۱۳
تقلیل نظر بر فنومن های (پدیده های) صرف که همواره سطحی اند، مانع نظر بر ماهیت و جوهر فاشیسم و کلکتیویسم بروکراتیکی ـ انحصاری و تفاوت های تعیین کننده آندو می شود.
۱۴
این در رابطه با فاشیسم، بدان معنی است که با ارتقای «قوه قضاوت و «عقل سلیم بشری»» نمی توان به مدت مدیدی مانع پیدایش فاشیسم شد.
۱۵
بلکه علاوه بر آن، با دموکراتیزاسیون (مالکیت بر) وسایل تولید، یعنی با تغییر دادن مناسبات مالکیت و سیستم اقتصادی می توان مانع پیدایش فاشیسم گشت.
۱۶
این در رابطه با انحراف جنبش سوسیالیستی به کلکتیویسم بروکراتیکی ـ انحصاری (صرفنظر از اوضاع و احوال تاریخی روسیه)، بدان معنی است که شناخت ماهیت این سیستم الزامی است.
۱۷
آن سان که باید نهادهای دموکراتیکی (نه فقط مظاهر فریبای آنها) و حقوق بشری و حقوق شهروندی مؤثر پدید آورده شوند و اخلاق عقلی عمومی اعتبار کسب کند تا به اندازه ای که اصول به طور کلی می توانند، از پیدایش فرم های حاکمیتی جدید جلوگیری به عمل آید.
۱۸
نمودارسازی «توده» توسط هانا آرندت در محموع، از تکبر اریستوکراتیکی ـ فکری (اشرافی ـ فکری، خود برتر بینی فکری) او رنج می برد.
۱۹
چنین تکبر اشرافی ـ فکری، همیشه تکبری توخالی و بی مایه و بی محتوا می ماند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر