۱۴۰۵ مهر ۲۳, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۲۴)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم


 

یکی گفت:

«از این نوع شیرین نفس

در این شهر سعدی شناسیم و بس»

 

بر آن صدهزار آفرین کاین بگفت

حق تلخ بین، تا چه شیرین بگفت.

معنی تحت اللفظی:

حریفی گفته است که تنها شیرین سخنی که در این شهر وجود دارد، سعدی است و لاغیر.

به حریفی که حقیقت تلخ را این چنین شیرین گفته است، صد آفرین باد.

ادامه

  اکنون نوبت خودستائی سعدی است،

نه همانند حافظ، که ملائکه را به ازبر کردن اشعارش وادارد، بلکه مانند شاملو که ماسک چپگرائی بر چهره کشد، خود را طرفدار خلق جا بزند و توده جوانان را سرگردان کند.

سعدی در لفافه حقیقت گوئی، شعور توده را برای هزاران سال مسموم می کند، زمینه فکری را برای حفظ و تحکیم نظام نکبت بار فئودالی هموار می سازد و توده  را به خاک سیاه می نشاند.

ادعای حقگوئی، دروغ بی شرمانه ای بیش نیست.

سعدی کاری جز سرپوش نهادن تردستانه و شیادانه بر حقایق اجتماعی و وارونه سازی آنها ندارد.

 

او بد ترین دشمن حق و حقیقت بوده است و خودش آن را بهتر از هر کسی می داند.

سعدی و حافظ نان به بهای تحمیق و تخدیر مردم می خورند و صفت حقگوئی را با هزار من سریش نمی توان بر آنان چسباند.

 

خودستائی

 در فلسفه سعدی و حافظ

فقط برای خودستائی صرف نیست.

خودستائی

 یکی از طرق مستور عوامفریبی است.

خودستائی

نحوه بیان شیادانه نظرات غیر علمی و غیرمنطقی است.

خودستائی

 فرم و قالب خاصی برای بسته بندی نظرات ارتجاعی و خرافی است.

خودستائی

در بیت پایانی هر غزل و قصیده و غیره اوج می گیرد.

 

خودستائی

در شاملوئیسم به کمال مطلق می رسد.

 

شاملو نیز دشمنی انتزاعی و قابل تفسیر دلبخواه برای خود می تراشد و یکه و تنها با ساز و برگ شعر وارد میدان می شود و علیه این دشمن موهوم و مبهم از نظر ناپدید به رجزسرائی و حمله و یورش می پردازد.

ادامه دارد.

 

درنگی در شعر مهدی اخوان ثالث تحت عنوان «الله، همان اهریمن است!» (۹)

مقبره و سردیس مهدی اخوان ثالث

مقبره و سردیس مهدی اخوان ثالث

درنگی 

از

شین میم شین

ببين شب ها چه تاریک است زیر پرچم الله
ببین مردم چه بدبخت و تهیدستند حافظ جان

سلامی کن به خیام آن ابرمرد از من مسکین
بگو پستان در میخانه ها بستند حافظ جان

این دو بیت شعر 

ابیات پایانی این شعر اخوان اند.

۱

ببين شب ها چه تاریک است زیر پرچم الله
ببین مردم چه بدبخت و تهیدستند حافظ جان

معنی تحت الفظی:

حافظ جان

زیر پرچم الله یعنی در جمهوری اسلامی، شب ها قیرگون و مردم بی نهایت بدبخت و تهیدست اند.

اولا

مگر در دوره سلطنت خاندان پهلوی پدر و پسر، شب های ایران منور بودند و نه  قیرگون و مردم بی نهایت خوشبخت و ثروتمند بودند و نهعبدبخت و تهیدست؟

اشعار انتقادی اخوان تواب و استاد دانش کاه تهران کجا ست؟

ثانیا

مگر کیفیت شب های ایران و درجه رفاه مردن ایران برای حافظ جان 

به اندازه پشیزی ارزش داشته است؟

حافظ

 خواجه (ارباب برده دار) بوده است.


تیمور در فتح بغداد به سال ۱۳۹۳ میلادی

 سپاه خود را رهبری می‌کند.

 تصویر از ظفرنامه به سفارش نوه اش سلطان ابراهیم در سال ۲۸–۱۴۲۴ کشیده شده است.

