۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۸)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

همانطور که ذکرش گذشت

یکی از وجوه مشترک منفی و مخرب مهم روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی،

مرتجعیت (واپسگرایی) هر دو ست.

روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی،

ایدئال و آرمان خود را نه در آینده، بلکه در گذشته (در صدر اسلام) می جویند.

هدف و آماج نظری (تئوریکی، تئولوژیکی و یا فقهی)  هر دو برگشت به ماضی است.

هر دو سودای برگشت کودکانه و ابلهانه به صدر اسلام را در سر دارند.

اما این ماضی شکوهمند کذایی، یعنی این صدر اسلام چه بوده است؟

روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی شیعی (خمینیسم) 

حتی رادیکالتر و افراطی تر و تندروتر از روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی سنی،

آرمان و ایدئال خود را  در صدر اسلام و کربلا می جوید و می یابد و ایدئالیزه می کند:

انقلاب اسلامی

انقلاب حضرت محمد و علی بوده است.

انقلاب اسلامی

انقلاب برده داری بوده است:

انقلاب ضد جامعه اشتراکی برابران بوده است.

حضرت محمد

 مفتخر به زاده شدن در زمان انوشیرولن «عادل» (بدترین دشمن مزدکیان ) بوده است و همه سران مزدکیسم را سر سفره در دریار  قتل عام کرده است.

خود روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی (خمینسم) 

همان رفتار انوشیروان را با سران و سرداران حزب توده کرده است.

سید علی خامنه ای هنوز هم از این خریت و خطای شرم انگیز دفاع می کند.

اگرچه حزب توده صادق ترین مدافع انقلاب اسلامی بوده است.

محتوای انقلاب سفید و اسلامی چیزی جز برنامه دموکراتیک (ضد فئودالی) و ملی (ضد استعماری، ضد امپریالیستی) حزب توده نبوده است.

حزب الله

حزب طراز نوین ضد اشتراکی  (برده داری) حضرت محمد بوده است.

قرآن

مانیفست  انقلاب برده داری حضرت محمد بوده است.

بشریت در قاموس قرآن کریم

بنده

و

الله

ارباب برده دار قدر قدرت مطلق است.

ما در حال تحلیل مارکسیستی آیه به آیه قرآن هستیم

مراجعه کنید

به 

قرآن کریم از دیدی دیگر 

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی شیعی (خمینیسم)

به احیای فرمالیستی ـ کودکانه ـ عوامفریبانه  همه اسامی شخصیت های صدر اسلام، غزوات  حضرت محمد و سنت مبارزاتی سپاه اسلام می پردازد و نیروی روحی و روانی و ایده ئولوژیکی و تئولوژیکی  (فقهی) و تئوریکی (نظری) خود را از آنها می گیرد.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۲۹)

  صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَظْلِمُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۶۲]

از ميان آنان، آن گروه كه بر خود ستم كرده بودند سخنى را كه به آنها گفته شده بود ديگر كردند. 

پس به كيفر ستمى كه مى‌كردند برايشان از آسمان عذاب فرستاديم.

معنی تجت اللفظی:
گروهی از بنی اسرائیل به تحریف أیات للهی  اقدام کردند.
یعنی بر خویشتن خویش ستم کردند،
مستوجب عذلب الهی شدند.
قابل بحث در این آیه، مفهوم ستم بر خویشتن خویش (خودستیزی) است.
شاید دلیل کریم
مستوجب عذلب الهی شدن آنها باشد.
 
مفهوم ستم بر خویشتن خویش (خودستیزی) 
از زمین (از بندگان) به آسمان (بر خدا به مثابه ارباب برده دار مطلق) رفته است:
بنده اگر دست به عصیان و طغیلن و سرکشی بر ضد ارباب برده دار بزند، نظام برده داری لطمه بر نمی دارد، بلکه ستم بر بندگان تشدید می شود.
یعنی
نتیجه سرکشی بردگان نه تضعیف ارباب برده دار،  بلکه بلکه برعکس، تضعیف خود بردگان می شود.
 
چه رسد به خدا که قورت مطلق و شکست ناپذیری است.

کریم
در این آیه، به جای بندگان نافرمان، بندگان نافرمان الهی (بنی اسرائیل و غیره) را می گذارد و به جای ارباب برده دار، خدا را.
خدا
در واقع
انعکاس انتزاعی ـ آسمانی اشراف برده دار (طبقه حاکمه) است.
یعنی
خود الله هم از زمین به آسمان رفته است.
خدا (الله) بت مشخصی در  کنج بتکده کعبه بوده است که به صورت مفهومی مجرد در آمده است.
الله
نتیجه تجرید و یا انتزاع همه اربابان برده دار است.
چیزی مجرد و انتزاعی  و ذهنی است.
مفهومی است.
عکسی است.
در حالیکه اربابان برده دار،
افراد مشخص و مادی و عینی اند.
اصل اند.
ادامه دارد.

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۱)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
سؤال
۴. 
چگونه رئالیسمِ نقادانه همزمان عقل، علم و اخلاق است؟
 
محمد ناطقی
 
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
عقل، 
 ابزار داوری است؛ 
علم،
 ابزار شناخت واقعیت؛
 اخلاق، 
ابزار مهار قدرت و جهت‌دهی کنش.
 پیوندشان در نقدپذیری است، نه در قدسیت. 
هیچ‌کدام حق وتوی حقیقت ندارند.
 
