۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

خودآموز خوداندیشی (بخش صد و چهل و پنجم)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت ششم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۶ ـ ۸۷)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

۱۴۵۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17751

 

۱۴۵۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17763

 

۱۴۵۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17769

 

۱۴۵۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17770

 

۱۴۵۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17779

 

۱۴۵۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17784

 

۱۴۵۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17789

 

۱۴۵۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17794

 

۱۴۵۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17815

 

۱۴۶۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17827

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ژ) ژنتیک (ژنه تیک) (۲)


پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

پروفسور دکترکامیلا وارنکه

برگردان

 شین میم شین

 

 

۱۰

·    ادعای مبتنی بر تغییر ناپذیری ژن ها که مقبول افتاده بود، با کشف زیر بی اعتبار گشت:

·    با این کشف که اثرگذاری های فیزیکی معینی بر کروموزوم ها مثلا اشعه رونتگن و سم های سلولی معین مثلا کولچیسین به تغییرات توارثی جهشی (موتاسیون های) نظام کروموزومی و نظام ژنی منجر می شوند.

·    (ده وریس، مولر و غیره)

 

۱۱

·    خودپویی، تصادفیت (تصادفی بودن)، قابل پیش بینی استاتیکی (ضد دینامیکی، ضد پویایی) بودن و بی سمت و سویی  موتاسیون ها و صورت گرفتن آنها، چه بسا با خواص درجه دوم به لحاظ حیاتی بی اهمیت آنها به تقویت آنتی اوولوسیونیسم این مکتب منجر شد.

 

۱۲

·    برای اینکه به هیچ وجه نمی توان بنا بر قانون تئوری احتمالات به توضح پیدایش انواع به مدد برخورد تصادفی تعداد بیشماری از موتاسیون های تصادفی خواص مجزا نایل آمد.

 

۱۳

·     نارسایی این تلاش توضیحی مکانیسیستی توارث، یعنی تقلیل و تنزل قوانین بیولوژیکی به درجه قوانین فیزیکی و فیزیکی ـ کوانتومی، به ناچار حامی تصورات مذهبی ـ ایدئالیستی و تله ئولوژیکی (هدفخوانی) تشکیل انواع با اصل متعالی، مثلا خدا ست.

 

·     مراجعه کنید به تله ئولوژی

 

تله ئولوژی

(هدفگزاری، تعیین هدف)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13435

 

۱۴

·    پدیده توارث پلاسماتیکی که توسط ژنتیک مدت های مدیدی به عنوان استثناء تلقی می شد، شناخت به طرز آزمایشی کسب شده، که خود سیتوپلاسما (پلاسمای سلولی به کل محتوای سلول زنده اطلاق می شود که توسط ممبران سلولی احاطه شده است) در اثر محیط به کرات مؤثر و به طرز افراطی متغیر، خود تنظیمگری بیوشیمایی اش را، یعنی جذب و دفع تیپیک را با شرایط جدید سازگار می سازد و این رفتار به نسل بعدی منتقل می کند، احتمالا از طریق تغییر شیمیسم (خواص شیمیایی، جریانات شیمیایی، ساختار شیمیایی) هسته سلولی، تجدید نظر بنیادی در مفهوم ژن را الزامی ساخته است.

 

۱۵

·    ژن، امروزه به نظر اکثریت قریب به اتفاق بیولوگ ها (زیست شناسان)، دیگر نه به مثابه یک واحد مورفولوژیکی ـ آناتومیکی، نه به مثابه چیزی مجزا (ایزوله گشته)، بلکه بر عکس، به مثابه  گرهگاه حدوث سلولی بیوشیمیایی تلقی می شود که به واسطه جذب و دفع تعریف و تعیین می گردد،

که خواص توارثی را تعیین می کند.

·    که در اماکن ژنی، فراورده های ژنی را آزاد می کند

·     که آنزیم های لازم برای پروتئین سازی را تشکیل می دهند

·    که در پلاسمای سلولی انبار می شوند.

·    که در اماکن ژنی، آنزیم های فوق الذکر را از کار می اندازد ویا فعال می سازد.

·    که روابط متقابل  موجود را از هم می گسلد و یا از نو گره می زند.

 

۱۶

·    نتایج ویروس پژوهی، تنویر ساختار دی ان آ (اسید دس اوکسی نوکلئین) و کاربست اطلاعتئوری منجر به رسیدن به این نظر شده اند که حاملین سانترال اطلاعات توارثی دی ان آ (اسیدهای دس اوکسی نوکلئین) هستند.

 

۱۷

·    مولکول های این حاملین سانترال اطلاعات توارثی از زنجیرهای طویل تشکیل می یابند که در آنها می توانند ۴ باز (ضد اسید) ارگانیکی قرار گیرند.

 

۱۸

·    این بازهای چهارگانه تا حد معینی علامتی از آنسامبلی از علائم اند که به کمک آنها اطلاعات توارثی می توانند کدگذاری شوند.

  ۱۹

 

ساختمان مولکول دی‌ان‌ای

دئوکسی‌ریبونوکلئیک اسید  

( Deoxyribonucleic acid)

·     دلیل مناسب بودن بالاخص دی ان آ به مثابه حامل اطلاعات، این است که آن خنثی (واکنش گریز) است و نسبتا مستحکم است.

 

۲۰

·    مولکول های دی ان آ فقط حاوی اطلاعاتی نیستند که به کمک شان، اندام به تشکیل ساختار پروتئین های خود می پردازد.

 

۲۱

·    مولکول های دی ان آ، ضمنا حاوی اطلاعاتی راجع به کاراندازی مولکول ها برای ساختار کلی سیستم اند.

 

۲۲

·    دی ان آ، شالوده ای برای بازتولید توارثی اندام ها هستند.

 

۲۳

·    تحت تأثیر محیط زیست در مولکول های دی ان آ، تغییرات معینی (موتاسیون هایی) صورت می گیرند.

·    تغییراتی که سبب می شوند تا اطلاع توارثی در انتقال از نسل مادر به نسل دختر تغیر (تبدل) یابد.

 

۲۴

·    افرادی در اثر موتاسیون تغیر یافته اند:

·     کسانی شانس حیاتی بیشتری دارند که با محیط زیست بهتر دمساز گشته اند.

·    این بدان معنی است که موتاسیون های مفید برای فرد نسبت به موتاسیون های مضر برای او، پیشبرد کسب می کنند.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۲۲)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

  «متد مبتنی بر بهره گیری از روایات (ناراتیوهای)» هانا آرندت و «سنت شکنی» او

ادامه

 

۲۰


ویلهلم دیلتی

(۱۸۳۳ ـ ۱۹۱۱)

فیلسوف، روانشناس، پداگوگ آلمانی

از فلاسفه متعلق به فلسفه حیات (اگزیستانسیالیسم آلمانی) 

او پدیده را نه بر مبنای قانونمندی های طبیعی، بلکه بر مبنای خودقانونمندی عالم روحی و روانی انسانی توضیح می داد.

او جزو مؤسسین علوم روحی محسوب می شود.

او ضمنا مؤسس متد هرمه نویتیک و روان شناسی فهمنده است.

او این متد را در آموزه جهان بینی به کار می بندد.

مؤلف آثار بیشمار

 

هانا آرندت با این اظهاراتش به ویلهلم دیلتی می پیوندد که کلیه تعینات عقلی را هیستوریزه کرده است (تاریخیت بخشیده است.)

برای اینکه آنها برای جامعه بورژوایی دیگر معنایی ندارند.

 

۲۱


مارتین هایدگر

(۱۸۸۹ ـ ۱۹۷۶)

فیلسوف آلمانی

 در

 سنت فنومنولوژی هاسرل، فلسفه حیات ویلهلم دیلتی، اگزیستانسیالیسم کیرکگارد

منتقد فلسفه غرب

نماینده توسعه درک جدیدی از انسان و جهان

از ایدئولوگ های سینه چاک فاشیسم آلمان

 

سنت شکنی هانا آرندت هم یکی از تعینات متد فنومنولوژیکی ادموند هاسرل است و با افکار مارتین هایدگر مطابقت و همخوانی دارد که به نظرش تاریخ متافیزیک گویا از زمان فلاسفه ماقبل سقراطی به مثابه روی برتافتن از وجود، خطا از کار در آمده است.

 

۲۲

اگر این ادعا در آثار هایدگر هر چند به غلط اثبات شده است، در آثار هانا آرندت ادعای صرف بوده است.

 

۲۳


کارل یاسپرس  

(۱۸۸۳ ـ ۱۹۶۹)

روانکاو و فیلسوف آلمانی

نماینده فلسفه حیات

 که

 با

اگزیستانسیالیسم سارتر

تفاوت های جدی داشت.

موضوعات آثار فلسفی او:

 فلسفه مذهب و فلسفه روشنفکرانه

 

هانا آرندت با اندیشه سنت شکنی هم از معلم دانشگاهی اش کارل یاسپرس پیروی می کند.

 

(کارل یاسپرس هم از طرفداران فاشیسم در آلمان حتی پس از شکستش بوده است.

اگرچه همسرش یهودی بوده است.

هیتلر هم به این دلیل قتل همسر یهودی اش  را مصلحت ندانسته است.

مترجم)

 

۲۴

در قاموس یاسپرس، به قول یان اسمان، «این اندیشیدن و شناختن (تفکر و شناخت) در فلسفه و فقه با اندیشیدن و شناختن (تفکر و شناخت) علمی تفاوت بنیادی دارد.»

 

۲۵

 

مرزبندی ئی از این دست (میان فلسفه و فقه و علوم) می تواند در مقابل ساینتیسم (علمگرایی) که علم را به دسته بندی حقایق امور و محاسبه احتمالات تقلیل می بخشد، درست باشد.

 

۲۶

این جداسازی فلسفه و فقه و علوم اما در مقابل فلسفه علمی در سنت قبل از همه  دکارت تا هگل، چیزی جز سقوط به میتولوژی (علم الاساطیر) نیست که فلسفه یاسپرس به مردان بزرگ (ابرمردان) می پردازد.

 

۲۷

پیامد بیواسطه این سنت شکنی هانا آرندت، آنجا که او به تاریخ فلسفه نسبت می دهد،  به معنی تعریف دلبخواهی ایده های این تاریخ است.

 

ادامه دارد.