۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۳)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین


حاکمیت استعمارستیز و مردم‌کُش
 «چپ» چه باید بکند؟

نقدِ نوشته «عموزاد» و «چپِ رهایی‌بخش»

یکی از مهم‌ترین کاستی‌های نوشته «عموزاد»،

 نبودِ یک راهبردِ عملی و روشن است. 

«عموزاد» در نقدِ دولت بسیار تواناست، اما هنگامی که به پرسشِ «چه باید کرد؟» می‌رسد، همچنان در سطحِ انتزاعی می‌ماند

او می‌گوید که «نیروهای دموکراتیک باید از دوگانه‌ی دولت یا آمریکا عبور کنند»،

 اما روشن نمی‌کند که این نیروها چگونه باید سازماندهی شوند، چه سیاستی در برابر حاکمیت داشته باشند و هنگام یورش بیگانگان چه واکنشی باید نشان دهند. 

همین کمبود یک راهبردِ مایه آن می‌شود که مقاله‌ی او در سطحِ عملی، بی‌پناه بماند.

کاستیِ دیگر،

 نبود تحلیلِ از لایه‌های درونیِ حاکمیت است. «عموزاد» از «دولت» همچون یک نهاد یکپارچه سخن می‌گوید و به این پرسش‌های بنیانی نمی‌پردازد که «کدام دولت؟ کدام جناح؟ کدام لایه؟».

 او به بررسی نه همسانی‌های سیاست‌های دولت‌های گوناگون، از هاشمی تا خاتمی و از احمدی‌نژاد تا روحانی و رئیسی، نمی‌پردازد و در نتیجه «دولتِ جمهوری اسلامی» را با «حاکمیتِ جمهوری اسلامی» یکی می‌گیرد.

 این یکسان‌سازی، پیچیدگیِ ساختار قدرت و درگیری میان نیروها و گرایش‌های درونی آن را نادیده می‌گیرد.

افزون بر این، دولتِ هاشمی، که سازندگی را همراه با گشایشِ اقتصادی به غرب آغاز کرد، با دولتِ خاتمی که با «گفت‌وگویِ تمدن‌ها» به دنبالِ تنش‌زدایی بود، یکسان نیست؛ 

همان‌گونه که دولتِ روحانی، که برجام را با غرب به امضا رساند، با دولتِ رئیسی و سیاستِ «نگاه به شرق» ناهمسانی‌های مهمی داشت. 

سخن گفتن از «دولتِ جمهوری اسلامی» هم چون پدیده‌ای پایدار، با واقعیت هم‌خوانی ندارد. 

در همین چارچوب، «عموزاد» بررسیِ منافعِ طبقاتیِ لایه‌های گوناگون بورژوازی در درگیری با امپریالیسم را به فراموشی می‌سپارد. 

 او نمی‌پرسد نیروهایی که با آمریکا درگیر هستند، برای چه می‌جنگند، جایگاهِ طبقاتیِ آن‌ها کجاست و از چه پایگاهِ اجتماعی‌ای برخوردارند. 

نادیده گرفتنِ این پرسش‌ها مایه آن می‌شود که تحلیلِ او بازتاب واقعیتِ پیچیده‌ی طبقاتیِ جمهوری اسلامی نباشد.

در دنباله این بخش، از نوشته «عموزاد» فراتر می‌رویم و به دیدگاه رادیکال «چپ‌های رهایی‌بخش» می‌نگریم.  

برخی از سازمان‌های «چپ»ِ چنین می‌گویند که چون جمهوری اسلامی حاکمیتی سرمایه‌دار و سرکوبگر است، «مقاومت» آن نمی‌تواند کمکی به جبهه جهانی ضدامپریالیستی باشد.

 این دلیل، هرچند در سطحِ نظری درست می‌نماید، اما در عمل به لغزشی راهبردی می‌انجامد.

نخست، 

نادیده گرفتنِ ناسازگاری‌های ناهم‌سو. در تحلیلِ مارکسیستی، تضادهای اجتماعی همه هم‌راستا نیستند.

