۱۴۰۵ تیر ۱۱, پنجشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۲۹)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه


۹

هانا آرندت

شر (بد، بدی) را به طرز تاوتولوژیکی (همانگویی) تعریف می کند.

 

(تعریف تاوتولوژیکی (همانگویی) به تکرار کلمات مترادف و هم معنی بسنده می کند:

خیر یعنی نیکی، خوبی.

شر یعنی بدی.

تعریف تاوتولوژیکی  

بی اعتنا به درجه حقیقت مفاهیم است.

تعریف تاوتولوژیکی  

در فرهنگ واژه ها به خدمت گرفته می شود:

محتوای کلمات توضیح داده نمی شود.

خواننده بدبخت دست به سر می شود.

مترجم)

 

۱۰

شر (بد، بدی) آن است که «به بدخواهی» مربوط می شود.

(شر آن است که بدخواهی طلب می شود.)

(هانا آرندت، «راجع به شر» ص ۴۲»

 

۱۱

شر به حقکشی آگاهانه اطلاق می شود.

(همانجا. ص ۴۳)

 

۱۲

این تعریف تاوتولوژیکی هانا آرندت در تضاد با نقد او از کانت است.

در تضاد با نقد او از «فرامین بی چون و چرای» کانت است که او بدون در نظر گرفتن محتوای آن به مثابه «دیکتات خرد» (همانجا. ص ۴۱)، به مثابه «مفهوم اطاعت کورکورانه» از در عقب به نقد می کشد.

انگار صادر کننده این فرامین بی چون و چرا از دید کانت،  نه خود ما به مثابه بشریت در شخص ما ست.

۱۳


تئودور لودویگ ویزنگروند آدورنو 

 (زادۀ ۱۱ سپتامبر ۱۹۰۳ - درگذشتۀ ۶ اوت ۱۹۶۹) جامعه‌شناس، فیلسوف، موسیقی‌شناس و آهنگ‌ساز نئومارکسیست آلمانی بود.

۱۳

هانا آرندت در این نقد از کانت به همنظری با آدورنو می رسد.

(مراجعه کنید به «دیالک تیک منفی»، ص ۲۴۰، ص ۲۵۸)

 

۱۴

در حالیکه در قاموس هانا آرندت، حقیقتی نمی تواند وجود داشته باشد که مبتنی بر شناخت حسی نباشد.

 

۱۵

 هانا آرندت به عوض توضح مفهوم شر برای اینکه بتواند از آن،  بی نیاز از مثال هایی بهره برگیرد، خود به ذکر مثال مبادرت می ورزد:

مثلا «سادیسم، یعنی خوشی محض از دادن زجر و درد به کسی و تماشای آن.»

(هانا آرندت، «راجع به شر»، ص ۴۲»

 

۱۶

«ماهیت شر» را «باید تبیین داشت.»

(همانجا، ص ۴۴)  

 

۱۷

یکی از تبیین های تجربی هانا آرندت، امحای یهودیان در اردوگاه های مرگ بوده است.

 

۱۸

«اشر واقعی آن است که ما را مات و متحیر می سازد و جز جمله زیر حرف دیگری برای گفتن نمی یابیم:

«چنین چیزی هرگز نمی بایستی صورت گیرد.»

(هانا آرندت، «راجع به شر» ص ۴۵»

 

۱۹

هانا آرندت

همین عبارت را بکرات در کتابش بر زبان می راند، بدون اینکه به توضحی دست بزند.

 

۲۰

معیار در این حکم (جمله) هارنا ارندت البته گفته می شود:

«مات و متحیر ماندن و حرفی برای گفتن نیافتن.»

بدون اینکه «جز احساس اخلاقی خویشتن»، حرف حسابی زده باشد.

(به قول آگشتین، در مؤخره، ص ۱۸۲)

 

۲۱

«احساس اخلاقی» پیش شرط مسکوت انسان عادی است که فیکسیونی تاریخی است.

به همان سان که در آثار ویندلبند نئوکانتیانیست.

 

(قیکسیون به ضد فاکت (حقیقت امر) اطلاق می شود.

مترجم)

 

آدولف اُتو آیشمن 

 مسئول «اداره امور مربوط به یهودیان» در «اداره اصلی امنیت رایش» بود.

وی که از افسران بلندپایه حزب نازی بود، در جریان جنگ جهانی دوم، دستور فرستادن بسیاری از یهودیان را به «کوره‌های آدم‌سوزی» صادر کرده بود.

 وی پس از شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، موفق شد تا به همراه خانواده‌اش به آرژانتین فرار کند.  د.

 

۲۲

سادیسم (دگر آزاری) در اردوگاه های مرگ نازی ها شاید  هانا آرندت را مات و متحیر سازد، این اما در تضاد با «ابتذال شر» است که هانا آرندت آن را در آیشمن تجسم یافته می دید

و

 اظهارات هیملر هم که از «اخلاق» اجامر اردوگاههای مرگ دم زده است که به انجام تکالیف خود مبادرت ورزیده اند، بدون اینکه سادیست شده باشند، بلکه به عنوان بروکرات های مرگ به خوبی فونکسیونالیزه شده بوده اند.


هاینریش لویتپولد هیملر 

 (۷ اکتبر ۱۹۰۰ – ۲۳ مه ۱۹۴۵) 

نظامی و سیاستمدار آلمانی و فرمانده نیروهای اس‌اس در این کشور در دوره حاکمیت حزب نازی بود.

 آدولف هیتلر بعدها او را به فرماندهی ارتش جایگزین و قائم مقام اداره تمام رایش سوم منصوب کرد.

 او به عنوان یکی از مسئولین اصلی هولوکاست شناخته می‌شود.

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۱۵)

   Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

 

۱۰

دید که چگونه مهمترین کتب انسان ها به شعله های آتش سپرده شده اند.

 

کسی که هنری جز رهنوردی و تماشا ندارد، به همین روز می افتد:

چنین کسی

در سطح پدیده ها پرسه می زند.

فقط به ادراک و استنباط حسی نایل می آید.

چنین کسی 

نمی تواند محتوای کتب بسیار مهم را تشخیص دهد و تبیین دارد.

کتاب سوزی را تحلیل علمی و عقلی و تجربی کند.



فارنهایت ۴۵۱ یا ۴۵۱ درجهٔ فارنهایت 

نام فیلمی ساختهٔ فرانسوا تروفو به سال ۱۹۶۶ میلادی است. این فیلم براساس داستان بلند ۴۵۱ درجه فارنهایت اثر ری بردبری ساخته شده‌است.

اجامر امپریالیستی هم بر اساس همین ادعای کنفوسیون و طلابش، کتابی تحت عنوان «فارنهایت ۴۵۱»  نوشته اند و فیلمی از آن ساخته اند.

در این کتاب همه سیستم منفوری همه کتب موجود در جهان را بدون استثناء به آتش می کشد.

از این خبرها نیست:
هر کتابی به آتش کشیده نمی شود.

 

کتاب چیست؟

کتاب حاوی اندیشه است و هدف و آماج کتاب سوزان نه خود کتاب، بلکه محتوای فکری و ایده ئولوژیکی و تئوریکی کتاب است.

کتاب سوزی

فرمی از مبارزه ایده ئولوژیکی است

و

مبارزه ایده ئولوژیکی

فرمی از مبارزه طبقاتی است.

کتاب

وسیله حمل و نقل افکار است و با امحای کتاب، جلوی نشر افکار مزاحم و مضر برای طبقه حاکمه گرفته می شود.

افکار می توانند به پیشرفت و یا توقف و یا پسرفت بشر و جامعه منجر شوند.

برای اینکه افکار پس از نفوذ در افراد مثلا در اثر مطالعه کتاب، به قوه ای مادی (قوه ای مثبت و یا منفی، سازنده و یا مخرب)  مبدل می شوند.

هر عمل بشری نتیجه مادیت یابی اندیشه ای است.

هر کار هر کس از کله او می گذرد.

انگلس

 

بدون تئوری انقلابی

جنبش انقلابی محال است.

لنین

 

در تحلیل نهایی

بدون جنبش انقلابی، تئوری انقلابی وجود ندارد. 

تئوری انقلابی انعکاس جنبش انقلابی است.

دیالک تیک اندیشه و عمل 

دیالک تیک تئوری و پراتیک

که یکی از دیالک تیک های مارکسیستی مهم است

و

نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن عمل (پراتیک) است.


هر کتاب سوزی

سودای جایگزینی کتب معینی را با کتاب و یا کتب مطلوب خود در سر داشته است:

معمر قذافی یاوه سبز خود را برای بشریت مافی می دانست.

کسروی آثار خود را.

نازی ها تحت سرکردگی هیتلر

لاطائلات فاشیستی و نیچه ئیستی و غیره را.  

 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۶۵)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنفَالِ ۖ قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ ۖ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾
[ الأنفال: ۱]

تو را از غنايم جنگى مى‌پرسند، 

بگو: 

غنايم جنگى متعلق به خدا و پيامبر است. 

پس اگر از مؤمنان هستيد، از خداى بترسيد و با يكديگر به آشتى زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.

معنی تحت اللفظی:

دلیل خداهراسی بشر و همزیستی مسالمت آمیز و اطاعت بی چپن و چرا از الله و رسول الله

تعلق غنایم جنگی به الله و رسول الله است.

سؤال اولا این است 

که 

چرا باید

 غنایم جنگی به الله و رسول الله تعلق داشته باشند و نه به خود جنگاوران؟

سؤال ثانیا  این است 

که 

چرا باید تعلق غنلیم به الله و رسول الله دلیل علمی و عقلی و تجربی برای الله هراسی و همزیستی با همنوعان و اطاعت از الله و رسول الله باشد؟

 سؤال  ثالثا این است

که هدف و آماج کریم از این ادعا چیست؟

 ما به پیدا کردن جواب به این سؤالات ادامه می دهیم:

چرا باید

 غنایم جنگی به الله و رسول الله تعلق داشته باشند و نه به خود جنگاوران؟

دلیل اول شاید این باشد که حضرت محمد غنائم جنگی را لازم داشته است.

مثلا برای رفع حوایج آل عبا، برای حمایت از بینوایان، برای تهیه و تدارک ساز و برگ غزوات و غیره.

به همین دلیل غنائم جنگی را متعلق خدا و خود می داند.

دلیل دوم شاید این باشد که می خواهد از بروز اختلافات بین جنگاوران (اشراف برده دار جنگاور) بر سر غنائم جنگی ممانعت به عمل آورد.

صحن این دلیل از بقیه آیه آشکار می گردد:

پس اگر از مؤمنان هستيد، از خداى بترسيد و با يكديگر به آشتى زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.

محتوای این بخش از این آیه، 

اولا ترساندن از خدا و دعوت به پیروی از خدا و پیامبر است:

برای ممانعت از تصاحب شخصی غنائم جنگی.

ثانیا دعوت به رفتار مسالمت آمیز با یکدیگر است:

برای ممانعت از بروز اختلاف بین جنگاوران و کشتار همدیگر بر سر غنائم جنگی. 


ادامه دارد.