۱۴۰۵ تیر ۲۰, شنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۴)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه

۵۷

هانا آرندت در کتابش تحت عنوان توتالیتاریسم، راجع به حقوق بشر می نویسد:

«موافقت مسکوت با شرایطی در اروپای مرکزی، که در دوره سقوط فرم های سیاسی، ناگهان میلیون ها تن را بی وطن، بی دولت، بی حق و حقوق، به لحاظ اقتصادی زاید و به لحاظ اجتماعی نامطلوب می سازند،  به نظر من دال بر این است که حقوق بشر که نه به لحاظ فلسفی قابل اثبات و نه به لحاظ سیاسی تضمین شده است، اثر تبلیغی و فراخوانی ناب خود را از دست داده است و در فرم سنتی اش حداقل هیچ کجا اعتباری نداشته است.»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال، جلد ۳، ص ۲۲۰)»

 

۵۸

این ادعای هانا آرندت که «حقوق بشر هیچ کجا اعتبار نداشته است و هرگز به لحاظ فلسفی اثبات نشده است»، ادعای باطلی است.

 

۵۹

بطلان ادعای هانا آرندت را استدلال و اثبات و تأسیس اپاگوژیکی (سیستم ستای) حقوق بشر در روشنگری توسط هلوه تیوس و یا کانت  و نقش فونکسیونال (کارکردی) که بخشا داشته اند، دراقتصاد بازار کاپیتالیستی ثابت می کند

 

۶۰

هانا آرندت فقط در صورتی می تواند چنین ادعاهای باطلی را بکند که فلسفه را با ایراسیونالیته (خردستیزی) متد فنومنولوژیکی جایگزین سازد و از مفهوم ماهیت جامعه بورژوایی هیچ خبری نداشته باشد.

 

۶۱

mini

ایمانوئل کانت 

 (۲۲ آوریل ۱۷۲۴ – ۱۲ فوریه ۱۸۰۴) 

فیلسوف سرشناس آلمانی در عصر روشنگری و کارساز در فلسفه جدید 

 او یکی از فیلسوفان کلیدی عصر روشنگری است و فلسفه‌اش از اندیشه‌های چیره بر نیمهٔ نخست سدهٔ نوزدهم است.

 

کانت چنین ادعای تجربی و یا فنومنولوژیکی را و یا شبیه به چنین ادعایی را «اشاره لات مآبانه (لومپن واره) به تجربه (دانش تجربی) به اصطلاح مخالفت ورز» نامیده است.

(کانت، «نقد خرد محض»، ص ۳۷۳)

 

۶۲

برای اینکه تجربه (دانش تجربی) «در مقابل عظمت قوانین اخلاقی»، متأسفانه، هاله ای بیش نیست» و «تقبل قوانینی در رابطه با آنچه که ما باید بکنیم، از کسی و یا تحدید (محدود کردن) آن قوانین از این طریق»، «به لحاظ اخلاقی غیرقابل قبول است.»
  (کانت، «نقد خرد محض»، ص ۳۷۵)

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۱۸)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

  

۱۳

دید که چگونه زنان را محبور به خودفروشی کرده اند.

 

یکی دیگر از ایرادات فکری کنفوسیوس و طلابش،  وارونه سازی دیالک تیک استثناء و قاعده و تخریب دیالک تیک

 مشخص و مجرد است:

سؤال از کنفوسیوس و طلابش، این است که چه کسانی زنان را به فحشاء تبدیل می کشند؟

 

این سوبژکت (فاعل) در این انتقاد اجتماعی کنفوسیوس و طلابش، مبهم و نامعلوم و انتزاعی و کلی می ماند و خواننده و شنونده این مواعظ، عینا و عملا به این نتیجه می رسد که همه جمعیت کشور جاکش اند.

در حالیکه جاکشان یکی از لایه های قشر لومپن پرولتاریا ست و این لایه اجتماعی جمع انگشت شمار مشخص و جزئی است.

جاکشی

کردوکاری استنثائی و جزئی و مشخص است.

جاکشی

قاعده نیست.

همه جمعیت کشور جاکش نیستند.

همه زنان جامعه هم فاحشه نیستند و تعلقات طبقاتی کنموع و متفاوت و متضاد دارند.

