۱۴۰۴ بهمن ۲۶, یکشنبه

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۰)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
 
محمد ناطقی
اخلاق: 
نظام هنجاری مبتنی بر کرامت انسان، مسئولیت متقابل و پاسخ‌گویی؛
 نه فرمانِ مصون از پرسش.
 
معنی تحت اللفظی:
اخلاق به نظم هنجاری مبتنی بر کرامت انسانی و احساس مسئولیت متقابل و پاسخگویی متقابل اطلاق می شود.
 
این تعریف و در حقیقت، تحریف محمد ناطقی از اتیک و یا اخلاق است.
اتیک و یا اخلاق یک مفهوم فقهی و فلسفی است.
اخلاق در قاموس محمد ناطقی و فرهنگ واژه های او
به فقدان مطلق صداقت در رفتار میان ـ انسانی  اطلاق می شود.
به رفتار مبتنی بر تظاهرات و تعارفات  و احترامات بی محتوا و توخالی.
به رفتار مبتنی بر تزویر و تقیه و تظاهر و تئاتر و ادا و اطوار مبتنی بر ریا.
بدین طریق و با این تعریف (تحریف) و ترفند
اخلاق به چیز تغییرناپذیر و ثابت  و منجمد و همیشه همان تقلیل می یابد.
به چیزی توخالی و بی محتوا و فرمالیته.

اما از این خبرها نیست.

 

اتیک

(اخلاق)

https://hadgarie.blogspot.com/2020/12/blog-post_981.html
 
 
اخلاق و یا اتیک
مثل دولت، مذهب، قضاوت، هنر و غیره
یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی  هر جامعه  است.
روبنایی که تابع زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) است.
با تحول زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) هر جامعه،
همه چیزهای روبنایی ـ ایده ئولوژیکی
( دولت، مذهب، قضاوت، هنر و غیره و اخلاق حاکم)
دستخوش تغییر و تحول می گردند.
در صورت سرسختی  عناصر روبنایی ـ ایده ئولوژیکی معینی، این روند تغییر و تحول
کند و تدریجی می گردد.
ولی علیرغم آن به سطح چیزهای توخالی و پوسته واره تنزل می یابد.
یعنی
زیربنای اقتصادی جدید مهر خود را بر پیشانی عناصر روبنایی ـ ایده ئولوژیکی می کوبد و فاتحه ای بلند بالا بر عناصر کهنه و ارتجاعی و پوسیده می خواند.
از اتیک و اخلاق کهنه، فقط چیزهایی حفظ می شوند و توسعه و تکامل می یابند که مثبت و مترقی و حیاتمند باشند. 
 
مثال:
اخلاق نظامات برده داری و فئودالی کجا و اخلاق نظام سرمایه داری مبتنی بر رقابت آزاد  کجا و نیهلیسم اخلاقی  (فساد اخلاقی) نظام سرمایه داری انحصاری ـ دولتی (امپریالیستی) کجا و اخلاق نظام سوسیالیستی کجا؟

ادامه دارد.

۱۴۰۴ بهمن ۲۵, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۸)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 

ت

آدام فرگوسون

 

آدام فرگوسون

 (۱۷۲۳ ـ ۱۸۱۶)

مورخ اسکاتلندی

از اخلاقیون اجتماعی روشنگری

از مؤسسین جامعه شناسی

کاشف تفاوت های طبقاتی در جامعه سرمایه داری

آثار:

مقاله ای در بررسی تاریخ جامعه بورژوائی

انستیتوی فلسفه اخلاق

اصول اخلاق و دانش سیاسی

  

·    نمایندگان اصلی ماتریالیسم انگلیس که بر بنیان تئوری شناخت سنسوئالیستی جان لاک آغاز به کار کردند، به شرح زیر بوده اند :

 

الف

جان تولاند

جان تولاند

 (۱۶۷۰ ـ ۱۷۲۲)  

آزاداندیش ایرلندی روشنگری

 

تغییر مذهب از کاتولیسیسم به پروتستانتیسم

تحصیلکرده فلسفه و فقه (تئولوژی)

از پیروان جان لاک

مؤلف «نامه های سرنا» (۱۷۰۴) 

کتابش تحت عنوان «مسیحیت غیر اسرارآمیز»

 در سال ۱۶۷۹ در دابلین علنا سوزانده شد

از طرفداران پانته ئیسم

(همه چیز خدایی)

 

ب

·    دیوید هارتلی (پزشک) (۱۷۰۵ ـ ۱۷۸۷)

 

پ

·    یوزف پریستلی (۱۷۳۳ ـ ۱۸۰۸)  

 

۱

·    آثار پریستلی در انگلستان مشاجره درازمدتی بر سر ماتریالیسم به راه انداختند.

 

۲

·    نامه های تولاند به سره نا (۱۷۰۴میلادی) در فرانسه در سال ۱۷۶۸ میلادی از سوی هولباخ منتشر شدند.

 

۳

·    در آلمان هردر اولین کسی بود که ارزش آثار تولاند را به طور عینی مورد تمجید قرار داد.

 

۴

·    سنن مترقی روشنگری انگلیس را «آزاد اندیشان» و دئیست ها، آنتونی کولینز (۱۶۷۶ ـ ۱۷۲۹)، ماتیو تیندال (۱۶۵۶ ـ ۱۷۳۳)، توماس شوب (۱۶۷۹ ـ ۱۷۴۷)، لرد بولینگبروکه (۱۶۷۸ ـ ۱۷۵۱)، ویلیام کووارد (۱۶۵۶ ـ ۱۷۲۵)، هنری دودوه ل (۱۳۴۱ ـ ۱۷۱۱)، آندره باکستر (۱۶۸۶ ـ ۱۷۵۰) نیز ادامه دادند.

 

۵

·    «همانطور که هوبس پیشداوری های ته ئیستی ماتریالیسم بیکن را نابود کرد، به همان سان نیز کولینز، دودوه ل، کووراد، هارتلی، پریستلی و امثالهم آخرین محدودیت ها و عیوب تئولوژیکی سنسوئالیسم جان لاک را از بین بردند.

 

۶

·    دئیسم برای ماتریالیست ها چیزی بیش از وسیله ای برای خلاص کردن بی دردسر و مسامحه کارانه خویش از شر مذهب نبوده است.»

·(مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۲، ص ۳۰۳)

 

ادامه دارد.



۱۴۰۴ بهمن ۲۴, جمعه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۵۴)

     

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

اگر برنامه ای برای یکسال است

برنج بکار

اگر برنامه ای برای ده سال است

درخت بکار

اگر برنامه ای برای صد سال است

کودکان را تعلیم بده

 

۱

اگر برنامه ای برای یکسال است

برنج بکار


این اندرز بند تنبانی کنفوسیوس را قبلا تحلیل کرده ایم که بیشتر به درد دهاتیان می خورد. 

اولا

فقط  کشت برنج مبتنی بر برنامه یکساله نیست.

کشت گندم و جو و غلات دیگر هم مشمول آن می شود.

ثانیا 

کشت غلات بسته به شرایط آب و هوایی حتمالا نباید مبتنی بر برنامه یکساله باشد.

ضمنا می تواند مبتنی بر برنامه نیمساله و ربعساله باشد.


۲

اگر برنامه ای برای ده سال است

درخت بکار

کشت درخت 

هم بسته به نوع درخت و هم بسته به علمیت باغبانی  و هم بسته شرایط آب و هوایی است.

ای بسا   درختان که عمر دو و یا سه ساله و یا هزارساله دارند.

 

۳

اگر برنامه ای برای صد سال است

کودکان را تعلیم بده

اولا

تربیت کودکان (نسل جدید) 

بر خلاف تصور و توهم کنفوسیوس، نه کار این و آن، بلکه طبقات حاکمه است.

مربی حقیقی هر کس نه حتی مادر و پدرش، بلکه چه بسا همان مربی جد اندر جد او، یعنی طبقات حاکمه اند.

ثانیا

تربیت نسل جدید

نسبی است و نه مطلق.

فرزند هر کس فقط تداوم بخشنده و توسعه دهنده استیل (سبک) زیست او نیست.

ضمنا نافی استیل (سبک) زیست او (نافی دیالک تیکی) او ست.

استیل (سبک) زیست مادر و پدر مارکس و انگلس و برشت و کسرایی و هزاران تن دیگر، کجا و استیل (سبک) زیست خود آنها کجا؟


ادامه دارد.