۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۹۶)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی


﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾
[ الأنفال: ۴۶]

از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با يكديگر به نزاع برمخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود.

 صبر پيشه گيريد كه خدا همراه صابران است.

کریم 

در این آیه مفاهیم زیر را مطرح می کند:

اطاعت از خدا و رسول خدا

پرهیز از نزاع با یکدیگر

اختلافات داخلی به مثابه علت تضعیف و کاهش مهابت و قوت مسملین

صبر

همراهی خدا با صابران.

بهتر است که روی این مفاهیم درنگ کنیم:

۱

اطاعت از خدا و رسول خدا

این فراخوان کریم تازگی ندارد.

اطاعت از اوتوریته خدا و رسول خدا به معنی ایمان کورکورانه به دگم های مذهبی و پرهیز از خوداندیشی (ققدان استقلال فکری و عملی) است.

محتوای این فراخوان، وحدت کلمه بین مسلمین است که به وحدت عمل فی مابین منجر می شود:

پرهیز از نزاع با یکدیگر

کریم در این آیه، 

دیالک تیک تئوری و پراتیک (نظر و عمل) را به صورت دیالک تیک اطاعت از اوتوریته خدا و رسول خدا و پرهیز از نزاع (زندگی مسالمت آمیز و صلح آمیز مسلمین با همدیگر) بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از ان تئوری (اطاعت از خدا و رسول خدا) می داند. 


۲

اختلافات داخلی به مثابه علت تضعیف و کاهش مهابت و قوت مسملین

 
 کریم

در این مفهوم 

دیالک تیک علت و معلول 

را

به صورت دیالک تیک نزاع و تضعیف بسط و تعمیم می دهد.

محتوای این دیالک تیک را دیالک تیک تئوری (نظر، وحدت نظر مبتنی بر اطاعت از خدا و رسول خدا) و پراتیک (عمل به مثابه همزیستی مسالمت امیز و پرهیز از نزاع) تشکیل می دهد:

دیالک تیک وحدت نظر و وحدت عمل.

سؤال این است که دلایل نزاع مسلمین با یکدیگر چیست؟

بنا بر آیات پیشین، نزاع مسلمین بر سر غنایم جنگی است.

نزاع در هر صورت غلت و دلیل مادی دارد.

۳

صبر

همراهی خدا با صابران.

منظور کریم از صبر چیست؟

ضمنا ارتباط صبر با اطاعت از اوتوریته خدا و رسول خدا و همزیستی مسالمت آمیز چیست؟ 

شاید دلیل کریم بر تجلیل از صبر (همراهی خدا با صابران) این باشد که اعراب صدر اسلام زود از کوره در می رفتند و دست به شمشیر می بردند (نزاع).

منظور کریم این است که صبر و بردباری پیشه کنند تا خون همدیگر را بیهوده بر زمین نریزند.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیال ـ دموکراتیسم و کمونیسم (۷)

پروفسور دکتر هانس هاینتس هولتس

Hans Heinz Holz

(۱۹۲۷ ـ ۲۰۱۱) 

امضاء

 

برگردان

 میم حجری

 

۳

   مسئله اساسی فلسفه

ادامه

 

۱۷

·    از این رو ست که وقوف تئوریکی روشن به تضادهای لاینحل کاپیتالیسم، به تضاد کار مزدوری و سرمایه، به تضاد نهفته در درون انباشت سرمایه، به توان های تخریبی مبارزات رقابت آمیز و غیره ضرورت مبرم دارد.

 


(دم زدن از تضاد و مسکوت گذاشتن پیوند دال بر «وقوف تئوریکی روشن» نیست.

این کسب و کار مائوئیسم است و دال بر فقدان «وقوف تئوریکی روشن» است.

میان کار مبتنی بر دستمزد و سرمایه، فقط تضاد وجود ندارد.

علاوه بر تضاد، پیوند و وحدت نیز وجود دارد.

یعنی

رابطه دیالک تیک وجود داردو

دیالک تیک

یعنی وحدت اضداد.

دیالک تیک

یعنی

همبایی و همستیزی اقطاب مثلا پرولتاریا و بورژوازی.

یکی بدون دیگری وجود ندارد.

حل تضاد فی مابین، ضمنا به معنی پایان وحدت فی مابین است.

مترجم)

 

۱۸

·    اختلاف نظر تئوریکی نیست که قوه مبارزاتی سازمان های کمونیستی را تحلیل می برد.

 

۱۹

·    اختلاف نظر تئوریکی باید هم وجود داشته باشد، اگر قرار بر این باشد که شناخت شرایط میسر شود، اگر قرار بر این باشد که معرفت و شناخت پیشرفت کند.

 

(اختلاف نظر تئوریکی که به شناخت شرایط و پیشرفت شناخت به طور کلی کمک نمی کند.

اختلاف نظر تئوریکی باید در روند هماندیشی ختی الامکان به وحدت نظر تئوریکی منجر شود.

همیشه و همه جا

حقیقت واحدی وجود دارد که باید کشف شود.

اختلاف نظر تئوریکی به خر تو خر در حزب طبقه کارگر منجر می شود و به انشعاب و تفرقه راه باز می کند.

مخرب

اتفاقا

تمکین زورکی و کورکورانه به ناحقیقت است و نه هماندیشی مارکسیتی و صادقانه.

مترجم )

 

۲۰

·    آنچه که سازمان های کمونیستی را تحلیل می برد، خلأ  (خلاء) تئوریکی است که منبع خطر سقوط به منجلاب سوسیال ـ دموکراتیسم است.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۴)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

سر از کوی صورت به معنی کشید

قلم بر سر حرف دعوی کشید

معنی تحت اللفظی:

فقیه متواضع به عوض ماندن در خطه صورت، رخت به عالم معنی کشید و عمل را بر حرف (ادعا) برتر شمرد.

 

سعدی در این بیت شعر،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

به صورت دیالک تیک صورت و معنی بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن محتوا (معنی) می داند

و

دیالک تیک تئوری و پراتیک (حرف و عمل)

را

به صورت دیالک تیک دهوی و عمل بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن پراتیک (عمل) می داند.

 

درک دیالک تیکی سعدی ششصد سال قبل از هگل، نه تنها شگفت انگیز، بلکه ستایش انگیز است.

شاید خود سعدی از غنای فلسفی بیت شعر خویش آگاه نباشد، ولی این امر در صحت معرفتی ـ نظری بی چون و چرای آن تغییری نمی دهد.

این بیت شعر در تئوری شناخت مارکسیستی به طرز زیر فرمولبندی می شود :

برای شناخت چیزها، پدیده ها و سیستم ها باید از نمود (مظاهر ظاهری) به ماهیت (روندهای درونی و نامرئی) گذشت:

از مرئی به نامرئی، از ملموس به ناملموس، از حسی به عقلی و از تجربی به نظری (از پراتیکی به تئوریکی) گذشت.

 

قهرمان این حکایت سعدی نیز همین کار را می کند :

بحث را از عالم فرم (صورت) به عالم محتوا و نمود و ماهیت (معنی) می کشد و بطلان ادعاهای صوری و سطحی رؤسای جلسه را اثبات می کند.

 

اما سعدی خود، عالم بی عمل است و همین کشف نبوغ آمیز خود را بی پروا زیر پا می نهد.

او عملا جامه کهنه و مندرس فقیه را عمده می کند، از پائین نشستن او در مجلس سخن می گوید.

این معنائی جز عمده کردن فرم (صورت) نسبت به محتوا (معنی) ندارد.

او حتی پست و بالای جامعه را نه بر اساس دلایل منطقی، بلکه بر مبنای دلایل صوری (تئوری سایه خدا، تئوری شبان ـ گرگ ـ گله، تئوری فقر و ثروت و غیره) توضیح می دهد.

 

ادامه دارد.