۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۱۲)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 

دیوید هیوم

 

دیوید هیوم

 (۱۷۱۱ ـ ۱۷۷۶)

فیلسوف،

اقتصاددان

و

تاریخدان

از نمایندگان برجسته روشنگری انگلستان

از اقتصاددان ما قبل اقتصاد کلاسیک

معلم کانت و از دوستان و همفکران آدام اسمیث

  

۱

·    تمایلات ما بعد انقلاب بورژوائی انگلیس در قرن هجدهم در فلسفه دیوید هیوم مناسب ترین بیان خود را می یابد.

 

۲

·    هیوم هم با آثار فلسفی اش، هم با بررسی های اخلاقی ـ سیاسی اش، هم با پژوهش های مذهبی ـ علمی اش و هم با آثار تاریخی اش وارد عمل می شود.

 

۳

·    انگلس و بعدها لنین نشان داده اند که هیوم و اگنوستیسیست ها  (لاادریون، ندانم گرایان) ـ از نقطه نظر تاریخ ایده ها ـ موضع میانی بین ایدئالیسم ذهنی و ماتریالیسم اتخاذ می کنند.

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۱، ص ۲۷۴ )

 

۴

·    از این رو ست که انگلس اسکپتیسیسم (تردیدگرایی، شکاکیت) هیوم را پناه بردن به تجربه می نامد که از عجز او در حل تضاد موجود میان ماتریالیسم و ایدئالیسم حکایت دارد.

 

۵

·    «سخن کوتاه:

·    پراتیک این اسکپتیسیسم دقیقا ماتریالیسم فرانسه است.

·     ولی به سبب عجز از موضعگیری روشن، در تئوری متافیزیکی گیر می کند و می ماند.»

·     (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱، ص ۵۵۳ )

 

·    مراجعه کنید به اسکپتیسیسم

 

اسکپتیسیسم

(تردیدگرائی، شک گرایی) و نئواسکپتیسیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8317

 

۶

·    هیوم تأثیر عظیمی به جا می گذارد.

 

۵

·    آدام اسمیت (۱۷۲۳ ـ ۱۷۹۰)  که اثر اصلی اش تحت عنوان «بررسی طبیعت و سرچشمه ثروت ملت ها»  درسال ۱۷۷۶ میلادی انتشار می یابد، به جرگه طرفداران هیوم می پیوندد.

 

۶

·    بعدها پوزیتیویست ها هم به هیوم استناد می کنند.

 

۷

·    مخالفان هیوم که فلسفه او را به سبب استنتاجات اسکپتیسیستی علنا با توجه به مذهب رد می کردند، فلاسفه اسکاتلندی به شرح زیر بوده اند:

 

الف

·    توماس راید (۱۷۱۰ ـ ۱۷۹۶)

 

ب

·    جیمز بیتی (۱۷۳۵ ـ ۱۸۰۳)

 

پ

·    توماس براون (۱۷۷۸ ـ ۱۸۲۰)

 

۸

·    دیوید هیوم، ادوارد گیبون (۱۷۳۷ ـ ۱۷۹۴) و ویلیام روبرتسون (۱۷۲۱ ـ ۱۷۹۳)  مورخان برجسته انگستان در قرن هجدهم بوده اند.

 

۹

·    کتاب هیوم تحت عنوان «تاریخ انگلستان از حمله ژولیوس سزار تا انقلاب ۱۶۸۸» که در سالهای (۱۷۵۴ ـ ۱۷۶۱) منتشر شد، نشاندهنده تغییرات جامعتی عظیم در انگلستان، اعتلای طبقه متوسط، نابودی اشراف فئودال و در پیوند با آن تشکیل نظام دولتی لیبرالی است.

 

۱۰

·    این اولین بررسی تاریخ انگلستان، به ویژه بعد از انقلاب انگلیس از نقطه نظر بورژوازی پسا انقلابی است.

 

۱۱

 

·    کتاب گیبون تحت عنوان «تاریخ روم» (۱۷۷۶ ـ ۱۷۸۷)  و آثار تاریخی روبرتسون «تاریخ اسکاتلند» (۱۷۵۹) «تاریخ امپراطوری چارلز پنجم» (۱۷۶۹) و «تاریخ آمریکا» (۱۷۷۷) نیز علیرغم موضوعات خاص خود گرایش واحدی را نشان می دهند.

 

۱۲

·    مورخان لیبرال نوپای قرن نوزدهم فرانسه (تیه ری، میگنه، گیزو، تیر و امثالهم) راه نشان داده شده از سوی مورخان انگلیسی قرن هجدهم را در پیش می گیرند.

 

پایان

ادامه دارد.

 

۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۷۶)

   

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

چو بی شک نوشته است بر سر هلاک

به دست دلارام خوشتر هلاک

معنی تحت اللفظی:

از آنجا که مرگ، سرنوشت هر کس است، پس مرگ به دست معشوق، بهتر از مرگ طبیعی (عزرائیل) است.

 سعدی

 در این لبت شعر،

مقوله «زمان» را تا حد هیچ تنزل می دهد :

چون روزی به ناچار خواهیم مرد، پس چه بهتر که هم اکنون در آتش «دوست» و یا در راه او خاکستر شویم.

 

دشوار است کسی پیدا شود، که اینقدر ابتدائی بیندیشد و استدلال کند.

هیتلر در ماه های آخر جنگ جهانی دوم، کودکان ده ـ دوازده ساله را راهی جبهه می کرد.

