۱۴۰۵ شهریور ۱۶, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ر) رسانه های همگانی (وسایل ارتباط جمعی، وسایل کمونیکاسیون توده ای) (۱)


 

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین

۱

·    رسانه های همگانی مفهومی است که از تجرید مطبوعات، رادیو، تلویزیون، فیلم ها، کتاب ها و دیگر فراورد های چاپی غیرسیکلی و صفحه گرامافون و کاست موسیقی تشکیل می یابد.

 

۲

·    کمونیکاسیون (هماندیشی، ازتباط فکری) نباید با ژورنالیسم (خبرنگاری) عوضی گرفته شود و یا بر آن تقلیل داده شود.

 

۳

·    ژورنالیسم (خبرنگاری) فقط یک عرصه (البته بسیار مهمی) است.

·    برای اینکه رسانه های همگانی ژورنالیستی (خبرنگاری) به مثابه مروج و مبلغ  و سازمانده کلکتیو (دسته جمعی)  در قوام بخشیدن به جامعه سوسیالیستی توسعه یافته وظایف ماهوی مهمی به عهده دارند.

 

۵

·    رسانه های همگانی در کشورهای سوسیالیستی تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی و دولت سوسیالیستی کار می کنند.

 

۶

·    رسانه های همگانی عمدتا با مطبوعات، رادیو و تلویزیون به عنوان فراگیرترین و سریع ترین کانال ها عمل می کنند.

 

۵

·    رسانه های همگانی به مثابه ابزار حزب طبقه کارگر و دولت سوسیالیستی به جمع آوری و حلاجی اطلاعات جامعتی می پردازند که برای قوام بخشیدن آگاهانه به روابط سوسیالیستی لازم و متناسب اند، به پیشبرد رفتار  آگاهانه سیاسی و طبقاتی خلق  و طبقات و اقشار اجتماعی مختلف در روند پیش تازنده توسعه جامعتی مدد می رسانند و استدلال های لازم برای این روند را عرضه می دارند.

 

·    مراجعه کنید به ترویج (اژیتاسیون)، تبلیغ  

ترویج

(آژیتاسیون)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8336

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8337

 

پایان

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیال ـ دموکراتیسم و کمونیسم (۵)

پروفسور دکتر هانس هاینتس هولتس

Hans Heinz Holz

(۱۹۲۷ ـ ۲۰۱۱) 

امضاء

 

برگردان

 میم حجری

 

۲

ماتریالیسم تاریخی ضد ایدئالیسم اخلاقی ساز

ادامه

 

۱۳

·    اثبات تاریخ و جامعه بنا بر شرایط مادی، بنا بر سیستم نیازمندی ها و بنا بر کار، پیشاپیش در اثر هگل تحت عنوان «فلسفه حقوقی» انجام یافته است.

 

۱۴

·    مارکس و انگلس و لنین همان را تا انتقاد از اقتصاد سیاسی توسعه و تکامل می بخشند.

 

۱۵

·    دعوت به اخلاق، دعوت به ایمان آوردن به ایده خلاق، دعوت به موضعگیری ایدئال، منشاء خود را در فلسفه کانت دارد.

 

۱۶

·    آموزگار اکتبر سرخ از این حقیقت امر بی خبر نبوده است.

 

۱۷

·    بیهوده نیست که او به مبارزه ای شورانگیز بر ضد کانتیانیسم رایج در میان مارکسیست ها برمی خیزد و فلاسفه جوان اتحاد شوروی را به مطالعه دقیق آثار هگل فرا می خواند.

 

۱۸

·    اگر به زبان آدورنو بگوییم، اینجا تفاوت از جزء است تا کل.

 

۱۹

·    اینجا هدف تغییر مناسبات است، تا انسان ها شرایط زندگی بهتری را داشته باشند و در نتیجه شرایط بهتر زیست به رفتار بهتر قادر باشند.

 

۲۰

·    آنجا هدف این است که انسان ها اصلاح شوند تا مناسبات موجود تحمل پذیر گردند.

 

۲۱

·    پایان دادن به مناسبات مبتنی بر بهره کشی و بیداد، بردگی و بربریت را انقلاب می گویند.

 

۲۲

·    اصلاح انسان ها و «همکاری اجتماعی» (میان طبقاتی اجتماعی) به جای بهره کشی انسان از انسان، تا زمانی که قوانین انباشت سرمایه، افزایش بی وقفه سود را تضمین می کنند، آرزوی صوری  دلکشی بیش نیست.

 

۲۳

·    به قول برتولت برشت:

 

«ما هم دوست داریم، خوب باشیم تا خشن.

مناسبات اما خشن اند تا خوب!»

 

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۴۴)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten 

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش    

 

۹

نا آرامی درونی و بیرونی خواهان تلاش و تقلا نیست.

 

کنفوسیوس و طلابش در این شعار، آرامش و نا آرامی را دیالک تیکی از درونی و برونی می دانند.

 

منظور از   آرامش و نا آرامی درونی،  آرامش و نا آرامی روحی و روانی و فکری

و

منظور از   آرامش و نا آرامی برونی،   آرامش و نا آرامی فیزیکی (جسمانی، عملی).

 

آدم، آدم است و نه آجر.

اتفاقا

برعکس ادعای حضرات

نا آرامی درونی به نا آرامی بیرونی یعنی به تلاش و تقلا منجر می شود و خواب را حتی بر آدم حرام می کند

و

نا آرامی برونی به نا آرامی درونی منجر می شود.

یعنی

ما با دیالک تیک آرامش و نا آرامی درونی و آرامش و نا آرامی برونی سر و کار داریم.

تلاش و تقلا هم دیالک تیکی از تلاش و تقلای درنی (مثلا فکری، روحی، روانی و غیره) است

و

آرامش و نا آرامی برونی فرمی از تلاش و تقلا ست.

 

ادامه دارد.

 

درنگی در ذهن و عکاسی (۳۳)

 

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۰
عکاس می کوشد به هر لحظه آگاه باشد و هر لحظه با دیگران یکی شود.
 
حریف یانکی عکاس را چنان ایدئآلیزه می کند که اهل تشیع ائمه را زیر ذره بین می گذارند و حتی برتر از انبیاء جا می زنند.
ضمنا
عکس های بند تنبانی از برگ و هارت و پورت را با ذکر دقتمند منبع و عکاس
ضمیمه یاوه نامه بی محتوای خود می کند.
 
اولا
آگاهی عکاس و خناس به لحظه به چه معنی است
 
ثانیا
چرا باید عکاس تحفه نطنز باید به هر لحظه آگاه باشد.
لحظه چیست؟

لحظه و یا دم یکی از فرم های بسط و تعمیم جزء است.
لحظه و یا دم اصلا مهم نیست.
برای یانکه در دیالک تیک جزء و کل (لحظه و ورند، دم و عمر)
نقش تعیین کننده از ان کل (روند، عمر) است و نه از آن جزء (لحظه و دم).
 
کدام عکاس واقعی می کوشد،
هر لحظه با دیگران یکی شود؟
 
منظور از «یکی شدن» اصلا چیست؟
 
به هویت با دیگران رسیدن؟
این اما به چه معنی است و حسنش کجا ست؟
هویت (یکسانی) در دیالک تیک تفاوت و هویت وجود داردو
عکاس برای یکی شدن با دیگران باید همه تفاوت های خود با دیگران را قلع و قمع کند.
کاری که نه امکان پذیر است و نه اهمیتی دارد.

 

تفاوت

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13060

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13066

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13073

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13079

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13083

 

پایان


 

هویت

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6245


اصل هویت

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8498 

ادامه دارد.