۱۴۰۵ خرداد ۴, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۴۳)


 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

 همانطور که ذکرش گذشت،

دیوان سعدی و حافظ از شدت و حدت خودستائی آندو بارها منفجر شده است:

 

حافظ

گویند ذکر خیرش، در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن بر آید.

معنی تحت اللفظی:

هر وقت در انجمن عشقباران نام حافظ بر زبان می آید، ذکر خیرش گفته می شود.

 

سعدی

تو که در بند خویشتن باشی

عشقبازی دروغزن باشی

معنی تحت اللفظی:

عشقبازی که در بند خویشتن باشد، قلابی است و نه اصیل.

 

پیش شرط عشقبازی اصیل و بی غل و غش

نیهلیسم است.

از خود گذشتگی است.

خودستیزی است.

بند تنبانگرایی مطلق است.

 

سعدی

به کوی لاله رخان، هر که عشقباز آید

امید نیست که هرگز به عقل باز آید.

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط عشقبازی در کوی ماهرویان پشت پا زدن به عقل اندیشنده (خردستیزی) است.

 

عشقبازی در قاموس سعدی به شرطی اصیل و بی غل و غش خواهد بود که مبتنی بر خریت و خردستیزی باشد.

اگر محتوای این دو بیت شعر سعدی را در مد نظر قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که پیش شرط عشقبازی خود ستیزی توأم با خردستیزی است.

 

ادامه دارد.


هگل برای نوآموزان (۴)

1831 پرتره اثر یاکوب شلزینگر،1831 

گئورگ ویلهلم فردریش هگل 

(۱۷۷۰ ـ ۱۸۳۱)

 

برگردان

شین میم شین

 

۲۷

تسلی خاطر کوچکی برای خواننده آثار هگل که دچار مشکل شده است، این است که او دیر یا زود به سبک نگارش پر پیچ  و خم هگل عادت می کند.

 

۲۸

شاید توضیحات ما کمکی هر چند ناچیز به او باشد.

 

۲۹

آنچه که در متون هگل تبیین می یابد، روی هم رفته سهل الفهم است.

 

۳۰

رفتار ما مبتنی بر «پذیرا بودن مان» است.

یعنی

دانش ما در وهله اول بدون پیش ـ شناخت، کارکرد می یابد.

بدون دادن زحمت به خویش.

 

۳۱

این بیواسطه ترین فرم رابطه بین من (سوبژکت شناخت) و موضوع (اوبژکت) شناخت است.

موضوع شناختی که من به واسطه حواس خود دریافت می کنم، درمی یابم.

دریافتنی که پیش شرطش نه تئوری معینی و یا بازتاب زحمت باری است.

 

  ۳۲

اما برای خواننده ای که از متافیزیک معمول و دیگر طرح های فلسفی اندکی خبر دارد، سوء تفاهم برانگیز خواهد بود:

آنجه که مربوط به حواس »است« و وجود برای قلاسقه دیگر آماج نهایی تفکرشان است، وجودی که خواننده قصد کشف آن را دارد، در آثار هگل آغازین است و نه آخرین.

 

۳۳

چیزی که »است«، در تفکر هگل، نه عالی ترین، بلکه کمترین (نازل ترین) چیزی است که از شیئی و یا موضوعی می توان دید.

 

۳۴

موضوع و یا شیئ، بی تردید واقعیت (رئالیته) است.

اگر واقعیت نبود، نمی توانست دریافت (اتخاذ) شود.

(موضوعیت کسب کند.)

 

(تفاوت و تضاد هگل مثلا با معلمش کانت در این است که جهان بینی هگل، ایدئالیستی ـ عینی (اوبژکتیو) است.

یعنی هگل به وجود عینی چیزهای هستی باور دارد.

وجه مشترک جهان بینانه هگل با افلاطون و روحانیت هم همین جا ست.

در حالیکه جهان بینی کانت ایدئآلیستی ـ ذهنی (سوبژکتیو) است.

مثل حهان بینی اسقف برکلی است که منکر واقعیت و عینیت چیزها، حتی خورشید است.

مترجم)

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) رئالیسم (واقع گرایی) (۷)

https://www.hyperkommunikation.ch/image_p/buhr.png

Buhr, Manfred 

(1927-2008)

پروفسور دکتر مانفرد بور

(۱۹۲۷ ـ ۲۰۰۸)

برگردان

 شین میم شین

 رئالیسم به لحاظ ایده تاریخ  (تاریخ ایده ها) 

 

رئالیسم به مثابه آموزه معرفتی ـ نظری

 (نعلیمات مربوط به تئوری شناخت)

 

 ۱

·    رئالیسم عنوانی است برای آموزه های (تعالیم) معرفتی ـ نظری که وجود عینی ـ واقعی جهان خارج را قبول دارند، بی آنکه تعریف دقیقی از آن ارائه دهند.

 

۲

·    «رئالیسم» نامیدن این آموزه های معرفتی ـ نظری آدمی را دچار ابهام و سردرگمی می کند و موجب گمراهی مفهومی می شود.

 

۳

·    زیرا این مفهوم فرضی راجع به طبیعت جهان خارج عینی ـ واقعی مطلبی ادا نمی کند:

·    جهان خارج می تواند مادی و یا روحی تصور شود، مخلوق خدا پنداشته شود و یا نشود.

 

۴

·    به عبارت دیگرعنوان «رئالیسم» ـ به این معنا ـ فاقد پاسخ صریحی به مسئله اساسی فلسفه است.

 

·    مراجعه کنید به مسئله اساسی فلسفه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

  

مسئله اساسی فلسفه

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2967

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2968

 

پایان

 

۵

·    «رئالیسم» ـ به این معنا ـ در تاریخ فلسفه نیز برای نامیدن آموزه های معرفتی ـ نظری ـ قاعدتا ـ تنها از سوی متفکرانی مورد استفاده قرار گرفته که ناپیگیر و سردرگم بوده اند و هنوز در باره مسائل اساسی، موضع روشنی نداشته اند و موضعی اکلکتیکی (التقاطی) در میان ماتریالیسم و ایدئالیسم داشته اند.

 

۶

·    اگر ایدئالیسم عینی «رئالیسم» را به کار ببرد (و به ندرت به کار می برد و تنها نئوتومیسم آن را پیگیرانه به کار می برد) به قصد مرزبندی خود با ایدئالیسم ذهنی است.

 

۷

ادوارد فون هارتمن

 (۱۸۴۲ ـ ۱۹۰۶)

فیلسوف آلمانی

 

·    اگر ایدئالیسم ذهنی «رئالیسم» را به کار ببرد، به نیت مرزبندی با سولیپسیسم است.

 

۸

·    به قصد نجات خویش از نتایج سولیپسیستی نهائی ایدئالیسم ذهنی است.

 

۹

·    آنسان که در مورد فون هارتمن، کولپه، بشر و متفکران دارای سمتگیری های نئوکانتیانیستی و یا پوزیتیویستی در فلسفه بورژوائی واپسین مشاهده می شود.

 

۱۰

·    آنها آموزه خود را، اغلب، «رئالیسم انتقادی» می نامند.

 

·    مراجعه کنید به سولیپسیسم، ایدئالیسم، نئوکانتیانیسم، پوزیتیویسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

 

ایدئالیسم

 

https://hadgarie.blogspot.com/2020/07/blog-post_6.html

 

 

نئوکانتیانیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4474

 

 

پوزیتیویسم

 

قسمت اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5329

 

قسمت دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5330

 

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5328

 

https://hadgarie.blogspot.com/2020/04/blog-post_14.html

 

ادامه دارد.