۱۴۰۵ مهر ۲۵, شنبه

انتقاداتی بر هانا آرندت (بخش دهم)

    

بودو گاسمن

 انتقاداتی بر هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 
  

۹۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18255

 

۹۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18261

 

۹۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18264

 

۹۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18269

 

۹۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18274

 

۹۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18279

 

۹۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18285

 

۹۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18293

 

۹۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18303

 

۱۰۰

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18309

 

ادامه دارد.

 

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰۰)

Photo of Hannah in 1924

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت

ادامه

درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.

مترجم
 
 (۲۲ آوریل ۱۷۲۴ – ۱۲ فوریه ۱۸۰۴)

کانت می نویسد:

«فهم اگر بضاعت وحدت پدیده ها به مدد قواعد باشد، خرد (عقل) بضاعت وحدت قواعد تحت (تابع) اصول فهم خواهد بود.

بنابرین، خرد (عقل) در وهله اول، هرگز سراغ تجربه ای و یا شیئی و موضوعی نمی رود.

خرد (عقل) سراغ فهم می رود تا معارف (شناخت های) متنوع  وحدت معین مربوطه را به طور ماورای تجربی (به طور اپریوریکی)  به مدد مفاهیم عرضه دارد که وحدت عقلی باید نامیده شود.

وحدت عقلی در مقایسه با وحدت فهمی از نوع به کلی دیگری است.»

(ایمانوئل کانت،  «نقد خرد محض»، ص ۳۴۱، ۳۵۹ )

ما این ادعای کانت را نخست تجزیه و سپس تحلیل مارکسیستی می کنیم: 

 کانت:

بنابرین، خرد (عقل) در وهله اول، هرگز سراغ تجربه ای و یا شیئی و موضوعی نمی رود.

 

۱

کانت اول به مدد تخیل ادعایی را فرمول بندی می کند.

 

۲

بعد بنا بر ادعای من در آوردی اش برای خرد (عقل) تعیین تکلیف می کند.

 

۳

اتفاقا قضیه بر عکس ادعای کانت و گاسمن است:

همانطور که ذکرش گذشت، هر احساسی (حس کردنی)،

 مثلا  خشکی و یا تری، کرم خوردگی و یا پوکی تنه درخت که توسط دهقان تبر به دست حس می شود و به صورت سیگنال های حسی به مغز ارسال می شود، با خرد (عقل) و همکاری خرد (عقل) همراه است.

 

۴

یعنی

نه حسی مجزا از عقلی است و نه عقلی مجزا از حسی.

 

۵

یعنی

میان حسی و عقلی رابطه دیالک تیکی ناگسستنی برقرار است

و

رابطه دیالک تیکی را با بمب اتم هم نمی توان از هم گسست.

 ۶

امتحانش سهل و آسان است:

شروع کردن به انجام کاری مثلا خیاطی، همان و به کار افتادن ساعت وار مغز، همان.

 

۷

این به معنی دیالک تیک عینی حسی و عقلی است.

 

۸

خیاط می تواند تیک تاک ساعت وار مغز خود را حتی بشنود.

 

۹


تیک تاک ساعت وار مغز خود را

به ویژه در سلول های شکنجه ساواک و ساواما و موساد و سیا

بلندتر و واضح تر و بهتر از هر جای دیگر می توان شنید.

 

۱۰

ما آزموده ایم در این باره بخت خویش.

 

۱۱

کانت از حسی (احساس کردن) حتی حرفی نمی زند.

 

۱۲

کانت از تجربه شروع می کند و معلوم نیست که منظورش از تجربه چیست؟

 

۱۳

جفت دیالک تیکی تجربه اصلا عقل نیست.

 

۱۴

جفت دیالک تیک تجربی (عملی)، نظری است.

دیالک تیک پراتیک و تئوری.

 

۱۵

کانت هنوز از مفهوم فلسفی بسیار مهم  پراتیک خبر ندارد.

 

۱۶

تجربه، امپیری، عمل، آزمون، آزمایش، کار، کردوکار، تلاش و تقلا و کوشش و غیره

فرم هایی از بسط و تعمیم پراتیک اند.

 

۱۷


فلسفه و تئوری شناخت 

 می بایستی صبر بسیار کند تا مارکسی پیدا شود و به کشف مقوله اساسی و بسیار مهم پراتیک نایل آید.

 

۱۸

پراتیک و از انجمله تجربه

هم زادگاه مفاهیم و احکام (واژه ها و حملات، افکار) است

و

هم محک بی چون و چرای عینی برای اثبات صحت و سقم آنها.

 

۱۹

حافظ

حافظ شیرازی

هم

صدها سال قبل از کانت و مارکس می دانست:

  حافظ

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

معنی تحت اللفظی:

تجربه (پراتیک) محک مطمئن برای اثبات صحت و سقم دعاوی خلایق است.

 حافظ

پدر تجربه (پراتیک)، ای دل، تویی،

آخر ز چه رو، طمع مهر و وفا از پسران می داری.

معنی تحت اللفظی:

تجربه (پراتیک) زنده زندگی اثبات کرده است که توله های آدمیان (و حتی نباتات و جانوران) مهر و وفا نسیت به مادر و پدر ندارند.

 

پراتیک

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3011

 

پایان

 

پراتیک

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5381

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5380

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5356

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5359

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5364

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5369

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5373

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5379

 

پایان

 

 

پراتیک

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11454

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11410

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11421

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11424

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11433

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11442

 

۶

 http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11453

 

پایان

 

۲۰

سعدی شیرازی که در این زمینه صد سر و گردن بالاتر و داناتر از حافظ شیرازی است.

 

مراجعه کنید

به خودآموز خود اندیشی

 

ادامه دارد.

 

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۶۱۱)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿لَّوْلَا كِتَابٌ مِّنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۶۸]

اگر پيش از اين از جانب خدا حكمى نشده بود، به سبب آنچه گرفته بوديد عذابى بزرگ به شما مى‌رسيد.

 
محتوای این آیه این است، که قبلا راجع به غنائم جنگی از طرف خدا حکمی صادر نشده است.
اگر حکمی صادر شده بود و مسلمین در جدال بر سر غنائم جنگی از احکام الهی تخطی می کردند، دچار عذاب الهی می شدند.

یکی از مشخصات کریم فراموشکاری است.
برای اینکه قبلا آیات بیشماری راجع به تقسیم و تصاحب غنائم جنگیغنائم جنگغنائم جنگی تازل شده است.
به همین دلیل  منتقدین روشنگری موسی و عیسی و محمد را سه کلاهبردار نام داده اند.
کریم اگر فراموشکار نبوده باشد، به احتمال قوی از عدم تنظیم و تحریر آیات در آن زمان سوء استفاده کرده است.
 

﴿فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۶۹]

از آنچه به غنيمت گرفته‌ايد كه حلال است و پاكيزه، بخوريد. 

و از خدا بترسيد. 

هرآينه خدا آمرزنده و مهربان است.

محتوای این آیه با محتوای آیه پیشین تضاد دارد:

براى هيچ پيامبرى نسزد كه اسيران داشته باشد تا كه در روى زمين كشتار بسيار كند.

 شما متاع اينجهانى را مى‌خواهيد و خدا آخرت را مى‌خواهد.

 

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الْأَسْرَىٰ إِن يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۷۰]

اى پيامبر، به اسيرانى كه در دست شما هستند بگو:

 اگر خدا در دلهايتان نشان ايمان ببيند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده ارزانيتان خواهد داشت و مى‌آمرزدتان، و خدا آمرزنده و مهربان است.

در طنازی کریم نمی توان تردید داشت:
دار و ندار جامد و جاندار و حتی آزادی شخصی شان رابه زور و شمشیر تصاحب می کنند و ضمنا وعده نسیه و مشروط می دهند:
حتی ایمان آوردن شان را پیش شرط پس دادن دار و ندار جامد و جاندار و آزادی شخصی شان قرار نمی دهند.


 
بازار خرید وفروش برده‌
 
برای اینکه دین و ایمان بهانه است  و بس.
هدف از غزوات برده کردن و غارت کردن است و بس.


 
زنان حرمسرا و برده داران
 
ادامه دارد.