(؟)


 ستیزِ جمهوری اسلامی و آمریکا، ناسازگاریِ عینیِ ژئوپلیتیکی و اقتصادی است که می‌تواند در راهِ منافعِ طبقه‌ی کارگر جهانی به کار آید.

 این ستیز، هرچند «ضدامپریالیسمِ رهایی‌بخش» نیست، اما با ضربه زدن به منافع امپریالیسم فضایِ مانورِ طبقه‌ی کارگر جهانی را گسترش می‌دهد.

نادیده گرفتنِ آن، به معنای واگذاریِ میدان به نیرومندترین نیرویِ امپریالیستیِ جهان است.

دوم، 

فروکاستنِ همه‌چیز به درگیری با حاکمیت جمهوری اسلامی

 تمرکزِ یک‌سویه بر نقدِ حاکمیت درونی، از تحلیلِ امپریالیسم جهانیِ بازمی‌ماند و می‌تواند به جبهه‌ی ستیزنده با امپریالیسمِ آمریکایی ضربه زند.

 این همان دامی است که می‌تواند چنان رادیکال شود که نبرد با جمهوری اسلامی را تا به بی‌سوگری در برابرِ یورشگران بیگانه بکشاند.

سوم،

 یکسان‌انگاریِ روسیه، چین و جمهوری اسلامی با آمریکا. 

 روسیه با آمریکا یکی نیست؛ 

چین با آمریکا یکی نیست؛ 

جمهوری اسلامی با آمریکا یکی نیست. 

جداییِ میانِ امپریالیسم جهانی با دولت‌هایِ درجه‌ی دوم که خود هدفِ زورگویی امپریالیستی هستند، برای هر تحلیلِ زمینی ناگزیر است.

 آمریکا در بالایِ شبکه‌ای جهانی از پایگاه‌های نظامی، چیرگی بر سامانه‌ی مالی، کنترل بر نهادهایِ بین‌المللی و چیرگیِ رسانه‌ای جای دارد. 

روسیه و جمهوری اسلامی، هرچند نظام سرمایه‌داری دارند، اما هیچ‌کدام از این شبکه‌ی چیرگی بهره‌ای ندارند.

 این جدایی، نه داوریِ اخلاقی، بل‌که واقعیتیِ عینیِ ژئوپلیتیکی و اقتصادی است.

نقشِ جمهوری اسلامی در ضربه زدن به جبهه‌ی امپریالیستیِ آمریکا و اسرائیل، نادیده‌گرفتنی نیست

جنگِ چهل‌روزه فراتر از یک درگیریِ نظامی بود و جایگاهِ آمریکا در منطقه را دگرگون کرد. 

یورشِ هم‌زمان امریکا و اسرائیل با چهار هدفِ اصلی انجام شد: 

نابودیِ تأسیساتِ هسته‌ای،

 از میان بردنِ توانِ موشکی،

 گسستنِ پیوند با محورِ مقاومت، 

و

 آفرینشِ زمینه برای دگرگونیِ رژیم. 

 هیچ‌یک به سرانجام نرسید. 

شبکه‌ی موشکی و پهپادی پابرجا ماند و پایگاه‌هایِ منطقه‌ایِ آمریکا را هدف گرفت. راهبردِ «شوک و هراس» و محاصره‌ی دریایی نتوانستند نتیجه‌ای سرنوشت‌ساز به بار آورند.

 یورش زمینی به دلیلِ هزینه‌ی بالا کنار گذاشته شد.

آشکار شدنِ آسیب‌پذیریِ پایگاه‌های آمریکا، باور به چترِ امنیتیِ آن را در خلیجِ فارس سست کرد. 

کشورهایِ منطقه دریافتند که آمریکا پیش از هر چیز برای نگهداریِ نیروهایِ خود و سرکردگی خود می‌کوشد.

 پهپادها و موشک‌هایِ کم‌هزینه، سامانه‌هایِ دفاعیِ گران‌بها را زیر فشار گذاشتند. دگرگونیِ دکترینِ دفاعیِ ایران به «پاسخِ نامتقارن»، هزینه‌ی یورش را بالا برد. پروژه‌ی عادی‌سازیِ روابطِ عربستان با اسرائیل از روی میز برداشته شد و «پیمانِ دفاعیِ مکه» نشانه‌ای از کاهشِ انحصارِ امنیتیِ آمریکا بود.

 گسترشِ بازرگانی با ارزهایِ ملی، روندِ دلارزدایی را شتاب بخشید.

 آمریکا نتوانست ائتلافی گسترده بیافریند.

این کارکردِ عینیِ جمهوری اسلامی، هرچند به‌معنایِ پاک‌کردنِ گناهانِ این رژیم نیست، اما به‌معنایِ نادیده‌گرفتنِ آن در تحلیلِ راهبردی نیز نیست.

 از دیدگاهِ مارکسیستی، سنجشِ هر نیرویی نیازمندِ نگریستن به همه‌ی مناسباتِ آن است: 

هم مناسباتِ درونی با طبقه‌ی کارگر، و هم جایگاهِ آن در نظامِ امپریالیستیِ جهانی.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (س) سازمان های توده ای

Schild mit Logo des FDGB an einer holzgetäfelten Wand in der Stadthalle Magdeburg. Das Schild zeigt das Kürzel FDGB in weißer Schrift auf rotem Grund, darunter in gelb zwei im Handschlag verbundene Hände.

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین
 

۱

·     سازمان های توده ای به وحدت شهروندان کشور برای ادراک منافع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حرفه ای خود بر مبنای داوطلبی اعضاء اطلاق می شود.

 

۲

·     سازمان های توده ای در دول سوسیالیستی تحت رهبری  احزاب مارکسیستی ـ لنینیستی، مکاتب دموکراسی و سوسیالیسم اند.

 

۳

·     سازمان های توده ای مشخصه های ماهوی دموکراسی سوسیالیستی اند.

 

دموکراسی سوسیالیستی

 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/09/blog-post_636.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18172

 

پایان

 

۴

·     سازمان های توده ای با هدایت زحمتکشان به انجام وظایف جامعتی در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی  به توسعه شعور سوسیالیستی آنان و فرم بخشی به  شحصیت سوسیالیستی آنان مدد می رسانند.

 

۵

·     سازمان های توده ای در جمهوری دموکراتیک آلمان تحت رهبری حزب سوسیالیستی متحده آلمان (اس ای دی) از  تشکیل و تقویم (قوام یابی) جامعه سوسیالیستی  توسعه یافته به طور اکتیو (فعالانه) پشتیبانی می کردند.

 

۶

·    مهم ترین  سازمان های توده ای در جمهوری دموکرتیک آلمان به شرح زیر بوده اند:

 

 ۱

·     انجمن دموکراتیک زنان آلمان

 

سازمان دموکراتیک زنان آلمان

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10148

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10158

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10165

 

پایان

 

۲

·    انجمن  سندیکاهای آزاد آلمان

 

اتحادیه (انجمن) سندیکاهای آزاد آلمان

(اف دی گ ب)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11967

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11970

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11977

 

پایان

 

۳

·     جوانان آزاد آلمان

 

جوانان آزاد آلمان

(اف دی یود)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11951

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11955

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11961

 

پایان

 

۴

·     انجمن فرهنگی جمهوری دموکراتیک آلمان

 

 

اتحادیه (انجمن) فرهنگی جمهوری آلمان دموکراتیک

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14901

 

پایان

 

۵

·     انجمن دوستی آلمان و اتحاد شوروی

 

انجمن دوستی آلمان  و شوروی

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12385

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12386

 

پایان

 

۶

·     انجمن نرمشی و ورزشی آلمان

 

