۱۴۰۵ تیر ۶, شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۶۲)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین


ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

﴿وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴾
[ الأعراف: ۲۰۴]

چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، شايد مشمول رحمت خدا شويد.

اکنون کریم به اهمیت پیام تأکید می ورزد:

به قرآن (پیام کتبی الله) باید به دقت گوش داد و به محتوای آن باید اندیشید و در واقعیت بحشیدن به محتوای پیام (به جامه عمل پوشاندن به آن) باید کوشید.

حتی خاموش ماندن و به آیات الهی گوش دادن، ثواب دارد، چه رسد به عملی کردن محتوای آنها.

سؤال این است که مگر در زمان نزول این آیات، قرآن کتابت یافته بود و قرائت می شد؟

مگر ادعا نمی شود که قرآن در زمان حضرت عثمان تدوین و تحریر یافته است؟

منظور کریم احتمالا یاد داشت آیات منفرد و قرائت آنها در مجالس و مساجد بوده است.

ادامه دارد.

۱۴۰۵ تیر ۵, جمعه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۳)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

  

۱۰

·    مارکسیسم  که به انعکاس قانونمندی ها و الزامات عینی توسعه تاریخی می پردازد، به لحاظ تاریخ ایده ها، در تأسیس تئوری  خویش از تئوری های پیشرفته قرن ۱۸ .و ۱۹ شروع به کار کرده است.

 

۱۱

·    مارکس و انگلس در تأسیس مارکسیسم، ماتریالیسم فرانسه در قرن ۱۸، ماتریالیسم فویرباخ و دیالک تیک هگل را به مثابه بزرگترین دستاوردهای فلسفه بورژوایی کلاسیک آلمان  به خدمت گرفته اند.

 

ماتریالیسم فرانسه (ماتریالیسم قرن هجدهم)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3530

 

پایان

 

 فللسفه کلاسیک  بورژوایی  لمان

 

قسمت اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5132

 

قسمت دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5133

 

قسمت سوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5134

....

 

۱۲

·    مارکس و انگلس در تأسیس مارکسیسم، قبل از همه،  بر تئوری ارزش کار اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوایی انگلیس متکی بوده  اند که نمایندگان اصلی اش اسمیت و ریکلردو بوده اند.

 

۱۳

·    مارکس و انگلس در تأسیس مارکسیسم، در عرصه  تئوری های سوسیالیسم و مبارزه طبقاتی از نعمات فکری سوسیالیست های اوتوپیکی زیر  بهره بر گرفته اند:

 

الف

سن سیمون

 

ب

فوریه

 

پ

اوون.

 

۱۴

·    مارکس و انگلس ضمنا از آثار فکری کمونیست های اوتوپیکی زیر بهره برگرفته اند:

 

الف

کابت

 

ب

دزامی.

 

ادامه دارد.

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲۷)

      

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

            ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

 

 ۷

  آزادی‌های مدنی

آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

 آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه،

 آنها را سلب کند. 

هر چند دامنه این واژه در کشورهای مختلف، متفاوت است، اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن می‌باشد.

 دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.

 در تمایز بین آزادی‌های مدنی و سایر انواع آزادی، بین آزادی مثبت / حقوق مثبت و آزادی منفی / حقوق منفی تفاوت وجود دارد.

 
به تجزیه و تحلیل مارکسیستی این تعریف ویکی پیدیایی از آزادی های مدنی دامه می دهیم:

۱

حق امنیت

حق امنیت به مثابه یکی دیگر از آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

بدان معنی است که حق همه اعضای جامعه بدون استثناء برخورداری از نعمت امنیت است.

سؤال فقط این است که در جامعه طبقاتی که توده نان بخور و نمیر را از کام ددان بی رحم و بی شرم طبقه حاکمه بیرون می آورند، گوشت بی ارج و ارزش دم توپ در کلیه جوامع طبقاتی به ویژه بورژوازی امپریالیستی اند و قربانی بی دفاع آفات طبیعی از همه رنگ اند، چگونه می توانند از این حق برخوردار باشند؟

مثال:

هر ثانیه کارگری در اثنای کار جان می بازد.

