۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ب) بازار (۱)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 بازار

۱

·    بازار به مقوله عینی (؟) تولید کالایی اطلاق می شود.

 

 

 

(مقوله به عام ترین مفاهیم در هر رشته اطلاق می شود.

مفاهیم و مقولات

جزو ارواح اند و نتیجه تجرید (انتزاع) اند.

در نتیجه ذهنی (سوبژکتیو) اند و فقط در ذهن بشر وجود دارند.

حقیقت هم که لنین به عینیتش پامی فشارد، چیزی سوبژکتیو (ذهنی) است.

نتیجه تجرید است.

واقعیت است که اوبژکتیو (عینی) است.

منظور لنین این است که حقیقت سوبژکتیو به معنی میلی و دلبخواهی و این و آنی نیست. 

یعنی 

هرکس حقیقت خاص خود را ندارد.

یعنی

حقیقت بی اعتنا به این و آن وجود دارد. 

حقیقت هم جزو مفاهیم و مقولات فلسفی است و جزو ارواح است و سوبژکتیو است.

مترجم) 


۲

·    بازار به بخشی از روند بازتولید اطلاق می شود که ماهیتا با حوزه گردش سرمایه یکسان است.

 

۳

·    بازار مهمترین حلقه در زنجیر میان تولید و مصرف است.

 

۴

·    بازار مهمترین حلقه در تأثیر متقابل تولید و مصرف است.

 

۵

·    بازار در اقتصاد ملی مبتنی بر تقسیم کار، دربرگیرنده مجموعه شرایط تحقق و تهیه است.

 

۶

·    روند مبادله، تعویض فرم کالا و یا مسخ کالا با عرضه و تقاضا در بازار صورت می گیرد.

 

۷

·    بازار بخشی از شیوه های تولیدی مختلف است.

 

۸

·    بازار پدیده و نمود سطحی مناسبات جامعتی مربوطه است.

 

۹

·    بازار پدیده و نمود قانونمندی هایی است که در مناسبات جامعتی مربوطه مؤثر می افتند.

 

۱۰

·    ماهیت بازار، فونکسیون های بازار و قوانین حرکتی بازار را فقط می توان از شرایط جامعتی خاص شیوه تولید مربوطه و از نیروهای محرکه آن استخراج کرد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زنگرایی (فمینیسم) (۱)

https://www.jungewelt.de/img/2200/25832

کلاودیا ونگرین

(فمینیسم بورژوائی و یا همبستگی زنان؟)

زنتصویر حاکم، زنتصویر حکام است!

کلاودیا ونگرین

عصر ما

(۵ ماه مارس سال ۲۰۰۴)

برگردان

 میم حجری

   

مسئله زنان، مسئله مردان نیز است!

 

۱

·    همه می دانند که ارزیابی کیفیت زندگی مردم در هر جامعه بر مبنای کیفیت زندگی خبرگان آن جامعه ابلهانه است.

 

۲

·    اما کمتر کسی می داند که ارزیابی درجه مساوات و برابری زنان بر مبنای حضور زنان منفرد در سمت ریاست در سیاست و یا اقتصاد که با سرکوب اکثریت مردم جامعه و وخیم تر کردن کیفیت زندگی توده ها همراه است، نیز ابلهانه است.

 

۲

·    اولین قربانیان چنین سیاستی اغلب خود زنان هستند.

 

۳

·    تعداد هر چه کمتر از شاغلین تماموقت اکنون به انجام کار هر چه بیشتر وادار می شوند.

 

۴

·    در این زمینه سنت های عملی معینی از دیرباز وجود دارند.

 

۵

·    اگر زنان کار خود را تحمل ناپذیر حس می کنند، ناراضی اند و دستمزدشان پائین تر است، پیشنهاد می شود که بهتر است که هم و غم خود را مصروف کارهای زیباتری کنند که درجه بیگانه سازی شان کمتر است.

 

۶

·    دیری است که ثابت شده، که ما زنان در هیچ زمینه ای ـ چه خوب و چه بد ـ دست کمی از مردان نداریم.

 

۷

·    میزان هوش زنان و مردان یکی است و چون از دیرباز ما را ناقص العقل نامیده اند، چه بسا برای اثبات لیاقت خود به انجام هر کاری تن در می دهیم.

 

۸

·    «صیادان کله» در کنسرن های غول پیکر هم به این حقیقت امر پی برده اند و اصلا حاضر نیستند از بهترین فارغ التحصیلان دانشگاه های خبره پرور صرفنظر کنند، حتی اگر تصادفا زن باشند.

 

۹

·    اما با این حال، هر کس فکر کند، که زنان و مردان لیاقت های یکسانی دارند، خطای خطیری مرتکب می شود.

 

۱۰

·    زنان یک لیاقت بیشتر از مردان دارند و این لیاقت اضافی به اندازه کافی دست و پا گیر است.

 

۱۱

·    از آنجا که ما لیاقت آبستن شدن داریم و افکار عمومی حاضر به زیر پا نهادن اصل حمایت از مادران نمی شود، نتیجتا ما در جهان شغلی کاپیتالیستی ـ حداقل با مناسب بودن یکسان برای کار مربوطه ـ شانس کمتری از مردان داریم.

 

۱۲

·    اما برعکس!

·    ما در چشم اقتصاد بازار، یعنی به لحاظ پیگیری، آماجگرائی، خودهمرنگ سازی و بی وجدانی، می توانیم در موارد منفرد بر مردان ضعیف الجثه با مدارک تحصیلی بدتر ترجیح داده شویم و «بهتر» از مردان قلمداد شویم.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۶)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

 

۱۵

خودویژگی متد فنومنولوژیکی هانا آرندت، یعنی رد تئوری بالاعم و جامعه ـ تئوری بالاخص، هم ناشی از جوهریت بخشیدن به پدیده های قابل ادراک و استنباط است.

 

۱۶

قضاوت های غلط او هم از این رو ست:

 

الف

هانا آرندت

(مثلا در مثال فوق الذکر)

والدین کودکان را مقصر و مسبب وضعیت دخترک سیاهپوست قلمداد می کند.

 

(حتی بی اعتنا به اینکه دادرس و حامی دخترک سیاهپوست مرد سفیدپوستی بوده است.

مترجم)

 

ب

هانا آرندت

ادعا می کند که والدین، فرزندان شان را آلت دست قرار داده اند و چیزی از آنان خواسته اند که انجامش در حد توان شان نیست.

(همانجا. ص ۷۷)

 

۱۷

هانا آرندت

در نظر نمی گیرد که فقط این دخترک سیاهپوست که عکسش در روزنامه منتشر شده نیست.

 

۱۸

کلیه دختران و پسران سیاه پوست مدام از تبعیض نژادی رنج می برند و مبارزه علیه تبعیض نژادی در مدارس، در راستای منافع آنان است.

 

۱۹

هانا آرندت

برای حل این معضل، پیشنهاد می کند که تبعیض نژادی میان سیاه پوستان و سفیدپوستان، یعنی آپارتهاید نژادی

 تا زمانی که کمپرومیسی پیدا نشده، داوطلبانه شود.

 

۲۰

هانا آرندت همیشه همین است:

اگر عکس دخترک ستمدیده سیاه پوست در روزنامه نبود، یعنی کس دیگری از تبعیض نژادی حاکم در جامعه انتقاد نکرده بود، هانا آرندت با تأملات تئوریکی خود به این مسئله نمی رسید و نمی پرداخت.

 

۲۱

اصولا و اساسا

وقتی کسی در سطح فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر امور) در جا زند، فنومن هایی (پدیده هایی) که ماهیت شان را نمی توان شناخت و به هاله هایی استحاله می یابند، بسان اسرای اساطیر (میتولوژی) در پشت هر وزش باد ارواح را می بیند و مثل قدما زمین را مرکز کاینات می پندارد.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۵)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

 

۸

از این پیش شرط های تئوریکی در آثار هانا آرندت به ندرت یافت می شود.

 

(بدبختی و فلاکت و نکبت متدهای فرمالیستی و فنومنولوژیکی همین است:

در متد فرمالیستی فرم مطلق می شود و به عرش اعلی برده می شود و محتوا فراموش.

در متد فنومنولوژیکی فنومن (پدیده، نمود، ظاهر) به عرش اعلی برده می شود و ماهیت (ذات) فراموش.

مراجعه کنید

به

 دیالک تیک فرم و محتوا

دیالک تیک پدیده و ماهیت

و

دیالک تیک فرم نمودین و محتوای ماهوی.

 

فرم و محتوا

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13356

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13377

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13384

پایان

فرم و محتوا

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11172

 

درنگی در دیالک تیک فرم و محتوا

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9849

 

پایان

پدیده

(نمود، ظاهر، ضد دیالک تیکی ماهیت)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11557

پایان

 

نمود (پدیده)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3862

پایان

 

نمود

(پدیده، فنومن، ظاهر)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4553

پایان

ماهیت

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8212

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8219

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8225

پایان

تفاوت فرم با نمود و محتوا با ماهیت

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16042

پایان

مترجم)

 

۹

بالاعم

وساطت همیشگی بیواسطه ها از اعتبار فراگیر برخوردار است.

 

۱۰

فقط و فقط هر آنچه که به طور کلی «است»، می تواند به مثابه بیواسطه اعتبار داشته باشد.

این یعنی وجود (ماده)، عاری از کلیه تعین هایش.

 

۱۱

اما هر آنچه که من تعیین می کنم، این تعین (تعیین کردن) همیشه به واسطه زبان، فرهنگ، تاریخ و تفکر تئوریکی وساطت می یابد.

 

۱۲

خود حواس حتی از دید مارکس، تئوریسین اند.

 

۱۳

نقطه آغازین هانا آرندت، یعنی تجربه بیواسطه، اما این وساطت را عمدتا از دیده پنهان می دارد.

 

۱۴

از آنجا که هانا آرندت بدون مفاهیم عام و یا بدون مفهوم ماهیت (ضد دیالک تیکی فنومن، پدید، ظاهر، نمود) نمی تواند راه به جایی ببرد، (در غیر اینصورت فقط می تواند به چیز منفرد مشخصی اشاره کند)، به جوهریت بخشیدن به پدیده های قابل ادراک و استنباط می پردازد

(در سنت هاسرل که به تفصیل توضح داده خواهد شد.)

و

می تواند سیستم مفهومی دلبخواهی از سطح پدید ها سر هم بندی کند.

سیستم مفهومی ئی که اصل دلبخواهیت پشت مه غلیظی از ابهام می ماند.

 

ادامه دارد.