Paul Martin Lester
پل مارتین لستر
(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)
ذهن و عکاسی
اثر پل مارتین لستر
ترجمه زانیار بلوری
درنگی
از
شین میم شین
![]()
پل مارتین لستر
دیالک تیک رهرو (مسافر) ـ راه
Paul Martin Lester
پل مارتین لستر
(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)
ذهن و عکاسی
اثر پل مارتین لستر
ترجمه زانیار بلوری
درنگی
از
شین میم شین
![]()
پل مارتین لستر

به قلم
چائو هسیو چن
ترجمه به آلمانی از متن امریکایی
هانس کریستیان مایسر
(۲۰۰۵)
برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی
شین میم شین
برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:
۲۰
دید که چگونه معلمین را وادار می کنند که به اشاعه دروغ بپردازند.
کنفوسیوس و طلابش نمی دانند که جایگاه اجتماعی معلمین و پایگاه طبقاتی شان چیست.
به همین دلیل خیال می کنند که معلمین تافته جدا بافته ای اند و مظاهر خیر و خدمت به جامعه اند.
معلمین در مجموع نمایندگان آموزشی ـ پرورشی ـ تربیتی ـ پداگوژیکی) طبقات حاکمه اند.
کتب درسی را روشنفکران طبقات حاکمه درراستای منافع آنها به رشته تحریر در می آورند و تعلیم و تعلم شان را به جامعه تحمیل می کنند.
البته استثنائاتی در خیل معملین یافت می شوند که بی اعتنا به منافع طبقات حاکمه اند که تعیین کننده نیستند.
در دیالک تیک استثناء و قاعده، نقش تعیین کننده از آن قاعده است.
با یک گل که بهاران نمی شود.
ادامه دارد.
۱
کسی که مفهوم سرمایه داری دولتی را به کار می برد، نه معنی سرمایه داری را می داند و نه معنی دولت را.
۲
سرمایه داری
یک فرماسیون اقتصادی است.
فرماسیون اقتصادی جامعه
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7254
۳
فرماسیون اقتصادی سرمایه داری و هر فرماسیون اقتصادی دیگر
مبتنی بر یک دیالک تیک سه عضوی است:
دیالک تیک نیروهای مولده ـ مناسبات تولیدی و یا زیربنای اقتصادی ـ روبنای ایده ئولوژیکی که دولت یکی از اجزای آن است.
نیروهای مولده
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3956
پایان
مناسبات تولیدی
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3156
پایان
زیربنا و روبنا
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17822
۴
به همین دلیل
سرمایه داری دولتی
خرافه ـ مفهومی بیش نیست که تروتسکیست ها و ایده ئولوگ های امپریالیستی اختراع کرده اند تا ماهیت طبقاتی و محتوای فرماسیونی ـ اقتصادی کشورهای سوسیالیستی را منکر شوند.
۵
با این ترفند و به این طریق عوامفریبانه
مفهوم سوسیالیسم را تحریف و تحقیر می کنند و جای آن را با مفهوم من در آوردی سرمایه داری دولتی پر می کنند.
۶
این بدان معنی می شود که طبقه حاکمه مثلا در اتحاد شوروی و جمهوری آلمان دموکراتیک نه طبقه کارگران، بلکه بورژوازی (طبقه سرمایه دار) بوده است.
ادامه دارد.
پیاز آمد آن بی هنر، جمله پوست
که پنداشت، چون پسته مغزی در او ست
معنی تحت اللفظی:
بی هنری که خیال کند که در کاسه سر مغزی دارد، شبیه پیازی است که فرم مطلق و بی محتوا ست.
سعدی
در این بیت شعر،
دیالک تیک فرم و محتوا و یا دیالک تیک نمود (پدیده) و ماهیت و یا دیالک تیک فرم نمودین و محتوای ماهوی را
به شکل دیالک تیک پوست و مغز بسط و تعمیم می دهد، نقش تعیین کننده را از آن محتوا و ماهیت (مغز) می داند و فرم و نمود و فرم نمودین (پوست) را فقط برای دور انداختن خوب می داند.
به نظر سعدی و به غلط، پیاز مظهر پوست مطلق (فرمالیسم محض) است و بر خلاف پسته، مظهر دیالک تیک پوسته و مغز نیست.
درک سعدی از مقوله «فرم» درک ناقص، غلط و نادرستی است.
هیچ چیز نمی تواند از فرم صرف تشکیل یافته باشد.
پوسته اولیه پیاز را می توان فرم و ما بقی را محتوا نامید.
پس از کندن پوسته اول، پوسته دوم به مثابه فرم مطرح خواهد شد و مابقی محتوا تلقی خواهد گردید.
پیاز، اتفاقا بر خلاف تصور سعدی، جلوه گاه نمونه وار دیالک تیک فرم و محتوا ست.
در پیاز تبدیل فرم به محتوا و محتوا به فرم به بهترین وجهی نمایان می گردد.
فرم و محتوا هرگز با دیوار چین از یکدیگر جدا نمی شوند.
آن دو در هم تنیده اند و نمی توانند جدا از یکدیگر وجود داشته باشند.
ایراد دیگر نگرش سعدی در این است که او عینیت فرم و محتوا را در نظر نمی گیرد.
او فکر می کند که به طور ذهنی و دلبخواهی می توان فرم و محتوا را تعیین کرد.
در این بیت شعر سعدی، هرکس به محض این که فکر کند که پسته است و مغز دارد، پیاز می شود و پوست در پوست می گردد.
فرم و محتوا، برخلاف تصور باطل سعدی وجود عینی ـ واقعی دارند و مستقل از خواست این و آن وجود دارند.
مفهوم مهم دیگر در این بیت سعدی
هنر است که منظورش قبلا به تفصیل توضیح داده است.
هنر از مفاهیم مهم فردوسی نیز است.
ادامه دارد.