۱۴۰۵ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

درنگی در بینش و جهان بینی پروفسور جیانگ سنه کین (۱۳)

 

جیانگ سنه گین

(Jiang Xueqin)

(۱۹۷۶)

معروف به پروفسور جیانگ

کانادایی ـ چینی

نویسنده و مدرس در پکن (چین)

 مبلغ بازی ـ تئوری
 (Game Theory)
 (Spieltheorie)

درنگی

از

شین میم شین

پروفسور اخیرا بر اساس بازی ـ تئوری ویدئوئی پان ایرانیستی منتشر کرده است که قابل بررسی است:

دلایل بازی ـ تئوریکی پروفسور بر پیروزی ایران بر ترامپ اما شنیدنی اند:
 
دلیل چهارم پروفسور بر غلبه ناپذیری ایران:
 
ایران در مقابل حمله مغول هم فقط به ظاهر شکست خورده است.

چرا و به چه دلیل؟

چون سران مغول بالاخره اسلام آورده اند و شیوه کشورداری ایران را به خدمت گرفته اند.
 
ایراد بینشی پروفسور این است که آن فرمالیستی و فنومنولوژیستی است:
پروفسور 
بسان همه پیروان فرمالیسم 
فرم 
را
شیوه کشورداری و اسلام آوری را مطلق می کند 
و
محتوا
را
حاکمیت طبقاتی
را
ماستمالی می کند.

پروفسور 
بسان همه پیروان ففنومنولوژیسم
فنومن 
(نمود، پدیده، ظاهر)
را
شیوه کشورداری و اسلام آوری را مطلق می کند 
و
ماهیت
 (ذات)
را
حاکمیت طبقاتی
را
ماستمالی می کند.
 
پروفسور 
شرایط سوبژکتیو (ذهنی، فکری)
را
مطلق می کند
و
شرایط اوبژکتیو (عینی، مادی)
را
نادیده می گیرد.
 
پروفسور
بلایی را که حمله مغول بر سر نیروهای مولده ایران و دیگر کشورها در آورده است و جوامع مربوطه را قرن ها عقب انداخته است، نمی بیند.
 
جالب و سؤال انگیز این است که همین پروفسور مدعی غلبه ناپذیری ایران،
اکنون ویدئوی دیگری منتشر می کند و فروپاشی عنقریب ایران را تئوریزه می کند.
 
به نظر جدید پروفسور
در ایران سه مرکز قدرت وجود دارد:
سپاه
ارتش
پارلمان
 
محاصره دریایی امپریالیسم امریکا
میان این مراکز سه گانه قدرت شکاف می اندازد و ایران را از درون متلاشی می کند.
 
پروفسور
در این «تحلیل» بازی ـ تئوریکی اش
در روبنای جامعه بشری سیر می کند و سیر دل خیالبافی می کند.
چون سپاه و ارتش و پارلمان ارگان های روبنایی اند.
ایراد بینشی ـ جهان بینانه دیگر پروفسور این است که او بی اعتنا به دیالک تیک زیربنای اقتصادی ـ روبنای ایده ئولوژیکی،
رولنای ایده ئولوژیکی
(حکومت) 
را
مطلق می کند
و
زیربنای اقتصادی
را
یعنی مناسبات تولیدی
را
یعنی
حاکمیت طبقاتی
را
یعنی 
طبقه حاکمه
را
فراموش.
 
ضمنا
بی اعتنا به دیالک تیک داخلی و خارجی، 
قطب خارجی را دستکم می گیرد:
به قرارداد ۲۵ ساله اقتصادی میان ایران و چین و ایران و  روسیه کم بها می دهد.
به نظر پروفسور 
چین امارات متحده عربی را بر ایران ترجیح می دهد و قرارداد اقتصادی با ایران را فراموش.
 
سؤال این است که پروفسور کیست و به دنبال چیست؟
 
ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۱۸, دوشنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲۴)

      

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

            ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

 

 ۷

  آزادی‌های مدنی

آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

 آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه،

 آنها را سلب کند. 

هر چند دامنه این واژه در کشورهای مختلف، متفاوت است، اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن می‌باشد.

 دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.

 در تمایز بین آزادی‌های مدنی و سایر انواع آزادی، بین آزادی مثبت / حقوق مثبت و آزادی منفی / حقوق منفی تفاوت وجود دارد.

 
به تجزیه و تحلیل مارکسیستی این تعریف ویکی پیدیایی ادامه می دهیم:

۱

آزادی مطبوعات

آزادی مطبوعات هم مثل آزادی اندیشه 

از شعارهای ضد برده اری، ضد فئودالی و ضد روحانی بورژوازی انقلابی بوده است.

طبقه کارگر از این شعارهای بورژوایی هم حمایت همه جانبه کرده است و هم آنها را با محتوای ضد بورژوایی و به ویژه ضد امپریالیستی (ضد بورژوازی انحصاری) انباشته است.

بورژوازی 

پس از ورود پرولتاریای انقلابی به صحنه سرنگونی جامعه طبقاتی به طور کلی

و

به ویژه بورژوازی امپریالیستی (که متحد برده داران و فئودال ها و روحانیت بوده و است) 

فاتحه بلند بالایی بر آزادی مطبوعات و دیگر شعارهای بورژوایی آغازین خوانده است.

کسب و کار دول فاشیستی و امروزه نئوفاشیستی 

به گور سپردن همه این شعارها و حقوق بورژوایی آغازین است.

پس از شکست جنبش کارگری ـ کمونیستی 

عوامفریبی تمام ارضی (گلوبال) به واسطه کنسرن های مطبوعاتی و رسانه ای امپریالیستی (فیسبوک و تویتر و غیره) 

وسعت و شدت و حدت غیرقابل تصوری گرفته است

و

عرصه بر روشنگری علمی و انقلابی به غایت تنگ شده است.

دایرة المعارف روشنگری

را

با بهانه و بی بهانه

از کلیه این رسانه ها حذف کرده اند.

مطبوعات 

یکی از فرم های اشاعه اندیشه اند و همیشه محتوای طبقاتی معین دارند.

مطبوعات ماورای طبقاتی وجود ندارد.

پرولتاریای پیروزمند

می تواند به مبارزه ایده ئولوژیکی  بر ضد خرافات ضد علمی و ضد انقلابی بپردازد.

ولی برای این کار زمان لازم دارد.

به همین دلیل انتظار روزا از دولت جوان پرولتری در رعایت این حقوق مدنی بورژوایی می تواند برای پرولتاریا گران تمام شود.

پرولتاریا 

قبل از هر کاری باید به خودپروری و توده پروری ایده ئولوژیکی ـ تئوریکی ـ اتیکی بپردازد که زمان و انرژی و نیرو لازم دارد.

یکی از علل شکست اردوگاه سوسیالیستی فقر فلسفه بوده است.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۵۳)

صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین


ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 


﴿فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا ۚ فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۰]

چون خدا آن دو را فرزندى صالح داد، براى او در آنچه به آنها عطا كرده بود شريكانى انگاشتند، حال آنكه خدا از هر چه با او شريك مى‌سازند برتر است.

معنی تحت اللفظی:

خدا به حوا و آدم فرزندی صالح اعطا می کند.

  آندو اما به عوض قدردانی از خدا و پیگیری در خداپرستی، از سنگ و چوب و خرما و غیره بت می اسزند و بت پرستی پیشه می کنند.

کریم به عوض اثبات بطلان بت پرستی، به عوض تحلیل علمی و عقلی گرایش به بت پرستی، به برتری خدای نامرئی و فکری بر اصنام مرئی و مادی اشاره می کند.

بقیه آیات این سوره اعراف مختص هیچکاره بودن بت ها و همه کاره بودن خدا ست:


﴿أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۱]

آيا شريك خدا مى‌سازند چيزهايى را كه نمى‌توانند هيچ چيز بيافرينند و خود مخلوق هستند؟

خدا بر خلاف اصنام سوژکت (فاعل، خالق) است و بت ها اوبژکت (مفعول، مخلوق خدای خالق، عاطل  و باطل) اند.

 

﴿وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۲]

نه مى‌توانند ياريشان كنند و نه مى‌توانند به يارى خود برخيزند.

اصنام قادر به یازی به بت پرستان و حتی یاری به خویشتن (خودیاری)  نیستند.


﴿وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمْ ۚ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۳]

اگر آنها را به راه هدايت بخوانى، از شما پيروى نخواهند كرد.

