۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۹, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روبزیونیسم (تجدید نطر طلبی) (۱)

  

پروفسور دکتر  ولفگانگ شوهاردت

برگردان

شین میم شین
 

۱

·    رویزیونیسم به سیستم تجدید نظر در مارکسیسم (و یا در مارکسیسم ـ لنینیسم) اطلاق می شود که به بهانه بهسازی، تکمیل، توسعه و نوسازی آن صورت می گیرد.

 

۲

·    اما هدف اصلی رویزیونیسم، حذف دیالک تیک ماتریالیستی و از بین بردن ماهیت انقلابی مارکسیسم مبنی بر تحول بنیادی جامعه و جایگزینی آنها با تئوری های فلسفی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی  بورژوائی مختلف.

  

۳

·    رویزیونیسم یک ایدئولوژی بورژوائی است و هدفش به گور سپردن روح انقلابی و ابتکار عمل طبقه کارگر و متحدین آن در مبارزه بر ضد امپریالیسم و جنگ و به نفع صلح، دموکراسی، رهایش ملی و سوسیالیسم است.

 

۴

·    رویزیونیسم ـ به لحاظ ریشه های طبقاتی ـ محصول نفوذ بورژوازی انحصاری بر طبقه کارگر  و جنبش کارگری است.

 

۵

·    حاملین رویزیونیسم عبارتند از اقشار و گروه های خرده بورژوائی و بخش هائی از طبقه کارگر که به وسیله امپریالیسم به فساد کشیده شده اند و به اریستوکراسی کارگری و بوروکراسی کارگری تعلق دارند.

 

۶

·    اینها پایگاه اجتماعی خاص رویزیونیسم را تشکیل می دهند.

 

۷

·    ورود بالنسبه همزمان رویزیونیسم به صحنه در کشورهای امپریالیستی، بیانگر ایدئولوژیکی این حقیقت امر است که ایده های اوپورتونیستی در خور نیز در هیئت رویزیونیسم «روی خط واحدی به پیش می تازند.»

 

۸

·    رویزیونیسم به مثابه یک پدیده بین المللی وارد صحنه می شود.

 

۹

·    پیدایش رویزیونیسم با پیدایش امپریالیسم پیوند ناگسستنی دارد.

 

۱۰

·    پیروزی مارکسیسم در جنبش بین المللی کارگری و رشد گسترده آن در نیمه دوم قرن نوزدهم، بورژوازی را بر آن وامی دارد که در مبارزه بر ضد ایدئولوژی و سیاست انقلابی طبقه کارگر به متدهای جدیدی توسل جوید.

 

۱۱

·    بورژوازی از آن به بعد، می کوشد که طبقه کارگر را از درون، یعنی در زمینه عام مارکسیسم «نرم کند.»

 

۱۲

·    دیالک تیک مبارزه طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی سبب می شود که لیبرالیسم در حال انحلال در هیئت رویزیونیسم از نو احیا شود.

 

۱۳

·    این حقیقت امر در آثار ادوارد برنشتاین ـ بنیانگذار رویزیونیسم ـ  آشکار می گردد.

 

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۴۲۸)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

جوانی خردمند پاکیزه بوم

ز دریا برآمد به دربند روم

معنی تحت اللفظی:

جوان خردمندی که از سرزمینی پاکیزه بود در ساحل روم پیاده شد.
 

در او فضل دیدند و عقل و تمیز

نهادند رختش به جائی عزیز

معنی تحت اللفظی:

جوان علاوه بر خردمندی و پاکیزه بومی، صاحب فضل و عقل و تمیز بوده است.

به همین دلیل البسه اش را در جای عزیزی می گذارند.

در غیر اینصورت، ارزشمند نمی بود و رختش را نمی بایست جای عزیز بنهند.

  

سر صالحان گفت، روزی به مرد،

که خاشاک مسجد بیفشان ز گرد

معنی تحت اللفظی:

یکی از بزرگان جامعه به حریف گفت:

«از مسجد گردگیری کن.»

