۱۴۰۵ شهریور ۲, دوشنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۳۹)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

 

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین


کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش

 

۴

نه  ثروت می تواند دل کسی را منقلب کند و نه شهرت.

 

 معلوم نیست که منظور کنفوسیوس و طلابش از این کلام قصار چیست.

شاید منظورشان تحول کیفی مثبت دل (ذهن و ضمیر) افراد به مدد کسب ثروت و شهرت باشد.

 

دیالک تیک ثروت و شهرت

 فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک دارایی مادی و دارایی فکری است

و

نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن قطب مادی است:

 

۱

 کسب ثروت

هم منجر به ارتقای افراد به مقام طبقات حاکمه می شود

و

هم در نتیجه تعلق طبقاتی به حمایت طبقات حاکمه.

 

۲

کسب شهرت

هم یا در سایه تعلق به طبقات حاکمه میسر و ممکن می شود

و

یا به ظرز حمایت طبقات حاکمه.

 

مثال:

هم تأمین کننده شهرت سعدی طبقه حاکمه برده دار و فئودال (خاندان سعد ابن زنگی) بوده است

و

هم کیسه های سیم  و زر توسط اعضای طبقات حاکمه به او ارسال شده اند.

 

این بدان معنی است که  انتظار تحول انقلابی داشتن از افراد صاحب ثروت و شهرت ساده لوحانه است.

 


اِریش ارنست پاول هونِکِر  

(به آلمانی: Erich Honecker)، 

(زاده ۲۵ اوت ۱۹۱۲ – درگذشته ۲۹ مه ۱۹۹۴)  

سیاست‌مدار کمونیست اهل آلمان بود که به عنوان دبیرکل حزب اتحادیه سوسیالیست‌های آلمان و رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان فعالیت کرد.

سگان سرسپرده توده 

هرگز به ثروت نمی رسند.

نمی خواهند هم به ثروت برسند،

حتی اگر استثنائا به شهرت برسند.

سگان سرسپرده توده 

بسان توده بی نام و نشان و بی اعتنا به نام و نشان می مانند.

بهتر هم همین است.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۹۴)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای.

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

 

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش، ولی

دام تزویر مکن، چون دگران قرآن را

معنی تحت اللفظی:

میخوارگی و رندی و خوشگذرانی بهتر از دام تزویرسازی قرآن است.

 

رندی به معنی سرکشی، افسار گسیختکی، بی تربیتی، بی بند و باری (لومپنی) و غیره است.

 

خواجه در این بیت غزل،

برای تحقیر و اخریب اعتبار اجتماعی اهل تصوف و عرفان آنها را به سوء استفاده فریبکارانه از قرآن متهم می کند.

ضمنا به تبلیغ عوامفریبانه (چپ نمایانه) بدترین کردوکار ضد اجتماعی (میخوارگی و رندی و خوشگذرانی) می پردازد.

 

 

دادگاه برخی از اعضای دستگیرشده حزب توده پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران.

سیدعلی ایراد می گرفت که چرا بانکی صدها هکتار از اراضی کشور را در اختیار دارد.

این همان سیدعلی است سران و سرداران سربلند حزب توده را تحت شکنجه های وحشت انگیز تفاله کرده است.

یعنی

بر همان خط خواجه شیراز رانده است:

عوامفریبی چپ نمایانه.

 

ادامه دارد.


درنگی در ذهن و عکاسی (۲۸)

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۱۵
قواعد، روح را اسیر می کنند.
آنها مربوط به عقل اند.
قلب با محبت نیازی به قواعد ندارد.
 
حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی از تعریف علمی و عینی مفاهیم بی خبرند.
مثلا نمی دانند که قاعده به چه معنی است.
 
برتولت برشت اثری تحت عنوان « استثناء و قاعده» دارد و منظورش دیالک تیک استثناء و قاعده است.

 

درنگی در دیالک تیک استثناء و قاعده

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10230

 

پایان

 
 
۱
قواعد، روح را اسیر می کنند.
 
قواعد و قانونمندی ها به شکوفایی روح (شعور) بشری و خروح بشریت از خریت منجر می شود و نه به اسارت روح.

۱
·    قاعده مندی بیانگر همگونی فرمال در بروز پدیده ها و امور معین در توسعه گروه ها و در رفتار آنها ست.

۲
·    قاعده مندی ها در حیات جامعه، فرم نمودین تعین مندی (دترمینه) عینی توسعه جامعتی اند.

۳
·    بروز قاعده مندی ها یا در فرم مستقیم (بی واسطه) و یا در فرم باواسطه بنا بر الزامات عینی صورت می گیرد.
·    منظور از بروز قاعده مندی در فرم باواسطه، بروز مبتنی بر هنجارهای (نرماتیوهای) اخلاقی و حقوقی طرز  رفتار است.

۴
·    شناخت قاعده مندی ها، پیشمرحله مهمی برای شناخت قانونمندی ها ست.
 
 ۲
قواعد، روح را اسیر می کنند.
آنها مربوط به عقل اند.
 
حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی از تعریف علمی و عینی عقل (خرد) هم خبر ندارند.
عقل به تنهایی وجود ندارد.
عقلی در دیالک تیک حسی و عقلی وجود دارد.
اگر حواس پنیجگانه نبودند و سیگنال های حسی را به کارگاه مغز ارسال نمی کردند، شناخت عقلی اصلا  تشکیل نمی یافت تا قواعد مربوط بدان باشند.
 
قواعد و قانونمندی ها در خارج از ذهن و در واقعیت عینی وجود دارد که به واسطه حواس به مغز ارسال می شوند و شناخت عقلی راجع به آنها تشکیل می یابد.
 
این قاعده و قانون که آب در صفر درجه سانتیگراد یخ می زند،  از عالم واقع به ذهن ارسال شده است.
اگر بشر به کشف قاعده و قانون انجماد آب در عالم واقع برخورد نکرده بود و به محک آزمون و آزمایش نزده بود، این قاعده و قانون اصلا کشف نمی شد.
شناخت عقلی مجزا از شناخت حسی اصلا نمی تواند وجود داشته باشد.
اتفاقا نقش تعیین کننده در دیالک تیک  حسی و عقلی از آن حسی است.
البته عقلی هم به تعمیق شناخت حسی مدد می رساند.
به همین دلیل از رابطه دیالک تیکی اندو سخن می رود.

۳
قلب با محبت نیازی به قواعد ندارد.

فقط خر نیازی به قاعده و قانون ندارد.
با پوزش قلبی محبت امیز از خر که خر نیست.
 
منظور حریف یانکی و مترجم و ناشر ایرانی از قلب با محبت چیست؟
 
منظور حضرات از قلب، احتمالا دل، ذهن و ضمیر است.
منظور حضرات دل مهربان بی نیاز از شناخت قواعد و قوانین است.
برای اینکه محبت به هر کس و ناکس برایش کافی است.
 
ای یاوه، یاوه خلایق.
برای چی پول و وقت خود را باری خرید و خواندن خرکی انی خرافات هدر می دهید؟   
ادامه دارد.