کارل کوسیک
(۱۹۲۶ ـ ۲۰۰۳)
فیلسوف چک
مؤلف «دیالک تیک مشخص ها» (۱۹۶۳)
ما قبل از ادامه دادن به ترجمه این اثر، دعاوی حریف چک را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار می دهیم:
جهان مشخصیت کاذب، نور شامگاهی ئی است که آمیزه ای از حقیقت و فریب است.»
(کوسیک، «دیالک تیک مشخص ها»، ص ۹)
دیالک تیک مشخص ها؟
۱
حریف چک معنی دیالک تیک را اصلا نمی داند.
۲
دیالک تیک برای خیلی از روشنفکران پر مدعا واژه ای برای پوز دادن است.
۳
مشخص به تنهایی وجود ندارد.
۴
مشخص در دیالک تیک مشخص و مجرد وجود دارد.
۵
پدیده
(فنومن، نمود، ظاهر)
هم
نه به تنهایی، بلکه در دیالک تیک پدیده و ماهیت (نمود و بود، ظاهر و ذات) وجود دارد.
مشخصیت کاذب؟
۱
مشخصیت
چرا باید کاذب باشد؟
مثال:
سیبی که در دست چکستانی ها ست، سیب مشخصی است و راستین است و نه کاذب (دروغین).
۲
همان سیب
ضمنا
پدیده ای (فنومنی) است که روزی پدید آمده، رشد یافته و روزی زوال خواهد یافت.
۳
شناخت پدیده (پدیده شناسی، فنومنولوژی) برای شناخت ماهیت سیب، صرفنظرناپذیر است.
بدون شناخت پدیده، بدون شروع از پدیده (سیب مشخص) اصلا نمی توان به شناخت ماهیت سیب دست یافت.
۴
ضمنا
ماهیت در پدیده، به هزار زبان در سخن است.
در ظاهر هر کس ذات او در سخن است.
جهان مشخصیت کاذب، نور شامگاهی ئی است که آمیزه ای از حقیقت و فریب است؟
۱
حریف چک
اصلا نمی داند که حقیقت چیست؟
۲
حقیقت
نه در پدیده و نمود و ظاهر است و نه در مشخص ها.
۳
حقیقت
در ماهیت و بود و ذات است.
حقیقت اصلا محسوس نیست.
۴
حقیقت را با شناخت حسی و هنری و علمی و عقلی اصلا نمی توان کشف کرد.
۵
برای کشف حقیقت به تفکر و شناخت فلسفی (مارکسیستی ـ لنینیستی) نیاز بی چون و چرا ست.
۶
برای اینکه حقیقت در کل است و نه در جزئیات.
۷
علم کل هم فلسفه است.
۸
یعنی
فلسفه علم کل اندیشی است.
۹
هگل هم گفته است:
حقیقت در کل است.
۱۰
از این رو ادعای حریف چک مبنی بر اینکه جهان مشخصیت کاذب، نور شامگاهی ئی است که آمیزه ای از حقیقت و فریب است،
یاوه ای بیش نیست.
عالم مشخص ها نه عالم فریب است و نه عالم حقیقت.
۱۱
عالم مشخصیت ها
اتفاقا نه کاذب، بلکه صادق است.
حواس نبات و جانور و بشر
محصول تکامل میلیون ها ساله اند و شناخت حسی دقیق و درست است و نه کشکی و قلابی و فریبا.
۱۲
بدون شناخت حسی، شناخت عقلی و غیره محال است.
در دیالک تیک حسی و عقلی، نقش تعیین کننده از آن حسی است.
۱۵
در دیالک تیک تجربی ـ نظری (امپیریکی ـ تئوریکی) هم نقش تعیین کننده از آن تجربی (امپیریکی) است.
۱۶
ضد حقیقت هم نه فریب، بلکه ناحقیقت (باطل) است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر