۱۴۰۵ آبان ۳, یکشنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۳۸)

  

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

در نوشته‌های «عموزاد» و «حقیقت» نشانه‌هایی، اگر چه کوچک، درباره‌ی درک دیدگاه همدیگر دیده می‌شود. 

این دو نوشته را می‌توان دو گرایش ملایم در درون «چپ رهایی‌بخش» و «چپ ضدامپریالیست» دانست که می‌تواند درهای گفت‌وگو میان این دو گردان را بگشاید. 

معلوم نیست که منظور نگارنده سایت توده ای ها  از درک دیدگاه همدیگر چیست؟

عموزاد و حقیقت هر چقدر هم بیسواد باشند، بالاخره آنقدر سواد دارند که دعاوی همدیگر رابخوانند و بفهمند و اگر احیانا دیدگاهی در بین باشد، درکش کنند.
نگارنده سایت توده ای ها 

از درک دیدگاه کسی فضیلتی دست نا یافتنی می سازد.

دلیلش احتمالا این است که درک دیدگاه همدیگر را پیش شرط وحدت نظر و شرکت در جبهه کذایی ضد فلان و بهمان می داند.

مشخصه مشترک مرگزی همه دار و دسته های توده ای همین است.

طرفه این است که در این جبهه فقط دار و دسته های توده ای جایی ندارند.

اتفاقا شاهزاده پهلوی هم همین شعار را بر لب داشته است:

تفاوت در اندیشه و وحدت در عمل.

حضرات تشنه به خون همدیگرند اما مصرانه از کمونیست ها می خواهند که حزب کمونیستی خود را تشکیل دهند و وارد جبهه آنها شوند.

صحت حدس ما در جمله بعدی نگارنده سایت توده ای ها اثبات می شود:

این دو نوشته را می‌توان دو گرایش ملایم در درون «چپ رهایی‌بخش» و «چپ ضدامپریالیست» دانست که می‌تواند درهای گفت‌وگو میان این دو گردان را بگشاید. 

جالب تر از همه چیز

 طبقه بندی گرایشات چپ به ملایم و ناملایم و نه حقیقی و باطل توسط  نگارنده سایت توده ای ها ست.

 

این اولا به معنی ایدئال بودن ملایمت گرایشات است تا امکان گفتگو فراهم آید و جبهه ضد فلا و بهمان تشکیل یابد.

این ثانیا بدان معنی است که  نگارنده سایت توده ای ها  فقط دنبال حقیقت مواضع نظری نیست.

کسی که کمترین خبری از فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی نداشته باشد، به همین روز می افتد:

برای حقیقت عینی تره حتی خرد نمی کند.

 

 ۱

همسانی‌های یادشده، خودِ زمینه‌ی گفت‌وگو را فراهم می‌آورند و نباید آن‌ها را ناچیز شمرد.

با این همه، ناهمسانی‌ها چندان ژرفند که می‌توان از دو نگاه بسیار ناهمگون با هم در «چپ»ِ امروز سخن گفت.

مقاله‌ی «عموزاد» لحنی دانشورانه، تحلیلی و تا اندازه‌ای بی‌سوگیرانه دارد.

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد.

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

مخالفان را «نیروهای دموکراتیک» می‌خواند و با آن‌ها هم‌دلی می‌کند.

اما مقاله‌ی «حقیقت» لحنی ستیزجویانه و دوقطبی‌ساز و نگاه «عاقل اندر سفیه» دارد.

مخالفانِ نظری را به‌سانِ «تضعیف‌کنندگانِ جبهه» و «هم‌سویان با امپریالیسم» می‌نمایاند.

زبانِ بسیج‌کننده و شعارگونه در سراسر آن به چشم می‌خورد؛ جمله‌هایی که برای برانگیختنِ احساسات ساخته شده‌اند، نه برای واکاوی.

نبودِ جدایی میانِ حاکمیت و ملت در تحلیلِ او آشکار است.

دفاع از ایران را با دفاع از جمهوری اسلامی یکی می‌گیرد و هرگونه جدایی میان «کشور» و «رژیم» را نادیده می‌گذارد.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۵۳۳)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  
 حافظ کل تئوری بنیاد ارتجاعی ـ فئودالیستی ـ فاشیستی سعدی را از آن خود می کند:

۴

حافظ، نهاد نیک تو کامت برآورد

جانها فدای مردم نیکونهاد باد.

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط موفقیت، داشتن نهاد (ماهیت، ذات، طینت، سرشت، بنیاد) نیک است.

هزاران جان فدای افراد نیکونهاد باد.

