۱۵
خودویژگی متد فنومنولوژیکی هانا آرندت، یعنی رد تئوری بالاعم و جامعه ـ تئوری بالاخص، هم ناشی از جوهریت بخشیدن به پدیده های قابل ادراک و استنباط است.
۱۶
قضاوت های غلط او هم از این رو ست:
الف
هانا آرندت
(مثلا در مثال فوق الذکر)
والدین کودکان را مقصر و مسبب وضعیت دخترک سیاهپوست قلمداد می کند.
(حتی بی اعتنا به اینکه دادرس و حامی دخترک سیاهپوست مرد سفیدپوستی بوده است.
مترجم)
ب
هانا آرندت
ادعا می کند که والدین، فرزندان شان را آلت دست قرار داده اند و چیزی از آنان خواسته اند که انجامش در حد توان شان نیست.
(همانجا. ص ۷۷)
۱۷
هانا آرندت
در نظر نمی گیرد که فقط این دخترک سیاهپوست که عکسش در روزنامه منتشر شده نیست.
۱۸
کلیه دختران و پسران سیاه پوست مدام از تبعیض نژادی رنج می برند و مبارزه علیه تبعیض نژادی در مدارس، در راستای منافع آنان است.
۱۹
هانا آرندت
برای حل این معضل، پیشنهاد می کند که تبعیض نژادی میان سیاه پوستان و سفیدپوستان، یعنی آپارتهاید نژادی
تا زمانی که کمپرومیسی پیدا نشده، داوطلبانه شود.
۲۰
هانا آرندت همیشه همین است:
اگر عکس دخترک ستمدیده سیاه پوست در روزنامه نبود، یعنی کس دیگری از تبعیض نژادی حاکم در جامعه انتقاد نکرده بود، هانا آرندت با تأملات تئوریکی خود به این مسئله نمی رسید و نمی پرداخت.
۲۱
اصولا و اساسا
وقتی کسی در سطح فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر امور) در جا زند، فنومن هایی (پدیده هایی) که ماهیت شان را نمی توان شناخت و به هاله هایی استحاله می یابند، بسان اسرای اساطیر (میتولوژی) در پشت هر وزش باد ارواح را می بیند و مثل قدما زمین را مرکز کاینات می پندارد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر