۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۵)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۲۱

·    توسعه مبانی فلسفی و تئوریکی درک مارکسیستی ـ ماتریالیستی تاریخ، مارکس و انگلس را به این شناخت رساند که «آخرین علل تغییرات جامعتی و تحولات سیاسی را نه در کله (ذهن) انسان ها، نه در درک و فهم دم افزون حقیقت و عدالت ابدی توسط آنان، بلکه در تغییرات شیوه تولید و مبادله باید جست.»

 

(به عبارت دیگر

در وجود جامعتی باید جست و نه در شعور جامعتی.

 

وجود جامعتی

(وجود اجتماعی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4639

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4646

 

پایان

 

شعور جامعتی

(شعور اجتماعی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12414

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12422

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12426

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12428

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12429

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12432

 

۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12439

 

۸

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12441

 

پایان

مترجم)

 

۲۲

·    «آخرین علل تغییرات جامعتی و تحولات سیاسی را به قول انگلس، نه در فلسفه، بلکه در اقتصاد دوران مربوطه» باید یافت.

 

(این حرف انگلس دقیق نیست.

منظور او از اقتصاد، زیر بنای اقتصادی (مناسبات تولیدی) است که در رابطه دیالک تیکی با نیروهای مولده از سویی و با روبنای ایده ئولوژیکی از سوی دیگر قرار دارد.

و گرنه به اکونومیسم می رسیم.

خیلی از مدعیان بی خبر از «هر» و «بر» هم مارکسیسم را با اکونومیسم عوضی می گیرند.

مترجم)

 

۲۳

·    بنابرین، کشف دیالک تیک قوانین حرکت و توسعه هر فرماسیون جامعتی فقط با تجزیه و تحلیل (آنالیز) اقتصادی مناسبات تولیدی امکان پذیر است.

 

(تجزیه و تحلیل (آنالیز) اقتصادی مناسبات تولیدی

دقیق و درست نیست.

دقیق و درست، تجزیه و تحلیل (آنالیز) فلسفی مناسبات تولیدی است.

مناسبات تولیدی

اگر تیز بنگریم

نه مفهومی اقتصادی× بلکه مفهومی فلسفی است:

یکی از مفاهیم ماتریالیستم تاریخی است.

مترجم)

 

۲۴

·    اقتصاد سیاسی مارکسیستی در جوار ماتریالیسم دیالک تیکی و ماتریالیسم تاریخی از اجزای اساسی جهان بینی مارکسیستی است.

 

(مؤلفین این دایرة المعارف

جهان بینی را تحت اللفظی معنی می کنند و به خدمت می گیرند.

ما اصولا و اساسا با دو نوع جهان بینی سر و کار داریم:

۱

جهان بینی ماتریالیستی

 که ماده (وجود، وجود جامعتی) را مقدم بر روح (شعور، شعور جامعتی) می داند و جهان را قابل شناخت می داند.

 

۲

جهان بینی ایدئالیستی

که روح (شعور، شعور جامعتی) را مقدم بر ماده (وجود، وجود جامعتی) می داند و جهان را غیرقابل شناخت می داند.

تعریف دیگری از جهان بینی فاقد ارزش و اعتبار علمی است.

مفهوم جهان بینی برای پوز دادن نیست.

برای به خدمت گرفتن است.

خیلی از مدعیان طرفداری از مارکسیسم و سوسیالیسم و غیره اصلا نمی دانند که جهان بینی چیست، چه رسد به داشتن و به خدمت گرفتن آن.

اقتصاد سیاسی ربطی به جهان بینی ندارد.

اقتصاد سیاسی یکی از علوم اجتماعی است.

جهان بینی اما مفهومی فلسفی است و نه علمی.

مترجم)

 

۲۵

·    برای اینکه تنها با درک ماتریالیستی تاریخ و افشای راز تولید کاپیتالیستی با اضافه ارزش، سوسیالیسم از اوتوپی به علم مبدل می شود.

 

(این حرف حریفان هم دقیق و درست نیست.

مترجم)

 

اوتوپی

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9929

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9935

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9944

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9966

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9990

 

پایان

 

علم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8396

 

درک ماتریالیستی تاریخ

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15921

 

پایان

 

کمونیسم اوتوپیکی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3238

 

پایان

 

کمونیسم علمی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3240

 

پایان

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۰)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه

 

۲۳

معیار دیگری که هانا آرندت برای تعیین (تعریف) شر به خدمت می گیرد، «تمایل شدید به همدردی خشمگین کننده است که انسان ها به واسطه آنها از دیرباز به خاطر عدالت بسیج می شوند.»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال»، جلد ۳، ص ۲۱۱)

 

۲۴

همدردی احساس دوپهلویی (دوگانه ای، تضادآمیزی، متضادی) است که به درد کشیدن مشخص بی واسطه مربوط می شود و حتی فاشیسم از آن به مثابه وسیله ای برای مانی پولاسیون («تبلیغات کریه») سوء استفاده کرده است.

