۱۴۰۵ شهریور ۱۶, دوشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۹۴)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی
 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾
[ الأنفال: 45]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر به فوجى از دشمن برخورديد پايدارى كنيد و خدا را فراوان ياد كنيد، باشد كه پيروز شويد.


 کریم

در این آیه،

جادوی ظفرنمون خواب در آیه قبلی را با فرمان صریح و مستقیم جایگزین می سازد:

 کریم

در این آیه،

دیالک تیک مقاومت و مبارزه را به صورت دیالک تیک پایداری و التماس دعا بسط و تعمیم می دهد

و

التماس دعا را پیش شرط ظفر (پیروزی) می داند.

محتوای التماس فراوان دعا را تقویت پسیکولوژیکی (روحی و روانی) تشکیل می دهد.

 کریم

در این آیه هم مسلمانان و دشمنان شان را نه سوبژکت جهاد (مجاهد)، بلکه آلت دست بی اراده خدا قلمداد می کند و نتیجه جهاد نهایتا ان می شود که خدا می خواهد.

فرق هم نمی کند که مسلمانان پیروز شوند و یا دشمنان شان.

می توان گفت که کریم فاتالیسم (سرنوشت گرایی) را به صورت مشیت الهی بسط و تعمیم می دهد.

دگم مشیت الهی یکی از مهمترین دگم های اسلام است.


 

«مَشیّت» به معنای خواست و اراده‌ است.

 مشیت الهی یکی از صفات کمال خداوند است که به دو گونه مشیت تکوینی و مشیت تشریعی است.

 مشیت الهی بر خلاف مشیت بندگان، مطلق و نامحدود بوده و محتاج به وجود لوازم و شرایط خاصی نیست.  

دانشنامه اسلامی


فاتالیسم

(تقدیر گرایی، سرنوشت گرایی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11717

 

پایان

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۳)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت، قوی

معنی تحت اللفظی:

برای اثبات صحت اندیشه ای به عوض هارت و پورت و فحش و پرخاش و خشم و خروش، باید به ارائه و اقامه دلیل قوی و معنامند مبادرت ورزید.

سعدی

با این بیت شعر از موضوع (تواضع) خارج می شود و وارد خطه تئوری شناخت می شود:

سعدی در دیالک تیک استدلال و احساسات نقش تعیین کننده را از ان استدلال می داند.

دیالک تیک استدلال و احساسات

را

می توان فرمی از دیالک تیک شعور و شور محسوب داشت.

نقش تعیین کننده در دیالک تیک شعور و شور هم از آن شعور است.

در کشور ما (و نه فقط در کشور ما)

جای شعور (استدلال علمی و عقلی و تجربی) را شور (شعر و شعار و تهییج و تحریک عاطفی و احساسات) می گیرد.

 

جای استدلال علمی و عقلی و تجربی را هم استدلال اسکولاستیکی (ذکر آیه ای، حدیثی، روایتی، کلام قصاری، بیت شعری، نقل قصه ای، اندرزی، وعظی می گیرد.

 

سعدی در این بیت شعر برای توضیح نظرخویش،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

به صورت دیالک تیک قوت و معنویت (معنامندی) و به صورت  دیالک تیک قوت منطقی و معنامندی بسط و تعمیم می دهد.

اما منظور سعدی از دلایل قوی و معنوی چیست؟

دلایل قوی سعدی مبتنی اند بر مثالهائی از جهان جمادات، نباتات و جانوران و یا قصص و روایات خرافی و یا کلمات قصار خردمندی بی نام و با نام.

 

دلایل قوی در واقع باید بر تجارب زنده زندگی و بر استنتاجات علمی مبتنی باشند.

 از پراتیک زندگی نتیجه گرفته شوند و صحت شان در کوره پراتیک زندگی به ثبوت رسیده باشد.

منظور سعدی از دلایل معنوی بر طرز تفکر دیالک تیکی خودپوی او مبتنی است.

 

سعدی با مفهوم «دلایل معنوی»، ضمنا دیالک تیک فرم و محتوا را به صورت دیالک تیک صورت و معنی بسط و تعمیم می دهد.

 

به نظر او دلایل باید به محتوای (معنی) چیزها، پدیده ها و سیستم ها مربوط باشند، نه به فرم (صورت ظاهر) آنها.

این نظر سعدی، نه تنها به طور کلی درست، بلکه حتی در عصر حاضر نبوغ آمیز است.

او خواننده خود را از ارائه دلایل صوری منع می کند و به غور و بررسی روندهای درونی (ماهوی) فرا می خواند.

منظور او از دلایل معنوی را در بیت شعر بعدی به روشنی بیشتری می توان دید:

سر از کوی صورت به معنی کشید

قلم بر سر حرف دعوی کشید.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ شهریور ۱۵, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۲)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

به عزت هر آن کاو فروتر نشست

به خواری نیفتد ز بالا به پست

معنی تحت اللفظی:

اگر کسی با عزت در مجلسی و مسجدی در محل تجمع افراد عادی بنشیند، مجبور نمی شود که تحقیر شود. 

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت، قوی

معنی تحت اللفظی:

برای اثبات صحت اندیشه ای به عوض هارت و پورت و فحش و پرخاش و خشم و خروش، باید به ارائه و اقامه دلیل قوی و معنامند مبادرت ورزید.

 

پس تواضع چه می شود؟

 

سعدی در این بیت شعر، برای حقیقت ادعاها معیار تعیین می کند، ولی نه معیار عینی ـ واقعی و علمی و عملی، بلکه معیار ذهنی ـ معرفتی.

ولی او در هر حال معیار تعیین می کند و از این رو جای شکر و سپاس است.

سعدی برای اثبت صحت نظر، دلیل قوی و معنوی طلب می کند و خشم و پرخاش و شور و احساس را هیچ می شمارد.

 

ادامه دارد.