۱۴۰۵ مهر ۱۱, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیالیسم و کمونیسم (۹)

 

 

پروفسور دکتر ماتهویس کلاین

برگردان

 شین میم شین

 

 

ساختمان همه جانبه سوسیالیسم

  

·    در برنامه حزب سوسیالیستی متحده آلمان وظیفه ساختمان همه جانبه سوسیالیسم به شرح زیر تعیین می شود:

 

۱

·    «ساختمان همه جانبه سوسیالیسم در کشور، یعنی توسعه اقتصاد ملی و بالاتر بردن تولید و راندمان کار بر مبتای عالی ترین سطح علم و فن، برای محتوامندتر و زیباتر کردن زندگی زحمتکشان، برای رفع هرچه بهتر نیازهای آنان و تحقق بخشیدن کامل به اصل «از هرکس به اندازه استعدادش، به هرکس به اندازه کارش»

 

۲

·    ساختمان همه جانبه سوسیالیسم، یعنی توسعه و تحکیم روابط سوسیالیستی نوین میان زحمتکشان.

 

۳

·    تبدیل شعور عالی، شادی کار و از خود گذشتگی در راه منافع جامعه به خصایل برجسته انسان های جامعه سوسیالیستی.

 

۴

·    ساختمان همه جانبه سوسیالیسم، یعنی تبدیل آموزش و پرورش و فرهنگ به دارائی همه زحمتکشان، برای غنی تر ساختن هستی آنها و برای توسعه شخصیت آنها.

 

۵

·    این امر امکان تسلط آنها بر نیروهای مولده مدرن را فراهم خواهد آورد.

 

۶

·    آنها ـ بدین طریق ـ می توانند به جامعه هرچه بیشتر خدمت کنند، ضمنا از امکانات بهتر بهره برداری کنند و نیازهای شخصی خود را بهتر برآورده سازند.

 

۷

·    ساختمان همه جانبه سوسیالیسم، یعنی تبدیل کشور به کشور سوسیالیستی مدرن و بالاتر بردن اعتبار سیاست صلح جوی آن و نیروی جاذبه آن در جهان.

 

۸

·    ساختمان همه جانبه سوسیالیسم عمل مشترک همه مردم خواهد بود، زیر آن با منافع آنها عمیقا انطباق دارد.

 

۹

·    خلق نیروئی است که این وظیفه بزرگ را به انجام می رساند.»

 

ادامه دارد.

 

درنگی در شعر مهدی اخوان ثالث تحت عنوان «الله، همان اهریمن است!» (۱)

مقبره و سردیس مهدی اخوان ثالث

مقبره و سردیس مهدی اخوان ثالث

 پرونده:Donya-ye Sokhan, number 33.pdf

درنگی 

از

شین میم شین

 الله، همان اهریمن است!

مهدی اخوان ثالث 

( م . امید )

خدا ما را از این الله اهریمن رها سازد
یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان

سیه کاران در میخانه ها بستند حافظ جان
خم و مینا و جام باده بشکستند حافظ جان

به مستان می انگور حدها می زنند آنان
که از کبر و غرور و مکر سرمستند، حافظ جان

خدا گویند و می گیرند جان و مال مردم را
خدا داند که بس نا مردم و پستند حافظ جان

خدا کی نان جان با شرط ایمان میدهد کس را
چرا اللهیان این را ندانستند حافظ جان

خدا ما را از این الله اهریمن رها سازد
یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان

همان اهریمن است الله و در این شک ندارم من
گواهم ایزدی ایرانیان هستند حافظ جان

ببين شب ها چه تاریک است زیر پرچم الله
ببین مردم چه بدبخت و تهیدستند حافظ جان

سلامی کن به خیام آن ابرمرد از من مسکین
بگو پستان در میخانه ها بستند حافظ جان

پایان

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۵۱۷)

 Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

به قدر هنر جست باید محل

بلندی و نحسی مکن چون زحل

معنی تحت اللفظی:

محل خود را بسته به لیافت خود برگزین.

مثل سیاره زحل بلندی و نحسی پیشه مکن.

ادامه

 

نی بوریا را بلندی نکو ست

که خاصیت نیشکر خود در او ست

معنی تحت اللفظی:

نی بوریا در احساس و نمایش سربلندی محق است.

برای اینکه حاوی نیشکر است.

  

سعدی

در این بیت شعر

دیالک تیک هنر و جایگاه اجتماعی را به شکل دیالک تیک خاصیت و بلندی توسعه و بسط می دهد.

به نظر او نی بوریا حق دارد سربلند و سرافراز باشد، چون خاصیت نیشکر را دارد،

ولی علف هرز باید پست و زمینگیر باشد، چون فاقد خاصیتی است.

 

اگر نی بوریا آدم می بود، حق داشت در صدر مجلس بنشیند.

 

این حکم سعدی نیز بر پایه تئوری بنیاد استوار شده است.

سعدی، مثل همیشه، قصد گذار از عالم جمادات و نباتات به عالم انسانی دارد.

او می خواهد از نی بوریا به طبقه اشراف بنده دار، فئودال و دربار برسد.

اشراف بنده دار، فئودال و دربار از آن رو شریف و نجیب و ممتازند که خاصیت دارند.

خاصیت آنها اصل و نسب و خون و نژاد و تبار و غیره آنها ست.