اگر کسی جرئت پرسش می داشت، می توانست همین دلیل سعدی را ارائه دهد و بگوید که چون بالاخره هفتاد، هشتاد سال دیگر خواهند مرد، پس همان بهتر که امروز در راه من (دوست) بمیرند.

سعدی از مفهوم «مرگ ناگزیر» هر سوء استفاده ارتجاعی که ممکن است، به عمل می آورد:

او با استناد به برابری همه در گور، توده مولد و زحمتکش را به تحمل تضادهای طبقاتی و صبر و تسلیم و رضا فرا می خواند.

با اشاره به مرگ ناگزیر کشته شدن به دست «دوست» کذائی را توصیه می کند.

 

اما هرگز نمی خواهد با استناد به مرگ ناگزیر همه، از بین بردن نابرابری های اجتماعی را حداقل از ذهن خود بگذراند و یا حداقل برای دوست نیز کشته شدن به دست عاشق را تصور کند.

همه نتیجه گیری های امپیریستی (مبتنی بر تجربه گرایی) سعدی حتما باید علیه توده مولد و زحمتکش متوجه باشند.

این بیت شعر سعدی، بیانگر بدبینی، نومیدی و نیهلیسم او است.

در قرن بیستم نیز نمایندگان ایدئولوژیکی امپریالیسم به موضع فکری همانندی می رسند.

نومیدی، بدبینی و نیهلیسم از عناصر جدی کلیه فلسفه های امپریالیستی است.

تحقیر زندگی و تجلیل مرگ در فلسفه و جامعه شناسی امپریالیستی فاشیسم، از هایده گر تا یاسپرس، از ماکس وبر تا ویتگن اشتاین جای خاصی به خود اختصاص داده است.

هوشنگ ابتهاج (سایه) همین خرافه عشق را از سعدی و حافظ به ارث می برد و به بهانه دفاع از زندگی به ستایش از مرگ می رسد.

 

زندگی زیبا ست، ای زیبا پسند

زنده اندیشان به زیبائی رسند

آن چنان زیبا ست، این بی بازگشت

کز برایش می توان از جان گذشت

 معنی تحت اللفظی:

زندگی زیبا ست و پیش شرط نیل به زیبایی زنده اندیشی است.

زندگی یکباره چنان و چندان زیبا ست که به خاطرش می توان مرد.

 

ما باید فلسفه سایه را مستقلا مورد بررسی قرار دهیم، ولی استدلال او مبنی بر «مرگ به خاطر زندگی» فاقد هر گونه مبنای منطقی است.

سایه و نه فقط او، علیرغم پارسائی ستایش انگیزش، مسموم از زهر اندیشه های ارتجاعی سعدی و حافظ است.

 

ادامه دارد.


فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۱۱)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 

آدام فرگوسون

 

آدام فرگوسون

 (۱۷۲۳ ـ ۱۸۱۶)

مورخ اسکاتلندی

از اخلاقیون اجتماعی روشنگری

از مؤسسین جامعه شناسی

کاشف تفاوت های طبقاتی در جامعه سرمایه داری

آثار:

مقاله ای در بررسی تاریخ جامعه بورژوائی

انستیتوی هومانیسم اخلاق

اصول اخلاق و دانش سیاسی

  

۱

·    آدام فرگوسون (۱۷۲۳ ـ ۱۸۱۶) یکی دیگر از معروفترین اخلاقیون انگلیس بوده که در اثر خود تحت عنوان «بررسی تاریخ جامعه بورژوائی» (۱۷۶۷)  توسعه سجایای اخلاقی را با کمال فکری پیشرونده انسانی در پیوند می داند و اخلاق را در تاریخ جامعه بشری مورد استفاده قرار می دهد.

 

۲

·    مارکس فرگوسون را گرامی می دارد و او را استاد آدام اسمیت تلقی می کند.

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۱۴۶ )

 

اسقف جورج برکلی

 

جورج برکلی

 (۱۶۸۵ ـ ۱۷۵۳)

اسقف،

 تئولوگ (فقیه)،

 امپیریست

 فیلسوف ایرلندی ـ انگلیسی

مؤسس ایدئالیسم ذهنی

 

۱

·    قطع رابطه قطعی با سنن مترقی روشنگری فرانسه از سوی فلسفه ایدئالیستی ـ ذهنی صورت می گیرد، که توسط اسقف جورج برکلی  بنیانگذاری شده است.  

 

۲

·    برکلی در اثر اصلی خود تحت عنوان «بررسی اصول شناخت انسانی» (۱۷۱۰) شناخت را که در فلسفه جان لاک دو جنبه داشت، در شناخت درونی خلاصه می کند و منکر وجود جهان خارج واقعی ـ عینی می شود.

 

۳

·    برکلی جهان خارج را ترکیبی از احساس ها می داند که از سوی خدا در روح انسانها نهاده می شود.

 

۴

·    مفهوم «ایدئالیسم» نخست برای نامیدن تئوری شناخت برکلی مورد استفاده قرار می گیرد و بعدها به معنای فراگیرتری به کار می رود.

·    (لنین، «مجموعه آثار»، جلد ۱۴، ص ۱۰۴، ۳۴۲)

 

۵

·    لنین در کتاب خود تحت عنوان «ماتریالیسم و امپیریوکریتیسیسم»   به نقد نظریات برکلی می پردازد.

 

ادامه دارد.