۱۴۰۵ خرداد ۳۰, شنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۱۱)

   Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

   

۶

دید که چگونه  عاقل ترین مردان مجبور به آشامیدن شوکران شده اند.

معنی تحت اللفظی:

دلیل اعدام برخی از اعضای جامعه، خردمندی آنها بوده است.

 

در این مشاهده کذایی کنفوسیوس و طلابش

دیالک تیک مادی و روحی (فکری) وارونه می شود:

یعنی

نقش تعیین کننده به عهده روحی ویا فکری محول می شود.

یعنی

منشاء و منبع اختلافات میان بشری، چیزی ذهنی تلقی می شود و نه چیزی مادی، مثلا طبقاتی.

یعنی

اختلافات منشاء فکری دارند و نه مادی.

جهان بینی  کنفوسیوس و طلابش

ایدئالیستی است.

بینش (طرز تفکر) حضرات سوبژکتیویستی است و نه دیالک تیکی و یا حداقل، اوبژکتیویستی (عینگرایی).

این تجربه ویا دانش تجربی سطحی و ظاهربینانه (فنومنولوژیستی) کنفوسیوس و طلابش

ضمنا

دال بر ان است که جوامع مربوطه خردستیز و خردمندستیز

طویله بوده اند.

عاقلان (خردمندان) نفله شده اند و جاهلان تأمین گشته اند و ادامه حیات داده اند و حتی حکومت کرده اند.

 

این دال بر ان است که جنگ ها نه بین دار و ندار، انگل و مولد، بهره کش و زحمتکش، بلکه بین عاقل و جاهل است.

 

این طرز تفکر بند تنبانی هنوز هم رواح وسیع دارد.

ولی ارزش عقلی و علمی و تجربی ندارد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ژ) ژنتیک (ژنه تیک) (۱)


پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

پروفسور دکترکامیلا وارنکه

برگردان

 شین میم شین

 


۱

·    ژنتیک یک واژه یونانی است

 

۲

·    ژنتیک، زیرعرصه ای از بیولوژی (زیست شناسی) عمومی است.

 

۳

·    موضوع ژنتیک، مبانی مورفولوژیکی، آناتومیکی و فیزیولوژیکی ـ شیمیایی توارث و مکانیسم آن است.

 

۴

·    ژنتیک به سبب پیوند تنگاتنگش با آموزه منشاء انواع، در کانون رویارویی های جهان بینانه قرار دارد.

 

۵

·    ژنتیک به اصطلاح کلاسیک (فرمال) (مندل، مورگان) با تکیه بر جنبه ثبات اندام ها، تحت شرایط زیستمحیطی همیشه همان، بر آن بوده است که توارث نهایتا ناشی از هسته سلول های نطفه ای صورت می گیرد.

 

۶

·    گفته می شد که این سلول های نطفه ای تحت تأثیر سلول های بدن و تأثیرات زیستمحیطی متأثر از جذب و دفع قرار ندارند.

 

۷

·    این سلول های نطفه ای، ابدی و تغییرناپذیر تلقی می شدند.

·    (ولسمان، تئوری مدار نطفه)

 

۸

·    کشف کروموزوم، یعنی تعدادی از مولکول های دقیقا ساختاربندی شده در سلول های نطفه ای، ظاهرا تأییدی بر صحت حدس ژنتیک کلاسیک، مبنی بر وجود فاکتورهای مادی دقیقا مجزا (ژن ها) بوده است که توارث را مشروط می سازند.

 

۹

·    اگر با این نظریه، تلاش در جهت توضیح ماتریالیستی حادثه توارث به عمل می آمد، در آن صورت مجزا سازی پلاسمای نطفه، جذب و دفع و محیط زیست به تصور متافیزیکی می رسید که کلیه تغییرات در دستگاه توارث فقط حاوی طبیعت کمی اند.

·    یعنی تغییر ترکیب و ترکیب از نوی اجزای کروموزومی ابدی اند و به لحاظ کیفی لایتغیرند.

·    در نتیجه، انطباق کارکردی (فونکسیونال) و توارث  خصایص اکتسابی  در بین نیست.

·    اگر تیز بنگریم، توسعه ای در بین نیست.

 

·    مراجعه کنید به اوولوسیونیسم

 

اوولوسیونیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10574

 

 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۶۰)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین


ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی  
 

كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند چون از شيطان وسوسه‌اى به آنها برسد، خدا را ياد مى‌كنند، و در دم بصيرت يابند.

معنی تحت اللقظی:

یاد کردن از خدا در مقابله با شیطان، 

همان

و

کسب بصیرت،

همان.


بصیرت

یعنی  بیناییِ دل، آگاهی عمیق و قدرت تشخیص حقیقت از باطل.

اکنون به سؤالات مطروحه در بخش پیشین راجع به این آیه کریم جواب می دهیم:

۱

منظور از ابلیس چیست که کسب و کارش وسوسه و گمراه سازی بشر است؟

در فقه اسلامی

 دیالک تیک ابلیس و نفس فرمی بسط و تعمیم  دیالک تیک خارجی و داخلی (برونی و درونی) است:

 ابلیس قوه ای خارجی (برونی) است که وظیفه اش اغوا و انحراف و گمراه سازی بشر است .

یعنی

ماهیت بشر ستیز و اتیک (اخلاق) ستیزی دارد.

