بازی عقل با معجزات غریزه و یا عشق 

شبیه حقه بازی سامری با معجزات حضرت موسی (عصا و ید بیضا) است.

 

سامری

 در قرآن حقه بازی است که در غیاب حضرت موسی از زرها و زویرها گوساله ای زرین می سازد و گوساله را خدا جا می زند و خداپرستی را با گوساله پرستی جایگزین می سازد.

ید بیضا 

یکی از ۹ معجزه حضرت موسی بوده است:

حضرت موسی در آستیم خود می کند و وقتی بیرون می اورد، دستش نورانی و درخشان می شود.

 

محتوای این بیت غزل خواجه را نیز تحقیر توهین آمیز عقل تشکیل می دهد.

بر خلاف ادعای خواجه

حقه باز نه عقل، بلکه غریزه و به ویژه عشق است که از کاهی کوهی و از زباله ای زری سر هم بندی می کند و به خورد عاشق بدبخت می دهد.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ تیر ۱۷, چهارشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۶۸)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ﴾
[ الأنفال: ۵]

آنچنان بود كه پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بيرون آورد، حال آنكه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند.

کریم

در این آیه

از اختلاف نظر در میان مؤمنین در زمینه مهاجرت از مله به مدینه پرده برمی دارد.
حضرت محمد به عوض استدلال علمی و عقلی و تجربی و اثبات ضرورت مهاجرت، دست به دامن دگم مشیت الهی می شود:
خدا مهاجرین را از مکه بیرون می آورد.
یعنی
افسار مؤمنین مهاجرین در دست خدا بوده است و نه در دست حضرت محمد.
حضرت محمد بدین ترفند زحمت اندیشیدن و توضیح دادن به خود نمی دهد.
یعنی
جای هماندیشی را اراده الهی می گیرد.
یکی از مضرات طرز «تفکر» مذهبی هم همین است:
به همین دلیل شعار انشاء الله در هر موردی ورد زبان مسلمین است.
این به معنی سلب اختیار از خود است و موجب تنبلی ذهنی و فکری آنان می گردد.
 

﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ﴾
[ الأنفال: ۶]

با آنكه حقيقت بر آنها آشكار شده درباره آن با تو مجادله مى‌كنند، چنان قدم برمى‌دارند كه گويى مى‌بينند كه آنها را به سوى مرگ مى‌برند

کریم در این آیه دلیل واقعی مهاجرت از مکه به مدینه را بر زبان می راند:
جان مؤمنین در خطر بوده است.
به همین دلیل فرار را بر قرار ترجیح داده اند. 
اینجا هم به عوض بحث و استدلال و اثبات علمی و عقلی و تجربی ضروت مهاجرت،
پای اراده و مشیت الهی به میان کشیده می شود.
یکی از تفاوت های مهم طرز تفکر فلسفی ـ علمی (مارکسیستی)  با طرز «تفکر» مذهبی همین است.
ورود حزب توده به صحنه جامعه به معنی قطع رابطه قطعی با طرز «تفکر» مذهبی بوده است.

ادامه دارد.
 

درنگی در ذهن و عکاسی (۹)

  کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
اکنون به درنگی در این به اصطلاح کتاب حریف یانکی و مترجم ایرانی خطر می کنیم:
 
این کتاب با یادداشت هایی از این و آن شروع می شود:
 
یادداشت دوم
پل سزان
هنرمند باید کار هنری اش را انجام دهد،
 درست همچنان که درخت بادام شکوفه می دهد
و
حلزون 
خطی به دنبال خود می کشد.
 
حریف بانکی و مترجم ایرانی
هر دو فلسفه فقیر و مفهوم فقیر اند.
 
مثلا تعریف یادداشت را نمی دانند.
به عبارت دقیقتر، تفاوت یادداشت با یاوه را نمی دانند.
 
