۱۴۰۵ مرداد ۸, پنجشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۸)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۵
عکس هایی که می گیری و موضوعاتی که بر می گزینی، شخص درون تو را آشکار می کند.
میزان نزدیکی تو به موضوعات نشان از اشتیاق تو به آنها ست.
 
این جمله حریف یانکی و مترجم ایرانی 
به لحاظ دستور زبانی معیوب است:

نشان از اشتیاق تو به آنها ست.
با باید نشانه اشتیاق تو به آنها  
باشد
و
یا باید  نشان از اشتیاق تو به آنها دارد.
 باشد.
 
ما اکنون به تجزیه و تحلیل این یاوه هم می پردازیم:
 
۱
عکس هایی که می گیری و موضوعاتی که بر می گزینی
 
حریف یانکی و مترجم ایرانی
چنان وانمود می کنند که انگار عکس هیچ رابطه و پیوندی  با موضوع عکاسی ندارد.
چون به دلیل فقر فلسفی و فقر مفهومی، نمی دانند که انعکاس چیستو
انعکاس 
اولا
به معنی عکس برداری از چیزی و یا کسی است:
مثلا عکس بردای عکاسی از خری است.
در این صورت، خر موضوع عکاسی است.
یعنی
ما در این صورت با دیالک تیک عکاس (سوبژکت انعکاس) و خر (اوبژکت انعکاس) سر و کار داریم:
خر در دوربین عکاس از زاویه معینی و تحت شرایط مادی معینی منعکس می شود.
 
انعکاس
ثانیا
به معنی عکس اندازی چیزی ویا کسی در چیز ویا کس دیگری است.

مثلا
انعکس خر در آییته آب چشمه.
انعکس بید مجنون در آییته آب استخر.
انعکاس یک مفهوم فلسفی بسیار مهمی استو
 
انعکاس 
به قول ولادیمیر لنین
خاصیت ماده است.

 

انعکاس

(عکس برداری، عکس اندازی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9440

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9448

 

پایان

 

۲

عکس هایی که می گیری و موضوعاتی که بر می گزینی، شخص درون تو را آشکار می کند.
میزان نزدیکی تو به موضوعات نشان از اشتیاق تو به آنها ست.
 
من از او پرسیدم:
«مغز خر سیری چند؟» 

بخش اعظم عکاسان  از طریق عکاسی نان سفره خود را در می آورند.
این عکس ها چه ربطی به شخص کذایی درون آنها دارد.

عکاس استثنائا می تواند از چیزی عکس بگیرد که بدان علاقه مادی و فکری و جنسی و عاطفی دارد و یا کاملا بر عکس، از آن عمیقا متنفر است.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ح) حزب مارکسیستی ـ لنینیستی (۲)

Emblem

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین
 

۹

·    پرولتاریا فقط به شرطی می تواند با قدرت سازمان یافته بورژوازی به طرز موفقیت آمیزی مقابله کند که  همه نیروهای خود را بر این مبارزه بر ضد آن به طور همه جانبه آماده سازد، فرم های سازمانی در خور با این هدف را پدید بیاورد، بسته به شرایط حاکم  و الزامات مبارزه طبقاتی، وسایل مبارزاتی متنوع  و متدهای مبارزاتی متنوع طبقه کارگر را یه کار ببندد و سیاست وحدت موفقیت آمیزی را در پیش بگیرد.

 

·    مراجعه کنید به سیاست وحدت

 

سیاست وحدت

(سیاست مبتنی بر وحدت)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9861

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9866

 

پایان

 

۱۰

·    این نتیجه نهایی منطقی جهان بینی کیفیتا نوینی است که توسط مارکس و انگلس پدید آمده است.

 

۱۱

·    در آموزه (تعلیمات) مربوط به حزب، که به قول مارکس و انگلس،  اعضایش «به لحاظ تئوریکی قبل از بقیه توده پرولتاریا پیشاپیش دارای شناخت شرایط، جریان و نتایج عام جنبش پرولتری اند»، اما «منافعی جز منافع کل پرولتاریا» ندارند، شناخت علمی از رسالت تاریخی طبقه کارگر به پایه ریزی تئوریکی (نظری) و جهان بینانه کامل خود می رسد.

