۱۴۰۵ شهریور ۲۱, شنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۳۵)

      کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۲
هر موهبتی که از دل برآید، بر دل می نشیند.
 
فقها و شعرای ایرانی صدها سال قبل 
بهتر و علمی تر و وافعی تر از حریف بیسواد و خالی باف یانکی این اندیشه را تبیین داشته اند:
 
۱
هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

۱
صائب

سخن کی به جان های غافل نشیند؟

ز دل هر چه برخاست در دل نشیند

غبار یتیمی است جویای گوهر

غم عشق در جان کامل نشیند

اگر صید غافل شود عذر دارد

ز صیاد عیب است غافل نشیند

مرا می کند سنگ طفلان حصاری

اگر جوش دریا به ساحل نشیند

به دنیا نگردد مقید سبکرو

به ویرانه سیلاب مشکل نشیند

تو کز اهل جسمی سبک ساز خود را

که دل کشتیی نیست در گل نشیند

چو دریا نگردد تهیدست هرگز

کریمی که در راه سایل نشیند

شود محو در یک دم از جلوه حق

دو روزی اگر نقش باطل نشیند

مرا خاک گشتن درین راه از آن به

که گردم به دامان منزل نشیند

به افشاندن دست صائب نخیزد

غباری که بر دامن دل نشیند

 ۳
سعدی
گلستان
 
هر آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
 
هر موهبتی که از دل برآید، بر دل می نشیند.
 
موهبت یعنی بخشش، انعام و غیره.

از دل برآمدن بخشش و انعام و غیره به چه معنی است؟

داد به تنهایی وجود ندارد تا از دل برآید و یا از دل برنیاید.

داد همیشه و همه جا در دیالک تیک داد و ستد وجود دارد.
بیداد هم به معنی داد بدون ستد متقابل است.


داد از هر نوع نمی تواند «از دل بر آید»، حتی اگر چیزی که داده می شود، به درد خود دهنده نخورد.
اصولا و اساسا
دهنده از صمیم دل مایل به دادن چیزی به این و آن نیست.
 

 
مالکیت 
(به انگلیسی: Ownership) 
حالت یا واقعیت حق‌های انحصاری و کنترل بر دارایی یا مال است، که ممکن است هر دارایی‌ای باشد شامل یک شی، زمین، املاک و مستغلات، مالکیت فکری، و حتی حیوانات.
ویکی پیدیا
 
هر موجودی از نبات تا جانور و بشر
عشق عمیقی به مالکیت دارد.
به همین دلیل است که پرولتاریا نافی مالکیت به طور کلی نیست.
پرولتاریا سودای جایگزینی مالکیت خصوصی با مالکیت جامعتی را دارد.
مالکیت در جامعه اولیه هم جامعتی بوده است.

حتی کسانی که به هر دلیلی پشیزی به کسی می دهند، انتظار دریافت چندین برابر پشیز را در دنیا وبا آخرت دارند.
 
ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۶)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

تفاوت کند هرگز آب زلال

گرش کوزه زرین بود یا سفال؟

جنس کوزه آب تغییری در کیفیت آن اعمال نمی کند.

 

کسی که کوچکترین تردیدی درباره دیالک تیسین بودن سعدی به خود راه می دهد، باید توضیح دیگری برای این منطق و متد استدلال بیابد.

 

سعدی بار دیگر برای اثبات نظر خود،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

 به شکل دیالک تیک ظرف و مظروف، دیالک تیک کوزه سفال و آب و دیالک تیک کوزه زرین و آب بسط و تعمیم می دهد.

نقش تعین کننده را از آن محتوا (آب زلال) می داند

  و

ضمنا از قاعده دیالک تیکی دیگری پرده بر می دارد.

از این قاعده دیالک تیکی، که محتوای واحدی می تواند فرم های گوناگونی به خود بپذیرد.

دیالک تیک ماتریالیستی نظر سعدی را بدون چون و چرا تأیید می کند:

محتوای واحد می تواند در فرم های مختلف وجود داشته باشد

و

فرم واحدی می تواند، محتواهای مختلف داشته باشد :

آب زلال (محتوای واحد) می تواند در کوزه زرین، کوزه سفال، سطل، پیاله، خمره، رودخانه، دریا، باتلاق، مرداب، گنداب و انبار (فرم های مختلف) وجود داشته باشد

 و

در کوزه زرین و یا سفلین (فرم واحد) می تواند آب زلال، زهر مهلک، ترشی، شراب، ودکا (محتواهای مختلف) وجود داشته باشد.

 

اشکال اصلی ادعای سعدی این است که او محتوا را مطلق می کند و فرم را هیچ می انگارد.

سعدی در این مورد تنها نیست.

در قرن بیستم بسیاری از رهبران سیاسی، به سبب فقر فلسفه و بی خبری از دیالک تیک ماتریالیستی (علیرغم ترجمه  مقالاتی وزین در باره آن) بر همین گمراهه نظری سعدی راندند و تراژدی مهیب و خونینی را تکرار کردند.

آب زلال (محتوای واحد) در کوزه زرین، کوزه سفال، سطل، پیاله، خمره، رودخانه، دریا، باتلاق، مرداب، گنداب و انبار یکی نیست.

این آب اگرچه ظاهر زلال و روشن دارد، ولی فریب ظاهر چیزها را نباید خورد.

 

آب زلال می تواند زهرآگین باشد، محل تکثیر میکروب های گونه گون باشد.

 

آب  و هر چیز دیگر باید در دیالک تیک فرم و محتوا در نظر گرفته شود، نه بنا بر زلالی ظاهری آن.

کسی که با مطلق کردن محتوا آغاز به کار کرده بود، سرانجام از جهنم فرمالیسم سر در می آورد و زلالی آب را دلیل بر صحت ادعای خود می داند.

کم بها دادن به فرم اشتباه و خطای مهیب و خطرناکی است.

فرم می تواند محتوا را چنان در خود بفشارد، که محتوا مچاله شود، از توسعه و رشد طبیعی خود بازماند و علیل و ذلیل شود.

 

ادامه دارد.