۱۴۰۵ خرداد ۱۶, شنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲)

 Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

 

گنجینه زندگی چگونه کشف شد؟

ادامه

 

(اگر پسرک و یا پدرش و یا هر نبات و جانور

تشنه می شد، گودال حاوی آب را و یا کوزه حاوی آب را گنجینه می پنداشت.

اگر گرسنه می شد، نانپاره ای را گنجینه می پنداشت.

 گنجینه پنداری دخترک هم به همان سان برای رفع حوایج غریزی پسرک بوده است.

منشاء عشق به چیزی و کسی نیاز است و بس.

نیار غریزی و عاطفی و فیزیکی (جسمانی) و روحی و روانی غیره  است.

مترجم)

 

استاد اما راه دیگری به پسرک نشان داد.

به جست و جوی خود ادامه دادند و به معبدی قدیمی در قله کوه بلندی رسیدند.

 

جوانک در صومعه، تقویت فیزیکی (جسمی) خود را و لگام ردن بر هوای نفس خود را و فرم بخشیدن به روح خود را

 فراگرفت.

 

اکنون جوانک می دانست که گنجینه زندگی را پیدا کرده است.

 

اما پس از سالها فرو رفتن در اندرون خویشتن، استاد او را از معبد به بیرون برد و به رشته کوه های عظیم رسیدند.

 

می خواستند عمیقتر در اسرار کوهستان نفوذ کنند.

ابرهای تیره آسمان را فرا گرفته بودند و روز را به شب مبدل می کردند.

 

هفته های متمادی باران لاینقطع می بارید.

استاد

در اثنای رعد و برق و باران و تگرگ بانگ برداشت:

«پسرم، اکنون باید راه خود را به تنهایی طی کنی.

اما اگر مرا همراه خود نبینی، بازهم من با تو خواهم بود.

وقتی شبها بی خوابی می کشی، من بالای سرت خواهم بود.

وقتی در خوابی

من در  رؤیاهایت خواهم بودو

وقتی در خطر باشی، من به یازی ات خواهم شتافت.

وقتی تو به همنوعان محتاج به یاری ات مدد رسانده ای، من در شادی ات شریک خواهم بود.

وقتی نمی دانی که به چه راهی باید بروی، اگر چه مقصد نزدیک است، من همراه تو خواهم بود.

من خورشید لبخدت و اشک مصیبتت خواهم بود.

مصیبتی که تو به قوت مبدل خواهی ساخت.

اینها همگی همراه تو خواهند بود تا گنجینه زندگی را بیابی

و

وقتی به گنجینه زندگی دست یافتی، آن به تو در رساندنش به دست دیگران کمک خواهد کرد.»

 

ادامه دارد.

درنگی در ذهن و عکاسی (۲)

 کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا  
 
ما قبل از تجزیه و تحلیل مارکسیستی کتاب «ذهن و عکاسی» به تجزیه و تحلیل توضیحات مترجم و نویسنده راجع بدان خطر می کنیم:
 
۱
 معرفی کتاب ذهن و عکاسی

ذهن و عکاسی

مجموعه ای از ۱۰۰ روایت است که نویسنده در طی یک دوره ۲۵ ساله نوشته است. 

با ادغام علم عکاسی و مطالعه فلسفه، فرد یاد می گیرد چگونه از یک دوربین راهی برای ارتباط کامل تر با جهان پیدا کند.

حریف یانکی 
۲۵ سال زور زده است و این تحفه نطنز را سرهم بندی کرده است.
خوش به حال سکنه جمهوری اسلامی «ابر قدرت» به اصطلاح «عمیقا ضد امریکایی».
 
حریف یانکی
به ادغام علم عکاسی با مطالعه فلسفه  پرداخته است.
مگر عکاسی علم است؟
عکاسی حرفه و شغل است و حتی در هنر بودن عکاسی بحث است.
تفاوت علم با هنر و حرفه چیست؟
هنر
ابتدایی ترین فرم شعور است.
نیاکان ما چه بسا حتی قبل از کسب توان تکلم به انعکاس هنری محیط خویش می پرداختند.
دیواره های غارها هنوز هم حاوی نفاشی های نیاکان ما از جانوران و غیره است.
 
فرم هنری شعور
در روند توسعه و تکامل بشری (در روند کار و در اثر کار)  به شعور میتولوژیکی (اساطیری) تبدیل شده است.
یعنی
نفی دیالک تیکی شده است:
یعنی
  حذف و حفظ شده است.

به همین دلیل آثار اساطیری مملو از قصه و نقاشی و غیره اند.
 
 ۲
با ادغام علم عکاسی و مطالعه فلسفه، فرد یاد می گیرد چگونه از یک دوربین راهی برای ارتباط کامل تر با جهان پیدا کند.
 
حریف یانکی و مترجم ایرانی
به احتمال قوی 
نمی دانند که فلسفه چیست.
 
حتی نمی دانند که عکس چیست؟
عکاسی چیست؟
دوربین چیست؟
جامعه و جهان چیست؟
ما در روند تجزیه و تحلیل مارکسیستی این یاوه ها به این سؤالات جواب خواهیم داد.
 
ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۲)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

  

حقیقت و کثرت (پلورالیته)

ادامه

 

 

۱۹

هانا آرندت

از تلاش «حاکمیت توتالیتر (تمامیت خواه)» در جهت همرنگ سازی و همنظرسازی خلایق

نتیجه می گیرد که اصلا نمی تواند حقیقتی وجود داشته باشد.

 

۲۰

در این صورت اما دیگر نمی تواند نقدی بر فرم سیاسی مورد نظر (یعنی «حاکمیت توتالیتر (تمامیت خواه)») وجود داشته باشد.

 

(گاسمن در این جمله  به درستی از «حاکمیت توتالیتر (تمامیت خواه)» به مثابه «فرم سیاسی» سخن می گوید.

این بدان معنی است که «حاکمیت توتالیتر (تمامیت خواه)» کذایی دارای محتوایی و یا محتواهای مختلف و متفاوت و حتی متضادی است.

هم حکومت  پرولتری می تواند «توتالیتر و یا تمامیت خواه» باشد و هم حکومت بورژوازی و هم حکومت فئودالی و برده داری.

علاوه بر این، مفهوم «حاکمیت توتالیتر (تمامیت خواه)» دقیق و درست فرمول بندی نشده است.

یعنی نشانه بیسوادی فلسفی هانا آرندت و شرکاء است.

حاکمیت

اصولا و اساسا

چیزی زیربنایی است.

یعنی با مناسبات تولیدی در رابطه است.

منظور هانا نه حاکمیت، بلکه حکومت است.

حاکمیت همیشه نامرئی می ماند.

طبقه حاکمه را چه بسا حتی خود اعضای طبقه حاکمه نمی شناسند.

در خیلی از جوامع سوسیالیستی مثلا در لهستان

طبقه کارگر به براندازی حکومت و حاکمیت خود برخاست.

این حکومت و هیئت حاکمه است که مرئی است و تهدید و ترور و تلعین و تحسین و تشویق می شود.

ضمنا

طبقه حاکمه واحدی یعنی حاکمیت واحدی می تواند حکومت های مختلف و متفاوت و حتی متضادی داشته باشد.

مثال:

هم دار و دسته هیتلر نماینده سیاسی و هیئت حاکمه بورژوازی امپریالیستی بود و هم دار و دسته هلموت کل و ویلی براندت و مرکل و غیره.

مترجم)

 

۲۱

از دید وایس فلوگ، «منتقدینی از قماش  هانا آرندت، نمایندگان بشریت نیستند.

برای اینکه عرضه کننده اصولی که به صورت عقلی قابل آزمون و آزمایش باشند، نیستند.»

(وایس فلوگ، همانجا. ص ۱۰۰)

 

(نماینده بشریت؟

هانا آرندت نماینده بورژوازی امپریالیستی است.

مترجم)

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۱۵, جمعه

درنگی در جهان بینی و بینش پروفسور سید محمد مرندی (بخش اول)

 Seyed Mohammad Marandi

پروفسور سید محمد مرندی  

 درنگی

از

شین میم شین

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/02/blog-post_93.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17462

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17478

 

۳

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17525

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17526

 

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17531

 

۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17540

 

۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17568

 

۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17609

 

۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17636

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۲)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدابینی از خویشتن بین مخواه

معنی تحت اللفظی:

پبش شرط تعلق به طبقات حاکمه بی اعتنایی به خویشتن خویش است

و

پبش شرط خداپرستی، خودستیزی است.

 

بزرگی به ناموس و گفتار نیست

بلندی به دعوی و پندار نیست

معنی تحت اللفظی:

معیار و ملاک بزرگی

 نه ناموس (پاکدامنی) است و نه سخندانی

معیار و ملاک عظمت

هم

نه ادعا ست و نه تصور و پندار.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

به سبب نداشتن معیار عینی برای بزرگی و بلندی، روش تئولوژی منفی را اتخاذ می کند.

تئولوژی منفی نمی گوید، که خدا چیست، بلکه می گوید، که خدا چی نیست.

سعدی هم به همین سان، نمی گوید، که معیار عینی بزرگی و بلندی چیست، بلکه می گوید که معیار بزرگی، ناموس (نیکنامی) و گفتار (بلاغت کلام و غیره) نیست و معیار بلندی، دعوی (ادعا) و پندار (تصورات باطل) نیست.

سعدی با استفاده از مفاهیم فئودالی «بزرگی» و «بلندی»، دیالک تیک طبقه حاکمه و توده را به شکل دیالک تیک بزرگی و کوچکی و دیالک تیک بلندی و پستی بسط و تعمیم می دهد و به مثابه امری طبیعی و مقدر و لایتغیر، در ضمیر خواننده شعرش تزریق می کند.

انگار پستی و بلندی و بزرگی و کوچکی طبقاتی

 از همان آغاز پیدایش جامعه بشری وجود داشته است.

انگار نه انگار که بشریت دهها هزار سال در همبودهای بی طبقه و برابر زندگی کرده است.

سعدی ظاهرا، شرط بزرگی را در نام و بلاغت گفتار و شرط بلندی را در ادعا و پندار نمی بیند، اما سرتاپای نوشته هایش وقف ستایش از نامداران و خداوندان زر و زور است، از حاتم طائی تا سعد زنگی.

 افرادی که جز نام و زر و زور چیزی نداشته اند.

 

ادامه دارد.