۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۴)

  
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

مهم برای سعدی و حافظ،

 طبقه حاکمه است،

مهم دربار است،

مهم شاهنشاه است،

 که سعدی با پیامبر همتراز می داند و رحمة العالمینش می نامد

 و

حافظ تا درجه خدا اعتلا می بخشد و کاینات را زنده به بوی او می داند:

 

عدو را نبینی در این بقعه پای

که بوبکر سعد است، کشور خدای

معنی تحت اللفظی:

دشمن نمی تواند پا در این خاک بگذارد.

برای اینکه این کشور صاحبی به نام بوبکر سعد دارد.

 

سعدی

در این بیت شعر

دیالک تیک اوبژکت و سوبژکت

را

به صور زیر  بسط و تعمیم می دهد:

دیالک تیک ملک و مالک،

دیالک تیک خانه و خانه خدا،

دیالک تیک ده و کد (ده) و کدخدا،

دیالک تیک کشور و کشورخدا.

 

سعدی

ضمنا و عملا و عینا

 دیالک تیک توده و نخبه (طبقه حاکمه)

را

وارونه می سازد.

برای اینکه کشورخدا و حتی جامعه خدا و جهان خدا نه نخبه و طبقه حاکمه و نمایندگانش، بلکه توده مولد و زحمتکش است.

اگر توده دست از کار بردارد، نخبه و طبقات حاکمه باید برای نجات از مرگ گدایی کند.

 

توده

در قاموس اشراف برده دار و فئودال و روحانی

ابزار تولیدند، ابزار تولید ناطق اند.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ فروردین ۶, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۳)

  
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
  

فدائی ندارد ز مقصود چنگ

و گر بر سرش تیر بارند و سنگ

معنی تحت اللفظی:

فدایی از مقصود دست بر نمی دارد،

حتی اگر بر سرش تیر و سنگ ببارد.

 

چنگ داشتن از چیزی

یعنی

دست باز داشتن از آن چیز

 

به نادانی ز گوهر داشتم چنگ

کنون می بایدم بر دل (سر) زدن سنگ

معنی تحت اللفظی:

به سبب خریت از در و گوهر دست برداشتم

و

اکنون باید سنگ بر سر بزنم (خاک بر سر کنم)

 

سعدی

در این بیت شعر

دیالک های متنوعی را به خواننده و شنونده اشعار خود تعلیم می دهد:

 

اولا

دیالک تیک مقصد و مقصود

را

که فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک عمل ـ  وسیله ـ آماج و هدف است.

 

مقصد

به جایی اطلاق می شود که مقصود در آنجا ست.

مثال:

هدف و آماج مسافر (مقصد) از سفر به شهری (مقصذ)، دیدار محبوبی (مقصود) است. 

 

فدایی عشق (عاشق) بر خلاف دیگران از مقصود دست بر نمی دارد.

 

سعدی اکنون دیالک تیک جدیدی را وارد تئوری عشق می سازد:

 

دیالک تیک فدائی و مقصود

را

  که بیشتر دیالک تیک عابد و معبود را در خاطر زنده می کند.

 

سعدی در دیالک تیک فدائی و مقصود، نقش تعیین کننده را به مقصود می دهد و فدائی را تابع مطلق آن می سازد، چنان که او برای دفاع از مقصود باید از جان بگذرد.

موردی نیست که سعدی و حافظ کوچکترین اعتنائی به عزت و ارزش انسانی انسانها قائل شوند.

 

برای آنها توده مولد آشغالواره ای بیش نیست، که به راحتی آب خوردن دور انداخته می شود.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۳۱)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

  ۳

روشنگری اسپانیا
ادامه
 

۳۱

·    افراد زیر درتشکیل یک شعور ملی اسپانیائی در عرصه های مختلف سهیم بوده اند:

 

۱

·    در عرصه مربوط به تاریخ زبان :

 

الف

·    سیکار (۱۶۹۹ ـ ۱۷۸۱ میلادی)

 

ب

·    وارگاس پونسه (۱۷۶۰ ـ ۱۸۱۳ میلادی)

 

۲

·    در عرصه مربوط به تاریخ ادبیات:

 

الف

·    سانچز (۱۷۲۵ ـ ۱۸۰۲ میلادی)

 

ب

·    مونت پلاو (۱۷۴۲ ـ ۱۸۱۲ میلادی)

 

پ

·    ریکو (۱۷۳۰ ـ ۱۷۹۲ میلادی)

 

ت

·    والدس (۱۷۵۴ ـ ۱۸۱۷ میلادی)

 

ث

·    یوولانوس (۱۷۴۴ ـ ۱۸۱۱ میلادی)

 

۳

·    در عرصه مربوط به تاریخ کلیسا:

·    فلورز (۱۷۰۲ ـ ۱۷۷۳ میلادی)

 

۴

·    یزوئیت ها که در تبعید (ایتالیا) با دایرة المعارفیست های فرانسوی آشنا می شوند و افکار آنها را بر شرایط اسپانیا انطباق می بخشند.

·    افراد زیر متعلق به این جریان اند:

 

الف

·    اندرس (۱۷۴۱ ـ ۱۸۱۷ میلادی)

 

ب

·    لیام پیلاس (۱۷۳۱ ـ ۱۸۱۹ میلادی) و دیگران

 

ادامه دارد.