۱۴۰۵ خرداد ۱۷, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۴)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

یکی حلقه کعبه دارد به دست

یکی در خراباتی افتاده مست

گر آن را بخواند، که نگذاردش؟

ور این را براند، که باز آردش؟

معنی تحت اللفظی:

بشریت به دو دسته طبقه بندی می شوند:

طبقه پارسا که به دق الباب خانه خدا مشغول است

و

طبقه پلید که در میخانه ای مست افتاده است.

تصمیمگیر اما خدای خودمختار و خودکامه است که می تواند پارسا را از در خانه خود (کعبه) براند و پلید را به خانه خود راه دهد.

 

سعدی

در بیت اول این شعر،

 دیالک تیک طبقه حاکمه و توده

را

به شکل دیالک تیک خدا و بندگان

و

بشریت را به صورت دیالک تیک پارسائی و گناهکاری بسط و تعمیم می دهد.

تا اینجا نمی توان به سعدی ایراد گرفت.

این تحلیل عینی ـ واقعی از جامعه است.

اشکال کار در بیت بعدی است.

 

سعدی در بیت یعدی این شعر، همزمان چندین انحراف فلسفی ـ معرفتی ـ نظری مرتکب می شود:

او دیالک تیک جبر و اختیار را تخریب می کند، انسان را (اعم از پارسا و گناهکار) سلب اختیار می کند، عمل و روش زندگی او را (پارسائی و گناهکاری او را) هیچ می شمارد و به جای جبر، جزم «مشیت الهی» را می نشاند:

اگر خدا کناهکار را به بهشت ببرد، چه کسی می تواند مانع اراده الهی شود و اگر پارسا را به دوزخ پرتاب کند، چه کسی را توان جلوگیری از این کار هست؟

 

حافظ همین اندیشه را حدود یکصد سال بعد تکرار خواهد کرد:

 

لطف خدا بیشتر از جرم ما ست

نکته سر بسته چه دانی، خموش

معنی تحت اللفظی:

خدا مظهر مهربانی مطلق است.

پس هراسی از ارتکاب گناه نیست.

 

سعدی اکنون شیوه عملی را به خدا نسبت می دهد، که شیوه عمل هر رزوه خوانین و سلاطین برده داری و فئودالی است:

به سلامی گردن می زنند و به دشنامی خلعت می بخشند.

هیچ پرنسیپ و اصولیتی در کارشان نیست.

 

سعدی از خدا خودکامه ای خردستیز می سازد و تحویل خواننده شعرش می دهد.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر