۱۴۰۵ خرداد ۱۶, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۳)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
   

چو استاده ای بر مقامی بلند

بر افتاده، گر هوشمندی، مخند

معنی تحت اللفظی:

اگر مقام بالاتری داری و هوشمندی به تحقیر زیردستان نپرداز.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک طبقه حاکمه و توده

را

به شکل دیالک تیک استاده و افتاده بسط و تعمیم می دهد و از طبقه حاکمه (استاده) می خواهد که توده (افتاده) را تحقیر نکند.

این اندرز به ظاهر هومانیستی سعدی، به زهر ایدئولوژیکی ـ طبقاتی مهلکی آلوده است.

سعدی مخالف برچیدن بساط جامعه منقسم بر ایستاده و افتاده است.

او با تمام وجود و شعورش قصد حفظ و تحکیم وضع موجود را دارد و همین نیت، محتوای اندرزهای به ظاهر هومانیستی او را تشکیل می دهد.

 

استفاده از کلمه «هوشمند» نیز از این نیت باطنی او پرده بر می دارد.

چه، تحقیر افتادگان می تواند در درازمدت به سرنگونی قدرت حاکم منجر شود و حاکم هوشمند نباید به دست خود گور خود را بکند.

به نظر سعدی، توده باید تحمیق و تخدیر شود، نه تحقیر و تخریب.

برخلاف پندار سعدی، جامعه منقسم بر ایستاده و افتاده باید اصولا جای خود را به همبود انسانهای برابرحقوق بدهد که در آن، راه توسعه و ترقی همه جانبه و بی قید و شرط به روی همه اعضای آن باز باشد.

مفاهیم تواضع و تکبر، مفاهیم ماقبل علمی و نا معاصرند.

انسان متفکر باید تحلیل علمی درستی از خود و جامعه ارائه دهد و به جای تحقیر همنوعان خود، به تحلیل همه جانبه چند و چون آنها اقدام کند و راه رفع علل عینی و معرفتی عقب ماندگی آنها را کشف و نشان دهد و ضمنا نواقص و عیوب خود را هم  حذف و نفی کند و استعدادهای خود را در خدمت جامعه بگذارد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر