۱۴۰۵ مهر ۶, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۱۴)

 Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

کلیک کنید تا توضیحات کامل را ببنید.

زُحَل یا کِیوان 

(saturn)، 

بعد از سیارهٔ مشتری، 

دومین سیارهٔ بزرگ منظومه شمسی و ششمین سیارهٔ نزدیک به خورشید است.

 زحل یک گلولهٔ گازی غول‌پیکر است که با وجود حجم زیادش تنها ۹۵٫۱۵۹ برابر زمین جرم دارد. 

چگالی این سیاره حدود یک‌هشتم زمین و کمتر از آب است. 

یک روز کامل در زحل برابر ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه در زمین و یک سال آن ۲۹٫۵ برابر سال زمین است. 

از آنجایی که مدار استوایی زحل تقریباً همانند زمین در ۲۷ درجه است، تغییرات زاویهٔ سیاره نسبت به خورشید شبیه به زمین است و در این سیاره نیز همان چهار فصل مشاهده می‌شود. 

جنس این سیارهٔ همانند مشتری از گاز است که بیشتر آن را هیدروژن تشکیل می‌دهد.

 میزان اندکی هلیوم و متان در رده‌های بعدی گازهای تشکیل‌دهندهٔ سیاره قرار دارند.

 

به قدر هنر جست باید محل

بلندی و نحسی مکن چون زحل

معنی تحت اللفظی:

محل خود را بسته به لیافت خود برگزین.

مثل سیاره زحل بلندی و نحسی پیشه مکن.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

 دیالک تیک هنر و جایگاه اجتماعی را فرمولبندی می کند.

مفهوم «هنر» در فلسفه سعدی به معانی مختلف به خدمت گرفته می شود.

او در تئوری بنیاد برای خروج از بن بست تئوریکی ـ تئولوژیکی (نظری ـ فقهی)  این مفهوم را خم و راست می کند و به کار می برد، که به جای خود و مستقلا مورد بحث قرار گرفته است.

 

اکنون باید همه تخیل و فانتزی خود را به کار یبریم، تا منظور سعدی را از مفهوم انتزاعی «هنر» دریابیم.

سعدی فرمان می دهد که کسی نباید پا از گلیم خویش درازتر کند.

هرکس باید متناسب با هنر خود جایگاه خود را در جامعه تعریف و تعیین کند.

با صدور احکام انتزاعی آب هم از آب تکان نمی خورد.

هنر باید به طور مشخص تعریف شود، تا معیاری برای هنرمندی انسانها کشف شود.

در بی هنری اشراف بنده دار، فئودال و دربار کسی تردید ندارد و هنرمندی لایزال توده های مولد را حتی زیر خروارها لجن و زباله نمی توان پنهان داشت.

اگر جایگاه اجتماعی هر کس متناسب با میزان هنر او باشد، پس باید همه اشراف بنده دار و فئودال و دربار را به کار گل گماشت و سعدی را به جرم سایه خدا نامیدن جباران و خونریزان درملأ (ملاء) عام شلاق زد.

انسانها جایگاه اجتماعی خود را به دلخواه انتخاب نمی کنند.

جایگاه اجتماعی انسانها را پایگاه طبقاتی شان به آنها تحمیل می کند.

ادامه دارد.

 

 

 

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۶۰۴)


 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا ۚ إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ﴾
[ الأنفال: ۵۹]

آنان كه كافر شده‌اند نپندارند كه جسته‌اند، زيرا خدا را ناتوان نمى‌سازند.


کریم 
در این آیه، جستن را به معنی  جستن از خطر و خطا  به کار می برد
و
اثبات  بطلان تصور کفار از دیالک تیک سود و زیان استفاده می کند.
طرز تفکر کریم  و تاجر جماعت و امروزه محافل امپریالیستی پراگماتیستی (مبتنی بر
دیالک تیک سود و زیان) است.

پراگماتیسم و اینسترومنالیسم (واریانت امریکایی اش) از مکاتب فلسفی مهم امپریالیسم  است.
پراگماتیس

 

پراگماتیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11561

 

پایان

 

اینسترومنتالیسم

(ابزارگرایی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11316

 

پایان

 
برای  کریم حقیقت عینی  نه وجود دارد و نه معنی:
حقیقت آن است که برای کسی سودآور باشد.


زيرا خدا را ناتوان نمى‌سازند.

کفار نجسته اند.
برای اینکه نمی توانند به خدا ضرر و زیان برسانند.
تضعیفش کنند.
 
ادامه دارد.