که را جامه پاک است و سیرت پلید
در دوزخش را نباید کلید
معنی تحت اللفظی:
کسی که لباسش پاک باشد و سیرتش بد، بی کمترین تردید جزو دوزخیان است.
سعدی در این بیت شعر، دیالک تیک فرم و ایکس را به شکل دیالک تیک جامه و سیرت توسعه و تعمیم می دهد.
سعدی در این بیت شعر، دیالک تیک فرم و محتوا را به شکل دیالک تیک جامه و سیرت توسعه و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن محتوا (سیرت) می داند :
کسی که علیرغم داشتن سیرت پلید، برای عوامفریبی لباس پارسا می پوشد، نه اهل بهشت، بلکه اهل دوزخ خواهد بود.
کسی که در حکایت قبلی بهشت و دوزخ رفتن انسانها را تنها و تنها به عهده خدا می گذاشت و می می گفت:
گر آن را بخواند، که نگذاردش؟
ور این را براند، که باز آردش؟
اکنون با خودسری تمام و بسته به موضوع باب (فصل) بوستان، بهشت و دوزخ تقسیم می کند.
سعدی برای تأکید بر نقش محتوا (سیرت) اغلب پا فراتر می گذارد و بطرز متافیزیکی فرم (جامه پاک) را دور می اندازد.
در حالی که داشتن جامه پاک، حتی ضمن داشتن سیرت پلید، امری مثبت و ستودنی است و اصولا نباید تا حد هیچ تنزل داده شود.
این طرز تفکر متافیزیکی هنوز هم در میان روشنفکران مدعی تفکر علمی رواج ریشه مندی دارد.
آنها گاهی فرم (جامه) را چنان مطلق می کنند که کوچکترین توجهی به باطن معطوف نمی شود (مثلا در عالم مد)
و گاهی محتوا (سیرت) را چنان عمده می کنند که فرم (جامه) تا حد هیچ تنزل می یابد و نادیده گرفته می شود.
هر دو مورد فوق الذکر، آنها را به منجلاب نگرش متافیزیکی و ضد دیالک تیکی پرتاب می کند و دروازه اشتباهات فجیع و جبران ناپذیر را به روی شان باز می کند.
فرم (جامه) در دیالک تیک فرم و محتوا (جامه و سیرت) هیچکاره نیست و نقش غیرقابل انکاری به عهده دارد و نمی توان به سادگی کنارش گذاشت و محتوا (سیرت) را همه کاره تلقی کرد.
محتوا فقط و فقط در پیوند تنگاتنگ دیالک تیکی با فرم می تواند توسعه یابد.
جامه نظیف که سعدی فقیه به بهانه سیرت پلید هیچ می شمارد، در تئولوژی اسلامی یکی از شروط اصلی قبول نماز محسوب می شود.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر