شین میم شین
بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
حافظ همه لوله های توپخانه شعرش را علیه عقل نشانه گیری می کند و قابل شناسائی بودن هستی را انکار می کند:
ای که از دفتر عقل، آیت عشق آموزی
ترسم، این نکته به تحقیق ندانی دانست.
معنی تحت اللفظی:
کسی که با تکیه بر عقل بخواهد به شناخت عشق نایل آید، آب در هاون می کوبد.
خواجه در این بیت غزل شناخت عقلی عشق را محال می داند.
سؤال این است که اگر عقل قادر به شناخت عشق نیست، چه الترناتیو و یا بدیلی برای عقل وجود دارد؟
علاوه بر این خود خواجه که عشق شناس متبحری است، چگونه به شناخت عشق نایل آمده است؟
برای پیدا کردن جواب به این سؤال باید ضد دیالک تیکی عقل را پیدا کرد.
ضد دیالک تیکی عقل اولا حس است:
دیالک تیک حسی و عقلی (سنسوئال و راسیونال)
یکی از دیالک تیک های تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی است.
حسی و عقلی
(سنسوئال و راسیونال)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14844
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14850
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14857
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14862
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14868
۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14874
۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14880
۸
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14887
۹
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14891
۱۰
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14896
پایان
ارگان های حسی مثلا حواس پنجگانه اما فقط قادر به شناخت چیزهای محسوس اند.
در حالیکه عشق و نفرت چیزهای فکری و روحی و روانی اند.
یعنی
نامحسوس اند.
بدون حمایت عقل اندیشنده (فلسفه علمی، مارکسیسم ـ لنینیسم) نمی توان به شناخت چیزهای نامحسوس نایل آمد.
سؤال برای ما این است که دلیل خردستیزی سرسختانه خواجه و امثالهم چیست؟
هدف خواجه و امثالهم از تحقیر مستمر عقل چیست؟
ضمنا منظور خواجه از عقل چیست؟
ادامه دارد.