یادداشت
یعنی
 به حافظه سپردن و به خاطر آوردن
 موضوع و نکته ٔ مهمی را در دفتر یا ورقه ای برای به یاد آوردن ثبت کردن .
 نکات مهم و مشخصات موضوعی را به طور زبده و خلاصه نوشتن یا آنها را برای به یاد آوردن و ثبت کردن 
 
رونویسی مو به موی یاوه های این و آن که یاداشت نامیده نمی شود.
 

 پُل سِزان 
 از نقاشان مدرن فرانسه
   از نقاشان پست‌امپرسیونیسم 
 
 
پل سزان
هنرمند باید کار هنری اش را انجام دهد،
 درست همچنان که درخت بادام شکوفه می دهد
و
حلزون 
خطی به دنبال خود می کشد.
 
معنی تحت اللفظی:
کار هنری شبیه کار نباتات و جانوران است.
 
پل سزان 
هم بسان حریف یانکی و مترجم ایرانی
تعریف  مفهوم کار را نمی داند.
 
کار به مادیت و شیئیت بخشیدن به اندیشه اطلاق می شود:
به قول مارکس 
عمله و بنا 
قبل از بنای خانه ای، مدل فکری خانه را در ذهن خود می سازند.
بعد اندیشه مربوطه با مصالح طبیعی مثلا آب و کاه خاک و سنگ و چوب و آهن و غیره به صورت خانه ای مادیت می بخشند
و
آخر سر خانه ایتشکیل می یابد که در خطوط کلی اش،
شبیه اندیشه (مدل فکری خانه) او ست. 

پل سزان   
ضمنا فرق و تقاوت و تضاد بشر با نبات و جانور را نمی داند.

درخت بادام و دیگر درختان
اهل تفکر نیستند تا کار بکنند.
هم و غم اصلی نباتات و جانوران تولید مثل و تکثیر نوع خویش است.
درختی می تواند صدها دانه بادام تولید مثل کند و بدین طریق صدها درخت پدید آورد و نوع خود را تکثیر و حفظ کند و توسعه بخشد.
هنرمند
بسته به پایگاه طبقاتی خویش می تواند طبیعت و جامعه را انعکاس هنری بخشد.
هم و غم هنرمند بازتولیدهنری پدید ها و روندها و سیستم ها ست.
برتری هنرمند بر درخت بادام این است که هنرمند هم تولید فکری و یا هنری می کند و هم تولید مثل می کند.
هنرمند
هم فرزند تولید می کند و هم آثار.
 
حلزون هم بسان درخت است.
خطی که از سیر و سفرش پدید می آید، نه محصول کار او، بلکه محصول حست و جوی او ست.
جست و جوی جفت برای تولید مثل و جست و جوی کلم برای رفع حوایج مادی خود.
 
ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۷)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

حافظ همه لوله های توپخانه شعرش را علیه عقل نشانه گیری می کند و قابل شناسائی بودن هستی را انکار می کند:

 

حافظ

ـ بهای باده چون لعل چیست؟

 ـ جوهر عقل.

بیا که سود کسی برد، کاین تجارت کرد.

معنی تحت اللفظی:

پرسش: قیمت شراب لعلگون چیست؟

پاسخ: قیمت شراب لعلگون، جوهر عقل است.

مبادله جوهر عقل با باده لعل بسیار سودآور است.

شبیه مبادله زباله با زر و زیور است.

 

بهتر از این نمی توان به تحقیر خرد و تخریب خانه خرد پرداخت.

ما مدت ها از خود می پرسیدیم:

دلیل سانترالیزاسیون و ایدئآلیزاسیون (تجلیل افراطی) عشق و می و غیره توسط حافظ چیست؟

 

برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش باید به پیامد عشق و شراب اندیشید:

عشق و شراب و غیره به تضعیف عقل منجر می شوند.

به تعطیل کارخانه مغز و به یکه تازی قوای غریزی منجر می شوند.

 

حافظ در این بیت غزل

تعویض جوهر عقل را با شراب تبلیغ و توصیه می کند و چنین معامله ای را سودآور جا می زند.

 

ادامه دارد.