۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

درنگی در جهان بینی و بینش پروفسور سید محمد مرندی (۴)

 Seyed Mohammad Marandi

پروفسور سید محمد مرندی  

 درنگی

از

شین میم شین

ایراد  بینش (طرز تفکر، متد فکری) مورالیستی  (اتیستی، مبتنی بر اخلاق گرایی)

جهان ببنانه است:

اخلاق

(مورال، اتیک) 

یکی از اجزا و عناصر روبنایی ـ ایده ئولوژیکی است

و

نقش تعیین کننده در دیالک تیک زیربنای اقتصادی و روبنای ـ ایده ئولوژیکی

از آن زیربنای اقتصادی است.

این بدان معنی است که اخلاق طبقاتی است.

یعنی

هر طبقه اجتماعی اخلاق خاص خود را دارد.

یعنی

اخلاق چیزی مشخص است و نه مجرد (انتزاعی).

یعنی

اخلاق همه طبقاتی (همگانی، همه بشری) وجود ندارد. 

جهان بینی کسی که بسان مرندی و خامنه ای و امثال بیشمارشان،

 تحولات جامعتی را بر اساس اخلاق انتزاعی درک کند و توضیح دهد،

  ایدئالیستی است.

چون
زیربنای اقتصادی و روبنای ـ ایده ئولوژیکی

را

وارونه می کند.

یعنی نقش تعیین کننده را از آن  روبنای ـ ایده ئولوژیکی

می داند.

یعنی

روی کله اش ایستاده است و نه روی پاهایش.

قبل از اینکه اخلاق حاکم بر جامعه (مثلا اخلاق سکنه اندولس (اسپانیا) عوض شود، حاکمیت طبقاتی جامعه مربوطه عوض می شود.

یعنی

طبقه حاکمه مربوطه تعویض می شود.

به همین دلیل هم با تشکیل و تعمیق مناسبات تولیدی سرمایه داری (حاکمیت طبقاتی) در ایران، 

بی اعتنا به سلطنت و ولایت

جامعه لاتخانه، لاشخورخانه، جنده خانه می شود.


مراجعه کنید

به

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (یخش سی ام)

 

 

۵۷۶

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۱)

  
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

مکن گریه بر گور مقتول دوست

بر او خرمی کن، که مقبول او ست

معنی تحت اللفظی:

به حال عاشق که به دست معشوق (دوست) به قتل رسیده است، گریه نکن.

شادی کن.

برای اینکه مرگ عاشق، مقبول معشوق است.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

 از گریه بر گور شمع که به دست دلارامی کشته می شود و از زندگی پر سوز و اشک نجات می یابد، نهی می کند.

باید بر گور چنین مقتولی خرمی کرد، چرا که او مقبول دلارام بوده است.

از کجا معلوم که مقبول دلارام بوده است؟

دلیلش روشن است.  

 

ما این متد برخورد را وارونه سازی می نامیم.

در این نظر سعدی هم تئوری شناخت ارتجاعی او خودنمائی می کند:

ارزش چیزها نه در خود آنها، بلکه در عوامل بیگانه و خارجی جسته می شود.

 

ما این متد و روش برخورد را خارجی سازی نامیده ایم.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۲۹)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

  ۳

روشنگری اسپانیا
ادامه
 

۱۱

·    این بحث که از سوی مونته نگرو دامن زده می شد و در مجلات مختلف انتشار می یافت، در تشکیل نظر عمومی مردم اسپانیا نقش تعیین کننده ای به عهده داشت.

 

۱۲

·    پشت سر این نظر عمومی در کلیه جنبش های روشنگری اوتوریته مردم قرار داشت.

 

۱۳

·    در سالهای سی تعداد مجلات افزایش می یابند و روشنگری اسپانیا در محدوده ملی اش اشاعه وسیع می یابد.

 

۱۴

·    کشیش بنه دیکتی دیگری نیز به نام مارتین سارمینتو (۱۶۹۵ ـ ۱۷۷۲ میلادی)  در محافل طرفدار مونته نگرو  فعالیت داشته که سنگپایه تاریخ ادبی ملی انتقادی را بنیانگذاری می کند.

 

۱۵

·    او مؤلف «نوشتاری راجع به تاریخ شعر و شعرای اسپانیا» (۱۷۴۵ میلادی)  بوده است.

 

۱۶

·    ویلا روئل (۱۶۹۳ ـ ۱۷۷۰ میلادی)، ریاضی دان، در اشاعه جهان ـ تصویر مبتنی بر علوم طبیعی نوین که به مذاق مردم خوش می آمد و با افکار عمومی سازگاری داشت، نقش مهمی به عهده داشته است و در جنگ های منتشره خود به آموزش علمی ـ انتقادی مردم می پرداخت.

 

۱۷

·    مشخصه بارز مجموعه روشنگری اسپانیا عبارت است از تشکیل یک تاریخ ـ تصویر (تفکر تاریخی)  انتقادی ملی.

 

۱۸

·    انتقاد از فساد و افشای علل تاریخی آن انگیزه اصلی روشنگری در اسپانیا را تشکیل می داد.

 

۱۹

·    انتقاد ار فساد در مرحله اولش به انتقاد از کارل پنجم و فیلیپ دوم اختصاص داشت.

 

۲۰

·    این انتقاد تاریخی در حوزه استه تیک (زیبائی شناسی) با نفی رادیکال سنت عصر طلائی همراه شد که قبل از همه، در عرصه تئاتر، حتی در قرن هجدهم، از پویائی لاینقطع برخوردار بود.

 

۲۱

·    ایگناسیو دلوزان (۱۷۰۲ ـ ۱۷۵۴ میلادی)  در اثر خود تحت عنوان «آموزه هنر شاعری» (۱۷۳۷ میلادی)   سنگپایه نئوکلاسیستی اسپانیا را در زیبائی شناسی بنیان می گذارد و بحثی پیرامون ادبیات ملی اسپانیا به راه  می اندازد که در تمامی قرن ادامه داشته است.

 

۲۲

·    تشکیل شعور تاریخی روشنگرانه در اسپانیا با پژوهش قسما انتقادی و قسما تدافعی از گذشته ملی پیوند ناگسستنی داشته است.

 

۲۳

·    در جریان این چالش، اسپانیا به عنوان اولین کشور به پایه ریزی علمی ادبیات ملی خود نایل می آید که تحت تأثیر انتقاد فرانسوی از فرهنگ اسپانیا در نیمه دوم قرن (روشنگری فرانسه را از زمان مونتسکیو روحیه ضد اسپانیائی همراهی کرده است) به عمده کردن خودویژگی های تاریخ و فرهنگ اسپانیا و ستایش مبالغه آمیز از آن می پردازد.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

درنگی در جهان بینی و بینش پروفسور سید محمد مرندی (۳)

 Seyed Mohammad Marandi

پروفسور سید محمد مرندی  

 درنگی

از

شین میم شین

همانطور که ذکرش گذشت

جفری اپشتین

جزو و عضو طبقه اجتماعی موسوم به بورژوازی (طبقه سرمایه داران) بوده است.

جفری اپشتین

عضو و جزو بورژوازی امپریالیستی بوده است.

سؤال این است که  او عضو و جزو کدام قشر بورژوازی امپریالیستی بوده است؟

احدی در منابر و مناره ها  و رسانه های جهانی حتی اعتنا و اشاره ای بدان  نمی کند

اما

چرا و به چه دلیل؟
 
ما در تاریخ جامعه سرمایه داری با دو مرحله سرمایه داری و با دو بورژوازی آغازین و واپسین و معاصر سر و کار داشته ایم:
سرمایه داری مبتنی بر رقابت آزاد
و
بورژوازی مترقی آغازین
با فلاسفه ای از قبیل کانت و فیشته و هگل (معلم مارکس و انگلس) و فویرباخ
و
شخصیت های سیاسی و ادبیی از قبیل روبسپیر و شیللر وغیره.
از سویی
و
سرمایه داری انحصاری و انحصاری ـ دولتی (امپریالیسم)
با فلاسفه ای از قبیل شوپنهاور و نیچه و غیره

جفری اپشتین
از اعضای بورژوازی انحصاری ـ دولتی (امپریالیستی)  و جزو و عضو قشر مالی آن بوده است.
ضمنا
به جاکشی و فساد جنسی و جاسوسی و خردستیزی و خریت گستری و  اخلاق ستیزی و پرونده سازی و لاتی و لاشخوری و بشریت ستیزی در زمینه ویروس پروری و امحای جمعی و اقدامات «ابلیسی» مثلا تولید مثل زباله های ضد بشری از قبیل خود (جفت گیری با دهها دختر معصوم و تولید مثل و تکثیر امثال نحفه خویش)  پرداخته است.
 
