۱۴۰۴ اسفند ۱۳, چهارشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۸۱)

  
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

بگفت:

«ای هوادار مسکین من

برفت انگبین بار شیرین من

 

چو شیرینی از من بدر می رود

چو فرهادم آتش به سر می رود»

معنی تحت اللفظی:

شمع در جواب پروانه گفت:

دلیل گریه من این است که با از دست دادن شیره جانم

به روز فرهاد در عشق شیرین می افتم.

 

سعدی

 در این دو بیت شعر،

 از ماهیت فئودالی شمع (دوست) پرده بر می دارد.

درد او نه درد پروانه ها، بلکه درد خویشتن خویش است، پیرشدن، از دست دادن نیروی جسمی و روحی و ناتوانی از برخورداری از لذات نفسانی است.

 

پروانه به عبث انتظار ترحم و دلسوزی از شمع دارد.

 

پروانه برای شمع حتی قابلیت آن را ندارد که مورد ترحم قرار گیرد.

بود و نبود پروانه برای شمع یکی است.

درد شمع

کوتاهی عمر شمعها ست.

روند بی وقفه اکسیداسیون در اندامها ست.

سوخت و ساز مدام و بی امان ارگانیسم است

و

گر نه پروانه برای او پشیزی هم نمی ارزد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۱۷)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

۲

روشنگری فرانسه
ادامه
 

۶

ولتر

 

۱

·    از برجسته ترین نمایندگان روشنگری فرانسه در نیمه اول قرن هجده می توان فرانسوا ـ ماری ولتر ( ۱۶۹۴ ـ ۱۷۷۵) را نام برد.

 

۲

·    ولتر به سبب اقامتش در انگلستان (۱۷۲۶ ـ ۱۷۲۹) می تواند با مبانی علوم طبیعی (علم الاشیاء) جدید نیوتون و تئوری شناخت سنسوئالیستی (مبتنی بر حسگرایی) جان لاک آشنا شود و  به جنبش فکری بزرگ آن دوره سمپاتی پیدا کند و خود را و استعداد خود را وقف خدمت بدان نماید.

 

۳

·    ولتر کلیه فرم های بیان ادبی را فراگرفت تا بتواند نسبت به هر نوع اثر فلسفی، هیستوریکی (مبتنی برتاریخ نگاری)، ادبی و نسبت به مسائل زمانه خود که سراسر اروپا را مشغول خود داشتند، موضعگیری کند و در توسعه جامعتی و فکری تأثیر تعیین کننده باقی گذارد.

 

۴

·    در آثار ولتر می توان دید که چگونه در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی نظریات مربوط به حقوق طبیعی (که به شکل نوین  توسعه یافته بودند) هرچه بیشتر با آشنایی با شناخت (معرفت) کمال یابنده و پیشرفت خرد پیوند می یابند و توجیه تئوریکی برای تشکیل نظام جامعتی و دولتی باب میل بورژوازی را امکان پذیر می سازند.

 

۵

·    ایدئولوگ های بورژوائی روشنگری فرانسه بر خلاف کمونیست های اوتوپیکی قرن هجدهم، نماینده این نظریه بودند که نظام منطبق با «خصایص طبیعی» انسان ها در روند توسعه تاریخی با غلبه عقل بر جهل آغازین و خرافات تحقق می یابد.

 

·    مراجعه کنید به سوسیالیسم و کمونیسم اوتوپیکی

 

کمونیسم اوتوپیکی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3238

 

پایان

 

۶

·    ولترنتوانست به نفی (رد) تئوریکی حاکمیت طبقاتی نایل آید.

 

۷

·    او تا آخر عمرش به اجتناب ناپذیر بودن وجود دارا و ندار باور داشت و ایدئالش حکومت شاهان روشنگریگرا بود.

 

۸

·    در نظریات ولتر ایده استبداد روشنگریگرا دوشادوش سلطنت مشروطه می رود و تضادهای آشتی ناپذیر سلطنت و جمهوری بر هم انطباق می یابند.

 

۹

·    ولتر در نظریات مذهبی اش نیز از دئیسم فراتر نرفت.

 

دئیسم

(ضد ته ئیسم)

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16724

 

۱۰

·    زیرا او مذهب را برای سلطه خبرگان روشنگریگرا بر مردم و برای هدایت مردم لازم می دانست، ولی این امر مانع آن نمی شد که او همزمان بر ضد مذهب فاناتیکی سرسختانه به مبارزه برخیزد و آن را منبع خرافات، فاناتیسم و ستم فکری به نامد.

 

۱۱

·    ولتر نه فقط فیلسوف و شاعر، بلکه در عین حال مبلغ و مبارزی پرشور و خستگی ناپذیر بود.

 

۱۲

·    در مجموعه آثار او مبارزه سرشار از اندیشه و تحسین برانگیزش به خاطر رهائی بشریت از یوغ فئودالیسم و امتیازات اشرافی، خودسری اداری و دادگستری غیر انسانی، سانسور و تعقیب، تنگ نظری کلیسائی و خرافات از موضع طبقاتی محدود او بسیار فراتر می رفت.

 

۱۳

·    ولتر به مثابه پدر و سالار روشنگری فرانسه مورد قبول همه روشنگران بوده است.

 

ادامه دارد.

درنگی در عزم جزم امپریالیسم و صهیونیسم به براندازی جمهوری اسلامی

شعله‌های آتش، سقف یک برج را در شب فرا گرفته و دود به آسمان شب می‌رود. به نظر می‌رسد ساختمان بلند کناری آن آسیبی ندیده است.

 درنگی

از

شین میم شین

 

اکانت ما را متا و  ایکس و غیره (فیسبوک و تویتر و غیره) بی بهانه و با بهانه بندتنبانی بلاک کرده اند 

و 

هماندیشی با همنوعان را مختل و محال ساخته اند.

چهار روز از تجاوز تروریستی جدید امپریالیسم و صهیونیسم بر جمهوری اسلامی می گذرد و خطر گسترش و تعمیق آن و استحاله اش به جنگ جهانی سوم می رود.

سؤال این است که دلیل پافشاری و ابرام  امپریالیسم و صهیونیسم بر براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه و تخریب کشور و تبدیل آن به لیبی و سوریه و غیره چیست؟

امپریالیسم و صهیونیسم 

در عرض ۱۰۰ ساعت، ۲۰۰۰ هدف را در جمهوری اسلامی مورد جمله قرار داده اند.

براندازی جمهوری اسلامی و خواندن فاتحه ای بلند بر کشوری به نام ایران برای امپریالیسم و صهیونیسم 

حیاتی ـ ممانی است.

undefined  

نور الدین کیانوری

در روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی

از موقعیت جغرافیایی ـ سوق الجیشی  خارق العاده ایران حرف می زد و ممی شالگونی ضمن قیاس به نفس، مسخره اش می کرد.

ولی 
نور الدین کیانوری

 حق داشت

و

دلیل پافشاری و ابرام امپریالیسم و صهیونیسم  بر امحای بی برگشت ایران همینجا ست.

این موقعیت جغرافیایی ـ سوق الجیشی (ژئوپولیتیکی) ایران

اکنون در پرتو واقعیت امر دیگری عرض اندام می کند.

در پرتو واقعیت امر ژئوپولیتکی  نوینی که با تحول نظم هژمونیکی  تمام ارضی در رابطه است.

امپریالیسم امریکا

 (و قبل از ارتقای هژمونیکی اش، امپریالیسم انگلیس (بریتانیکای کبیر)

قلدر قدر قدرت و بلامنازع و باجگیر بی بدیل و بی آلترنیو آب های جهان  بوده است.

در چند دهه اخیر

با ارتقای حیرت انگیز اژدهای سرخ به عرش اعلی، 

الترناتیوی برای این قلدریت قدر قدرت به ظاهر بی آلترنلتیو  پدید آمده است.

جاده ابریشم.

با تشکیل جاده ابریشم، قلدریت بلامنازع امپریالیسم به سرکردگی امپریالیسم باجگیر امریکا، بی بدیلی بلامنازع خود را از دست می دهد و بی اعتبار می گردد.

در آن صورت رابطه کشورهای جهان بی نیاز از راه های آبی و خارج از قلمرو زورگویی و زورگیری امپریالیسم 

امکان پذیر می گردد.

مثال:

اکنون دیری است که جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی و روسیه و غیره روابط اقتصادی و نظامی و سیاسی خود را بی نیاز از راه های آبی تنظیم کرده اند و فاتحه ای بر تحریم های امپریالیستی خوانده اند.

جمهوری اسلام

در کانون جاده ابریشم  است.

اهمیت خارق العاده ایران برای  بشریت همینجا ست.

تخریب و تسخیر ایران توسط امپریالیسم و صهیونیسم 

ضمنا

به معنی فاتحه ای بر پروژه آلترناتیوی جاده ابریشم و ناکامی و خانه خرابی جمهوری خلق چین و بهروز مجدد امپریالیسم خواهد بود.

می توان گفت که ماهیت ایران ستیزی هار و دیوانه وار امپریالیسم و صهیونیسم   

هژمونیکی، ژئوپولیتیکی و ضد چینی است.

 

پایان