۱۴۰۴ بهمن ۲۹, چهارشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۵۵)

     

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیب جویی. 

معنی تحت اللفظی:

کودکان ببشتر از  بزرگسالان اهل وابستگی، پیروی و تقلیدند و نه اهل خوداندیشی و انتقاد و عیب جویی.

 

کنفوسیوس  

چنان وانمود می کند که انگار  ضد دیالک تیکی فرمانبری و تقلید، انتقاد و عیب جویی است.

در حالیکه  ضد دیالک تیکی پیروی، پیشوایی و ضد دیالک تیکی وابستگی، خودمختاری (استقلال) و ضد دیالک تیکی وابستگی فکری، خوداندشی و ضد دیالک تیکی تقلید،  مرجعیت و مبتکریت و ضد دیالک تیکی عیب جویی، بی تفاوتی و نفهمی و خریت و بی تمیزی است.

 

ایراد اسلوبی (فکری، متدیکی)  دیگر کنفوسیوس،

معیارسازی از سن و سال است.

سن و سال (کمیت عمر) به خودی خود تعیین کننده کیفیت افراد مثلا میزان فهم و فراست افراد نیست.

شعور و شخصیت  افراد در روند کار و در اثر کار و بسته به مناسبات تولیدی حاکم تشکیل می یابد.

به همین دلیل طرز تفکر پرولتاریای صنعتی چندین برابر دهاقین و کارگران کشاورزی و طرز تفکر انسان سوسیالیستی بهتر و علمی تر و عقلی تر از طرز تفکر انسان نظامات برده داری و فئوالی و سرمایه داری است.

حتی اگر سن پرولتاریا و انسان سوسیالیستی کمتر از سن آنها باشد.


ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۷۴)

   

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

سرانداز در عاشقی صادق است

که بد زهره بر خویشتن عاشق است

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط صداقت عاشق در عشق، تقبل پیشاپیش مرگ (از جان گذشتگی) است.

برای اینکه بزدل ها عاشق خویشتن خویش اند و نه دیگری.

 

  سعدی

 در این بیت شعر،

معیاری سوبژکتیو (ذهنی) برای صداقت در عشق اختراع می کند و آن پذیرش داوطلبانه مرگ است.

هرکس حاضر به از جان گذشتگی در راه معشوق نباشد، نمی تواند عاشق صادقی باشد.

حدود صد سال بعد جانشین سعدی، همین خرافه را تکرار خواهد کرد:

 

حریم عشق را درگه، بسی بالاتر از عقل است

کسی آن آستان بوسد، که جان در آستین دارد.

 

معنی تحت اللفظی:

حریم

یعنی

چیزی که حراست از آن واجب باشد.

درگاه حریم عشق

متعالی تر از حریم عقل

است.

کسی لیاقت بوسه زدن بر حریم عشق را دارد

که

از

جان بگذرد.

 

حدود هفتصد سال بعد، همین خرافه سعدی را خونخوارترین آدمخواران خردستیز معروف به فاشیست، ناسیونال ـ سوسیالیست و امثالهم تکرار خواهند کرد

و

به قول احمد شاملو

 «گورستانی چندان بی مرز شیار خواهند کرد، که بازماندگان را (تا ابد) از چشم، خونابه روان خواهد بود.»

سعدی کسی را که حاضر به جانبازی در راه «دوست»  نباشد، بزدل و بد زهره و خود خواه می نامد.

سعدی منطق عوامفریب قلدران و اوباش را به کار می گیرد:

اگر عاشق و فدائی طبقات حاکمه نباشی، عاشق ناصادق و ریاکاری بیش نیستی.

معیار صداقت در عشق، عبارت است از مرگ در راه ارباب (دوست و یا معشوق) خود.

معیار عدم خلوص در عشق، عبارت است از آگاهی به منافع فردی و طبقاتی خویش.

 

سعدی ارزش انسانها را نه در خود آنها، بلکه در «بیگانه» آنها می جوید.

سعدی عینیت عاشق را به مثابه موضوع شناخت نفی می کند و نحوه برخورد او با معشوق را معیار صداقت و ریای او قرار می دهد.

 

ادامه دارد.