انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Erinnyen
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت
ادامه
درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.
«برای اینکه طیف (اسپکتروم) متفاویت ژنتیکی (ژنه تیکی) در هر مجموعه فرهنگی و یا در یک چشم انداز بزرگی بسان آلمان، بزرگتر از طیف (اسپکتروم) متفاویت ژنتیکی (ژنه تیکی) میان فرهنگ ها و چشم اندازها به طور کلی در روی زمین است.»
(گاسمن، «اتیک» ۱، ۱، ص ۲۵۳)
این تضاد (تناقض) میان تئوری ها و فرضیه ها
راه حلی می طلبد.
یعنی وحدت تفکر علمی را طلب می کند.
وحدتی که فقط خرد (عقل) می تواند از عهده برآوردنش بر آید.
بودو گاسمن
۱
عجب استدلالی.
عجب مقایسه ای.
۲
تناقض بین تئوری ها و فرضیه های علمی
اولا
به این دلیل است که موضوع علوم جزئیات است.
چنین چیزی در فلسفه که موضوعش کل است، مجاز نیست.
تناقض در احکام فلسفی روا نیست.
برای اینکه ما همواره با یک حقیقت سر و کار داریم.
فلسفه هم تنها وسیله برای کشف حقیقت عینی است.
۳
ثانیا
به این دلیل است که متدهای (اسالیب) علوم تابع تئوری (علم) مربوطه است و متفاوت است.
در حالیکه متد فلسفی واحدی می تواند درست و علمی و عینی باشد و آن، دیالک تیک ماتریالیستی است.
۴
این چیزها ربطی به قهم و عقل مورد نظر کانت ندارند.
۵
عقل در تحلیل نهایی همان فلسفه علمی (مارکسیسم ـ لنینیسم) است.
«عملا تنوع قواعد و وحدت اصول، یکی از مطالبات خرد (عقل) است تا فهم را با خویشتن خویش در پیوند قطعی بیاورد.
به همان سان که فهم، تنوع مشاهده را تحت مفاهیم و از آن طریق هر کدام از مشاهدات را مرتبط می سازد.»
(ایمانوئل کانت، «نقد خرد محض»، ص ۳۴۳، ب ۳۶۲)
۱
این دعاوی کانت سوبژکتیویستی و تخیلی اند و ارزش علمی و عینی و تجربی ندارند.
۲
مفاهیم در هر رشته فقعی و فلسفی و هنری و علمی و غیره
نتیجه تجرید (انتزاع) اند و ربطی به فهم و عقل ندارند.
۳
مفاهیم منشاء مادی و عینی و واقعی دارند و نه منشاء ذهنی (مثلا فهمی و یا عقلی).
۴
مثال:
مفهوم درخت
نه از تراوشات ذهن و فهم و عقل و غیره، بلکه نتیجه تجرید سرو و صنوبر و غیره مادی و عینی و مشخص است.
فهم، تنوع مشاهده را تحت مفاهیم و از آن طریق هر کدام از مشاهدات را مرتبط می سازد.
کانت
۱
مشاهده چیزها یکی از فرم های شناخت حسی است.
۲
مشاهده
نتیجه حلاجی سیگنال خای حسی نوسط مغز اندیشنده است.
مراجعه کنید
به
دیالک تیک حسی و عقلی
۳
وجود پیشاپیش چیزهای مادی و عینی برای مشاهده و ادراک و تصور و تفکر الزامی است.
تنوع مشاهده هم به دلیل تنوع چیزها و پدیده ها و روند ها و سیستم های مادی و عینی است.
۴
مشاهده و ادراک و تصور و تفکر
مبتنی بر انعکاس اند:
مبتنی بر انعکاس چیزها در ایینه ذهن.
۵
تنوع مشاهده و هر نوعی از انعکاس دلایل و علل مادی و فنی و علمی و طبقاتی دارند.
۶
تعلقات طبقاتی متنوع تعیین کننده تنوع مشاهده و ادراک و تصور و تفکر است.
۷
آنچه که برای پرولتاریا روشن تر از آفتاب است، برای بورژوا ادهایی بیش نیست و برعکس.
پایان
ادامه دارد.