۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۳)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

 

۱

متد (اسلوب، روش) هانا آرندت و موضع فلسفی او

 

 

مایکه وایس فلوگ

(Maike Weißpflug) 

(۱۹۷۸)

محل تولد:

 شهر آخن آلمان

 

این بخش از این مطلب

با توجه به اثر مایکه وایس فلوگ راجع به متد هانا آرندت تحریر یافته است.

تحلیل مایکه وایس فلوگ مبتنی بر مجموعه آثار هانا آرندت است.

بدون اینکه به توسعه این متد هانا آرندت بپردازد.

متد (اسلوب، روش) هانا آرندت اما چیزی بیشتر از طرز برخورد صرف برای تشکیل و تبیین افکاراست.

متد هانا آرندت

ضمنا

حاوی موضع بنیادی او نسبت به رابطه سوبژکت و اوبژکت است.

 

دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2956

 

پایان

 

به عبارت دیگر

متد هانا آرندت

حاوی معارف او و اونتولوژی و متافیزیک پنهان در آن است.

 

از متد متافیزیکی تا متد دیالک تیکی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4910

 

 

اونتولوژی و نئو اونتولوژی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14537

 

نقطه آغازین:

پدیده ها و دانش تجربی بیواسطه

 

متد هانا آرندت

در وهله اول

مبتنی بر فنومنولوژی ادموند هاسرل است.

 

متد فنومنولوژیکی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5092

 

هانا آرندت

به ساده کردن متد فنومنولوژیکی ادموند هاسرل می پردازد، بدون اینکه به طور سیستماتیک (منظم) از فلسفه تئوریکی (نظری) پا فراتر بگذارد.

 

هانا آرندت

از پدیده هایی (فنومن هایی) شروع به حرکت می کند که به طور حسی (سنسوئال) قابل شناخت اند.

هانا آرندت

به بازتاب این پدیده ها می پردازد.

 

حسی و عقلی

(سنسوئال و راسیونال)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14897

 


ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۷, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۴۶)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

 همانطور که ذکرش گذشت،

دیوان سعدی و حافظ از شدت و حدت خودستائی آندو بارها منفجر شده است:

 

حافظ

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود.

معنی تحت اللفظی:

شعر حافظ در زمان زندگی حوا و آدم در بهشت، زینت بخش اوراقی بود که از نسرین و گلهای دیگر ساخته شده بودند.

 

تواضع توانگر کند فرد را

خبر کن حریف ابر مرد را

 

طرز حرف زدن حافظ شبیه طرز حرف زدن خدای متعال از خود راضی در قرآن کریم است.

 حافظ

صبحدم از عرش می آمد خروشی، عقل گفت:

«قدسیان، گوئی، که شعر حافظ ازبر می کنند.»

معنی تحت اللفظی:

شعر حافظ چنان زیبا ست که حتی سکنه عرش خدا به ازیر کردنش خطر می کنند.

 

این بدان معنی است که قدسیان که کسب و کارشان سجده کردن به خدای سیری ناپذیر از سجود و رکوع و تضرع و ضجه و التماس است، به عوض اوراد فقهی، شعر خواجه را ازبر می کنند و بر زبان می رانند و با همدیگر مسابقه می گذارند.

 

این دعاوی خواجه

فقط خودشیفتگی بی حد و حصر نیست،

فقط بی اعتنایی به تواضع به مثابه یکی از سحایای طبقات حاکمه برده دار و فئودال نیست که خواجه نماینده ایده ئولوژیکی اش است.

این ضمنا به معنی خردستیزی اکتیو و بی حد و حصر است.

بی دلیل نیست که نیچه (خاتم الفلاسفه امپریالیسم، مؤسس خردستیزی، اخلاق ستیزی و غیره، بانی فکری فاشیسم و کوره های آدم سوزی) ستایشگر خواجه بوده است.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) (زبان) (۱)


Sprache und Sprachkurse

پروفسور دکتر  الفرد کوزینگ

پروفسور دکتر ولفگانگ سگت

برگردان

 شین میم شین

 

    

۱

·    زبان به سیستم علائم لفظی بالنده ناشی از نیازمندی های حیات جامعتی و «کردوکار» تولیدی اطلاق می شود که به تشکیل افکار در روند شناخت واقعیت عینی به وسیله انسانها کمک می کند و مبادله افکار و تجارب عاطفی میان آنان و ثبت و حفظ دانش حاصله را امکان پذیر می سازد. 

 

·    مراجعه کنید به تفکر

 

تفکر

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13147

 

۲

·    زبان صوتی همراه با تفکر تحت تأثیر تعیین کننده کار اجتماعی پدید آمده است.

 

(وقتی از کار اجتماعی سخن می رود، به این معنی است که انسان ها در روند کار مجبور به تکلم می شوند.

در صحت این نظر تردیدی نیست.

آنچه که ناگفته می ماند، نفش تعیین کننده کار به طور کلی در تفکر به طور کلی (حتی در عالم جانوران) است.

امتحانش آسان است، شروع به انجام کار فی نفسه به شروع روند کار و تأثیر متقابل اندیشه و عمل منجر می شود.

مترجم.)

 

۳

·    همان طور که انگلس می نویسد:

 

۱

·    «قوام گرفتن کار سبب شد که اعضای جامعه به هم نزدیکتر شوند.

 

۲

·    بدین طریق پشتیبانی متقابل و همکاری عملی مشترک افزایش یافت و آگاهی نسبت به سودمندی این همکاری برای فرد فرد افراد روشن گردید.

 

۳

·    خلاصه این که افراد «انسان شونده» دریافتند که حرفی برای گفتن به همدیگر دارند.

 

۴

·    نیاز به سخن گفتن عضو لازم را پدید آورد:

 

الف

·    حنجره تکامل نیافته میمون ها در اثر فرکانس رشد یابنده به تدریج تغییر شکل داد.

 

ب

·    اعضای دهن به تدریج آموختند الفبای لفظی را یکی پس از دیگری بر زبان رانند.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۴۴۶)

 

۴

·    انگلس ادامه می دهد:

 

۱

·    «زبان و تفکر به لحاظ منشاء و شیوه عمل وحدت ناگسستنی با هم دارند.

 

۲

·    عمر زبان به درازای عمر شعور است.

 

۳

·    زبان عبارت است از شعور واقعی عملی که برای همه انسانها وجود دارد.

 

۴

·    زبان نیز همانند شعور از نیاز انسانها به رابطه با انسانهای دیگر و از رفع این نیازها ناشی می شود:

·    زبان واقعیت بیواسطه اندیشه است.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۳، ص ۳۰، ۴۳۲)

ادامه دارد.