و

 نفس نیروی غول آسای داخلی (درونی) است که هم وظایف ابلیس را به عهده دارد و هم وظایف عقل اندیشنده را و وجدان بشری را.

می توان گفت که یالک تیک مفس اماره و نفس لوامه فرمی از دیالک تیک غربزه و عقل است.

غرایزبشری هم در فقه اسلامی دیالک تیکی از مقبت و منفی و دیالک تیکی از مفید و مضرند:

غربزه ارضای حوایج مادی و روحی و روانی (خور و خواب و حمایت از خود و همنوع و غیره) و غربزه ارضای حوایج جنسی و طمع و غصب اموال دیگران و رسیدن به تمول و قتل و غارت و غیره.

ابلیس در حقیقت مظهر شر مطلق است و مخالف منافع بشری است.

دلیل وسوسه بشر و گمراه سازی اش و سوق دادنش به ارتکاب اعمال کثیف ضد انسانی و ضد اخلاقی و ضد عقلی 

همین بشرستیزی ذاتی و ماهوی و کارکردی (فونکسیونال) ابلیس است.


ستاره واژگون معروف به پنتاگرام 

اغلب برای نشان دادن شیطان‌پرستی استفاده می‌شود.

شیطان‌پرستی

( Satanism)

  گروهی از باورهای ایدئولوژیک یا فلسفی است که هواداران آن، شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و پیش از جهان هستی می‌پندارند.

 آن‌ها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان‌پرستی را در گروه «راه چپ» و مخالف با «راه راست»، طبقه‌بندی می‌کنند دست چپی‌ها به غنی‌سازی درونی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند و نیز بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود، جواب پس دهند

 در حالی که دست راستی‌ها غنی‌سازی درونی خود را از راه وقف کردن و بندگی خود در برابر قدرتی بزرگ‌تر، به دست می‌آورند و باورشان این است که باید در برابر آن قدرت بزرگ‌تر، پاسخگو باشند.


 

صلیب وارونه که به‌عنوان نماد شیطان‌پرستی یاد می‌شود.

 

ابلیس پرستی 

به همین دلیل

کسب و کار دار و دسته اپستین بوده است

و

سمبل های ابلیس پرستی در قصرهایش کشف و افشا شده اند.

 

 

جشن جادوگران، نام یکی از آثار مشهور فرانسیسکو گویا، نقاش برجستهٔ اسپانیایی است که در سبک رئالیسم تاریک، در سال ۱۷۹۸ میلادی خلق شد.

بزی که نماد شیطان است، در حال نظارت بر گروهی از جادوگران است که به او احترام می‌گذارند.

 این اثر به شدت از تخیلات و باورهای عامه دربارهٔ جادوگری و شیطان‌پرستی تأثیر گرفته است.

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (بخش دوم)

Photo of Hannah in 1924
 
http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 ۱۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17758

 

۱۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17765

 

۱۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17792

 

۱۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17796

 

۱۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17799

 

۱۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17803

 

۱۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17808

 

۱۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17814

 

۱۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17826

 

۲۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17829

 

ادامه دارد.


انتقاداتی از هانا آرندت (۲۰)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

  «متد مبتنی بر بهره گیری از روایات (ناراتیوهای)» هانا آرندت و «سنت شکنی» او

 

۱

هانا آرندت شیوه کار خود را «قصه گویی مد قدیمی من» می نامد.

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۱۹۸)

 

۲

این متد هانا آرندت، متدی است که از روایات (ناراتیو ها) بهره برمی گیرد.

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۲۰۱)

 

۳

در بسیازی از متون هانا آرندت «روش روایتی» به خدمت گرفته می شود.

 

۴

از آنجا که جهان پدیده ها (فنومن ها، نمودها، ظواهر) بی پایان است، هانا آرندت باید منقولات خود را (آنچه را که نقل می کند) بی وقفه تفسیر کند و مورد تفکر قرار دهد تا به تعین های عام برسد.

 

۵

این بازتاب ها (تفکرات) اما نباید به تئوری ئی منتهی شوند و یا با مثال هایی اثبات شوند و یا تصویر شوند.

 

۶

بلکه تعین های عام باید با تجارب بیواسطه  و یا با تجارب  منقولات دیگر پیوند تنگاتنگی داشته باشند.

 

۷

هانا آرندت می خواهد به تجارب بیگانگان راهی بیابد تا از پژوهش «پیش زمینه اصیل و مطمئن و غیر ایده ئولوژیکی آنها» پرهیز ورزد.

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۱۹۸)

 

۸

هانا آرندت می گوید:

«توجیه من از ارائه گزارش به شما این است که  من همیشه بدان ایمان داشته ام که بی اعتنا به اینکه تئوری های ما به چه میزانی انتزاعی (مجرد) به نظر می رسند،  و بی اعتنا به اینکه استدلال های ما به چه میزانی قطعی (عاری از تناقض) به نظر می رسند، در پشت سرشان همیشه حوادث و یا سرگذشت هایی پنهان شده اند.

حوادث و سرگذشت هایی که حداقل برای خودمان، در اصل حاوی معنی همه جانبه  چیزی اند که ما بر زبان می رانیم.»

(وایس فلوگ. همانجا. ص ۱۹۹، ضمنا مراجعه کنید به مفهوم «حوادث»)

 

ادامه دارد.