بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
یکی حلقه کعبه دارد به دست
یکی در خراباتی افتاده مست
گر آن را بخواند، که نگذاردش؟
ور این را براند، که باز آردش؟
معنی تحت اللفظی:
بشریت به دو دسته طبقه بندی می شوند:
طبقه پارسا که به دق الباب خانه خدا مشغول است
و
طبقه پلید که در میخانه ای مست افتاده است.
تصمیمگیر اما خدای خودمختار و خودکامه است که می تواند پارسا را از در خانه خود (کعبه) براند و پلید را به خانه خود راه دهد.
سعدی
در بیت اول این شعر،
دیالک تیک طبقه حاکمه و توده
را
به شکل دیالک تیک خدا و بندگان
و
بشریت را به صورت دیالک تیک پارسائی و گناهکاری بسط و تعمیم می دهد.
تا اینجا نمی توان به سعدی ایراد گرفت.
این تحلیل عینی ـ واقعی از جامعه است.
اشکال کار در بیت بعدی است.
سعدی در بیت یعدی این شعر، همزمان چندین انحراف فلسفی ـ معرفتی ـ نظری مرتکب می شود:
او دیالک تیک جبر و اختیار را تخریب می کند، انسان را (اعم از پارسا و گناهکار) سلب اختیار می کند، عمل و روش زندگی او را (پارسائی و گناهکاری او را) هیچ می شمارد و به جای جبر، جزم «مشیت الهی» را می نشاند:
اگر خدا کناهکار را به بهشت ببرد، چه کسی می تواند مانع اراده الهی شود و اگر پارسا را به دوزخ پرتاب کند، چه کسی را توان جلوگیری از این کار هست؟
حافظ همین اندیشه را حدود یکصد سال بعد تکرار خواهد کرد:
لطف خدا بیشتر از جرم ما ست
نکته سر بسته چه دانی، خموش
معنی تحت اللفظی:
خدا مظهر مهربانی مطلق است.
پس هراسی از ارتکاب گناه نیست.
سعدی اکنون شیوه عملی را به خدا نسبت می دهد، که شیوه عمل هر رزوه خوانین و سلاطین برده داری و فئودالی است:
به سلامی گردن می زنند و به دشنامی خلعت می بخشند.
هیچ پرنسیپ و اصولیتی در کارشان نیست.
سعدی از خدا خودکامه ای خردستیز می سازد و تحویل خواننده شعرش می دهد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر