۱۴۰۵ مرداد ۱۰, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۸۳)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای.

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

  

حافظ

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه، کآنجا سیاهکارانند.

معنی تحت اللفظی:

بیا به میکده و می بخور تا صورتت ارغوانی رنگ شود.

به صومعه مرو که صورتت سیاه رنگ گردد.

 

ارغوانی 

رنگی بین بنفش و زرشگی است و از قاطی کردن آبی با سرخ پدید می آید.

صومعه 

به عبادتگاهی در کوه های بلند اطلاق می شود.صومعه محل انزوا و عبادت راهبان است.

 

حافظ

در این بیت غزل هم به وارونه سازی دیالک تیک گناهکاران و ثوابکاران می پردازد:

صومعه را حافظ محل سیاهکاران و میخانه را محل ارغوانی صورتان جا می زند.

 

معلوم نیست که به جه دلیل راهب بدبختی که از جامعه بریده و به دخمه ای در کوهی پناه برده و در نهایت فقر و فاقه به سر می برد، جزو سیاهکاران شده است و میخواره هپیلی هپوئی جزو نیکوکاران.

 

ادامه دارد.


قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۹)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾
[ الأنفال: ۲۴]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرا خوانند كه زندگيتان مى‌بخشد دعوتشان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و قلبش حايل است و همه به پيشگاه او گرد آورده شويد.

دلایل، قوی باید و من، تقی.

دلیل اول کریم بر توصیه خود در رابطه با پیروی از خدا و رسول خدا

این است که خدا میان آدمی و قلبش حایل است.

حایل به معنی مانع پیوند دو چیز است.

خدا در این آیه، مانع پیوند آدم با قلبش است.

منظور کریم از قلب، احتمالا دل و ذهن و ضمیر آدمی است.

فونکسیون خدا ظاهر باز و بسته کردن در دل افراد به نور ایمان است.

محتوای این آیه، تهدید مؤمنین است.

دلیل دوم کریم بر توصیه خود در رابطه با پیروی از خدا و رسول خدا

گرد آوردن همه آدمیان در پیشگاه خدا ست.

محتوای این آیه هم تهدید مؤمنین است.

منظور کریم این است که خدا در روز محشر ارواح مؤمنین را به بازخواست و حساب و کتاب خواهد کشید و اهل دوزخ و بهشت را تعیین خواهد کرد.

 

ادامه دارد.


درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲۸)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

  

۲۴

دید که چگونه بزرگترین اختراعات موجب سقوط مخترعین شان به قهقرا شده اند.

 

این حدیث حریف نیمه چینی ـ نیمه یانکی از قول جوانک،

حدیثی انتزاعی و استثنايی است.

مخترعان مشخصا  حتما نباید به قهقرا سقوط کنند.

فقط در موارد استثنائی چنین حماقت و جنایتی می تواند صورت گیرد.

مثلا

اگر اعضای جامعه ای مورد حمله مشتی بی فرهنگ تمدن ستیز وحشی و خر و خردستیز از قبیل چنگیزخان و تیمور لنگ و تسکندر گجسته و لطان یابو و مش دونالد و غیره قرار گیرند.

 

ایراد فکری کنفوسیوس و طلابش، بیگانگی با دیالک تیک علت و معلول است.

 

علت سقوط مخترعان نه اختراعات بزرگ شان، بلکه دشمنان بی خرد و خردستیزشان است.

در غیر اینصورت، می توانند از مخترعین برای نیل به اماج های خوب و بد خود بهره برگیرند.

 

ادامه دارد.

تاریخ اتیک (تاریخ اخلاق) ۵)

  

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

تاریخ اتیک

(تاریخ اخلاق)

اخلاق و حاکمیت

تشکیل اخلاق

بودو گاسمن

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۵۴

در مبارزه روزمره برای بقای جامعه نجابتی

هنوز شرایط لازم برای اینکه افراد منفرد، مثلا به مثابه کاهن و یا متخصص، بتوانند بیندیشند، وجود نداشت.

 

۵۵

برای اینکه جوامع اولیه فقط به اندازه ای می توانستند تولید کنند که برای بقا لازم داشتند.

 

(یعنی به اندازه بخور و نمیر تولید می کردند.

مترجم)

 

۵۶

هر فرد جزئی از کلکتیو بود و فقط در کلکتیو می توانست زنده بماند.

 

(یعنی پیش شرط بقای هر فرد، زندگی در کلکتیو بود.

مترجم)

 

۵۷

«خصلت کلکتیو تولید و کلکتیویسم جامعتی اولیه به طور کلی، به ویژه در تقسیم فراورده های کار تولیدی  برای مصرف به وضوح نمودار می گشت.»

 

۵۸


(Charles Pearcy Mountford)

چارلز پیرسی مونتفورد

(۱۸۹۰ ‍- ۱۹۷۶)

آنتروپولوگ و عکاس استرالیایی

 


به نظر چارلز پیرسی مونتفورد

شکارچی موقق در طایفه اش

در بین سکنه اولیه آسترالیا 

در زمینه توزیع و تقسیم شکار از هیچ امتیازی برخوردار نبوده است.

 

۵۹

تنها دستاورد (دستمزد) شکارچی موفق، احساس موفقیت در شکار و احسنت و مرحبای دیگر اعضای طایفه بود.

(همانجا. ص ۶۵)

 

۶۰

زندگی بنا بر اصل «از هر کس  به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه احتیاجش» که رفتار عاری از اجبار و زور اعضای طایفه با یکدیگر بنا بر اخلاق (عادات و آداب و رسوم) حاکم را تشکیل می داد،

(چیزی که امروز برای ما به مثابه گشتاور اوتوپیکی (رؤیایی) جامعه اولیه نمودار می گردد)، اعضای جامعه اولیه ای که از سوی دیگر قربانی بی دفاع طبیعت بیرحم بودند و در سطح مادی بدوی ئی (پریمیتیوی) می چریدند،

همزمان و در عین حال، دال بر کمبود (فقر) بزرگ این فرهنگ بود.

 

(رواج اصل «از هر کس  به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه احتیاجش»،

به دلیل سطح نازل توسعه نیروهای مولده جامعه نجابتی،

نه نشانه خوشبختی اعضای جامعه، بلکه نشانه بدبختی آنها و ناشی از بدبختی آنها بود.

نه ایدئال، بلکه الزام بود.

مترجم)

 

۶۱

اگر شرایط، تغییر می یافت، طایفه هم می بایستی تغییر یابد.

چیزی که فقط در اثر رویارویی های (چالش های، تضادهای آشتی ناپذیری) امکان پذیر بود.

 

۶۲

برای اینکه این جوامع ساز و برگ (اینسترومنتاریوم) دیگری  جز اعمال قهر (جنگ و دعوا) برای برخورد با تغییرات شرایط زندگی در اختیار نداشتند.

 

۶۳

در نتیجه بسته به اوضاع و احوال خیلی از اعضای جامعه کشته می شدند، جنگ درونطایفه ای شعله ور می شد و جامعه نجابتی در هم می شکست واضمحلال طایفه به طور کلی را به دنبال می آورد.

 

ادامه دارد.