 

۲۵

پیش شرط همدردی وجود جهان احساسی همگون انسان ها ست که در «هرج و مرج نظری ماقبل توتالیتر» (هانا آرندت،همانجا. ص ۷۱) (و هرج و مرج احساسی)، دیگر به عنوان چیزی عام و همسان وجود ندارد.

(راجع به همدردی، مراجعه کنید به گاسمن، «راجع به تاریخ»، ص ۲۴۱)


 https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/4/48/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87_%28%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%29.jpg/500px-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87_%28%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%29.jpg

 

(فاشیسم و به ویژه فوندامنتالیسم اسلامی به ویژه، شیعی (فاشیسم فئودالی) و فوندامنتالیسم یهود و مسیحی (کوکلوس کلان) از همدردی مثلا با امام حسین و یاران در کربلا، سوء استفاده همه جانبه وسیع برای به شور عاطفی در آوردن توده ساده لوح و بسیح آنان بر ضد حکومت لائیک و غیره به عمل می آورند.

اما فاشیسم و فوندامنتالیسم

توان همدردی اصیل با کسی ندارند.

  مثال روشن:

رفتار قساوت آمیز با سکنه روسیه و اسرای روسی در جنگ جهانی دوم.

سوزاندن کلکتیو دهاقین فرانسه و دیگر کشورهای تحت اشغال قوای فاشیسم.

هولوکاوست.

جزغاله کردن سیاهپوستان در امریکا.

رفتار ضد بشری با خلق فلسطین و اخیرا تحمیل تشنگی و گرسنگی مرک آور به سکنه غزه.

زجر و آزار بی رحمانه و بی شرمانه پیران مظلوم و معصوم پرولتاریا و شوهای تلویزیونی و مدفوعاتی و توبه فرمایی در ایران.

وضو گرفتن و تضرع و طلب اغماض قبل از شروع به شکنجه وحشیانه پیران شکننده توده.

مترجم)

 

۲۶

هانا آرندت

به عوض تعریف (تعیین) شر به مثابه مفهوم، (کاری که با پیشه کردن متد فنومنولوژیکی اصلا شدنی نیست)، به طور سلکتیو (گزینشی) به تزی از تاریخ اتیک (اخلاق) چنگ می زند.

به ادعایی از افلاطون که گویا «برای انسانها انجام عمدی کارهای بد، انجام کارهای بد به نیت انجام کارهای بد، امکان ناپذیر است.»

هانا ارندت، «راجع به شر»، ص ۴۲)

 

۲۷

 

آگوستین

 (۳۵۴ ـ ۴۳۰)

اهل الجزایر

از فقهای مهم مسیحیت

فیلسوف دوره گذار از آنتیک به قرون وسطی

مؤلف آثار تئولوژیکی (فقهی) بیشمار

پدر علم تئولوژیکی (فقهی) و فلسفی مسیحیت

تحت تأثیر افلاطون واقعیت را سه شقه کرده است:

جهان عالی ترین وجود که فقط برای روح قابل دسترسی است.

جان ـ روح انسانی

جهان شونده که برای حواس قابل دسترسی است.

او ایمان مسیحی را به مثابه بنیان شناخت تلقی می کرد.

 

این ادعای افلاطون در قاموس هانا آرندت سرتاسر سنت فلسفی را در برمی گیرد.

غافل از اینکه آگوستین، درست عکس این ادعا را در مفهوم خنثای خواستن خود ادعا می کند.

 

۲۸


پطروس ابلار

(۱۰۷۹ ـ ۱۱۴۲)

فیلسوف قرون وسطی

نماینده برجسته اسکولاستیک آغازین

مدرس تئولوژی (فقه)، منطق و دیالک تیک در پاریس

او قرن ها قبل از روشنگری

 تقدم خرد را (نه فقط در فلسفه) نمایندگی  می کرد.

 

در قرون وسطی

مثلا در

 آقکار و آثار ابلار

 انجام آگاهانه اعمالی مغایر با فرامین الهی، گناه به معنی واقعی کلمه بوده است.

 

۲۹


برنارد مانده ویل

(۱۶۷۰ ـ ۱۷۳۳)

پزشک، تئوریسین اجتماعی هلندی، مقیم انگلستان

مؤلف «افسانه زنبوران عسل»

او نه فضایل اخلاقی، بلکه مفاسد اخلاقی را سرچشمه رفاه عموم می دانست، که به پارادوکس مانده ویل معروف شده است.

ماندو ویل و دساده هوس و میل به تحمیق (مانی پولاسیون) و تعذیب (زجر دادن) را نه تنها توصیف، بلکه حتی توجیه کرده اند.

 

ادامه دارد.