علاوه بر این در جامعه طبقاتی فقط زنان نیستند که به فحشاء کشانده می شوندو

کودکان مذکر و مؤنث و جوانان پسر هم به فحشاء کشانده می شوند.

این مسئله باید مشخصا در فرماسیون های اقتصادی مختلف تجزیه و تحلیل فلسفی ـ علمی (مارکسیستی ـ لنینیستی) شود.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۳)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه
 

۴۸

پیش شرط صدور هر حکمی در موافقت و یا مخالفت با اراده آزاد، ترکیبی از سوبژکت گرامری (فاعل، نهاد) و گزاره (مسند، محمول) است که نه در طبیعت یافت می شود و نه به طور تجربی در روان بشری.

بنابرین پیش شرطش توان اراده فکری به مثابه کردوکار تصدیق و یا تکذیب (کردوکار تأیید و یا انکار) است.

 

۴۹

 پیش شرط  تکذیب ویا انکار وجود آزادی اراده، همیشه داشتن اراده آزاد است.

 

۵۰

این بدان معنی است که تکذیب و یا  انکار آزادی اراده،  خود تناقض آمیز است و لذا بی معنی است.

 

۵۱

اگر اراده به سوی حقیقت سمتگیری کند،

در این صورت،  آزاد است.

 

۵۲

اراده اگر منکر حقیقت به مثابه یک مفهوم باشد،

در این صورت، نه آزاد، بلکه ایراسیونال (ضد عقلی) است.

به همان سان که اراده در مورد هانا آرندت و پافشاری اش بر خودپویی و «خوداندیشی» آزاد نیست.

(وایس فلوگ. همانجا. ص  ۹۷)

در حقیقت به مثابه توان فرمال (صوری) و دلبخواهی است.

 

۵۳

هانا آرندت

با انکار اراده آزاد، جنبه تعیین کننده شخص بودن (آدم بودن) را به گور می سپارد.

شخص بودنی (آدم بودنی) که پیش شرط مبارزه علیه فاشیسم است.

 

۵۴

هانا آرندت در آثارش، به اثبات هیچ اصل اخلاقی مبادرت نورزیده است.

برای اینکه او هر اثبات راسیونالی (عقلایی) را اصولا رد می کند.

 

۵۵

هانا آرندت اما بدون موازین اخلاقی نمی تواند از عهده کاری برآید.

حتی نمی تواند  به انتقاد از «توتالیتاریسم» بپردازد.

 

۵۶

از این رو برای کشف فهم هانا آرندت از  اخلاق،

باید به حرف های هرازگاهی او پناه برد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری (کاپیتالیسم) (۳)

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین
 

۱

سرمایه داری رقابت آزاد

ادامه

 

۱۵

·    همراه با بورژوازی، طبقه نوینی به نام پرولتاریا پا به عرصه می نهد.

 

۱۶

·    بورژوازی و پرولتاریا دو طبقه اصلی جامعه سرمایه داری را تشکیل می دهند.

 

(ما با دیالک تیک کار و سرمایه و ی پرولتاریا و بورژوازی سر و کار داریم.

با حذف بورژوازی در اثر انقلاب پرولتری، پرولتاریا هم حذف می شود.

پرولتاریا در هیئت طبقه کارگر به صاحب وسایل اساسی تولید ارتقا می یابد و بورژوازی سلب مالکیت بر وسایل تولید می شود.

سلب مالکیت کنندگان با انقلاب سوسیالیستی به نوبه خود سلب مالکیت بر وسایل تولید می شوند.

قانون دیالک تیکی نفی نفی ویا نفی در نفی.

مترجم)

 

۱۷

·    پرولتاریا، از همان آغاز پیدایش خویش، بر ضد استثمار سرمایه داری وارد مبارزه شده است.

 

۱۸

·    مبارزه پرولتاریا، نخست به صورت قیام های خودپو با مطالبات اقتصادی بوده است، ولی پس از تشکیل جنبش کارگری، پرولتاریا به مثابه نیروی سیاسی مستقل بر ضد طبقه بورژوازی و دولت بورژوائی وارد عمل می شود.

 

۱۹

·    مبارزه طبقه کارگر، به برکت کمونیسم علمی تدوین شده از سوی مارکس و انگلس، آماج علمی مستدل کسب کرده است.

 

۲۰

·    در نظام سرمایه داری، طبقه سرمایه دار که اقلیت کوچکی را تشکیل می دهد، مالک وسایل تولید است، در حالیکه اکثریت جمعیت کشور که عمدتا از پرولتاریا و نیمه پرولتاریا تشکیل می یابد، سلب مالکیت شده و فاقد وسایل تولید است و به سبب موقعیت اجتماعی خود مجبور به فروش نیروی کار خود و تولید ثروت برای طبقات اجتماعی حاکم است.

 

۲۱

·    توسعه تولید سرمایه داری سبب می شود که میلیون ها کارگر در کارخانجات صنعتی متمرکز شوند و وارد روند کار و تولید اجتماعی گردند، ولی ثمرات تولید را سرمایه داران تصاحب می کنند.

 

۲۲

·    با این تضاد اصلی نظام سرمایه داری، یعنی تضاد میان خصلت اجتماعی تولید و فرم خصوصی ـ کاپیتالیستی تصاحب ثمرات کار، که خود را، قبل از همه، در هرج و مرج تولید نمودار می سازد، راه برای پیدایش بحران های اقتصادی عمیق سیکلی، جنگ ها و مبارزات طبقاتی باز می شود.

 

۲۳

·    مناسبات تولیدی سرمایه داری که در دوره آغازین کاپیتالیسم راهگشای توسعه پیشرفتمند سریع نیروهای مولده بوده اند، به سدی در راه توسعه بعدی نیروهای مولده بدل می شوند.

 

(دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده

(اساسی ترین دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی)

فری از بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا ست.

فرم (مناسبات تولیدی) در آغاز تشکیل و تکوین شیوه تولید سرمایه داری پس از حذف انقلابی فئودالیسم،  کوجب توسعه شتابان محتوا (نیروهای مولده) می شود.

ولی پس از تحکیم شیوه تولید سرمایه داری ، فرم (مناسبات تولیدی) سرمایه داری برای توسعه محتوای آن ( نیروهای مولده) تنگ می شود و جامعه دستخوش بحران می گردد.

مترجم)

 

۲۴

·    تراکم و تمرکز تولید و سرمایه در نظام سرمایه داری از سوئی به ثروتمندتر شدن سرمایه داران منجرمی شود، که تعدادشان به طور روزافزون کاهش می یابد ولی قدرت اقتصادی و سیاسی شان غول آساتر می گردد و از سوی دیگر به وخامت هرچه بیشتر وضع طبقه کارگر و به خانه خرابی روز افزون توده های مولدین کوچک می انجامد.

 

۲۵

·    تضادهای رشد یابنده که به طور مداوم شدت می یابند، موجب نا خشنودی توده های تحت استثمار و ستم نسبت به نظام سرمایه داری می شوند.

 

۲۶

·    تعداد طبقه کارگر و آمادگی اش به پیکار رشد می کند و مبارزه طبقاتی بر ضد نظام سرمایه داری اوج می گیرد.

 

۲۷

·    تضاد لاینقطع میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، شرایط  و امکان انقلاب سوسیالیستی  و جایگزینی مناسبات سرمایه داری با مناسبات تولیدی سوسیالیستی را پدید می آورد.

 

۲۸

·    طبقه کارگر به سبب جایگاه (موقعیت) اجتماعی اش طبقه انقلابی قاطع و پیگیری است.

 

۲۹

·    طبقه کارگر گورکن جامعه سرمایه داری و معمار جامعه سوسیالیستی است.

 

۳۰

·    طبقه کارگر در مبارزه بر ضد سرمایه داری، سازمان می یابد، تشکل های طبقاتی و احزاب سیاسی خود را به وجود می آورد و بر ضد بورژوازی وارد مبارزه اقتصادی، سیاسی و تئوریکی می شود.

 

۳۱

·    طبقه کارگر در این میان، نه فقط نماینده منافع خویش، بلکه همچنین نماینده منافع همه زحمتکشان جامعه است.

 

۳۲

·    طبقه کارگر به مرکز رهبری کلیه نیروهائی بدل می شود که بر ضد سرمایه داری مبارزه می کنند.

 

ادامه دارد.