Paul Martin Lester
پل مارتین لستر
(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)
ذهن و عکاسی
اثر پل مارتین لستر
ترجمه زانیار بلوری
درنگی
از
شین میم شین

پل مارتین لستر
استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
۹
عکاس با جهان یکی می شود.
تجربه است که عکاس را می سازد .
نه عکس گرفتن.
۱
منظور حریف از «یکی شدن» چیست؟
«یکی شدن» کسی و یا چیزی با کسی و یا چیزی دیگر
به معنی پایان فرق ها (اختلافات)، تفاوت ها و تضادهای فی مابین است.
«یکی شدن» کسی و یا چیزی با کسی و چیزی دیگر
به معنی به وحدت رسیدن با او و آن است.
به معنی کسب هویت او و آن است.
عکس برداری از چیزی چه ربطی به «یکی شدن» با چیز مربوطه دارد؟
چه رسد به «یکی شدن» با جهان؟
حریف حواسپرت اصلا تعریف جهان را نمی داند.
عکاس و خر اجزائی از جهان بی پایان اند.
میان عکاس و خر و جهان رابطه جزء و کل برقرار است.
میان جزء و کل، رابطه ای دیالک تیکی است.
اقطاب هیچ دیالک تیکی مثلا جزء و کل که نمی توانند یکی شوند.
قطره که نمی تواند دریا شود.
دریا هم که نمی تواند قطره شود.
خرافات و لاطائلات حریف
آدمی را به یاد خرافات و لاطائلات عرفان خردستیز و خر پرور می اندازد.
۲
تجربه است که عکاس را می سازد .
نه عکس گرفتن.
سؤال این است که منظور حریف و مترجم و ناشر از تجربه چیست که سازنده عکاس است؟
برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش باید ضد دیالک تیکی تجربه را پیدا کرد.
تجربه یکی از زیرمفاهیم مقوله فلسفی پراتیک است.
پراتیک را می توان به صور زیر بسط و تعمیم داد:
تجربه، کار، کردوکار، عمل، تلاش، کوشش، تقلا و الی آخر.
پراتیک در دیالک تیک تئوری و پراتیک وجود دارد و نقش تعیین کننده ر این دیالک تیک از آن پراتیک است.
تئوری در تحلیل نهایی از پراتیک پدید می آید.
البته این به معنی هیچ وارگی تئوری نیست.
تئوری به نوبه خود در پارتیک اثر می گذارد و بدان سمت و سو و صحت و محتوا و علمیت می بخشد.
بدون تئوری
پراتیک به کردوکاری کورکورانه مبدل می شود.
تئوری را می توان به صور زیر بسط و تعمیم داد:
نظر، دانش، علم، فکر و الی آخر.
حافظ با مفهوم تجربه و نقش تعیین کننده اش در دیالک تیک تجربه و ادعا آشنا بوده است:
خوش بود، گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد.
معنی تحت اللفظی:
محک تعیین کننده صحت هر ادعا، تجربه است.
به همین دلیل، محک تجربه رسوا کننده مدعی کاذب است.
پدر تجربه، ای دل، توئی، آخر ز چه رو
طمع مهر و وفا از پسران می داری؟
معنی تحت اللفظی:
تجربه اثبات کرده است که فرزند هر کس بی خیال والدین خویش است.
این اندیشه در قرآن به طرز رادیکال تری مطرح شده است:
اموال تان، ازواج (زنان) تان و اولادتان اسباب فتنه اند، دشمنان تان هستند.
عکس گرفتن هم نوعی کار و کردوکار و عمل و تلاش و تجربه و تمرین (پراتیک) است که تئوری (فوت و فن و ترفند و دانش و شناخت و اطلاعات مربوطه) را لازم دارد.
عکاس به برکت عکسبرداری دانش تجربی کسب می کند و کیفیت کارش بالاتر می رود.
یعنی
ادعای حریف مبنی بر اینکه «تجربه است که عکاس را می سازد» غلط نیست.
ولی ادعای دیگر او مبنی بر اینکه «نه عکس گرفتن»، دال بر این است که او معنی تجربه را نمی داند.
برای اینکه یکی از فرم های تجربه، عکس گرفتن است که هم زادگاه تئوری و دانش مربوطه است و هم محک تعیین کننده صحت و سقم تئوری و دانش مربوطه است.
.