حافظ

بهترین دوست تیمور لنگ و بیشک مداح او بوده است.

تیمور برای حافظ، سلیمان زمان و شفیع روز رستاخیز بوده است.

اخوان بهتر است که سری به وصیت نامه حافظ می زد که محقق فرانسوی نتاشر کرده است و ما به باز انتشار آن مبادرت ورزیده ایم.


حافظ

از تیمور یاد اور شده است که به او قول شفاعت داده است.

حافظ

ضمنا فرزندش زین العابدین را به سمرفند می فرستد تا توسط تیور و اذنابش تربیت شود. 

حافظ

من ارزان كه گردم به مستی هلاك

به آیین مستان بریدم به خاك

به تابوتی از چوب تاكم كنید

به راه خرابات خاكم كنید

مریزید بر گور من جز شراب

میارید در ماتمم جز رباب

مغنی ملولم دو تاری بزن

به یكتایی او كه تایی بزن

بزن چنگ در پرده ارغنون

رهایم كن از چنگ دنیای دون

به یاران بگویید كه در مرگ من

ننالند جز مطرب و چنگ زن

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیالیسم و کمونیسم (۱۶)

https://thumb.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f4/AufbauderRepublikMaxLingnerL1130187_%282%29.jpg/250px-AufbauderRepublikMaxLingnerL1130187_%282%29.jpg?utm_source=de.wikipedia.org&utm_campaign=parser&utm_content=thumbnail 

پروفسور دکتر ماتهویس کلاین

برگردان

 شین میم شین

مشخصات دوره گذار از سوسیالیسم به کمونیسم 
ادامه

 ۲۰

·    «در حالیکه گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم در نتیجه مبارزه طبقاتی صورت می گیرد و تحول رادیکال روابط جامعتی را الزامی می سازد، گذار از سوسیالیسم به کمونیسم در غیاب طبقات استثمارگر و تحت شرایطی صورت می گیرد که اعضای جامعه (کارگران، دهقانان و روشنفکران) در پیروزی کمونیسم عمیقا ذینفع اند و آگاهانه در راه آن تلاش می ورزند.

 

۲۱

·    بنابرین، طبیعی است که ساختمان کمونیسم از طرق و با متدهای دموکراتیک (مسالمت آمیز) زیر تحقق یابد:

 

۱

·    از طریق تکمیل و توسعه روابط جامعتی.

 

۲

·    از طریق زوال فرم های کهنه زندگی و تشکیل فرم های نوین.

 

۳

·    از طریق انسجام و تأثیر متقابل.

 

۲۲

·     در گذار جامعه از سوسیالیسم به کمونیسم دیگر از دشواری های مبارزه طبقاتی برای ساختمان سوسیالیسم خبری نخواهد بود.»

·    (از برنامه حزب سوسیالیستی متحده آلمان)

 

۲۳

·    ایجاد پایه های مادی ـ فنی کمونیسم، پیش شرط اصلی برای گذار از اصل سوسیالیستی «از هرکس به اندازه استعدادش، به هرکس به انداز کارش» به اصل کمونیستی «از هرکس به اندازه استعدادش، به هرکس به انداز نیازش» است.

 

۲۴

·    زیرا تحقق این امر، تنها بر مبنای رشد تولید اضافه بر نیاز از نعمات مادی و فکری امکان پذیر است.

 

۲۵

·    این رشد تولید از طریق ماشینیزاسیون (ماشینی کردن) و اوتوماتیزاسیون (اوتوماتیزه کردن) همه جانبه صورت می گیرد.

 

·    مراجعه کنید به اوتوماتیزاسیون، ماشین

  

اوتوماتیزاسیون

(اوتوماسیون)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10228

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10235

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10247

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10253

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10259

 

پایان

 

۲۶

·    اگر توسعه تولید به درجه ای برسد که تولید اوتوماتیزه شده مسلط و حاکم باشد، می توان از ایجاد پایه های مادی ـ فنی کمونیسم سخن گفت.

 

۲۷

·    اگر عرصه های کشاورزی از صنعت عقب مانده تر باشند، باید این عقب ماندگی مرتفع گردد.

 

ادامه دارد.