۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روند (فرایند، پروسه) (۱)

 

برگردان

شین میم شین

   

۱

·    روند عبارت است از توالی دینامیکی حالات مختلف یک چیز و یا یک سیستم.

 

۲

·    روند ها به دو دسته تقسیم می شوند:

 

الف

·    روندهای تعین یافته

·    (دترمینه شده، مقدر به معنی فیزیکی آن)

 

ب

·    روندهای تعین نیافته

·    (استوشاستی : وابسته به تصادف)

 

۳

·    روندهای تعین یافته روندهائی اند که هر حالت، به طور روشن از حالت قبلی خود پدید می آید.

 

۴

·    روندهای تعین نیافته، برعکس، ویژگی شان در این است که حالات یک سیستم با درجه معینی از احتمال از حالات قبلی خود پدید می آیند.

 

۵

·    روندهای تعین یافته روندهای واقعی «ایدئالیزه شده» اند.

 

۶

·    زیرا هر روندی وحدتی است از تغییرات ضرور (جبری) و تصادفی، یعنی ماهیتا تعین نیافته است.

 

۷

·    به لحاظ ریاضی، روندهای تعین یافته حالات سرحدی (مرزی) روندهای تعین نیافته اند.

 

۸

·    مثلا پیدایش سوسیالیسم از سرمایه داری، روندی تعین نیافته است، مقدر و حتمی نیست.

 

۹

·    امروزه بنا بر بررسی های به عمل آمده، کلیه روندها را تعین نیافته و آماری (استاتیستیکی) محسوب می دارند.

 

۱۰

·    روندهای تعین یافته به معنی مکانیکی ـ کلاسیکی، حتی در عرصه فیزیک استثنائی اند، حالات مرزی اند، کم و بیش نزدیک به روندهای ریاضی ـ انتزاعی تعین یافته اند.

 

۱۱

·    این استنتاج معرفتی به معنی تعمیق تئوری ماتریالیسم دیالک تیکی است که بنا بر آن هر روند، هر جریان و غیره وحدت دیالک تیکی از ضرورت و تصادف را تشکیل می دهد.

 

۱۲

·    حالات منفرد هر سیستم و روند تبدیل حالتی به حالتی دیگر نیز یک همچو وحدتی را به وجود می آورند.

 

ادامه دارد.


خود آموز خود اندیشی (۱۴۲۴)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

حکایت

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

 

تواضع کنند هوشمندان گزین

نهد شاخ پر میوه، سر بر زمین.

معنی تحت اللفظی:

هوشمندان تواضع پیشه می کنند.

به همان سان که شاخه پر میوه سر خم می کند.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

پس ازتدارک همه جانبه و نرم و رام و خام کردن خواننده شعرش، صفت انتزاعی «تواضع» را به رتبه سجایای اخلاقی هوشمندان ارتقا می دهد و برای اثبات منطقی آن مثالی تجربی از عالم طبیعت (درختان) می آورد:

شاخه هرچه پرمیوه تر باشد، به همان اندازه بیشتر سر بر خاک می ساید.

 

سعدی

چنان وانمود می کند که انگار سر خم کردن شاخه پر میوه، نه به دلیل سنگینی باری است که بر دوش دارد، بلکه به دلیل تواضع است.

سعدی نمی داند که خصلت و هم و غم نباتات سر بالا کردن است و نه سر خم کردن.

سعدی نمی داند که میان نباتات رقابت عظیمی بر سر دستیابی به نور و هوا و رطوبت هوا ست و سر خم کردن شان امری مکانیکی است و نه اخلاقی.

امری تحمیلی است و نه دلبخواهی.

 

سعدی برای اثبات هر خرافه ای چیزهای جامعتی را ناتورالیزه و چیزهای طبیعتی را سوسیالیزه می کند.

این خطای معرفتی خطرناکی است و فاقد ارزش علمی و انقلابی است.

در قاموس سعدی

 انسان هم هرچه هوشمندتر باشد، باید به همان اندازه فروتن تر باشد.

فروتنی اما به چه معنا ست؟

اگر به جای شاخه پر میوه، توده مولد و زحمتکش را بگذاریم، منظور سعدی را بهتر می فهمیم.

به نظر سعدی، توده مولد و زحمتکش، که بود و نبود و چند و چون جامعه وابسته به کار او ست، باید خاکی، توسری خور، سرافکنده و بی غرور باشد.