محل کار بردگان و رعایا و پرولتاریا به قول سرشته به طنز برتولت برشت، کشتارگاه است.

هم توسط قوای طبیعی و هم توسط قوای طبقاتی ـ جامعتی.

هم به علل مادی و هم به علل فکری.

امنیت فقط در اثر جنگ های تحمیلی به خطر نمی افتد.

امنیت ضمنا به علل شرایط زندگی و شیوه کار و زندگی، به خطر می افتد.

امنیت در اثر قحطسالی، خشکسالی، اپیدمی، سیل و زلزله و طوفان و آتشفشان و بیسوادی  بی پناهی و بی سرپناهی و غیره هم به خطر می افتد.

  حق امنیت برای همه اعضای جامعه

 در بهترین حالت  انتزاعی است و نه مشخص.

عوامفریبانه است و نه واقع بینانه.

شعارگونه و سوبژکتیو است و نه عینی و علمی و عملی و مبتنی بر شعور و برنامه ریزی عملی.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۶۳)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

که را جامه پاک است و سیرت پلید

در دوزخش را نباید کلید

معنی تحت اللفظی:

کسی که لباسش پاک باشد و سیرتش بد، بی کمترین تردید جزو دوزخیان است.

 

سعدی در این بیت شعر، دیالک تیک فرم و ایکس را به شکل دیالک تیک جامه و سیرت توسعه و تعمیم می دهد.

 

سعدی در این بیت شعر، دیالک تیک فرم و محتوا را به شکل دیالک تیک جامه و سیرت توسعه و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن محتوا (سیرت) می داند :

کسی که علیرغم داشتن سیرت پلید، برای عوامفریبی لباس پارسا می پوشد، نه اهل بهشت، بلکه اهل دوزخ خواهد بود.

کسی که در حکایت قبلی بهشت و دوزخ رفتن انسانها را تنها و تنها به عهده خدا می گذاشت و می می گفت:

 

گر آن را بخواند، که نگذاردش؟

ور این را براند، که باز آردش؟

 

اکنون با خودسری تمام و بسته به موضوع باب (فصل) بوستان، بهشت و دوزخ تقسیم می کند.

 

سعدی برای تأکید بر نقش محتوا (سیرت) اغلب پا فراتر می گذارد و بطرز متافیزیکی فرم (جامه پاک) را دور می اندازد.

در حالی که داشتن جامه پاک، حتی ضمن داشتن سیرت پلید، امری مثبت و ستودنی است و اصولا نباید تا حد هیچ تنزل داده شود.

این طرز تفکر متافیزیکی هنوز هم در میان روشنفکران مدعی تفکر علمی رواج ریشه مندی دارد.

 

آنها گاهی فرم (جامه) را چنان مطلق می کنند که کوچکترین توجهی به باطن معطوف نمی شود (مثلا در عالم مد)

و گاهی محتوا (سیرت) را چنان عمده می کنند که فرم (جامه) تا حد هیچ تنزل می یابد و نادیده گرفته می شود.

 

هر دو مورد فوق الذکر، آنها را به منجلاب نگرش متافیزیکی و ضد دیالک تیکی پرتاب می کند و دروازه اشتباهات فجیع و جبران ناپذیر را به روی شان باز می کند.

  فرم (جامه) در دیالک تیک فرم و محتوا (جامه و سیرت) هیچکاره نیست و نقش غیرقابل انکاری به عهده دارد و نمی توان به سادگی کنارش گذاشت و محتوا (سیرت) را همه کاره تلقی کرد.

محتوا فقط و فقط در پیوند تنگاتنگ دیالک تیکی با فرم می تواند توسعه یابد.

جامه نظیف که سعدی فقیه به بهانه سیرت پلید هیچ می شمارد، در تئولوژی اسلامی یکی از شروط اصلی قبول نماز محسوب می شود.

 

ادامه دارد.