۱۴۰۵ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۵)

 کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا  

یادگیری در مورد آمادگی است. (؟)

 از آنجا که شما یک فرد دوست داشتنی و متفکر هستید که این کتاب را پیدا کرده اید، می خواهید از این اثر الهام بگیرید تا با استفاده از آن ، لحظاتی را که مشاهده می کنید یاد بگیرید و به دیگران یاد دهید تا در آن لحظه ها حرکت کنند.

 این کتاب به شما بسیار کمک می کند.

حرف زدن نویسنده این «کناب» به حرف زدن کودکی ۷ ـ ۸ ساله شباهت داردو

طرفه این است که در ایران مدعی ابر قدرت شدن، این لاطائلات یانکی   ۷ بار تجدید چاپ شده است.

مسئله این است که در ایران از سویی گام های غول آسایی در علوم طبیعی مثلا فیزیک و غیره برداشته شده است.

دشمنان بشریت هم به همین دلیل دانشگاه شریف و غیره را مرتب بمباران می کنند و صدها دانشمند ایرانی طراز اول را ترور کرده اند.

این پیشرفت فخرانگیز اما با فقر فکری و فلسفی شرم انگیز توأم است.

می توان گفت که رشد در ایران، شبیه امریکا و امثالهم تک بعدی است.

پل مارتین لستر 

در این یاوه بدبختی بیسوادی را که یاوه اش را خریده است، «ا یک فرد دوست داشتنی و متفکر »  قلمداد می کند.

متفکری که « می خواهد از این اثر الهام بگیرد تا با استفاده از آن ، لحظاتی را که مشاهده کند (؟) یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد تا در آن لحظه ها حرکت کنند.»

نویسنده و مترجم این یاوه هنوز نمی دانند که لحطه را نمی توان مشاهده کرد و در لحظه نمی توان حرکت کرد.

حرکت در مکان صورت می گیرد و نه در زمان.

لحظه یکی از اجزای زمان است.

 ضمنا

«یادگیری در مورد آمادگی است» به چه معنی است؟

اکنون «قسمت هایی از کتاب ذهن و عکاسی» را مورد تأمل قرار می دهیم:


۱. 

زندگی پیچیده نیست.

ذهن آن را پیچیده می سازد. 

فلب به ذهن نشان می دهد که زندگی ساده است.

 ذهن را به سکوت وا دار و به قلبت گوش بسپار.

عجب مزخرفاتی:

حریف 

نه معنی حرف دهنش را می فهمد و نه حرف زدن بلد است.

پیچیده به تنهایی وجود نداردو

پیچیده در دیالک تیک ساده و پیچیده (بغرنج) وجود داردو

سادگی و پیچیدگی زندگی و هر چیز دیگر، عینی است و نه ذهنی.

قلب

ارگان پمپاژ خون در زگان اندام است.

قلب که اموزگار ذهن نیست.

ذهن و یا مغز که حرف نمی زند ال کسی پوزه بر دهنش بزند و به سکوت وادارد.

قلب در تپیش است و نه در گویش.

گوش سپردن به تپش قلب فقط برای معاینه زنده بودن موجودات است.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۶)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

یکی حلقه کعبه دارد به دست

یکی در خراباتی افتاده مست

گر آن را بخواند، که نگذاردش؟

ور این را براند، که باز آردش؟

معنی تحت اللفظی:

بشریت به دو دسته طبقه بندی می شوند:

طبقه پارسا که به دق الباب خانه خدا مشغول است

و

طبقه پلید که در میخانه ای مست افتاده است.

تصمیمگیر اما خدای خودمختار و خودکامه است که می تواند پارسا را از در خانه خود (کعبه) براند و پلید را به خانه خود راه دهد.

 

نه مستظهر است آن به اعمال خویش

نه این را در توبه بسته است پیش.

نه پاسایی که به دق الباب در کعبه مشغول است، پشتش به اعمالش گرم است

و

نه در توبه به روی پلیدی بسته شده است که مست در میخانه افتاده است.

ریشه معرفتی ـ نظری ندانمگرائی در همین جا ست.

 

حافظ همین نکته را بهانه می کند و دهن بند بر پوزه هر روشنگر منتقدی می نهد:

 

لطف خدا بیشتر از جرم ما ست

نکته سر بسته چه دانی، خموش!

معنی تحت اللفظی:

انتقاد ممنوع.

چون خدا بحشنده مطلق است و هراسی از ارتکاب گناه نیست.

 

حافظ در این بیت غزل، با یک تیر دو نشان می زند:

هم به تبرئه جماعت لومپن و رند و لاابالی می پردازد

و

هم به تبلیغ ندانمگرائی.

 

این همان اندیشه گندیده سعدی است که از دهن حافظ بیرون می زند:

«نه این را در توبه بسته است پیش.»

 

ادامه دارد.

 

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زنگرایی (فمینیسم) (۵)

 https://www.jungewelt.de/img/2200/25832

کلاودیا ونگرین

(فمینیسم بورژوائی و یا همبستگی زنان؟)

زنتصویر حاکم، زنتصویر حکام است!

کلاودیا ونگرین

عصر ما

(۵ ماه مارس سال ۲۰۰۴)

برگردان

 میم حجری

 

۱۱

·    در حال حاضر کیفیت زندگی این دسته از زنان به شرح زیر است:

 

۱

·    در حال فرار از دولت خویش بودن.

 

۲

·    مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن.

 

۳

·    در بهترین حالت، بر سر سه راهی انتخاب مرگ از گرسنگی، خودفروشی و تنفس گازهای سمی کارخانجات قرار داشتن.

 

۴

·    در دوره حاملگی با جیره غذائی قابل قیاس با جیره زندانیان اردوگاه های کار به سر بردن و سرانجام در آن مردن.

 

۱۲

·    وضع و حال حقوق بشر در سرمایه داری واقعا موجود از این قرار است.

 

۱۳

·    زندگی زنان سفید پوست با شناسنامه غربی در کشورهای ثروتمند سرمایه داری در مقایسه با زنان کشورهای تحت استثمار هنوز نسبتا خوشایند است.

 

۱۴

·    اما در مقایسه با زندگی ئی که در صورت به خدمت همه اعضای جامعه گرفتن پیشرفت فنی می تواند امکان پذیر گردد، چنگی به دل نمی زند.

 

۱۵

·    اکنون این زندگی نه در جهت بهتر شدن برای زنان، بلکه برعکس در جهت بدتر و وخیم تر شدن سیر می کند.

 

۱۶

·    صد سال پیش از این، در پیش گرفتن زندگی مستقل با و یا بدون بچه برای هر زن با سی ساعت کار در هفته، به لحاظ فنی اوتوپی محالی محسوب می شد.

 

۱۷

·    این اما دیری است که دیگر اوتوپی نیست و درست در همین جا ست که سر ما کلاه می رود.

 

۱۸

·    وقتی که محل کار ما زنان را در عرصه اجتماعی حذف می کنند، ما را به لحاظ کارآئی ضعیف جا می زنند.

 

۱۹

·    به عنوان فروشنده در فروشگاه ها هم جلوه و جلا و درخششی نداریم.

·    برای اینکه قدرت خرید مردم رو به کاهش است و ما در جهت قانع کردن مشتریان بی پول به خرید هر کالائی سعی لازم را به عمل نمی آوریم.

 

۲۰

·    ما باید در هر صورت سپاسگزار باشیم، اگر ده ساعت در روز لبخند بزنیم، قهوه تهیه کنیم و با آدم های بدحال بد اخلاق برآشفته صحبت تلفنی کنیم، به جای اینکه اجناس را در قفسه فروشگاه ها بچینیم، کف آشپزخانه ها را برق باندازیم و در اداره کاریابی مورد تحقیر و توهین و پرخاش قرار گیریم.

 

۲۱

·    البته اگر خواستیم از پیران، بیماران و مفلوجان پرستاری کنیم، به طور افتخاری و بی اجر و مزد می توانیم.

 

۲۲

·    در حالیکه جامعه به کار ارزشمند در عرصه اجتماعی نیاز مبرم دارد، عرصه ای که بسیاری از زنان در آن تخصص کافی دارند.

 

۲۳

·    اما کیست که نظر گروه های حاشیه نشین، یعنی زنان تنهای بچه دار، مادران شاغل و مفلوجین را راجع به «ضرورت های عینی» جویا شود.

 

۲۴

·    تنها کسانی مجاز به تعریف مقوله «ضرورت های عینی» اند که می خواهند کالاهای خود را به دست زنان و مردان برسانند.

 

۲۵

·    همین اقلیت انگشت شمار است که عملا تصمیم می گیرد که زنان مربی فروشنده رخت و لباس شوند، کارکنان صنعت دندانسازی با کودکان خود خانه نشین شوند و زنان فروشنده فروشگاه ها به کار نظافت بپردازند، اگر دندان های شان از ریخت افتاده باشند و مشتری پسند نباشند.

 

۲۶

·    و هرکس ناراضی است، باید به جای انتقاد، شرم کند، به بی لیاقتی خود اقرار کند و در انتخابات بعدی نام «نماینده» دیگری را در برگ رأی بنویسد، اگر چه او هم کاری از دستش برنمی آید.

 

ادامه دارد.