۱۴۰۵ مهر ۲۹, چهارشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰۳)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت

ادامه

درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.

مترجم

 

 

«برای اینکه طیف (اسپکتروم) متفاویت ژنتیکی (ژنه تیکی) در هر مجموعه فرهنگی و یا در یک چشم انداز  بزرگی بسان آلمان، بزرگتر از  طیف (اسپکتروم) متفاویت  ژنتیکی (ژنه تیکی) میان فرهنگ ها و چشم اندازها به طور کلی در روی زمین است.»

(گاسمن، «اتیک» ۱، ۱، ص ۲۵۳)

این تضاد (تناقض) میان تئوری ها و فرضیه ها

راه حلی می طلبد.

یعنی وحدت تفکر علمی را طلب می کند.

وحدتی که فقط  خرد (عقل) می تواند از عهده برآوردنش بر آید.

بودو گاسمن

 

۱

عجب استدلالی.

عجب مقایسه ای.

 

۲

تناقض بین تئوری ها و فرضیه های علمی

 اولا

 به این دلیل است که موضوع علوم جزئیات است.

چنین چیزی در فلسفه که موضوعش کل است، مجاز نیست.

تناقض در احکام فلسفی روا نیست.

برای اینکه ما همواره با یک حقیقت سر و کار داریم.

فلسفه هم تنها وسیله برای کشف حقیقت عینی است.

 

۳

ثانیا

به این دلیل است که متدهای (اسالیب) علوم تابع تئوری (علم) مربوطه است و متفاوت است.

در حالیکه متد فلسفی واحدی می تواند درست و علمی و عینی باشد و آن، دیالک تیک ماتریالیستی است.

 

۴

این چیزها ربطی به قهم و عقل مورد نظر کانت ندارند.

 

۵

عقل در تحلیل نهایی همان فلسفه علمی (مارکسیسم ـ لنینیسم) است.

 

«عملا تنوع قواعد و وحدت اصول، یکی از مطالبات خرد (عقل) است تا فهم  را با خویشتن خویش در پیوند قطعی بیاورد.

به همان سان که فهم، تنوع مشاهده را تحت مفاهیم و از آن طریق هر کدام از مشاهدات را مرتبط می سازد.»

(ایمانوئل کانت،  «نقد خرد محض»، ص ۳۴۳، ب ۳۶۲)

 

۱

این دعاوی کانت سوبژکتیویستی و تخیلی اند و ارزش علمی و عینی و تجربی ندارند.

 

۲

مفاهیم در هر رشته فقعی و فلسفی و هنری و علمی و غیره

نتیجه تجرید (انتزاع) اند و ربطی به فهم و عقل ندارند.

 

۳

مفاهیم منشاء مادی و عینی و واقعی دارند و نه منشاء ذهنی (مثلا فهمی و یا عقلی).

 

۴

مثال:

مفهوم درخت

نه از تراوشات ذهن و فهم و عقل و غیره، بلکه نتیجه تجرید سرو و صنوبر و غیره مادی و عینی و مشخص است.

 

فهم، تنوع مشاهده را تحت مفاهیم و از آن طریق هر کدام از مشاهدات را مرتبط می سازد.

کانت

 

۱

مشاهده چیزها یکی از فرم های شناخت حسی است.

 

۲

مشاهده

نتیجه حلاجی سیگنال خای حسی نوسط مغز اندیشنده است.

مراجعه کنید

به

دیالک تیک حسی و عقلی

 

۳

وجود پیشاپیش چیزهای مادی و عینی برای مشاهده و ادراک و تصور و تفکر الزامی است.

تنوع مشاهده هم به دلیل تنوع چیزها و پدیده ها و روند ها و سیستم های مادی و عینی است.

 

۴

مشاهده و ادراک و تصور و تفکر

مبتنی بر انعکاس اند:

مبتنی بر انعکاس چیزها در ایینه ذهن.

 

۵

تنوع مشاهده و هر نوعی از انعکاس دلایل و علل مادی و فنی و علمی و طبقاتی دارند.

 

۶

تعلقات طبقاتی متنوع تعیین کننده تنوع مشاهده و ادراک و تصور و تفکر است.

 

۷

آنچه که برای پرولتاریا روشن تر از آفتاب است، برای بورژوا ادهایی بیش نیست و برعکس.

  پایان

ادامه دارد.

سوسیالیسم و کمونیسم


پروفسور دکتر ماتهویس کلاین

برگردان

 شین میم شین

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18166

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18173

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18177

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18190

 

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18195

 

۶

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18213

 

۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18220

 

۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18224

 

۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18232

 

۱۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18237

 

۱۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18246

 

۱۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18256

 

۱۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18272

 

۱۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18277

 

۱۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18283

 

۱۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18288

 

۱۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18294

 

۱۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18306

 

۱۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18315

 

۲۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18323

 

۲۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18326

 

۲۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18329

 

پایان

 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیالیسم و کمونیسم (۲۲) (بخش آخر)

https://thumb.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f4/AufbauderRepublikMaxLingnerL1130187_%282%29.jpg/250px-AufbauderRepublikMaxLingnerL1130187_%282%29.jpg?utm_source=de.wikipedia.org&utm_campaign=parser&utm_content=thumbnail 

پروفسور دکتر ماتهویس کلاین

برگردان

 شین میم شین

  

۴

·    موضعگیری کمونیستی نسبت به کار در کانون کار تربیتی کمونیستی قرار دارد.

 

۵

·    زیرا، تنها زمانی که کار به نیاز حیاتی اولیه کلیه انسان ها بدل شود، زمانی که نیروهای محرکه اخلاقی نسبت به کار نقش مسلط بازی کنند، آنگاه می توان کمونیسم را تحقق بخشید.

 

۶

·    تربیت کمونیستی به پیروزی اخلاق کمونیستی در همه عرصه ها کمک خواهد کرد.

 

۷

·    آنگاه وضعی پیش خواهد آمد، که هنجارهای اخلاق کمونیستی از سوی همه اعضای جامعه به طور داوطلبانه به مثابه هنجارهای رفتاری خویش نسبت به یکدیگر و نسبت به جامعه به رسمیت شناخته شده و رعایت شوند.

 

۸

از آنجا که کمونیسم تنها با شرکت کلیه اعضای جامعه می تواند استقرار یابد، باید دموکراسی سوسیالیستی توسعه بیشتری بیابد و تکمیل شود.

 

۹

·    راه اصلی برای  توسعه و تکمیل دموکراسی سوسیالیستی به شرح زیر است:

 

۱

·    تکمیل ساختار و متدهای کار ارگان های دولتی

 

۲

·    تحکیم پیوند ارگان های دولتی با خلق و جلب هرچه بیشتر زحمتکشان به اداره بیواسطه دولت.

 

۳

·    با پیروزی سوسیالیسم و گذار به کمونیسم، دولت دیکتاتوری پرولتاریا به دولت تمام خلق بدل خواهد شد.

 

۴

·    در جامعه کمونیستی پیشرفته ـ به شرط پیروزی سوسیالیسم در سراسر جهان ـ دولت خلقی به خودگردانی کمونیستی مبدل خواهد شد و دولت زوال خواهد یافت.

 

۵

·    حل موفقیت آمیز وظایف دوره گذار و ساختمان کمونیسم ـ همانطور که پراتیک نشان داده است ـ حتی قبل از پیروزی سوسیالیسم بر سرمایه داری در مقیاس جهانی امکان پذیر است.

 

۶

·    از آنجا که توسعه کشور سوسیالیستی ـ بر خلاف سرمایه داری ـ به بهای عقب ماندگی کشورهای دیگر صورت نمی گیرد، بلکه از طریق کمک متقابل و دوستی انجام می یابد، کلیه کشورهای سوسیالیستی می توانند ـ علیرغم تفاوت هائی که به لحاظ سطح توسعه دارند ـ تقریبا در زمان واحد به مرحله دوم و عالی تر جامعه کمونیستی، یعنی به کمونیسم وارد شوند.

 

۷

·    ساختمان کمونیسم در پیشرفته ترین کشور سوسیالیستی و دیگر کشورهای سوسیالیستی بر تمامت توسعه بین المللی تأثیر بزرگی اعمال خواهد کرد.

 

۸

·    با موفقیت در این امر، تناسب قوا میان نیروهای صلح طلب و جنگ افروز به نفع نیروهای صلح طلب تغییر خواهد کرد و امکان عملی ساختن اصل همزیستی مسالمت آمیز در سیاست جهانی  و جلوگیری از جنگ جهانی فراهم خواهد آمد.

 

پایان

 

۱۴۰۵ مهر ۲۸, سه‌شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۶۱۳)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُم مِّن وَلَايَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾
[ الأنفال: ۷۲]

آنان كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت كرده‌اند و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كرده‌اند و آنان كه به مهاجران جاى داده و ياريشان كرده‌اند، خويشاوندان يكديگرند. 

و آنان كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت نكرده‌اند خويشاوندان شما نيستند تا آنگاه كه مهاجرت كنند. 

ولى اگر شما را به يارى طلبيدند بايد به ياريشان برخيزيد مگر آنكه بر ضد آن گروهى باشد كه ميان شما و ايشان پيمانى بسته شده باشد.

 و خدا به كارهايى كه مى‌كنيد بيناست.

کریم
در این آیه،  به تعریف (و در واقع به تحریف) مفهوم خویشاوندی می پردازد.


 
خویشاوندی 
اصولا و اساسا
مبتنی بر پیوند ژنه تیکی است.

در جوامع انسانی به پیوندهای ژنتیکی (خونی) یا سَبَبی (از راه ازدواج بستگان دیگر)، یا بر اساس تعلق به گروهی خاص و قبول پایگاه اجتماعی خاص خویشاوندی می‌گویند.
ویکی پیدیا
 
 
کریم 
در این آیه، «تعریف» سوبژکتیوی (ذهنی، میلی، دلبخواهی) از خویشاوندی عرضه می دارد و فاتحه ای بر تعریف عینی و علمی آن می خواند:

آنان كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت كرده‌اند و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كرده‌اند و آنان كه به مهاجران جاى داده و ياريشان كرده‌اند، خويشاوندان يكديگرند.

هدف کریم رشوه دادن به معاجرین و انصار (حامیان مهاجرین) است و رشهو بهتری جز خویشاوندی به ذهنش نرسیده است.

۲

و آنان كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت نكرده‌اند خويشاوندان شما نيستند تا آنگاه كه مهاجرت كنند.

 
کریم 
در این آیه،  مسلمانان مکه را تحت فشار قرار می دهد تا مهاجرت کنند.
در غیر اینصورتسلب خویشاوندی سوبژکتیو می شوند.
 
۳

ولى اگر شما را به يارى طلبيدند بايد به ياريشان برخيزيد مگر آنكه بر ضد آن گروهى باشد كه ميان شما و ايشان پيمانى بسته شده باشد.

کریم 
در این بخش از این آیه، تبصره ای وارد قضیه می سازد:
اگر مسلمانان ناخویشاوند تحت فشار دشمنان اسلام قرار بگیرند، مهاجرین باشد به یاری شان شتابند.

کریم ضمنا میان دشمنان اسلام  فرق می گذارد:
دشمنانی که با مهاجرین پیمان دوستی بسته اند، در این زمینه استثنائی اند.
یعنی
اگر مسلمانان ناخویشاوند را تحت فشار قرار دهند، مهاجرین نباید از مسلمانان نامهاجر حمایت به عمل آورند.
این هم بهانه فشار دیگری بر نامهاجران است.

۴ 

 و خدا به كارهايى كه مى‌كنيد بيناست.

این دیگر نه بهانه فشار دیگری بر نامهاجران، بلکه تهدید علنی آنها ست.
 
ادامه دارد.