۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۲)

undefined 

پروفسور دکتر وینفرید شرودر 

استاد دانشگاه فیلیپ ماربورگ آلمان

متخصص

در

 فلسفه آنتیک (جهان باستان کلاسیک)،

عصر جدید آغازین

 روشنگری،

متافیزیک،

مذهبفلسفه ،

 فلسفه عملی،

 تاریخ مفاهیم 

آثار:

نیهلیسم اخلاقی

منشئات آته ئیسم

 


پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 

معنی تحت اللفظی روشنگری

 

۱

·    معنی تحت اللفظی روشنگری عبارت است از نور افشانی در ظلمات جهل، پیشداوری ها و خرافات.

 

۲

·    کانت در سال ۱۷۸۴ میلادی، روشنگری را چنین تعریف می کند:

·    روشنگری عبارت است از «خروج انسان از الکنیت (صغارت، کودکی، وابستگی) خویش که تقصیر خودش بوده است!»

 

۳

·    روشنگر ـ به نظر کانت ـ کسی است که بدون کمک غیر، شهامت استفاده از فهم خود را داشته باشد

·    (کانت، «روشنگری چیست؟»)

 

۴

·    قرن روشنگری نام خود را خود انتخاب کرده است.

 

۵

·    در زبان انگلیسی روشنگری را تنویر می نامند که از نور سرچشمه می گیرد.

 

۶

·    در فرانسه قرن هجدهم از «قرن فلسفی» سخن می رود،  که به برکت «نور» تشکیل یافته است.   

 

۷

·    دوایر فکری «قرن روشنگری»، «قرن تنویر»، «قرن فلسفی» در هم تنیده اند.

 

۸

·    واژه های ایتالیائی، اسپانیائی و روسی روشنگری نیز از واژه «نور» تشکیل یافته است.

 

۹

·    واژه آلمانی روشنگری در سال ۱۷۵۰ میلادی مرسوم شده است.

 

۱۰

·    در تاریخ نگاری فلسفی و ادبی ـ به طور کلی ـ واژه «روشنگری» برای نامیدن جنبش فکری ترقی طلبانه در قرن به کار می رود که قبل از انقلاب بورژوائی جریان داشت.

 

۱۱

·    در رابطه با عرصه و استعمال واژه «روشنگری» هنوز وحدت نظر کامل وجود ندارد.

 

۱۲

·    توسعه روشنگری در کشورهای مختلف اروپا بنا بر شرایط تاریخی موجود به انحای مختلف صورت می گیرد و اهمیت عام متفاوتی کسب می کند.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۴ بهمن ۱۳, دوشنبه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۵)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

اختلاف آیت‌الله علوی بروجردی قبل از اینکه اختلاف نظری (فقاهتی) باشد، اختلافی طبقاتی است.

 روحانیت بر خلاف خرافات رایج، نه یک طبقه اجتماعی و  کاست و غیره، بلکه یک قشر اجتماعی است.

اعضای هر قشر احتماعی

تعلقات طبقاتی متفاوت و حتی متضاد دارند.

تفاوت و تضاد بینشی و طبقاتی آیت‌الله علوی بروجردی با خمینی و خامنه ای، همان تفاوت و تضاد بینشی و طبقاتی آیة الله بروجردی با خمینی است:

ما این دو گرایش طبقاتی ـ سیاسی را فئودالیستی و فوندامنتالیستی می نامیم

که مختص اهل تشیع نیست، بلکه چه بسا تحت تأثیر فوندامنتالیسم اسلامی سنی تشکیل یافته است.

اگر کسی با حزب اللهی ها در انجمن های اسلامی دانشگاه ها در زمان شاه آشنایی داشته بود، متوجه می شد که آثار سید قطب (مصر) جزو آثار تئوریکی (نظری) مهم شان بوده اند.

روحانیت فئودالیستی و نیمه فئودالیستی ـ نیمه کاپیتالیستی

به نقش ایده ئولوژیکی سنتی روحانیت و تبری از شرکت در سیاست پافشاری می کند.

روحانیت در این صورت ضمن مشروعیت فقهی بخشیدن به حاکمیت طبقه حاکمه فئودال و سرمایه دار و کمک به حفظ آن، به انتقاد سطحی و صوری و فقهی از آن می پردازد.

این روحانیت

توسط طبقات حاکمه و هیئت های حاکمه هم تطمیع و تقویت و تحکیم می شود و هم تحقیر و تضعیف می شود:

این روحانیت، گدا تصور و تصویر می شود.

روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی شیعی و سنی

اما

دست به ریشه و بنیاد می برد و سنت پیامبر اسلام و خلفا و ائمه را تداوم می بخشد.

خمینی

موضع بینشی و طبقاتی روحانیت فئودالیستی و نیمه فئودالیستی ـ نیمه کاپیتالیستی

را

نشانه خریت و ناشی از خریت می داند:

گفتم:

«خیلی خری.»

روحانیت فوندامنتالیستی سنی و شیعی

روحانیت سلحشوری است.

مبلغ نظری ـ عملی (تئوریکی ـ پراتیکی)  مبارزه و تحول اجتماعی فرمال و صوری و کذایی و مخالف سرسخت تسلیم و توجیه وضع موجود است.

البته روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی، تفاوت ها و تشابهات جدی دارند

که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۶۹)

   

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

چه نغز آمد، این نکته در سند، یاد

که عشق آتش است و هوس تندباد

معنی تحت اللفظی:

بنا بر ضرب المثلی رایج در سند (منطقه ای در هندوستان)،

عشق

شبیه آتش است و هوس، شبیه تندباد.

 

سعدی

در این بیت شعر،

 دیالک تیک اکسیژن و اکسیداسیون

را

به صورت دیالک تیک هوس و عشق

بسط و تعمیم می دهد.

در قاموس سعدی، هوس به تشدید عشق منجر می شود.

روی دیالک تیک عشق و هوس باید کار کرد.

ما در اشعار فروغ فرخزاد نیز با مفاهیم عشق و هوس سر و کار پیدا می کنیم که بادی مستقلا مورد بررسی قرار گیرند.

عشق و هوس هر دو مبتنی بر حوایج غریزی اند.

هوس

 ساز و برگ غریزی لازم را برای جامه عمل پوشی فیزیکی عشق را در اختیار اندام قرار می دهد.

یعنی

مادیت یابی فکر (تجسم) را، یعنی جفتگیری و ارگاسم و تخلیه روانی و ارضای غریزی را امکان پذیر می سازد.

 

ادامه دارد.

 

۱۴۰۴ بهمن ۱۲, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۱)

undefined 

پروفسور دکتر وینفرید شرودر 

استاد دانشگاه فیلیپ ماربورگ آلمان

متخصص

در

 فلسفه آنتیک (جهان باستان کلاسیک)،

عصر جدید آغازین

 روشنگری،

متافیزیک،

مذهبفلسفه ،

 فلسفه عملی،

 تاریخ مفاهیم 

آثار:

نیهلیسم اخلاقی

منشئات آته ئیسم

 


پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین

 

 (بخش اول)

 

·      روشنگری عنوانی است برای جنبش فکری که تلنگرهای خود را از تمایلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی طبقه متوسط در دوره رهائی بورژوازی از قید و بند نظام فئودالی ـ استبدادی دریافت می کند و به پیدایش معارف بنیادی و راهنما در کلیه عرصه های علوم کمک می کند.

 

پیشگفتار

 

۱

·      روشنگری ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ «گام ماقبل آخر بشریت در راه خودشناسی و خودرهانی بوده است که اما به مثابه گام ماقبل آخر نیز به طور یکجانبه در تضاد گیر می کند و می ماند.»

·      (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱، ص ۵۵۰)

 

۲

·      در جنبش روشنگری جریانات مختلفی با تمایلات متفاوت شرکت داشته اند.

 

۳

·      جنبش روشنگری ـ در مجموع ـ از مراحل توسعه بیشماری می گذرد.

 

۴

·      جنبش روشنگری ـ بنا بر ماهیت خویش ـ ادبیات اپوزیسیون ضد فئودالی را تشکیل می دهد.

 

۵

·      به قول کلاسیک های مارکسیسم، در جنبش روشنگری، «مذهب، طبیعت نگری، جامعه، نظام دولتی، همه و همه به انتقاد بیرحمانه کشیده می شوند.

 

۶

·      هر چیزی می بایستی حقانیت وجودی خود را در محکمه خرد توجیه کند و یا ترک وجود کند.»

·      (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۱۶)

 

۷

·      روشنگری در طول قرن هجدهم میلادی در همه کشورهای اروپا (البته به انحای مختلف) غالب می آید.

 

۸

·      روشنگری ـ از نقطه نظر تاریخ ایده ها ـ به دنبال جنبش های زیر فرا می رسد:

 

الف

·      به دنبال هومانیسم

ب

·      به دنبال رنسانس

پ

·      به دنبال رفرماسیون

ت

·      به دنبال سیستم های فلسفی راسیونالیستی قرن هفدهم میلادی

 

·      مراجعه کنید به راسیونالیسم، کارتزیانیسم، اسپینوزیسم.

 

اسپینوزیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8261

 

ایراسیونالیسم

(خردستیزی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895

 

۹

·      روشنگران معارف مترقی پیشینیان را توسعه می دهند و همزمان بر ضد نظریات محافظه کارانه آنها که تکیه گاه مذهب کاتولیکی و دیگر مدافعان نظام جامعتی و دولتی موجود بودند، به مبارزه می پردازند.

 

۱۰

·      از این رو ست که روشنگری (به ویژه روشنگری فرانسه) ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ «نه فقط نبردی بر ضد نهادهای سیاسی، مذهب و تئولوژی موجود، بلکه علاوه بر آن، چالشی علنی، آشکار و عظیم بر ضد متافیزیک قرن هفدهم و هر نوع متافیزیک از قبیل متافیزیک دکارت، مالبرانش، اسپینوزا و لایب نیتس  بوده است.»

·      (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲، ص ۱۳۷)

 

ادامه دارد.