۱۱
حقایق (حقیقت ها) همیشه مشخص اند.
۱۲
وقتی هانا آرندت از حقیقت عام (عمومی) سخن می گوید (مثلا ۲ + ۲ = ۴) که گویا نباید وجود داشته باشد، تفکر را به بی معنایی می راند:
وقتی همه آدم ها حقیقت عامی را به رسمیت بشناسند، در آن صورت تقریبا بقیه جهان بی پایان پدیده ها و قبل از همه تفاوت ها برای سوبژکتیویته بر خلاف ادعای بی معنی شان، به مثابه تنوع می ماند.
یعنی
تنوع محو می شود.
۱۳
موضع کثرت (پولاریته) نظرات و یا «حقایق» با قانون تضاد واجب الاجتناب مغایرت پیدا می کند.
۱۴
وقتی نظر الف ضد نظر ب باشد، در آن صورت فقط می تواند یکی از دو نظر صحیح باشد و یا هر دو می توانند غلط باشند.
۱۵
اگر یر سر نظر واحدی (مثلا نظر الف) توافق حاصل آید،
در آنصورت این توافق یا تصادفی است و یا زورکی است.
۱۶
در هر دو صورت حقیقتی اثبات نمی شود.
۱۷
بدون حقایق (چیزی که در حوزه اونتولوژیکی نیز بدان برمی خوریم) ما نمی توانستیم در طبیعت و یا در جهان بشری زنده بمانیم.
(مراجعه کنید به گاسمن: «اسکپتیسیسم» (تردیدگرایی، شکاکیت) «کثرت»، ص ۳۸ و ۹۷)
اسکپتیسیسم و نئواسکپتیسیسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3658
پایان
۱۸
ادعای کثرتگرایی (پلورالیسم) از سوی هانا ارندت، نوعی ایراسیونالیسم (خردستیزی) است.
پلورالیسم
(کثرت گرایی، ضد مونیسم)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11614
پایان
ایراسیونالیسم
(خردستیزی)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر