۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

درنگی در بینش و جهان بینی پروفسور جیانگ سنه کین (۳)

 

  جیانگ سنه گین (Jiang Xueqin)

 (۱۹۷۶)

معروف به پروفسور جیانگ 

کانادایی ـ چینی

نویسنده و مدرس در پکن (چین)

درنگی

از

شین میم شین

 

بیوگرافی جیانگ

ادامه

جیانگ

مورد محاکمه قرار نگرفت، بلکه در ۵ ماه ژوئن از چین تبعید شد.

جیانگ

در فاصله زمانی ۲۰۰۸ ـ  ۲۰۱۰ در دبیرستان های مهم چین تدریس کرده است.

در فاصله زمانی ۲۰۱۰ ـ ۲۰۱۲ رئیس برنامه ریزی در دانشگاه پکن و در سال ۲۰۱۴ در دبیرستان دانشگاه تسینگوا بوده است.

از سال ۲۰۲۲ تا کنون به تدرس فلسفه و تاریخ در آکادمی پکن مشغول است.

 

مقالات جیانگ 

 به دریافت جوایز زیر نایل آمده اند: 

نیویورک تایمز

جوانان چینوال استریت ژورنال

رویدادنامه تحصیلات عالی

ادامه دارد.

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۵۹)

     

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

اغلب مردم گله‌وار گرد هم می‌نشینند، بی‌آنکه درباره‌ی اوضاع عمومی و تکالیف اجتماعی خود کلمه‌ای به زبان آرند، بلکه تنها از گفتن و شنیدن گفتارهای هزل و یاوه خوشحال و شاد می‌شوند و می‌خندند.

 به راستی این مردم را به راه راست آوردن، بسیار دشوار است.

کنفوسیوس

در این ادعای خود به تحقیر توده می پردازد.

بسان لاشخوری به نام نیچه توده را گله گوسفند تصور و تصویر می کند.

یعنی

دیالک تیک نخبه و توده  

را 

در سنت انواع و اقسام محتلف  ارتجاع وارونه می کند.

دیالک تیک نخبه و توده   

یکی از فرم های بسط و تعمیم دیالک تیک جزء و کل (یکی از دیالک تیک های ماتریالیسم دیالک تیکی) پ یکی از فرمهای بسط و تعمیم دیالک تیک فرد و جامعه (یکی از دیالک تیک های ماتریالیسم تاریخی) است که نقش تعیین کننده در آن، از آن کل است.

دلیل کنفوسیوس این است که  توده توان تفکر فلسفی ندارد.

(اغلب مردم گله‌وار گرد هم می‌نشینند، بی‌آنکه درباره‌ی اوضاع عمومی و تکالیف اجتماعی خود کلمه‌ای به زبان آرند)

توده که سهل است، حتی علما و فضلا و فقها و شعرا و غیره

بی بهره از تفکر فلسفی (کل اندیشی) اند.

توده اما بر خلاف تصور کنفوسیوس، دارای شم توده ای است و بهتر از مدعیان رنگارنگ قادر به کشف حقیقت است.

ادامه دارد.  

خود آموز خود اندیشی (۱۳۸۶)

  
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

 

مبین تابش و مجلس افروزی ام

تپش بین و سیلاب دلسوزی ام

معنی تحت اللفظی:

فقط نورافشانی و مجلس آرایی مرا نبین.

ضمنا تپش و سیلاب مبتنی بر دلسوزی ام را ببین.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک پدیده و ماهیت

را

به صورت دیالک تیک نورافشانی و مجلس آرایی ـ تپش و سیلاب دلسوزی بسط و تعمیم می دهد.

 

یکی دیگر از فرم های بسط و تعمیم دیالک تیک پدیده و ماهیت معروف خاص و عام در ادبیات ایران، دیالک تیک ظاهر و باطن است گه در این بیت شعر چند باره بسط و تعمیم داده می شود:

اولا

به صورت دیالک تیک نورافشانی (ظاهر)  و مجلس ارایی (باطن) 

ثانیا

 به صور دیالک تیک تپش (ظاهر) و سیلاب

ثالثا

به صورت دیالک تیک سیلاب (ظاهر)  و دلسوزی.

 

رابعا

به صورت دیالک تیک تابش و تپش

که شاهکاری است.

 

سعدی

ضمنا

 برای تشریح وسعت و ژرفای عشق شمع (دوست)، دیالک تیک نمود و بود (ظاهر و ذات)

را

 به شکل دیالک تیک برون و درون بسط و تعمیم می دهد و از یکی از قواعد مهم دیالک تیک پرده برمی دارد :

نمود (برون) واحدی می تواند قالبی برای بودهای (ذات ها و ماهیت های) متفاوت باشد.

 

شمع از خوردن فریب ظاهر (تابش و مجلس افروزی) منع می کند و از غنای ماهوی و درونی خویش، از دردهای پنهان خویش سخن سرمی دهد که موجب « تپش و سیلاب دلسوزی اش» می شوند :

دردهای پنهان، عشق های کلان، دلسوزی های درونسوز فئودالی و بنده داری.

 

عاشقان حقیقی چنین باید باشند!