۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

تحلیل مارکسیستی مختار نامه عطار نیشابوری (۳)


فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری

 (۱۱۴۶ م/۵۴۰ ق – ۱۲۲۱ م/۶۱۸ ق)،

تحلیلی 

از

شین میم شین

 

۲

در وصفِ تو، عقل، طبعِ دیوانه گرفت

جان تن زد و با عجز به هم خانه گرفت

چون شمع تجلّی تو آمد به ظهور

طاووسِ فلک، مذهبِ پروانه گرفت.

معنی تحت اللفظی:

عقل بسان دیوانگان قادر به توصیف تو نیست.

جان هم عاجز و درمانده است.

با روشن گشتن شمع تجلی تو، افلاک پروانه شدند. 

مفاهیم مهم این رباعی عطار به شرح زیرند:

عقل

جان

تحلی

فلک

۱

عقل

سؤال این است که منظور عطار و عرفای خردستیز دیگر از عقل چیست؟

 کسی که خردمند و خردگرا باشد، اصلا نمی تواند به مخاطب انتزاعی عطار ایمان داشته باشد.

برای ایمان اوردن به موجودات ماورای طبیعی از قبیل خدا و ارواح و اجنه و ملائکه و غیره باید پیشاپیش خانه عقل را به اتش کشید.

عرفان مکتب خردستیزی است.

مارتین لوتر عالی ترین نماینده مسیحیت پروتستان و مترجم انجیل به زبان آلمانی،

عقل را جنده شیطان نامیده است.

معلوم هم نیست که من ـ زورش از مفهوم جنده شیطان چیست؟

ظاهرا به نظر او شیطان بدبخت جاکش است و جنده ای به نام عقل دارد و با عرضه کردنش امرار معاش می کند.

 سؤال فقط این است که کدام عیاشی حاضر به همخوابگی با عقل می شود.


عرفان فرمی از خردستیزی

 

http://hadgarie.blogspot.com/2010/08/blog-post_13.html

 

پایان

مذهبی در جهان یافت نمی شود که عرفان خاص خود را نداشته باشد.

برای اینکه بدون عرفان قلدر مآب راه دیگری برای اثبات صحت خرافات مذهبی وجود ندارد.

هدف عطار در این رباعی هم تحقیر عقل است.

در وصفِ تو، عقل، طبعِ دیوانه گرفت

 منظورش این است که عقل قادر به  وصف خدای کذایی حتی نیست.

چه رسد به درک و توضیح خدا.

توصیف 

ساده ترین فرم معرفی چیزی است.

توصیف 

معرفی سطحی و کودکانه ای از ظواهر چیزها ست.

ادامه دارد.

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۴۱)

    

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

 

نگارنده سایت توده ای ها

همسانی‌های یادشده، خودِ زمینه‌ی گفت‌وگو را فراهم می‌آورند و نباید آن‌ها را ناچیز شمرد.

با این همه، ناهمسانی‌ها چندان ژرفند که می‌توان از دو نگاه بسیار ناهمگون با هم در «چپ»ِ امروز سخن گفت.

مقاله‌ی «عموزاد» لحنی دانشورانه، تحلیلی و تا اندازه‌ای بی‌سوگیرانه دارد.

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد.

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

مخالفان را «نیروهای دموکراتیک» می‌خواند و با آن‌ها هم‌دلی می‌کند.

اما مقاله‌ی «حقیقت» لحنی ستیزجویانه و دوقطبی‌ساز و نگاه «عاقل اندر سفیه» دارد.

مخالفانِ نظری را به‌سانِ «تضعیف‌کنندگانِ جبهه» و «هم‌سویان با امپریالیسم» می‌نمایاند.

زبانِ بسیج‌کننده و شعارگونه در سراسر آن به چشم می‌خورد؛ جمله‌هایی که برای برانگیختنِ احساسات ساخته شده‌اند، نه برای واکاوی.

نبودِ جدایی میانِ حاکمیت و ملت در تحلیلِ او آشکار است.

دفاع از ایران را با دفاع از جمهوری اسلامی یکی می‌گیرد و هرگونه جدایی میان «کشور» و «رژیم» را نادیده می‌گذارد.

 

۱

مقاله‌ی «عموزاد» لحنی دانشورانه، تحلیلی و تا اندازه‌ای بی‌سوگیرانه دارد.

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد.

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

مخالفان را «نیروهای دموکراتیک» می‌خواند و با آن‌ها هم‌دلی می‌کند.

 

همانطور که گفته شد:

اگر کسی به عوض مطالعه  «تحلیل»  نگارنده سایت توده ای ها

خودش  نظری سرسری بر مقاله عموزاد بیفکند، همین چیزهای سطحی بی محتوا را می بیند.

این حرف های  نگارنده سایت توده ای ها ربطی به تحلیل ندارند.

ولی بهتر است که تحلیل شوند تا متد فکری خود او روشن شود:

ب
نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

نگارنده سایت توده ای  

ادعای عموزاد را مو به مو رونویسی می کند و مهر تأیید بر پیشانی اش می کوبد،

بدون اینکه زحمت تفکر و تحلیل بخور ـ نمیری به خود بدهد.


به این ادعای عموزاد اندکی بیندیشم:
ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

 

فقر مفهومی از سر تا پای عموزاد  و نگارنده سایت توده ای ها می تراود:

راستین و دروغین بودن ستیز کسی با این و آن که بیانگر ماهیت طبقاتی آن کس نیست.

