۱۴۰۵ مرداد ۲۹, پنجشنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۳۶)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

 

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

 

 کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش

 

۱

تواضع و فروتنی بهترین محافظ  بشر در مقابل نظرات باطل این و آنند.

 معنی تحت اللفظی:

پیش شرط عدم پذیرش نظرات باطل این و آن، تواضع و فروتنی است.

 

کنفوسیوس و طلابش در این جمله برای تمیز حق (حقیقت) از باطل معیاری اخلاقی عرضه می دارند:

به نظر حضرات

 تواضع و فروتنی محک مطمئنی برای تمیز حق از باطل است.

 

تمیز حق از باطل 

لیاقتی معرفتی ـ نظری (لیاقتی مبتنی بر تئوری شناخت) است و کمترین ربطی به اخلاق (اتیک، مورال) ندارد.

محک مطمئن برای تمیز حق از باطل، پراتیک است که یکی از مهمترین مفاهیم در تئوری شناخت و فلسفه مارکسیستی است:

برای کشف صحت و سقم هر نظر و هر ادعا باید آن را به محک پراتیک زد.

 

پراتیک

(تجربه، عمل، آزمون، آزمایش، کار)

سرسخت ترین، معتبرترین و عالی ترین محک و معیار کشف حقیقت احکام است.

این را حتی حافظ می دانست:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد.

 


پراتیک

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11454

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11410

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11421

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11424

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11433

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11442

 

۶

 http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11453

 

پایان

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۶۴)

Photo of Hannah in 1924 

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg 

بودو گاسمن

http://t0.gstatic.com/licensed-image?q=tbn:ANd9GcRfBk3--Q_yW6Kh4V6f8bdGktVYt0jPx99S66MZSxz-M-Esw-jENBDdLuGMdLbc6v9e

کارل مارکس

(۱۸۱۸ ـ ۱۸۸۳) 

 

وحشی سازی تفکر:

هانا آرندت راجع به کارل مارکس

 

قبل از ادامه دادن به ترجمه این نقد بودو گاسمن از هانا آرندت

 مفاهیمی را در این بخش زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار می دهیم:

 

۱

عوضی گرفتن تئوری مارکس با مارکسیسم شوروی

 

سؤال اولا این است که تئوری مارکس زیر حملات ایده ئولوژیکی علمای امپریالیسم قرار می گیرند و یا مارکسیسم؟

 

علمای امپریالیسم با مارکس به مثابه آکادمیسین مشکلی نداشته اند و ندارند و حتی حاضر می شوند، کرسی تدریس دانشگاهی در اختیار مارکس قرار دهند.

 

مشکل علمای امپریالیستی با مارکسیسم بوده و است که ایده ئولوژی علمی پرولتاریا، به مثابه گورکن سرمایه داری است.

 

سؤال ثانیا این است که منظور از مارکسیسم شوروی که الترناتیو تئوری مارکس قلمداد می شود؟

 

چرا اینجا سخن از تئوری مارکس است و نه سخن از مارکسیسم، ولی در اتحاد شوروی سخن از مارکسیسم است و نه از انحرافات و تصورات و تفسیرات مفید از تئوری های مارکس و از مارکسیسم ـ لنینیسم؟

 

خواننده این نقد بودو گاسمن عملا به این نتیجه می رسد

 که مارکسیسم نه علمی فلسفی و یا فلسفه ای علمی، بلکه پدیده ای جغرافیایی است:

مارکسیسم آلمانی، فرانسوی، شوروی، چینی، آلبانی و اینجایی و آنجایی.

 

بودو گاسمن همین بلا را بر سر دیگر مفاهیم مارکسیستی هم در می آورد:

تعین فرم اقتصادی به عوض فرماسیون افتصادی

کلکتیویسم بروکراتیکی به عوض مرحله گذار از جامعه نیمه فئودالی ـ نیمه سرمایه داری به سوسیالیسم و غیره

 

۲

  کشف مکانیسم های اقتصادی توسط مارکس

 

بودو گاسمن تنها خدمت کارل مارکس را کشف مکانیسم های اقتصادی می داند.

 

او بدین طریق ضمن هانا آرندت ستیزی ظاهری به تبدیل مارکسیسم به «اکونومیسم» مبادرت می ورزد:

مارکس (و انگلس) نه کاشف مکانیسم های اقتصادی، بلکه کاشف تز تعیین کننده معروف به «درک ماتریالیستی تاریخ»، سوبژکتیویته در تاریخ جامعه بشری، پرولتاریا به مثابه سوبژکت تاریخ در دوران سرمایه داری و اثبات علمی مفاهیم فلسفی و اقتصادی و غیره از قبیل استثمار در جامعه سرمایه داری (استثماری که گاسمن به دول سوسیالیستی هم نسبت می دهد)، تئوری ارزش، اضافه ارزش و غیره و غیره است.

 

جا زدن مارکسیسم به مثابه «اکونومیسم» کسب کار هر ننه مرده ای است.

خلایق خر خیال می کنند که منظور از زیربنای اقتصادی، اقتصاد است.

به همین دلیل برای اثبات بطلان مارکسیسم شعار می دهند که «اقتصاد مال خر است.»

 

زیربنای اقتصادی نه مفهومی اقتصادی، بلکه مفهومی فلسفی است.

دیگر مفاهیم مارکسیستی هم به همین سان:

فرماسیون اقتصادی هم نه مفهومی از مفاهیم علم اقتصاد، بلکه مفهومی فلسفی (ماتریالیستی ـ تاریخی) است.

سرمایه داری هم به همین سان.

نه مفهومی اقتصادی بلکه مفهومی فلسفی (ماتریالیستی ـ تاریخی) است و تعریف دیگری دارد.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ مرداد ۲۸, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوارزیانیسم (۳)


 پروفسور دکتر هایناس پپرله
(۱۹۳۱ ـ ۲۰۲۳)

مورخ فلسفه

Heinz Pepperle

 

برگردان

 شین میم شین

 

 

۱۱

·    مردم قدرت را فقط برای انتقال، یعنی به طور موقت، در اختیار می گیرند، یعنی «وسیله انتقال قدرتند».

 

(نقش توده از دید سوارز، دست به دست دادن است و نه در دست گرفتن.

توده شبیه کاتالیزاتور (کاتالیزور) است:

انتقال قدرت (واکنش شیمیایی) را امکان پذیر می سازد و خودش همان می ماند که بوده است.

مترجم)

 

۱۲

·    سوارز از چنین تئوری قراردادی دو نتیجه کلی می گیرد که نشاندهنده آماج واقعی آموزه او هستند:

 

الف

نتیجه اول:

 

۱

·    فقط خود حکومت دولتی (به واسطه حقوق طبیعی) منشاء الهی دارد، ولی حکام حق ندارند ادعا کنند که قدرت خود را بلاواسطه از خدا در اختیار گرفته اند.

 

۲

·    اینکه چه کسی باید به حکومت برسد و فرم حکومت (دموکراسی، اریستوکراسی و سلطنت) به وسیله قرارداد تعیین می شوند.

 

۳

·    این امر به مسئله هدفمندی سیاسی مربوط می شود.

 

ب

نتیجه دوم:

 

۱

·    دولت همیشه موظف به انجام وظیفه ای است که حقوق طبیعی ایجاب می کند.

 

۲

·    اگر حکام قادر به انجام این وظیفه نباشند، مردم (البته منظور سوارز از مردم فقط کاست های ممتاز است) حق دارند، وکالتی را که در اختیار حکام قرار داده اند، پس بگیرند و یا در صورت لزوم از میان بردارند.

 

(منظور از کاست های ممتاز، طبقه حاکمه است.

طبقه حاکمه اما نه وسیله انتقال قدرت، بلکه تسخیر کننده قدرت است و حکومت ویا دولت، نماینده و مأمور طبقه حاکمه است.

 انتقال قدرت در اثر سلب حاکمیت و قدرت از طبقه حاکمه کهنه و تسخیر و تصاحب حاکمیت و قدرت توسط ظبقه حاکمه جدید صورت می گیرد.

دولت و حکومت هم ماهیت طبقاتی دارد.

مترجم)

 

ادامه دارد.