۱۴۰۵ مرداد ۲۲, پنجشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۲۴)

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 

۱۱
از کمی دیوانگی مهراس.
دیوانگی یعنی بی تابی همراه با میل و شور.
آری، من دیوانه ام.
 
طبقه حاکمه جمهوری اسلامی ایران
کسب و کاری جز دادن مکانیکی «شعار مرگ بر امریکا» نداند و نشناسد و ندارد.
این اما مانع آن نمی شود که جز انتشار زباله های رنگارنگ امپریالیستی ـ امریکایی و حتی فاشیستی کسب و کاری و سودایی نداشته باشد.

مفهوم دیوانه در ادبیات کشور ما، از دیرآشناترین مفاهیم است.
حتی عقب مانده ترین و بیسوادترین افراد کشور از دیالک تیک و یا دوئالیسم عاقل و دیوانه (مثلا  بهلول به ظاهر، دیوانه و به باطن، عاقل) خبر دارند.

حالا آمده اند و به ضریح امامی یانکی دخیل بسته اند که حتی از تعریف علمی و عینی «دیوانگی» عاجز است.
ضمنا  خود را بیشرمانه، دیوانه قلمداد می کند.
در قاموس حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی
دیوانگی یعنی بی تابی همراه با میل و شور.
 
حضرات از تعریف ساده ترین مفاهیم بی خبرند.
بی تابی 
چه میلی و چه عینی، چه با شور و چه بی شور
چه ربطی به دیوانگی دارد؟
 
برای تعریف هر مفهومی باید ضد دیالک تیکی آن را پیدا کرد.
ضد دیالک نیگی جنون (دیوانگی ) عقل است.
نمونه هو نماینده نری ـ ادبی بارز جنون، حضرت مجنون بوده است.
مجنون بیزار و گریزان در تمدن و مدنیت.

بشر
اصولا و اساسا
در دیالگ نیک غریزه و عقل به سر می برد.
غریزه قدیمی تر و قوی تر از عقل است.
اگر تحت شرایطی غریزه بر عقل چیره شود و عقل را از مالبد اندام (ارگانیسم) بیرون راند و یکه تاز بلامنازع میدان شود، بشر جنون می گیرد.
حتی جانوران دچار جنون نمی شوند.
چه رسد به بشر.
جانوران «عقل» خاص خود را دارند.
هدف حضرت یانکی از تبلیغ اندکی جنون و تحریف خرکی آن چیست؟

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۳۴)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

 

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

 

پسر استاد در صفحه اول کتاب خواند:

پسرم

می خواهم خرمن روحم (فکرم) را که در راه دراز زندگی  گرد آورده ام، تقدیمت کنم.

 

برای تجزیه و تحلیل مارکسیستی این جمله استاد  مفاهیم مهم آن را مورد تأمل قرار می دهیم:

 

۱

خرمن فکر

 

در قاموس کنفوسیوس و طلابش

فکر و اندیشه شبیه گیاه مثلا برنج است که توسط روشنفکران زمانه از اینجا و آنجا درو می شود و در کتابی گردآوری می شود.

به همان سان که خوشه های برنج در جایی انباشت می شوند و خرمن نامیده می شوند.

خرمن برنج برای تغذیه مادی است  و خرمن فکری برای تغذیه فکری و روحی.

 

کنفوسیوس و طلابش

گرد آورندگان افکار اند.

سفر مادام العمر کنفوسیوس و طلابش به قصد گرد آوری تدریجی افکار و تشکیل کتاب است.

کتابی که گنجینه زندگی حضرات قلمداد می شود.

 

فکر اما بر خلاف خوشه برنج، مادی و عینی نیست تا درو و خرمن شود.

پس منظور استاد از «خرمن روحم (فکرم) که در راه دراز زندگی  گرد آورده ام» چیست؟

 

کنفوسیوس و طلابش

در روند سفر دشوار خویش به شناخت حسی چیزها و پدیده ها و روندها و سیستم ها  (مثلا انسان ها و گلها و درختان) نایل می آیند:

مثال:

جوانک در راه خود دید که چگونه پدران و پسران علیه یکدیگر می جنگند و همدیگر را می کشند.

 

این نتیجه شناخت حسی حضرات است.

شناخت حسی اما هرگز نمی تواند به تنهایی صورت گیرد.

شناخت حسی

همواره شناخت عقلی را پدید می آورد و ضمنا تحت تأثیر دیالک تیکی آن قرار می گیرد.

یعنی

ما همیشه با دیالک تیک حسی و عقلی سر و کار داریم.

 

 

حسی و عقلی

(سنسوئال و راسیونال)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14897

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14844

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14850

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14857

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14862

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14868

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14874

 

۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14880

 

۸

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14887

 

۹

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14891

 

۱۰

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14896

 

پایان

 


مفاهیم و افکار (واژه ها و جمله ها)

در بستر این دیالک تیک حسی و عقلی ساخته می شوند:

 

مثال:

 


بشر

سیب را به مدد حواس پنجگانه اش در آیینه ذهن خود منعکس می کند.

سیگنال حسی از سیب در ذهن او به صورت مفهوم سیب در می آید و مفهوم سیب جامه مادی واژه (کلمه، عبارت) به خود می گیرد تا بر زبان آید و روی کاغذ بنشیند.

 

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۴۸۹)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای.

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

 

نقد صوفی نه همه صافی بینش باشد

ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

معنی تحت اللفظی:

دارایی بالفعل اهل تصوف را صراحت و روشنی بینشی تشکیل نمی دهد.

اهل تصوف نه اهل بهشت، بلکه برعکس، اهل دوزخ اند.

 

خواجه در این بیت غزل،

از سویی

دیالک تیک بالقوه و بالفعل (دیالک تیک امکان و واقعیت) را به صورت دوئآلیسم نسیه و نقد بسط و تعمیم می دهد

و

از سوی دیگر

دیالک تیک روشن بینی و تاریک بینی را به صورت دوئآلیسم صافی بینش و کدری (آلودگی) بینشی بسط و تعمیم می دهد

و

از سوی دیگر

دیالک تیک پدیده و ماهیت (ظاهر  و ذات، ظاهر و باطن)

را

به صورت دوئآلیسم خرقه و لباس عادی بسط و تعمیم می دهد

و

همه را برای رسوا سازی اهل تصوف و اعتبار بخشی به رندان و مفسدان به خدمت می گیرد:

این چیزی جز وارونه سازی دیالک تیک اهل تصوف و اهل عشرت نیست.

لات ها و لومپن ها و لاشخورها در قاموس خواحه روشن بین تر و متقی تر از اهل تصوف و عرفان و مسجد و منبر قلمداد می شوند.

 

خط مشی ایده ئولوژیکی و تئوریکی حافظ

چیزی جز رادیکالیزاسیون (افراطی سازی) خط مشی سعدی در این حکایت مربوط به تواضع نیست:

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای. 

(صوفی خرقه پوش صومعه نشین گوشه گیر)

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

 

ادامه دارد.