 

۱۲

·     مارکس و انگلس در «مانیفست حزب کمونیستی»، برای حزب طبقاتی پرولتاریا، اولین برنامه  علمی اش را تدوین می کنند.

 

·    مراجعه کنید به مانیفست حزب کمونیستی

 

مانیفست حزب کمونیستی

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17675

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17679

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17682

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17689

 

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17698

 

۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17704

 

۷

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17711

 

پایان

 

۱۳

·    خدمت  تمامعمری  مارکس و انگلس قبل از همه وقف تدوین تئوری و تشکیل و تحکیم حزب کارگری انقلابی می شود.

 

۱۴

·    مارکس و انگلس مبارزه پر انرژی بر ضد انحرافات اوپورتونیستی و رویزیونیستی انجام می دهند.

 

۱۵

·    با گذار جامعه سرمایه داری به مرحله امپریالیستی اش، توسعه خلاقانه فراتر آموزه (تعلیمات) انقلاب سوسیالیستی در مطابقت با شرایط جدید و تشکیل حزب طراز نوین،  ضرورت مبرم پیدا می کند.

·    حزب طراز نوینی که قادر و مایل به جامه عمل پوشاندن به این آموزه انقلابی باشد.

 

۱۶

·    ولادیمیر لنین هر دو کار فوق الذکر را (توسعه خلاقانه فراتر آموزه (تعلیمات) انقلاب سوسیالیستی در مطابقت با شرایط جدید و تشکیل حزب طراز نوین را) به انجام می رساند.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۴۶)

Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 

 

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

 

جامعه «توده» ای به جای جامعه طبقاتی

ادامه
 

۲۱

بر خلاف غیبگویی ها در ادبیات، راجع به جامعه توده ای،

هانا آرندت، به قول خودش  

 «به کشف «پدیده (فنومن) کاملا غیر منتظره خودباختگی رادیکال (ریشه ای) نایل می آید.

به کشف بی تفاوتی دگر آزار و کسالتباری   که با آن توده با مرگ خویشتن خویش و یا با فجایع شخصی دیگر  مواجه می شوند و تمایل غافلگیر کننده شان به تصورات انتزاعی و  علاقه عمیق به تشکیل زندگی خود بنا بر مفاهیم بی معنی دارند.

اگر بتوانند بدین وسیله با زندگی روزمره و عقل سالم بشری مواجه شوند.

عقل سالم بشری که توده بیش از هر چیز دیگر، از آن بیزار است.»

(هانا ارندت، «حاکمیت توتال» ص ۴۶)

 

(خودباختگی

به احساس دردناکی اطلاق می شود که فرد، تماس با حوایج و احساسات و آرزوهای خویشتن خویش را از دست می دهد.

خودباختگی

اغلب یکباره پدید نمی آید.

خودباختگی

در اثر خودهمرنگ سازی مستمر با افراد دیگر و یا با حرفه خود پدید می آید.

مترجم)

 

۲۲

جنبش های توتالیتر می توانند خود را با این پدیده (فنومن) توده پیوند زنند.

 

۲۲

(در حالیکه در اتحاد جماهیر شوروی توده برای اولین بار  توسط استالین با از بین بردن طبقات اجتماعی به نفع کلیه کارگران وابسته به دولت، پدید می آید، به همان سان هم از بین بردن «کولاک ها».)

 

۲۳

تبدیل طبقات اجتماعی به توده افراد مجزا و ایزوله گشته  و «از بین بردن هر همبستگی گروهی»

 «شرط اصلی حاکمیت توتال» بوده است.

(هانا ارندت، «حاکمیت توتال» ص ۱۶)

 

۲۴

«مشخصه بارز ترقی و صعود جنبش های توتالیتر در اروپا، چه فاشیستی و چه کمونیستی ، این بود که آن اعضای خود را از توده گروه های به لحاظ سیاسی کاملا بی اعتنا و بی علاقه به سیاست برمی گزیدند.

از توده گروه هایی که در مقایسه با احزاب دیگر، ابله و منفعل بودند »

 

ادامه دارد.