 

حافظ در این بیت غزل

تئوری بنیاد سعدی

را

به خدمت می گیرد

و

بنیاد (ذات و نهاد و ماهیت و سرشت و طینت)

را

 دیالک تیکی از بنیاد نیک و بنیاد بد می داند

و

ضمنا

 بنیاد نیک را پیش شرط کامیابی و موفقیت می پندارد.

 

این بدان معنی است که حافظ دلیل کامیابی و ناکامیابی را در ذات و بنیاد آدمی می داند و نه در شرایط مادی و فکری و اوبژکتیو و سوبژکتیو (عینی و ذهنی).

 

این طرز تفکر حافظ و سعدی

مبتنی بر دگم (جزم) تقسیم بشریت به نیک بنیاد و بد بنیاد است.

دگمی که مبتنی بر خرافه ای است.

تئوری نژادی که مورد سوء استفاده راسیست ها (نژاد پرستان) قرار گرفته و به قلع و قمع بخشی از بشریت منجر شده است، نیز مبتنی بر خرافه ای است.

تئوری مذهبی نیز که بهانه ای برای جنگ های فاجعه بار است، مبتنی بر خرافه دیگری است.

مراجعه کنید

به

نژاد، راسیسم، مذهب.

 

 

نژاد

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3653

 

پایان

 

نژاد و تئوری نژادی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6109

 

پایان

 

تئوری نژادی

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13865

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13870

 

پایان

 

تزهای دهگانه راجع به رابطه نژاد و نژادپرستی (راسه و راسیسم) (بخش اول)

پروفسور دکتر مارتین بلومن تریت

برگردان

شین میم شین

 

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_15.html

 

۲

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_53.html

 

۳

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_8.html

 

۴

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_18.html

 

۵

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_81.html

 

۶

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_176.html

 

۷

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_759.html

 

۸

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_333.html

 

۹

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_885.html

 

۱۰

https://hadgarie.blogspot.com/2018/10/blog-post_573.html

 

ادامه دارد.

 

دین

(مذهب)

 

https://hadgarie.blogspot.com/2025/07/blog-post_213.html

 

ادامه دارد.


فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) ماتریالیسم (۲)

 

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین

 

۱۱

·    پیگیرترین و قاطعانه ترین ماتریالیسم، ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم  تاریخی اند که در آنها ماتریالیسم  با دیالک تیک در وحدت ناگسستنی و ارگانیک قرار دارد.

·    ماتریالیسمی نه فقط به درک ماتریالیستی ـ دیالک تیکی طبیعت، بلکه علاوه بر آن جامعه نایل می آید. 

 

۱۲

·    بدین طریق ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی اولین و تنها فلسفه علمی در تاریخ محسوب می شود.

 

۱۳

·    ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی فلسفه طبقه کارگر است و در خدمت تحول انقلابی جهان.  

 

۱۴

·    ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی فلسفه ای است که به طبقه کارگر و کلیه زحمتکشان در راه تحقق رسالت تاریخی طبقه کارگر کمک می کند.

 

(خلاصه کردن نقش ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی در تحقق رسالت تاریخی پرولتاریا خطای بزرگ از دیرباز رایجی است که همچنان و هنوز رواج دارد.

ما به مدد دیالک تیک و ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی سالها ست که به تحلیل همه آثار علمی، هنری، فقهی، فلسفی و غیره نایل آمده ایم و آن را بزرگترین نعمت برای بشریت می دانیم.

فراگیری دیالک تیک و ماتریالیسم  دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی ضامن خروج بشریت از خریت و ورود به عالم آدمیت است.

مراجعه کنید

به

خود آموز خوداندیشی

و

تحلیل آثار و افکار شعرای مختلف از سعدی تا حافظ و طبری و شاملو و غیره

و

تحلیل قرآن کریم و دیگر آثار ملی و بین المللی.

مترجم)

 

۱۵

·    ماتریالیسم  با تفکر فلسفی پدید آمده است.

·    تفکر فلسفی ئی که به درک و توضیح ناتورال (طبیعی) جهان می پردازد.

 

۱۶

·    بر خلاف طرز تفکر مذهبی ـ اساطیری (میتولوژیکی) که به درک و توضح جهان به مدد نیروهای ماورای طبیعی می پردازد.

 

۱۷

·     از این رو، ماتریالیسم  از همان آغاز تشکیلش با طبیعت شناسی و علم به طور کلی پیوند تنگاتنگی دارد  و با کلیه فرم های ایدئالیسم فلسفی و مذهبی در تضاد است.

 

ادامه دارد.