۱۴۰۵ شهریور ۷, شنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۴۱)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

 

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین


کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش

 

۶

اگر تو در قلبت به احتیاط و دقت جای کافی اختصاص بدهی، آنگاه  خلاء درونی ات جای خود را به غنای حقیقی می دهد.

 

در قاموس کنفوسیوس و طلابش دلیل احساس پوچی و رسیدن به نیهلیسم، سوبژکتیو (میلی، دلبخواهی، ارادی) است و نه اوبژکتیو (عینی، بی اراده، بی اختیارو مادی مثلا طبقاتی و جامعتی.)

 

فقط کافی است که فرد (بی اعتنا به جایگاه و پایگاه طبقاتی اش و بی اعتنا به شرایط طبیعتی و جامعتی) احتیاط و دقت پیشه کند و جای پوچی گرایی (نیهلیسم) را خودش بینی گرایی (اوپتیمیسم) بگیرد.

 

مثال:

در تبت و نپال همین هفته سیل مهیبی هزاران نفر را و دار و ندار شان را زیر خروارها گل و لای و لجن مدفون ساخته است.

بقیه سکنه این دو دیار به نظر حضرات فقط کافی است که احتیاط و دقت پیشه کنند و دل شان از امید و خوش بینی و خوشبختی لبریز شود.

 

 مثال دیگر:

 


Nicolás Maduro

 نیکلاس مادورو

 

امپریالیسم امریکا

پس از تخریب اقتصادی عمیق ونزوئلا و در به در کردن میلیون ها تن از سکنه اش،

همین چد ماه پیش رهبر مردمی ونزوئلا را ربوده و به یانکستان برده تا به اتخام من در آوردی،

دادگاهی کند و دار و ندار زیر زمینی اش را غارت کند.

سکنه ونزوئلا

 اکنون از دید کنفوسیوس و طلابش فقط کافی است که برای غلبه بر بدبختی های شان اختیاط و دقت پیشه کنند تا دل شان از امید و خشنودی و خوشبختی مملو شود.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۹۶)

Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

  حکایت چهارم

 
فقیهی کهن جامه تنگدست

در ایوان قاضی به صف بر نشست

 

به عزت هر آن کاو فروتر نشست

به خواری نیفتد ز بالا به پست

 

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت، قوی

 

سر از کوی صورت به معنی کشید

قلم بر سر حرف دعوی کشید

 

چو مولام خوانند و صدر کبیر

نمایند مردم به چشمم حقیر

 

تفاوت کند هرگز آب زلال

گرش کوزه زرین بود یا سفال؟

 

خرد باید اندر سر مرد و مغز

نباید مرا چون تو دستار نغز

 

کس از سربزرگی نباشد به چیز

کدو سربزرگ است و بی مغز نیز

 

به صورت کسانی که مردم وش اند

چو صورت، همان به که دم در کشند

 

به قدر هنر جست باید محل

بلندی و نحسی مکن چون زحل

 

نی بوریا را بلندی نکو ست

که خاصیت نیشکر خود در او ست

 

بدین عقل و همت نخوانم کس ات

و گر می رود صد غلام از پس ات

 

نه منعم به مال، از کسی بهتر است

خر ار جل اطلس بپوشد، خر است

 

چو دستت رسد مغز دشمن بر آر

که فرصت فروشوید از دل غبار

 

یکی گفت:

«از این نوع شیرین نفس

در این شهر سعدی شناسیم و بس»

 

بر آن صدهزار آفرین کاین بگفت

حق تلخ بین، تا چه شیرین بگفت.

 

ادامه دارد.

 


فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوبژکتیو (۱)

 

پروفسور هوبرت هورستمن

برگردان

 شین میم شین

 

الف

سوبژکتیو در تئوری شناخت

 

·    سوبژکتیو  در تئوری شناخت به معانی زیر است:

۱

·    آنچه که منوط به سوبژکت شناسنده است و نه منوط به اوبژکت شناخت  یا موضوع شناخت.

 

۲

·    آنچه که وابسته به سوبژکت منفرد است.

 

۳

·    آنچه که وابسته به شعور سوبژکت منفرد است.

 

۴

·    آنچه که به وسیله سوبژکت تعیین می شود.

 

۵

·    آنچه که به وسیله سوبژکت مشروط می شود.

 

۶

·    آنچه که ضد عینی ( اوبژکتیو) است. 

 

سوبژکتیو در محاوره

 

·    سوبژکتیو در زبان محاوره به معانی زیر است:

 

۱

·    آنچه که با واقعیت امر راستین منطبق نیست.

 

(میلی است و نه عینی

دلبخواهی است.

من در اوردی است.

تخیلی و ادعایی است.

مترجم)

 

۲

·    آنچه که یکجانبه (مبتنی بر یکسونگری) است.

 

۳

·    آنچه که دلبخواهی است.

 

۴

·    آنچه که نامعقول است.

ادامه دارد.