۱۴۰۴ اسفند ۲۰, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۲۰)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

۲

روشنگری فرانسه
ادامه
 

دوره دوم روشنگری فرانسه

ادامه

 

۹

·    «به نظر روسو توانائی بشریت به پیشرفت هرگز نمی تواند به خودی خود توسعه یابد.

 

۱۰

·    این توانائی به تکانه های مدام از خارج نیاز دارد.

 

۱۱

·    این نکته ـ در مقایسه با نگرش متافیزیکی ـ یکی از مهمترین خودویژگی های نگرش دیالک تیکی روسو در رابطه با پیشرفت فکری بوده است.»

 

۱۲

·    در حالیکه روشنگران فرانسه (مثلا هولباخ و ولتر) که به بورژوازی ترقی طلب نزدیکی داشته اند، آموزه  روسو را به دلیل کنسرواتیسم اقتصادی و آماجگذاری اجتماعی خودشان، مورد مزمت قرار می دهند، در آلمان کانت، فیشته و هگل گرایشات دیالک تیکی و آینده نگرانه آثار اورا عمده می کنند.

 

۱۳

·    وقتی که پرولتاریا و ژاکوبین ها در انقلاب فرانسه به نظرات روسو استناد می کنند، اهمیت ترقی طلبانه و در ضمن محدودیت آنها نمایان می شود.

 

۱۴

·    انگلس بعدها خاطرنشان می شود که روسو سهم مهمی در کشف قانون نفی نفی داشته است:

 

الف

·    «حتی شیوه تصور روسو از تاریخ، یعنی مساوات آغازین، فساد به سبب نابرابری و برقراری مساوات در مرحله بالاتر، به معنی نفی نفی است.

 

ب

·    ما در آثار روسو نه تنها به شیوه تفکری بر می خوریم که با شیوه تفکر مارکس در کاپیتال مو به مو همانند است، بلکه علاوه بر آن، به سلسله ای از اصطلاحات بر می خوریم، که مارکس مورد استفاده قرار داده است.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۵۸۴)

 

۱۵

·    در روشنگری فرانسه گذار به ماتریالیسم مکانیکی در فلسفه به برکت آثار فلاسفه زیر همزمان صورت می گیرد:

 

الف

·    ژولین د لامتری (۱۷۰۹ ـ ۱۷۵۱) در عرصه علوم طبیعی  (غبن الاشیاء)

 

ب

·    دنیس دیدرو (۱۷۱۳ ـ ۱۷۸۳)

 

پ

·    کلاود آدریان هلوه تیوس (۱۷۱۵ ـ ۱۷۷۱)

 

ت

·    پل تیری هولباخ (۱۷۲۳ ـ ۱۷۸۹)

 

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۸)

 

 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
سؤال
۴. 
چگونه رئالیسمِ نقادانه همزمان عقل، علم و اخلاق است؟
 
محمد ناطقی
 
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
عقل، 
 ابزار داوری است؛ 
علم،
 ابزار شناخت واقعیت؛
 اخلاق، 
ابزار مهار قدرت و جهت‌دهی کنش.
 پیوندشان در نقدپذیری است، نه در قدسیت. 
هیچ‌کدام حق وتوی حقیقت ندارند.
 
این «جواب» محمد ناطقی به چهارمین سؤال ما ست.
ما این «جواب» او را هم نخست تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم:
رئالیسم چیست؟

 ادامه

 

رئالیسم به مثابه آموزه معرفتی ـ نظری (نعلیمات مربوط به تئوری شناخت)

 

 ۱

·    رئالیسم عنوانی است برای آموزه های (تعالیم) معرفتی ـ نظری که وجود عینی ـ واقعی جهان خارج را قبول دارند، بی آنکه تعریف دقیقی از آن ارائه دهند.

 

۲

·    «رئالیسم» نامیدن این آموزه های معرفتی ـ نظری آدمی را دچار ابهام و سردرگمی می کند و موجب گمراهی مفهومی می شود.

 

۳

·    زیرا این مفهوم فرضی راجع به طبیعت جهان خارج عینی ـ واقعی مطلبی ادا نمی کند:

·    جهان خارج می تواند مادی و یا روحی تصور شود، مخلوق خدا پنداشته شود و یا نشود.

 

۴

·    به عبارت دیگرعنوان «رئالیسم» ـ به این معنا ـ فاقد پاسخ صریحی به مسئله اساسی فلسفه است.

 

·    مراجعه کنید به مسئله اساسی فلسفه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

 

۵

·    «رئالیسم» ـ به این معنا ـ در تاریخ فلسفه نیز برای نامیدن آموزه های معرفتی ـ نظری ـ قاعدتا ـ تنها از سوی متفکرانی مورد استفاده قرار گرفته که ناپیگیر و سردرگم بوده اند و هنوز در باره مسائل اساسی، موضع روشنی نداشته اند و موضعی اکلکتیکی (التقاطی) در میان ماتریالیسم و ایدئالیسم داشته اند.

 

۶

·    اگر ایدئالیسم عینی «رئالیسم» را به کار ببرد (و بندرت به کار می برد و تنها نئوتومیسم آن را پیگیرانه به کار می برد) به قصد مرزبندی خود با ایدئالیسم ذهنی است.

 

۷

ادوارد فون هارتمن

 (۱۸۴۲ ـ ۱۹۰۶)

فیلسوف آلمانی

 

·    اگر ایدئالیسم ذهنی «رئالیسم» را به کار ببرد، به نیت مرزبندی با سولیپسیسم است.

 

۸

·    به قصد نجات خویش از نتایج سولیپسیستی نهائی ایدئالیسم ذهنی است.

 

۹

·    آنسان که در مورد فون هارتمن، کولپه، بشر و متفکران دارای سمتگیری های نئوکانتیانیستی و یا پوزیتیویستی در فلسفه بورژوائی واپسین مشاهده می شود.

 

۱۰

·    آنها آموزه خود را، اغلب، «رئالیسم انتقادی» می نامند.

 

·    مراجعه کنید به سولیپسیسم، ایدئالیسم، نئوکانتیانیسم، پوزیتیویسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

 

ادامه دارد.

۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۷)

 

 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
سؤال
۴. 
چگونه رئالیسمِ نقادانه همزمان عقل، علم و اخلاق است؟
 
محمد ناطقی
 
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
عقل، 
 ابزار داوری است؛ 
علم،
 ابزار شناخت واقعیت؛
 اخلاق، 
ابزار مهار قدرت و جهت‌دهی کنش.
 پیوندشان در نقدپذیری است، نه در قدسیت. 
هیچ‌کدام حق وتوی حقیقت ندارند.
 
این «جواب» محمد ناطقی به چهارمین سؤال ما ست.
ما این «جواب» او را هم نخست تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم:
رئالیسم چیست؟

 ادامه

 

رئالیسم به مثابه تئوری شناخت

 

۱

·    رئالیسم نامی است برای تئوری شناخت نئواسکولاستیک (متافیزیک، اونتولوژی)، به ویژه نئوتومیسم که از انطباق عمده آن با رئالیسم اسکولاستیک سرچشمه می گیرد.

 

۲

 

·    مراجعه کنید به متافیزیک، اونتولوژی، نئوتومیسم در تارنمای دیارة المعارف روشنگری

 

۲

·    علاوه بر این، نمایندگان نئوتومیسم عنوان «رئالیسم» را در رابطه معینی برای نامیدن آموزه فلسفی خویش ـ به طورکلی ـ به کار می برند تا آن را نسبت به ایدئالیسم مرزبندی کنند.

 

۳

·    این استفاده از عنوان «رئالیسم» به طور کلی گمراه کننده و غیرقابل استفاده است.

 

۴

·    زیرا این مرزبندی مورد نظر نئوتومیست ها نه مرزبندی نسبت به ایدئالیسم به طور کلی، بلکه فقط مرزبندی نسبت به یکی از فرم های نمودین ایدئالیسم، یعنی ایدئالیسم ذهنی است.

 

۵

·    زیرا نئوتومیسم خود در منشاء، ابداع، اجرا و نتیجه خویش ایدئالیسم بی کم و کاستی است.

·     البته ایدئالیسم عینی است.

 

۶

·    نئوتومیسم اگرچه وجود موجود در خارج از ضمیر   انسانی و مستقل از آن را به رسمیت می شناسد، ولی آن را در خدا، به مثابه آغاز و انجام، مبدإ و آماج، مقصد و مقصود، مضمحل می سازد.

 

۷

·    آن را (موجودات را ) مخلوق خدا می داند و به مثابه موجود وابسته به خدا قلمداد می کند.

 

۸

·    هرگز نباید فریب روده درازی های معرفتی ـ نظری (مبتنی بر تئوری شناخت) و منطقی موجود در آموزه نئوتومیستی وجود را خورد.

 

۹

·    وجودی که نئوتومیسم در خارج از ضمیر انسانی و مستقل از آن مطرح می کند ـ در تحلیل نهائی ـ با توجه به آزمون و آزمایش و معرفت علمی کنونی، جسمیت بخشیدن ایدئالیستی به شعور انسانی است، فرضی است و به مثابه فرض، محصول تفکر ماقبل علمی است.

 

 

ادامه دارد.