 

سر صالحان به جوان خردمند پاکیزه بوم اهل فضل و عقل و تمیز، یعنی به روشنفکر متعلق به اشراف بنده دار، فئودال و دربار فرمان گردگیری مسجد را صادر می کند.

صدور فرامینی از این قبیل نه تنها به لحاظ تقسیم اجتماعی کار نه فقط نادرست و نا معقول است، بلکه نوعی توهین به فرد تحصیلکرده و به معنی تحقیر و تخریب شخصیت او ست.

چنین کارهای بی رویه و انسان ستیز در جامعه طبقاتی رواج وسیع دارند.

اینجا صحبت از برترشمردن کار فکری به کار یدی نیست، بلکه صحبت از تخصص هر کس در رشته خاصی است.

انسان پیچ و مهره نیست که به دلخواه به کار رود.

انسان تبحر، تخصص، علایق، تجارب و کاردانی هائی دارد که تقسیم اجتماعی کار را امکان پذیر می سازد.

زن رختشوی صدها بار بهتر از پروفسور فلسفه می تواند رخت بشوید، ولی نمی تواند به تدریس فلسفه بپردازد.

گماشتن فیلسوف به کار رختشوئی بر خلاف منافع جامعه است و از بی خردی کسی حکایت خواهد کرد که به صدور چنین فرمانی اقدام کند.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۸, جمعه

درنگی در تحلیل پیرایه یغمایی راجع به شعر نادر نادرپور (۷)

  نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
 
https://dadkinpublisher.ir/wp-content/uploads/2022/05/Yaghmayi-Pirayeh-01.png

در مرگ زیستن

نگاهی به کارنامه ی شعر نادر نادرپور 

  پیرایه یغمایی 

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۶۹)

       

نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین
 
حریف کنفوسیوس شناس
 
مخصوصا زمانی که در زمان به خصوصی تنها یک کار را انجام می دهیم. 
یعنی زمانی که در حال غذا خوردن هستیم، فقط غذا بخوریم؛ 
حین راه رفتن، تنها راه برویم؛ 
زمانی که با کسی صحبت می کنیم، فقط حرف بزنیم 
و 
زمانی که به کسی یا چیزی گوش می دهیم، فقط گوش دهیم.

این دعاوی حریف کنفوسیوس شناس رئالیستی (مبتنی بر واقع بینی) و راسیونالیستی (مبتنی بر خردگرایی) نیست.

برای اینکه به قول مارکس «روح همیشه سایه ماده را بالای سر خود دارد.» 

یعنی

نه روح بدون ماده وجود دارد و نه ماده بدون روح.


این بدان معنی است که خصلت و ساختار همه چیز دیالک تیکی است:

یعنی

نمی توان « در زمان به خصوصی تنها یک کار  انجام می داد.»

یعنی

یعنی «زمانی که در حال غذا خوردن هستیم،نمی توانیم فقط غذا بخوریم»، بلکه همزمان به کمیت و کیفیت غذا (ماده) و خاطرات خود از غذای مشابه و وضع و حال خویش و آشپز و میزبان و تأثیرات غذا در خویشتن و غیره (روح) می اندیشیم.

به همان سان نمی توان «حین راه رفتن، تنها راه برویم» و به خود راه، گیفیت و کمیت راه و هزاران چیز دیگر نیندیشیم.

ضمنا تنی توانیم «زمانی که با کسی صحبت می کنیم، فقط حرف بزنیم».

قبل از حرف زدن باید بیندیشیم و حرف چیزی جز مادیت یابی فکر نیست.

ضمن حرف زدن (ماده) هم به صحت و سقم حرف خود و واکنش حریف و تجارب شخصی و هزاران چیز دیگر (روح) می اندیشیم.

به همان سان هم نمی توانیم «زمانی که به کسی یا چیزی گوش می دهیم، فقط گوش دهیم»

و

صحت و سقم حرف حریف و دلایل بیشمار محتوای حریف، مثلا به منافع شخصی اش و مواضع طبقاتی و سیاسی و غیره اش نیدندیشیم.

از خصلت و ساختار دیالک تیکی چیزها و پدیده ها و سیتم های هستی

گریز و گزیر میسر نیست.


ادامه دارد.