۱۴۰۴ اسفند ۱۱, دوشنبه

خودآموز خوداندیشی (بخش صد و سی و هفتم)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت ششم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۶ ـ ۸۷)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

 

۱۳۷۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17421

 

۱۳۷۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17430

 

۱۳۷۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17434

 

۱۳۷۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17443

 

۱۳۷۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17446

 

۱۳۷۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17451

 

۱۳۷۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17456

 

۱۳۷۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17459

 

۱۳۷۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17464

 

۱۳۸۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17470

 

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۳۸۰)

  
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم، گر بسوزم روا ست

تو را گریه و سوز باری چرا ست؟

 

معنی تحت اللفظی:

گفت و گوی پروانه با شمع:

شبی پروانه از شمع دلیل گریه اش را پرسید:

گریه عاشق منطقی و عاطفی است و نه گریه معشوق.

 

سعدی

 در این دو بیت شعر،

 درنهایت بی طرفی،

 از قول پروانه می گوید که عاشق سزاوار سوز است، نه معشوق.

پروانه باید بسوزد، نه شمع،

بنده باید ستم بکشد، نه ارباب بنده دار،

رعیت باید به بیداد تن در دهد، نه ارباب فئودال.

 

سعدی و حافظ

در رابطه با عشق نظر دقیق و درستی دارند و بارها به یکطرفه بودن عشق اذعان داشته اند.

عشق وابستگی است.

یکطرفه است و نه دو طرفه (رابطه)

 

آندو به رابطه برابر حقوق میان انسانها باور ندارند.

به نظر آنان جامعه مبتنی بر استثمار و ستم (بالا و پست) یک ضرورت مقدر است.

 

عشق وابستگی یکطرفه ای است که ماهیتا بیانگر وابستگی پست به بالا،  زیردست به زبردست است.

 

همانطور که در زندگی عملی زیردست زیر شلاق ستم زبردست عذاب می برد، می سوزد و می میرد، در رابطه واره عشق نیز عاشق باید در آتش معشوق به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بسوزد.

ستم طبقاتی با گذشت زمان چنان برای خود جا خوش می کند، که به مثابه طبیعی ترین، مشروعترین، قانونی ترین و عادی ترین واقعیت امر جلوه می کند.

 

عاشق مورد نظر سعدی، حتی خود داوطلبانه اقرار می کند که من «گر بسوزم روا ست.»

این را ژان لافیت زنده یاد در کتاب ماندگارش به نام «آنها که زنده اند»، «عادت کردن ستمکش به ستم» خواهد نامید.

آنچه برای پروانه (عاشق) غیرعادی جلوه می کند، سوختن و گریستن شمع (دوست) است.

 شمعی که دستش به طور مستقیم و یا غیرمستقیم، باواسطه و یا بیواسطه، به خون هزاران پروانه آلوده است.

وقتی میلیونها مولد زحمتکش در آسیا، اروپا، آفریقا، آسترالیا و آمریکا قتل عام می شوند، امری طبیعی و عادی تلقی می شود، وای اگر ژنرالی، فئودالی، کارخانه داری، بانکداری کشته شود.

انگار توده های مولد خلق شده اند، تا زجر ببرند، بسوزند و بمیرند و اقلیت برگزیده خوش باشند و دیر زیند.

 

ادامه دارد.

 

۱۴۰۴ اسفند ۹, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۱۶)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

۲

روشنگری فرانسه
ادامه
 

۴

کوندورسه  

  

·    تز روشنگری فرانسه راجع به پیشرفت بالنده بشریت به سوی کمال همواره عظیمتر می بایستی در حین انقلاب به کمک طرح کوندرسه تحت عنوان «طرح نمایشی تاریخی از پیشرفت های روح انسانی» (۱۷۹۴) بار دیگر اثبات شود.

 

۵

ابه دوبو  

 

۱

·    اثر ابه دوبو (۱۶۷۰ ـ ۱۷۴۲) تحت عنوان «بررسی انتقادی ادبیات و نقاشی» (۱۷۱۹) چرخش عظیمی را در حوزه نقد فرهنگ و استه تیک (زیبائی شناسی) به همراه آورد.

 

۲

·    این کتاب به درسنامه استه تیک سنسوئالیستی معروف شده است. 

 

۳

·    با پیوند دادن قدرت تمیز زشت و زیبا با طبیعت انسانی بود که قضاوت هنری توانست از قید و بند مفاهیم عقلی آزاد شود.

 

۴

·    اکنون دیگر هرکس می توانست به برکت قوای حسی اش  میان زشت و زیبا فرق بگذارد.

 

۵

·    پیدایش علم مستقل استه تیک با این تحول پیوند تنگاتنگ داشته است.

 

۶

·    اگر هنر ادبی ـ قبل از همه ـ باید مورد پسند احساس ها قرار گیرد تا به وجد آیند، پس تاریخ ادبیات و نقد ادبی باید قوانین خود یافته را در کار خود پیاده کنند.

 

۷

·    در فرانسه ـ قبل از همه ـ دیدرو و لوئی سباستیان مرسیه   به تدوین استه تیک سنسوئالیستی اقدام کردند.

 

۸

·    در آلمان اولریش کونیگ، بودمر، برایتینگر، باوم گارتن و بالاخره لسینگ بودند که آموزه دو بو را مورد توجه قرار دادند و تکامل بخشیدند.

 

ادامه دارد.



۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۹)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

 

ت

یکی دیگر از وجوه مشترک منفی و مخرب مهم روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی و امپریالیسم و فاشیسم و فوندامنتالیسم یهودی (مسیحیت صهیونیستی)

ایراسیونالیته (خردستیزی) آنها ست.

فوندامنتالیسم اسلامی (سنی و شیعی) فرمی از پانیسم است.

پان اسلامیسم است که همشیره فاشیسم است.

  فوندامنتالیسم سنی و شیعی

فاشیسم فئودالی و یا نیمه فئودالی ـ نیمه بورژوایی سنتی است.

مراجعه کنید

به

ایراسیونالیسم

(خردستیزی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895

 

ایراسیونالیسم

(خردستیزی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13812

 

۲

 

 http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13818

 

پایان


ایراسیونالیسم (خردستیزی) مدرن و مدافعه از خرد

 

 

ایراسیونالیسم (خردستیزی) دیروز و امروز

لوکاچ

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11159

 

ادامه دارد.