اتحادیه نرمشی و ورزشی آلمان دموکراتیک

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10366

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10378

 

پایان

 

۷

·     انجمن ورزش و فن

 

انجمن ورزش و فن

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12391

 

پایان

 

۸

·     تعاونی های مصرف

 

تعاونی های مصرف

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14656

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14662

 

پایان

 

۹

·     انجمن کمک متقابل دهقانی

 

۱۰

·     همبستگی خلقی

 

۷

·     جنبش خلقی سوسیالیستی مشترک  در کلیه سازمان های توده ای جمهوری آلمان دموکراتیک با همدیگر و با احزاب دوست  و ارگان های دولتی در حل وظایف جامعتی در کلیه عرصه ها تحت رهبری حزب سوسیالیستی متحده آلمان مؤثر می افتند.

 

۸

·     این جنبش خلقی سوسیالیستی مشترک  جبهه ملی جمهوری آلمان دموکراتیک نام داشته است.

 

 

۹

·    مهمترین سازمان های توده ای خارق العاده ترین اعضای خود را به عنوان  کاندیدا برای نمایندگی های خلقی  در فهرست جبهه ملی پیشنهاد می کردند.

 

۱۰

·    در دولت های سرمایه داری ،  سازمان های توده ای و به ویژه سندیکاها مهمترین سازمان های مبارزاتی طبقه کارگر  و دیگر طبقات و اقشار زحمتکش در راه مدافعه و توسیع (وسعت بخشیدن به) حقوق و آزادی های دموکراتیک و دستاوردهای اجتماعی علیه قدرت متحد دستگاه دولتی و انحصارات اند.

 

پایان

درنگی در ذهن و عکاسی (۳۹)

       کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۴
اگر پروردگار مهربان است، اینهمه رنج از چیست؟
اگر تو مهربانی، چرا رنج را در اغوش نمی کشی؟
 
ما برای تحلیل این یاوه حریف یانکی و مترجم ایرانی، نخست ان را تجزیه می کنیم:
 
۱
اگر پروردگار مهربان است، اینهمه رنج از چیست؟
 
معنی تحت اللفظی:
خدا خالق همه چیزهای مادی و فکری و روحی و روانی است.
اگر خدا مهربان باشد، پس اینهمه رنج را کی خلق کرده است؟

در این جمله سؤالی حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی
سطح فکری ترحم انگیز حضرات عربده می کشد:
حضرات خیال می کنند که هر چیزی باید خالقی داشته باشد.
یعنی
آن چیز را از نیستی به هستی در آورده باشد.

چون در مسیحیت خدا مظهر مهر و محبت و عشق مطلق است، پس رنج باید خالق دیگری داشته باشد.

حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی
هنوز نمی دانند که نه مهربانی به تنهایی وجود دارد و نه کسی می تواند مظهر مهربانی باشد و بس.
 
احتمالا تفاوت و تضاد بینشی (اسلوبی، متدیکی) خدای مسیحیت با خدای اسلام و مؤلقین انجیل با مؤلف قرآن  (کریم) همینجا ست.
 
کریم بر خلاف مؤلفین انجیل
دیالک تیکی اندیش بوده است.
یعنی
می دانسته است که مهر نه تنهایی، بلکه در دیالک تیک مهر و قهر وجود دارد و الله نه مظهر مهر مطلق، بلکه ضمنا مظهر قهر مطلق است.
الله دیالک تیکی از مهر و قهر است.
همه صفات الله در قرآن، دیالک تیکی اند:
الله دیالک تیکی از راستگو و دروغگو ست.

سعدی
به احتمال قوی
بینش (اسلوب، متد) دیالک تیکی خود را مدیون کریم است.


حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی
ضمنا نمی دانند که رنج هم به تنهایی وجود ندارد.
سعدی اما می داند.
به همین دلیل از دیالک تیک رنج و گنج سخن می گوید:
نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.
 
شرم مان باد اگر ما ندانیم.
 
ادامه دارد.