شاخ نبات
حافظ، چه طرفه شاخ نباتی است، کلک تو!
که اش، میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است.
معنی تحت اللفظی:
قلم حافظ شبیه شاخه نبات است.
شبیه شاخه ـ درختی است که میوه اش عسل و قند است.
محتوای این بیت غزل خواجه نیز چیزی جز خودستایی و شعر خود ستایی نیست.
این صفت اخلاقی خواجه نسل به نسل منتقل شده است و کماکان هر بدبخت نوحه سرایی خود را عالم الدهر می پندارد.
خودستایی در شعر و نثر ارتجاعی احمد شاملو به اوج غیر قابل تصوری می رسد:
من هابیلم
(مظهر خیر مطلقم)
من شرف کیهانم
(من شرافت کایناتم)
من با مداد اول و آخرم
(من هم صبح نخستینم و هم صبح واپسینم)
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
معنی تحت اللفظی:
وقتی حوا و آدم در باغ بهشت بودند،
شعر حافظ
زینت بخش اوراق دفتر گل و نسرین بود.
محتوای این بیت غزل خواجه هم خودستایی خارق العاده و خردستیزانه ای بیش نیست.
انگار حافظ قبل از خلق کذایی ام البشر و ابو البشر (حوا و آدم) وجودداشته است.
حافظ اصلا و اساسا خود خدا بوده است.
همین خودستایی ابلهانه و خردستیزانه خواجه
در شعر شاملو هم به اوج خود رسانده می شود:
چنان زیبایم، من که الله اکبر، وصفی است ناگزیر که از من می کنی.
شعار الله اکبر نه وصفی از خدای خیالی، بلکه وصفی از شاعری هروئینی است.
احمد شاملو
عشوه ای نباشم در تجلی جاودانه .
که گذرگاهم را بهاری نا به خویش آذین می کند :
در جهان پیرامنم
چنان زیبایم من
ادامه دارد.