این «جواب» محمد ناطقی به چهارمین سؤال ما ست.
ما این «جواب» او را هم نخست تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم:
 
۱
محمد ناطقی
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
 
محمد ناطقی  به انکار ادعای خود می پردازد که محتوای سؤال ما را تشکیل می دهد.
این اما ضمنا «تعریف» او  از  رئالیسمِ نقادانه  کذایی است.
محمد ناطقی همانطور که ذکرش گذشته، از تفاوت صفت با قید بی خبر است.
به همین دلیل او نه از  رئالیسمِ انتقادی (کریتیکی)
بلکه از  رئالیسمِ نقادانه دم می زند.
 
رئالیسم انتقادی 
 (به انگلیسی: critical realism)
 رویکردی فلسفی به فهم علم است که ابتدا توسط روی‌باسکار (۱۹۴۴–۲۰۱۴) آغاز شد.
 این رویکرد بخشی از فلسفه علم عمومی(واقع‌گرایی استعلایی) را با بخشی از فلسفه علوم اجتماعی(طبیعت‌گرایی انتقادی) ترکیب می‌کند. 
این رویکرد به‌طور خاص از طریق نگرش به علم به عنوان حیطه ای با تمرکز بر شناسایی سازوکارهای علمی با انواع تجربه‌گرایی و تحصل‌گرایی مقابله می‌کند.
 در دهه‌های آخر قرن بیستم این نظریه همچنین با تأکید بر واقعیت وجود عینی با انواع مختلف پست‌مدرنیسم و پساساختارگرایی به مقابله برخاست. 
برخلاف مبانی روش‌شناسی تحصل‌گرایانه و معرفت‌شناسی پسا ساختار گرایانه، رئالیسم انتقادی بر این تأکید دارد که علم باید بر روی یک هستی‌شناسی شفاف بنا شود. 
رئالیسم انتقادی در زمره انواع واقع‌گرایی فلسفی قرار می‌گیرد و همین‌طور در جوامع علمی همچون واقع‌گرایی تحلیلی و واقع‌گرایی دقیق ترویج می‌شود
 ویکیپیدیا
 
در ادبیات امپریالیستی از دو نوع رئالیسم کذایی سخن می رود:
رئالیسمِ انتقادی
و
رئالیسمِ خام.

این مکاتب و مفاهیم امپریالیستی فاقد ارزش علمی و عملی اند.

ما همین خرافه امپریالیستی ـ ویکی پیدیایی را به طرزی گذرا تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم.

منظور از رئالیسم چیست؟
 

 

رئالیسم

پروفسور دکتر مانفرد بور

برگردان

 شین میم شین

 

۱

·    رئالیسم به معانی مختلف زیر به کار می رود:

 

الف

رئالیسم به مثابه یک جریان فلسفی

 

۱

·    رئالیسم ـ به معنی وسیع کلمه ـ نامی برای جریانات زیر است:

 

الف

·    برای جریان ایدئالیستی ـ عینی

 

ب

·    برای جریان متافیزیکی ـ معرفتی ـ نظری اصلی اسکولاستیک.

 

پ

·    رئالیسم ـ به معنی محدود کلمه ـ از نحوه و نوع پاسخ به مسئله مفاهیم عام (یونیورسال ها)  نشئت می گیرد.

 

 پاسخ رئالیسم به مسئله مفاهیم عام

 

·    حل مسئله مفاهیم عام از سوی رئالیسم را می توان به شرح زیر فرمولبندی کرد:

 

۱

·    رئالیسم، عام را رئال (واقعی) تلقی می کند.

 

۲

·    رئالیسم بر آن است که عام حاوی درجه رئالیته (واقعیت) برتری است و در مقایسه با چیزهای منفرد  حاوی وجود برتری است.

 

 ۳

·    رئالیسم بر آن است، که مفاهیم عام قبل از چیزهای منفرد وجود داشته اند!

 

۴

·    به عبارت دیگر، رئالیسم در مفاهیم عام، عامی را می بیند که در خارج از ضمیر (شعور) انسانی و مستقل از آن وجود دارد، ضمنا قبل از چیزهای منفرد وجود دارد، یعنی بر چیزهای منفرد مقدم است.

 

۵

·    رئالیسم بر آن است که عام در خدا وجود دارد.

 

۶

·    از دیدگاه رئالیسم، عام عبارت است از کل چیزهای مشخص و منفرد و به همین دلیل است که چیزهای منفرد وجود پیدا می کنند.

 

۷

·    رئالیست ها فقط برای مفاهیم عام (یونیورسال ها)، هستی واقعی قائلند.

·     مفاهیم عامی که به وسیله دانش بی واسطه، بی نیاز از طرق و وسایل دیگر حاصل می آیند.

 

۸

·    برخی از نمایندگان رئالیسم، به طرز غلوآمیزی استدلال می کنند که انسان منفردی که در مقابل ما ایستاده، فقط تا آنجا که بیانگر «بشریت» ـ به مثابه عام ـ باشد، رئال (واقعی) است، یعنی وجود دارد.

 

۹

·    منفرد و یا فردی، یعنی آنچه که انسانی را به این و نه به آن انسان بدل می کند، یعنی به این انسان مشخص بدل می کند، در مقایسه با «بشریت» ـ به مثابه عام ـ غیرواقعی، مجازی، بی اعتبار و تصادفی محض است.

 

۱۰

·    رئالیست ها بر آنند که «بشریت» رئال است و نه انسان های منفرد.

 

 

منفرد، خاص، عام

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10907


منفرد

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2779


ادامه دارد.