توده مولد و زحمتکش هرگز نباید سرکش شود و سودای تغییر وضع نکبت بار خود و جامعه را به مخیله خود خطور دهد.

تواضع مورد نظر سعدی، در جامعه کنونی ایران به بهترین وجهی جامه عمل می پوشد.

تواضع یعنی تواضع نمائی خرده بورژوائی، شکسته نفسی نمائی، به قصد خود بزرگ نمائی.

این یکی از کثیف ترین صفات انسانی است و مانع برقراری هرگونه رابطه معقول و منطقی میان اعضای جامعه می شود.

کسانی که این رهنمود سعدی را جامه عمل می پوشانند، اگر با کسی روبرو شوند، که برخورد صریح و واقع بینانه دارد، کلافه و مات خواهند شد و ماهیت گندیده خود را آشکار خواهند ساخت.

فقط کافی است، ایرادات نظری و عملی آنها را از صراحت بگذرانی، آنگاه خواهی دید که از خرده بورژوای متواضع نما چه بیرون می آید.

 

ادامه دارد.

 

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۶۸)

       

نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین
 
حریف کنفوسیوس شناس
 
ممکن است برای داشتن یک زندگی ساده اینطور به نظر برسد که لازم است بحران ها و مسائل اطراف مان را ترک یا رها کنیم. 
با این حال، اگر بپذیریم که بحران ها و مشکلات موجود در زندگی از ذهن مان نشأت می گیرند، می توانیم چنان قدرت عظمی داشته باشیم که با تغییر طرز تفکرمان زندگی را ساده کنیم.

این دعاوی حریف کنفوسیوس شناس را نخست تجزیه و سپس تحلیل می کنیم:

۱

 ممکن است برای داشتن یک زندگی ساده اینطور به نظر برسد که لازم است بحران ها و مسائل اطراف مان را ترک یا رها کنیم. 

منظور حریف از زندگی ساده چیست؟

منظور حریف احتمالا دیالک تیک زندگی ساده و زندگی تجملی است.

بر خلاف تصور حریف، کیفیت زندگی نه سوبژکتیو (دلبخواهی، میلی)، بلکه اوبژکتیو (عینی) است.

داشتن زندگی ساده و یا تجملی بستگی به تعلقات طبقاتی دارد.

دست خود افراد نیست.

ضمنا

بحران ها و مسائل و مشکلات مادی و فکری و روحی و روانی اطرافمان

را

نمی توان با در پیش گرفتن زندگی ساده،

بحران ها را  نادیده گرفت و یا خود را از شرشان رها ساخت.

در دیالک تیک مادی و فکری، نقش تعیین کننده از آن مادی است.

مثال:

وفتی کسی از محل کار خود اخراج می شود، مجبور به در پیش گرفتن زندگی ساده ای می گردد.

بحران ناشی از بیکاری به بحران فکری و روحی و روانی فرد منجر می شود.

فرد نمی تواند خود را به کوری بزند و از شر بحران رها شود.


۲

با این حال، اگر بپذیریم که بحران ها و مشکلات موجود در زندگی از ذهن مان نشأت می گیرند، می توانیم چنان قدرت عظمی داشته باشیم که با تغییر طرز تفکرمان زندگی را ساده کنیم.

عجب خرافه ای!

بحران ها و مشکلات از ذهن بشر نشئت نمی گیرند.

هیچ چیز  از ذهن بشر نشئت نمی گیرد.

مثال:

بیکاری کارگر نه از ذهن او، بلکه از شرایط جامعتی، از خصلت طبقاتی جامعه نشئت می گیرد.

بیکاری و بحران ها و مسائل و مشکلات

در آیینه ذهن کارگر و افراد دیگر منعکس می شود و به بحران فکری و روحی و روانی منتهی و منجر می شود.

در دیالک تیک مادی و فکری نقش تعیین کننده از آن مادی است.

جهان بینی حریف ایدئالیستی است.

حریف جهان و جامعه را وارونه می بیند.

نقش تعیین کننده را در دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) از آن ماده (وجود) است و نه از آن روح (فکر، ذهن،  شعور)

البته روح و یا شعور هیچکاره و هیچ واره نیست.

یعنی

به نوبه خود در ماده و یا وجود تأثیر درخور می گذارد.


ادامه دارد.