به قول ولادیمیر لنین
بورژوازی مالی و بانکی
مهمترین و متنفذترین و قوی ترین و انگلترین قشر بورژوازی امپریالیستی است.

جفری اپشتین
را 
می توان یکی از نخبه های  طبقه بورژوازی انحصاری ـ دولتی (امپریالیستی) قلمداد کرد.
 
سیدعلی خامنه ای 
در یکی از مواعظ خویش، دلیل قطعی سقوط امپراطوری عثمانی (اسلامی) 
را
سقوط اخلاقی
قلمداد کرده است:
جوانان را به شراب خواری و جفتگیری سوق می دهند و فاتحه ای بر اندلس (اسپانیای) اسلامی می خوانند.
 
این بدان معنی است
که
بینش سید علی خامنه ای هم مورالیستی (مبتنی بر اخلاق گرایی) است
و
فرقی با بینش پروفسور سید محمد مرندی   ندارد.
 
ادامه دارد.
 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۲۸)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

  ۳

روشنگری اسپانیا
ادامه
 

۲۳

·    آثار علمای زیر در تشکیل طبیعتفلسفه  ضد متافیزیکی از اهمیت بزرگی برخوردار بوده اند:

 

۱

·    خوان بانتیستا برنی:

·    «فلسفه عقلی، طبیعی، متافیزیکی و اخلاقی» (۱۷۳۶ میلادی)

 

۲

·    مارتین مارتینس:

·    «فلسفه جامعه» (۱۷۳۰ میلادی)

 

۳

·    مشخصه روشنگری آغازین اسپانیا عبارت است از نقد راسیونالیستی ـ فلسفی کلیه عرصه های زندگی اجتماعی و تاریخ اسپانیا.

 

۴

·    فایجو مونته نگرو (۱۶۷۶ ـ ۱۷۶۴ میلادی) ، کشیش بندیکتی در روشنگری آغازین اسپانیا به مثابه سردمدار روشنگری نقش تعیین کننده ای به عهده داشته است.

 

۵

·    او در اثر ۹ جلدی خود تحت عنوان «تئاترجهانی ـ انتقادی» (۱۷۲۶ ـ ۱۷۴۱ میلادی) و در اثر ۵ جلدی اش تحت عنوان «نامه های آموزشی» (۱۷۴۲ ـ ۱۷۶۰ میلادی) به بررسی آموزه فونته نله می پردازد و پیشداوری های موجود در آن را نقد کرده و از بین می برد و نظریات عمومی کلیه طبقات و دوره های جامعه اسپانیا را مورد انتقاد درخشانی قرار می دهد.

 

۶

·    فایجو مونته نگرو در پرتو خرد و تجربه و شناخت به مبارزه علیه نظرات خرافی و سنتی عمومی می پردازد.

 

۷

·    او به لحاظ دامنه و نوع تحصیل و با توجه به سبک نگارشش مظهر روح کلاسیک روشنگرانه است، که پایگاه سنتی و تشکیلاتی رژیم ارتجاعی اسپانیا را از درون متلاشی می سازد و راه را برای اصلاحات فکری و جامعتی هموار می سازد.

 

۸

·    او عمدتا مدافع منافع طبقه متوسط بوده است.

 

۹

·    فایجو مونته نگرو در مبارزه علیه پیشداوری ها، قبل از همه، به انجماد (تحجر) فکری در اخلاق، عادات، طرز زندگی و طرز تفکر همه طبقات اسپانیا هجوم می برد.

 

۱۰

·    نظرات بیل، جان لاک، دکارت، گاسندی و نیوتون    درآثار او به مثابه انتقاد روشنگرانه نا منظمی به هم می پیوندند که مشخصه عمده شان عبارت است از پراتیک گرائی و پیشداوری گریزی

 

ادامه دارد.