اما سعدی وقتی که در گلستان از همین نی بوریا قصد گذار به اشرار و راهزنان را دارد، به خاصیت نیشکرش اشاره ای هم حتی نمی کند و آن را همراه با بید مورد تحقیر قرار می دهد و جزو فرومایگان، سفلگان و بد بنیادان قلمداد می کند:

 

ابر اگر آب زندگی بارد

هرگز از شاخ بید، بر نخوری

 

با فرومایه روزگار مبر

کز نی بوریا، شکر نخوری

 معنی تحت اللفظی:

بید درختی بی ثمر است و نی بوریا گیاه بی شکر.

بید و بوریا جزو موجودات طبیعی پست و سفله و فرومایه اند و باید از همنشینی و دستی با فرومایگان و پستان پرهیز کرد.

 

نیچه هم پرولتاریا را پست و سفله و فرومایه محسوب می دارد و اخوان پیروان خمینی را.

 خدا گویند و می گیرند جان و نان مردم را

خدا داند که بس نامردم و دست اند، حافظ جان

الله، همان اهریمن است ! 

مهدی اخوان ثالث 

( م . امید )

خدا ما را از این الله اهریمن رها سازد
یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان

سیه کاران در میخانه ها بستند حافظ جان
خم و مینا و جام باده بشکستند حافظ جان

به مستان می انگور حدها می زنند آنان
که از کبر و غرور و مکر سرمستند، حافظ جان

خدا گویند و می گیرند جان و مال مردم را
خدا داند که بس نا مردم و پستند حافظ جان

خدا کی نان جان با شرط ایمان میدهد کس را
چرا اللهیان این را ندانستند حافظ جان

خدا ما را از این الله اهریمن رها سازد
یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان

همان اهریمن است الله و در این شک ندارم من
گواهم ایزدی ایرانیان هستند حافظ جان

ببين شب ها چه تاریک است زیر پرچم الله
ببین مردم چه بدبخت و تهیدستند حافظ جان

سلامی کن به خیام آن ابرمرد از من مسکین
بگو پستان در میخانه ها بستند حافظ جان


 

سعدی را می توان نماینده بیولوژیسم (یکی از مکاتب فلسفی و سوسیولوژیکی امپریالیستی) در قرون وسطی ایران دانست.

 

بیولوژیسم

(تعریف اول)

 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/09/blog-post_496.html

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18175

 پایان

بیولوژیسم

https://hadgarie.blogspot.com/2017/12/blog-post_184.html

پایان

 بیولوژیسم

(تعریف دوم)

 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/09/blog-post_46.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18205

پایان

ادامه دارد.

درنگی در ذهن و عکاسی (۴۳)

        کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۶
چون یادگیری جز با آمادگی میسر نیست، 
پس بهترین استاد کسی است که پاسخ نمی دهد، بلکه امکان پرسیدن را سهولت می بخشد.
 
حریف یانکی و مترجم بیسواد ایرانی
تنها چیزی که از آن خبر ندارند، توان تفکر است.
 
۱
 یادگیری جز با آمادگی میسر نیست، 
 
مگر یاد دهی و عملگی و بنایی و کشت و زرع و حفاری و نجاری و خیاطی و غیره
بدون امادگی معلم و متعلم و عمله و بنا و دهقان و حفار و نجار و خیاط
میسر می شود که یادگیری میسر باشد؟
 
علاوه بر این، مگر آمادگی صرف و خشک و خالی برای یادگیری کافی است؟
مگر آمادکی امثال حریف یانکی که خروارها مغز خر خورده اند، برای یادگیری و رشد فکری کافی است؟

سکنه بدبخت و بینوای ایران و امریکا که این یاوه ها را باید بخرند و بخوانند و خرتر شوند،عحب گیری افتاده اند.
 
۲
بهترین استاد کسی است که پاسخ نمی دهد، بلکه امکان پرسیدن را سهولت می بخشد. 
 
عجب خرافه ای.
  در کلاس درس چنین استاد تحفه ای که دیالک تیک پرسش و پاسخ قلع و قمع شده است، «سهولت بخشیدن به پرسش» اولا چگونه آموزش داده می شود.
ثانیا به چه دردی می خورد، اگر قرار بر این باشد که پاسخ ندادن به پرسش ها  
هنر و شق القمر باشد؟

 راستی پیش شرط یادگیری چیست؟
یادگیری 
در دیالک تیک یاد دهی و یاد گیری میسر می شود که فرمی از دیالک تیک داد و ستد است.
 
یاد گیری
 هم 
می تواند با واسطه باشد
و
هم
می تواند بیواسطه باشد.
واسطه 
در یادگیری با واسطه
هم
می تواند معلم و مربی و غیره باشد.
یعنی 
سوبژکتی باشد
و
هم
می تواند کتابی، فیلمی، سخنرانی ئی و غیره باشد.
یعنی
اوبژکتی باشد.


در یادگیری بی واسطه
فرد به صورت دیالک تیکی از معلم و متعلم  (معلم و شاگرد، مجتهد و طلبه) عرض اندام می کند:
مثلا 
زمین را شخم می زند و بذر و دانه و نهالی می کارد و آبیاری می کند و در روند شخم و کشت و زرع یاد می گیرد و توسعه فکری و جسمی و عملی می یابد.

ادامه دارد.