۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۵, جمعه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲۱)

      

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

            ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

 

 ۷

  آزادی‌های مدنی

آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

 آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه،

 آنها را سلب کند. 

هر چند دامنه این واژه در کشورهای مختلف، متفاوت است، اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن می‌باشد.

 دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.

 در تمایز بین آزادی‌های مدنی و سایر انواع آزادی، بین آزادی مثبت / حقوق مثبت و آزادی منفی / حقوق منفی تفاوت وجود دارد.

 

ما برای درک و توضیح آزادی های مدنی بهتر است که این تعریف ویکی پیدیایی را مورد تجزیه و تحلیل مارکسیستی قرار دهیم:

 ۱ 

آزادی اندیشه
ادامه 

 

همانطور که ذرکش گذشت، سؤال این است که مفاهیم و احکام  چگونه تشکیل یافته اند؟

 از کجا آمده اند؟ 
 
مفاهیم و احکام
فرم هایی از بسط و تعمیم مهمترین مفهوم فلسفی روح (شعور) اند.
روح و یا شعور به تنهایی وجود ندارد.
هیچ چیز به تنهایی وجود ندارد.
هر چیز با ضد دیالک تیکی اش وجود دارد.
روح 
به قول مارکس
همیشه
سایه ماده را بالای سر خود دارد.
یعنی
روح (شعور)  در دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) دارد 
و
نقش تعیین کننده در این دیالک تیک اساسی هستی از ان ماده (وجود) است.
 
مثال:
سیب میوه ای قابل خوردن است. 
 
این حکم (جمله، اندیشه) از مفاهیم (واژه ها، کلمات)  (سیب، میوه، قابل خوردن، استن) تشکیل یافته است.

سؤال:
مفهوم سیب (روح، شعور) و واژه های سیب، اپل، آلما و غیره،  (ماده، وجود) چگونه تشکیل یافته اند؟
 
 مراجعه کنید 
به

طبری


ماده و روح

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12140

 

 

وجود

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4616

 

وجود جامعتی

(وجود اجتماعی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4647

 
ادامه دارد.
 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) رهایش (ایمانسیپاسیون)

 Frauen demonstrieren 1912 für das Frauen-Wahlrecht in Deutschland.

 

پروفسور دکتر  ولفگانگ پطر ایشهورن

برگردان

 شین میم شین

    

۱

رهایش آغازین

 

·    رهایش در حقوق روم، به معنی اعطای آزادی از سلطه رئیس خانواده به هر کدام از اعضای خانواده بود.

 

۲

رهایش به طور کلی

 

·    رهایش به طور کلی به سه معنی زیر به کار می رود:

۱

·    به معنی      رهایش از وابستگی ئی که به پایمال گشتن حقوق و حرمت و عزت افراد منجر می شود.

 

۲

·    به معنی رهایش از هر آنچه که کهنه و فرتوت است

·    (مثلا پیشداوری ها)

 

۳

·    به معنی کسب استقلال و خودمختاری.

 

*****

·    مفهوم «رهایش» در تئوری جامعتی مارکسیستی ـ اغلب ـ به مثابه مفهومی در رابطه با تغییرات جامعتی و طبقاتی مشخص در مناسبات اجتماعی به کار می رود که به رهایش طبقات، گروه ها و یا افراد (که باید در محتوای واقعی خود تعیین شود) منجر می شود.

 

۳

·    مارکس مفاهیم زیر را به همین معنا به کار می برد:

 

الف

رهایش سیاسی

 

·    «رهایش سیاسی» به مثابه گشتاوری در انقلاب بورژوائی ـ دموکراتیک و به مثابه گشتاوری در مبارزه به خاطر احراز مناسبات بورژوائی ـ دموکراتیک.

ب

رهایش انسانی

 

·    «رهایش انسانی» و همچنین      رهایش انسان های زحمتکش، به مثابه انقلاب سوسیالیستی و سازماندهی مناسبات جامعتی سوسیالیستی.

 

۴

·    مسئله   رهایش زن یکی از مسائلی است که دارای برد جامعتی و تاریخی بزرگی است.

 

۵

·    مسئله رهایش زن نه فقط یک مسئله سیاسی ـ حقوقی مربوط به برابری زن و مرد، بلکه یک مسئله بخصوص چندلایه اقتصادی و سیاسی ـ جامعتی است که شامل نکات زیر می گردد:

 

الف

·    رهاسازی طبقات زحمتکش از استثمار

 

ب

·    وارد ساختن زنان به حیات جامعتی

 

پ

·    حمایت خاص از زنان در رابطه با آموزش، پرورش و تخصص.

 

۴

·    رهاسازی زن از بار کار خانگی و غیره.

 

·    مراجعه کنید به آزادی، دموکراسی، سوسیالیسم و کمونیسم.

 

اختیار

(آزادی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7701

 

دموکراسی

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15974

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15977

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15982

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15986

 

پایان

 

 

دموکراسی

(سخن از کدام دموکراسی است؟)

 

https://hadgarie.blogspot.com/2025/04/blog-post_40.html

 

 

سوسیالیسم

 

https://hadgarie.blogspot.com/2020/07/blog-post_901.html

 

https://hadgarie.blogspot.com/2020/07/blog-post_312.html

 

 

کمونیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3235

 

پایان

خود آموز خود اندیشی (۱۴۳۴)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

 همانطور که ذکرش گذشت،

دیوان سعدی و حافظ از شدت و حدت خودستائی آندو بارها منفجر شده است:

 

 

سعدیا، خوشتر از حدیث تو نیست

تحفه روزگار اهل شناخت.

 

آفرین، بر زبان شیرینت

کاین همه شور در جهان انداخت.

معنی تحت اللفظی:

سخن سعدی تحفه بی نظیر زمانه برای اهل معرفت (روشنفکریت) است.

طرز تبیین دلنشین سعدی تحسین برانگیز است و بشریت را به شور و شوق می اندازد.

 

ارزیابی رئالیستی و راسیونالیستی (مبتنی بر واقع بینی و خردگرایی) سعدی در این ابیات منعکس می شود.

 

ایراد اول این تحلیل سعدی از آثار خود این است که  فرمالیستی است.

شیرینی سخن و شورانگیزی اش

چیزهای فرمال (صوری، سطحی و ظاهری) اند.

اما به قول درست خود سعدی، «صورت (فرم) زیبای ظاهر هیچ نیست.»

چون تعیین کننده در دیالک تیک فرم و محتوا، محتوا ست.

اگرچه فرم هیچ واره نیست.

 

ایراد دوم این تحلیل سعدی از آثار خود این است که  آن مبتنی بر تواضع کذایی نیست.

افراد متواضع از تکبر پرهیز می ورزند و آثار و افکار خود را «تحفه روزگار، خوشترین، شورانگیز در مقیاس جهانی» نمی دانند و خویشتن خویش را آفرین باران نمی کنند.

ای بسا شعرای معاصر سعدی که فرم اشعارشان و فرمولبندی های شان بهتر از سعدی بوده اند و موجب رشگ سعدی و واکنش خشم آلود او شده اند.

 

ادامه دارد.