خیلی ها برای زدن پول جیب این و آن، برادر خود را حتی خونین و مالین می کنند.

مگر ستیز فاشیسم آلمان و ژاپن بر ضد امپریالیسم انگلیس (ابرقدرت آن زمان) و امپریالیسم امریکا و فرانسه و غیره راستین نبود؟

مگر ستیز امپریالیسم انگلیس (ابرقدرت آن زمان) و امپریالیسم امریکا و فرانسه و غیره بر ضد فاشیسم آلمان و ژاپن راستین نبود؟

 

Two aerial photos of atomic bomb mushroom clouds, over two Japanese cities in 1945 

ابر قارچی بمب اتمی بر هیروشیما (چپ) و ناگاساکی (راست)

پرتاب بمب اتم به دو متروپل فاشیسم ژپن و بمباران بی وقفه شهرهای آلمان توسط ارتش امپریالیسم انگلیس و امریکا 
مگر شکی در راستین بودن ستیز امپریالیسم امریکا و انگلیس بر ضد فاشیسم باقی می گذارد؟

این اما مانع آن نمی شود که فاشیسم آلمان اتحاد شوروی را علیرغم بستن پیمان عدم تجاوز با اتحاد شوروی  و حمایت های همه جانبه اتحاد شوروی از آن، مورد حمله  غافلگیرانه برق آسا قرار دهد و بیش از ۲۰ تا ۳۰ میلیون تن از سکنه آن را کشتار و بخش اعظم نیروهای مولده آن و همه شهرهای بزرگ آن را با خاک یکسان کند

و

امپریالیسم امریکا و انگلیس و فرانسه کلیه کشورهایی را که در صدد کسب استقلال بوده اند، مثلا ویتنام و کره و غیره را به طرز بربرمشنانه بمباران کنند و اتحاد شوروی را تهدید به پرتاب بمب اتمی بکنند.


ایراد بینشی عموزاد و نگارنده سایت توده ای ها در بی اعتنایی آنها به حقیقت عینی است.

به همین دلیل دنبال راستین و دروغین بودن ستیز جمهوری اسلامی با این و ان می گردند تا توجیهی برای دادن شعار توخالی پیدا کنند.

حضرات بسان طرفداران پراگماتیسم هر آنچه که به نفع شان باشد، حقیقت جا می زنند.

 

پراگماتیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11561

 

پایان

 

ضمنا ستیز جمهوری اسلامی با امپریالیسم امریکا و صهیونیسم و فوندامنتالیسم یهود باید تحلیل مارکسیستی شود.

 هنر

نه کشف راستین و دورغین بودن ستیز کسی، بلکه کشف ماهیت طبقاتی او ست.

 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر سوره توبه (التوبة) (۶۱۹)


 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾
[ التوبة: ۵]

و چون ماه‌هاى حرام به پايان رسيد، هر جا كه مشركان را يافتيد بكشيد و بگيريد و به حبس افكنيد و در همه جا به كمينشان نشينيد. 

اما اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، از آنها دست برداريد،

 زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.

 
کریم 
در این آیه،
از ماهیت طبفاتی الله پرده برمی دارد.
الله اسلام بر خلاف الله مسیحیت فقط «آمرزنده و مهربان» نیست.

الله اسلام
دیالک تیکی از ««آمرزنده و مهربان» و ستیزنده و قسی القلب است.الله اس
از سویی فرمان قتل و حبس و پیگرد و سرکوب مشرکین را صادرمی کند و از سوی دیگر در صورت توبه و ایمان آوردن و نماز خواندن و زکات دادن، از آزار و کشتارشان صرفنظر می کند و از امرزندگی و مهربانی دم می زند.

دلیل فرق و تفاوت و تضاد الله اسلام با الله مسیحیت این است که الله مسیحیت فقط و فقط الله بردگان است.
برده داران هنوز الله مسحیت را نمی شناسند و به رسمیت نمی شناسند.
حتی از ماهیت طبقاتی مسیحیت خبر ندارند.
خیال می کنند که طرفداری لفظی و حرفی از توده برده، به معنی نماینده بردگان بودن است.
محتوای مسیحیت
دعوت بردگان به تسلیم و صرفنظر از مقاومت است.
سیلی بر سمت چپ صورت را بردگان باید با عرضه کردن سمت راست «جواب» دهند.

الله اسلام
اما
چپ نمایانه بشریت و حتی اجنه و ملائکه را عبد و بنده و برده و رهی و کنیز قلمداد می کند و خود رامعبود و ارباب برده دار مطلق و یونیورسال.
یکی از جاذبه های جنبش اسلامی هم همین چپنمایی عوامفریبانه بوده است.

واقعیت غیر قابل انکار این است که الله اسلام، انعکاس انتزاعی (عکس انتزاعی) اربابان برده دار در آیینه آسمان است.
به همین دلیل
الله اسلام
همه صفات خوب و بد اربابان برده دار را یکجا دارد.
 
به قول سعدی:
سلاطین و خوانین 
به سلامی گردن می زنند و به دشنامی، خلعت می بخشند.
یعنی
کارشان حساب و کتاب  ندارد.
از عقل اندیشنده بی نصیب اند.
خر و خردستیزند.
 

 
ذبح اسماعیل توسط ابراهیم 
 
به روایاتی خدا هر کس را که خیلی دوست داشته باشد، عزرائیل و اذنابش را به سراغ عزیزترینش می فرستد
و
 داغ بر جگرش می نشاند.

ادامه دارد.