 برايتان يكسان است چه دعوتشان كنيد و چه خاموشى پيشه سازيد.

کریم

در این آیه،

به بیشعوری و چیزوارگی (جمادیت) مطلق اصنام اشاره می کند.

 

﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۴]

آنهايى كه جز اللّه به خدايى مى‌خوانيد، بندگانى چون شمايند.

 اگر راست مى‌گوييد، آنها را بخوانيد، بايد شما را اجابت كنند.

کریم

در این آیه، اصنام را موجودیت می بخشد.

چون اصنام که نمی توانند بنده کسی باشند.

شاید منظورش مخلوق خدا بودن باشد.

کریم برای اثبات انفعال مطلق اصنام محک تجربه را به خدمت می گیرد:

خواندن اصنام و عدم اجابت آنها از بت پرستان.

سؤال این است که مگر مؤمنین خدا را بخوانند، خدا آنان را اجابت می کند؟


﴿أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا ۖ أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا ۖ أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا ۖ أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۗ قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ﴾
[ الأعراف: ۱۹۵]

آيا آنها را پاهايى هست كه با آن راه بروند يا آنها را دستهايى هست كه با آن حمله كنند يا چشمهايى هست كه با آن ببينند يا گوشهايى هست كه با آن بشنوند؟

بگو: شريكانتان را بخوانيد و بر ضد من تدبير كنيد و مرا مهلت مدهيد.

کریم

در این آیه، برای تحقیر اصنام به فقدان حواس پنجگانه در انها اشاره می کند.

سؤال این است که مگر خود خدا دارای حواس پتجگانه است؟

ضمنا از بت ها می خواهد که بر ضد رسول الله بشورند تا به اثبات هیچکارگی شان نایل آید.

اینجا هم محک تجربه به خدمت گرفته می شود.

سؤال این است که مگررفتار خود خدا در چنین مواردی با اصنام فرق خواهد داشت؟

کجا خدا به نفرینی واکنش نشان داده است؟

﴿إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۹۶]

ياور من اللّه است كه اين كتاب را نازل كرده و او دوست شايستگان است.

دلایل قوی باید و من، تقی.

ادعای نازل کردن کتاب و دوست شایستگان کذایی بودن خدا 

که دلیلی بر بطلان بت پرستی نمی شود.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۵)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

یکی حلقه کعبه دارد به دست

یکی در خراباتی افتاده مست

گر آن را بخواند، که نگذاردش؟

ور این را براند، که باز آردش؟

معنی تحت اللفظی:

بشریت به دو دسته طبقه بندی می شوند:

طبقه پارسا که به دق الباب خانه خدا مشغول است

و

طبقه پلید که در میخانه ای مست افتاده است.

تصمیمگیر اما خدای خودمختار و خودکامه است که می تواند پارسا را از در خانه خود (کعبه) براند و پلید را به خانه خود راه دهد.

 

نه مستظهر است آن به اعمال خویش

نه این را در توبه بسته است پیش.

نه پاسایی که به دق الباب در کعبه مشغول است، پشتش به اعمالش گرم است

و

نه در توبه به روی پلیدی بسته شده است که مست در میخانه افتاده است.

  

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک فعل و فاعل را به شکل دیالک تیک عمل خیر و پارسا و دیالک تیک عمل بد و گناهکار بسط و تعمیم می دهد و بعد از وسط دو شقه می کند.

آنسان که فعل (عمل خیر و عمل بد، معروف و منکر) اعتبار و ارزش فی نفسه (در خود) خود را از دست می دهد.

معلم خودکامه آسمانی می تواند به بهترین نوشته دانش آموزان، نمره صفر و به بدترین آنها نمره بیست دهد و کسی را جرئت اعتراض نخواهد بود.

این یکی از وجوه مشترک همه ادیان آسمانی است:

سلب اعتماد مطلق از انسان.

 

در دیالک تیک بیم و امید نگه داشتن انسان، آنسان که حتی آب از گلویش پایین نرود.

انکار همه معیارهای عینی رستگاری و عذاب ابدی.

 

ما این را خردستیزی (ایراسیونالیسم) محض می نامیم.

دیگر کسی نمی تواند به چیزی مطمئن باشد، چه نیکوکار و چه بدکار.

 

ادامه دارد.