۱۴۰۵ تیر ۱۴, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری (کاپیتالیسم) (۱)

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین
 

۱

سرمایه داری رقابت آزاد

 

۱

·    سرمایه داری یک فرماسیون اقتصادی جامعتی متبتی بر مالکیت خصوصی بورژوائی بر وسایل تولید است و به برکت مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، مبتنی بر استثمار طبقه کارگر است.

 

۲

·    سرمایه داری، به مثابه شیوه تولیدی نوین جای فئودالیسم را می گیرد.

 

۳

·    سرمایه داری حامل شیوه تولیدی نوین بورژوایی بوده است.

 

۴

·    بورژوازی در مبارزه بر ضد فئودالیسم، مظهر پیشرفت جامعتی بوده است.

 

۵

·    بورژوازی برای احراز دموکراسی بورژوائی مبارزه کرده است، فرهنگ بورژوائی و ایده های مترقی، ایده آزادی شخصیت، تساوی همه شهروندان و برادری همه انسان ها را توسعه بخشیده و رواج داده است.

 

۶

·    این ایده ها با الزامات جامعتی انطباق داشته اند و از این رو مورد قبول توده های خلق قرار گرفته اند.

 

۷

·    توده های خلق، تحت رهبری بورژوازی انقلابی، طی یک انقلاب بورژوائی، فئودالیسم را بر انداخته و سرمایه داری را به پیروزی رسانده اند.

 

۸

·    در نتیجه انقلاب بورژوائی، دولت بورژوائی، به مثابه ابزار قدرت بورژوازی برای تضمین شیوه تولید سرمایه داری به وجود آمده است.

 

۹

·    پس از رهائی از بندهای اقتصادی، سیاسی و فکری فئودالیسم، توسعه غول آسائی در کلیه عرصه های زندگی اجتماعی صورت گرفته است.

 

۱۰

·    این امر قبل از همه، خود را در توسعه نیروهای مولده نشان می دهد.

 

۱۱

·    به قول کلاسیک های مارکسیسم، «بورژوازی در حاکمیت تقریبا صد ساله خویش، نیروهای مولده انبوهتر و غول آساتر از کلیه نسل های پیشین را به وجود آورده است:

·    رام کردن قوای طبیعی، دستگاه های ماشینی، استفاده از شیمی در صنعت و کشاورزی، کشتی بخار، راه آهن، تلگراف الکتریکی، قابل کشت کردن بخش های جهان، قابل کشتیرانی کردن رودخانه ها.

 

۱۲

·    کدام جمعیت جهان در قرون قبل می توانست تصور کند که چنین نیروهای مولده ای در دامان کار اجتماعی قابل پرورش اند؟»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۴۶۷)

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۱)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه

 

۳۰

 هانا ارندت در ادامه کتاب خود، تحت عنوان «راجع به شر»، به بازتاب مکانیسم های پسیکولوژیکی (روانی) منطبق با متد فنومنولوژیکی خود می پردازد.

مکانیسم هایی از قبیل یادآوری، پشیمانی و توان قضاوت.

 

۳۱

هانا آرندت اینجا نیز به توصیف متد (روش، اسلوب) خود می پردازد:

«تفکر به مثابه کردوکار، از هر حادثه ای می تواند پدید آید.

تفکر صورت می گیرد، وقتی که من شاهد رخدادی در خیابان شده باشم

و

یا به حادثه ای کشانده شده باشم

و

پس از آن، شروع می کنم به تماشای آنچه که رخ داده است.

انگار برای خود قصه ای نقل می کنم و خود را بدین طریق برای هماندیشی با دیگران و غیره آماده  می سازم.»

(هانا ارندت، «راجع به شر»، ص ۷۵)

 

۳۲

هانا آرندت از چنین بازتاب های پسیکولوژیکی نتیجه می گیرد:

«بدترین بدکاران کسانی اند که یادآوری نمی کنند.

برای اینکه آنها هرگز به خود زحمت اندیشیدن به اعمال خود را نمی دهند

و

بدون یادآوری چیزی نمی تواند بازدارنده آنان باشد.»

(همانجا. ص ۷۷)

 

۳۳

از آنجا که اعمال بد مورد تأمل بدکاران قرار نمی گیرند، به همین دلیل اصولا قابل تحدید (محدودسازی) نیستند.

 

۳۳

«بزرگترین بدکار (شرور) رادیکال نیست.

او ریشه ندارد

و

چون ریشه ندارد، حد و مرزی نمی شناسد و می تواند مرتکب افراط کاری های تصور ناپذیر شود و شر را به سرتاسر دنیا گسترش دهد.»

(همانجا)

 

۳۴

هانا آرندت در این حکم (جمله) استدلال و اثبات فکری شر را، مثلا تئوری راسیستی را، به مثابه ریشه شر توسط روشنفکران فاشیستی مسکوت می گذارد.

 

۳۵

در سنت فلسفی

شر به مثابه فقر و فقدان خیر، یکی از ریشه های بشر تلقی می شود.

 

۳۶

از آنجا که هانا آرندت منکر ریشه های خیر در اصول اخلاقی است، به همین دلیل علیه شر، معیاری جز یادآوری روانی (پسیکولوژیکی) در اختیار ندارد.

 

(اولا

هانا آرندت

با انکار خیر به مثابه ضد دیالک تیکی شر، تنها نیست.

هانا آرندت و امثالهم

فقط منکر خیر آنهم فقط در دیالک تیک خیر و شر نیستند.

آنها منکر دیالک تیک به طور کلی اند.

جورج لوکاچ

 در اثر معروف خود تحت عنوان «تخریب خانه خرد» که در تحلیل نازیسم تألیف کرده است، می نویسد:

هر خریت و خیانت و جنایتی با انکار دیالک تیک آغاز می شود.

نقل به مضمون.

ثانیا

معیارسازی از مفاهیم پسیکولوژیکی (مثلا یاداوری) خاص هانا آرندت نیست.

پسیکولوژیسم

یکی از مهمترین مکاتب فلسفی فلسفه بورژوایی واپسین (فلسفه امپریالیستی) است.

کسب و کار پسیکولوژیسم

جایگزینی مفاهیم فلسفی ـ علمی (مارکسیستی ـ لنینیستی) با مفاهیم روانشناسی است.

روانشناسی یکی ازعلوم منفرد است.

روانشناسی در بهترین حالت (مثلا روانشناسی مارکسیستی ـ لنینیستی) فقط قادر به تحلیل کم وبیش پدیده ها و روندهای روانی است و نه پدیده ها و روندهای جامعتی.

روانشناسی اصلا فلسفه نیست.

مراجعه کنید

به

دایرة المعارف فلسفه بورژوایی واپسین

 در

دایرة المعارف روشنگری

 

دایرة المعارف فلسفه بورژوایی واپسین

 

۱

قسمت اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5132

 

قسمت دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5133

 

قسمت سوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5134

....

مترجم.)

 

ادامه دارد.


انتقاداتی بر هانا آرندت (بخش سوم)

 

 

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین


 

۲۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17835

 

۲۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17837

 

۲۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17841

 

۲۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17843

 

۲۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17848

 

۲۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17849

 

۲۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17858

 

۲۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17864

 

۲۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17868

 

۳۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17871

 

ادامه دارد.

 

 

۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

تاریخ اتیک (تاریخ اخلاق) (۱)

 

تاریخ اتیک

(تاریخ اخلاق)

اخلاق و حاکمیت

تشکیل اخلاق

بودو گاسمن

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین


 


۱

عرف و  عادات و آداب و رسوم (زیته) در جامعه نجابتی

 

۱

اخلاق

به لحاظ تاریخی

 پدیده ای دیرین در همزیستی انسان ها ست.

 

۲

در قاموس آنتروپولوژی (علم تکوین بشر) توسعه بشری با غرایز  مخدوش گشته در روند تکامل قادر به بقا در طبیعت می شود.

 

۳

ظاهرا در مخالفت با آنتروپولوژی باید گفت که بشر به مدد فهم  کم یا بیش توسعه یافته خود قادر به بقا در طبیعت بوده است.

 

۴

از این رو بشر روابط خود را نه با کلیشه های بیولوژیکی (کلیشه های مبتنی بر علم زیست شناسی)، بلکه با فرهنگ  تنظیم کرده است.

 

۵

بنابرین بشر می بایستی پس از ترک عالم حیوانی، اخلاقمند باشد.

 

۶

این ادعا اما ادعای اشتباهی است.

 

۷

اگرچه به مدد زبان به می توان شیوه رفتار به میراث مانده را در فرهنگ های آغازین اثبات کرد.

 

۸

مثلا جوامع پریمیتو (عهد بوقی) نامعاصر تا قرن ۲۰ قادر به بقا بوده اند.

 

۹

اما چنین الگوهای رفتاری جوامعی که به لحاظ زبانی نام برده می شوند، هنوز اخلاق نیستند که به مثابه «بایدهای» یک واقعیت باشند.

 واقعیتی که همیشه با «بایدها» مطابقت ندارد.

در غیر اینصورت بشر به فرامین (اخلاقی) نیازی نمی یافت.

فرامینی که باید به مثابه «بایدها» بر ضد آنها صادر شوند.

فرامینی که ضمنا برای پیشبردشان با اجبار (تنبیه) معینی همراهند.

 

۱۰

تشکیل اتمولوژیکی (ریشه زبانی شناسی) مفاهیم اتیک و مورال (اخلاق)، (آنچه که ما به عنوان اخلاق از آنتیک (جهان باستان کلاسیک) می فهمیم)، دال بر نو بودن آنها ست.

 

۱۱

مفاهیم اتیک و مورال (اخلاق) هر دو از آغاز نشانگر عرف و عادات و آداب و رسوم بوده اند که به مثابه موضوع باید بازتاب (تفکر) فلسفی بیابند.

 

۱۲

 

سیسِرون

(زاده ۱۰۶ پیش از میلاد - درگذشته ۴۳ پیش از میلاد) 

خطیب، سیاستمدار و فیلسوف معروف جمهوری روم

 او در طول بحران‌های سیاسی که منجر به تأسیس امپراتوری روم شد، سعی در حفظ اصول مردم داری داشت. 

نوشته‌های گسترده او شامل رساله‌هایی دربارهٔ بلاغت، فلسفه و سیاست است و او را یکی از بزرگ‌ترین سخنوران و سبک‌نویسان نثر روم می‌دانند.

 او از یک خانواده شهرنشین ثروتمند از راسته سوارکاری روم بود و در سال ۶۳ قبل از میلاد به عنوان کنسول خدمت کرد.

۱۲

 معنی اخلاق که ییانکر هنجارهای رفتاری است، برای اولین بار از زمان سیسرون به تدریج پیشبرد کسب کرده است.

هنجارهای رفتاری ئی که باید در واقعیت اجتماعی نقش تنظیمگرانه داشته باشند.

(واژه نامه تاریخی فلسفه، جلد ۳، ص ۱۴۹)

 

ادامه دارد.