۱۴۰۵ خرداد ۲۵, دوشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۸)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

استفاده هانا آرندت از مفهوم «ایده ئولوژی» به نیت تئوری ستیزی

ادامه 


۱۱

ایده ئولوژی ها «شیوه های واکنشی ئی را بر شرایط بی پناهی و سنت شکنی مدرن نمودار می سازند که اشتباه (غلط) و مجرد (انتزاعی) اند و از تجربه نشئت نمی گیرند.

 

۱۲

ایده ئولوژی ها از این رو، در قاموس هانا آرندت بی ضرر نیستند.

 

۱۳

ایده ئولوژی ها آنسان که منهایم تصور می کند، بیانگرتجارب خاصی نیستند که بتوان با تجزیه و تحلیل زمینه های تجربی توسط هر شخص نتیجه گرفته شوند.

 

۱۴

ایده ئولوژی ها درست برعکس، منکر تجربه (و دانش تجربی) اند.

 

۱۵

ایده ئولوژی ها در خدمت این هدف و آماجند که انسان ها اصلا نباید تجربه بکنند.»

(یعنی مانع تجربه کردن انسان ها می شوند.

مترجم)

(وایس فلوگ، همانجا. ص ۱۰۶)

 

(هانا آرندت و منهایم و غیره به دلیل فقر فلسفی ناشی از تعلقات طبقاتی شان به طبقه حاکمه امپریالیستی

با تعریف رئالیستی و راسیونالیستی و علمی ایده ئولوژی بیگانه اند.

حضرات نمی دانند که ایده ئولوژی چیزی طبقاتی است.

یعنی

هر طبقه اجتماعی

خواه و ناخواه

ایده ئولوژی خاص خود را دارد.

دست خود او نیز نیست.

ایده ئولوژی با شیر مادر در افراد اندر می شود و با کفن و دفن شان به در می رود.

ایده ئولوژی

طبقاتی تر از هر صفت و خصلت طبقاتی است.

نکته مهم دیگر که حضرات نمی دانند و به دلیل موضع طبقاتی و ایده ئولوژیکی خود نمی توانند بدانند، این است  که علمیت و حقیقت (حقیقی بودن) هر ایده ئولوژی بستگی به جایگاه جامعتی طبقه اجتماعی مربوطه دارد.

همین اسلام

 به مثابه ایده ئولوژی اشراف برده دار

در صدر اسلام (در واویلای تجزیه و تلاشی کمون اولیه و چال کردن کودکان دختر) حاوی حقیقیت (حقیقی بودن) تاریخی بوده است.

ما در روند تحلیل قرآن کریم با طرز تفکر دیالک تیکی آشنا می شویم.

مثال:

دیالک تیک امر به معروف و نهی از منکر

سعدی هم بیشک تحت تأثیر قران کریم به  طرز تفکر دیالک تیکی رسیده است.

مراجعه کنید

به

قر‍ان کریم از دیدی دیگر

https://hadgarie.blogspot.com/2026/06/blog-post_703.html

و

خودآموز خوداندیشی

https://hadgarie.blogspot.com/2026/06/blog-post_687.html

 

مثال دیگر

همین فلسفه کلاسیک بورژوایی آلمان

به مثابه ایده ئولوژی بورژوازی مترقی و انقلابی نوخاسته

 هم در آن زمان حاوی حقیقیت تاریخی (حقیقی بودن تاریخی) بوده است و یکی از منابع نظری مهم مارکسیسم بوده است.

مثال دیگر:

مارکسیسم و مارکسیسم ـ لنینیسم به مثابه ایده ئولوژی پرولتاریا به دلیل محتوای دوران کنونی (گذار گلوبال از سرمایه داری به سوسیالیسم)

نه شعور غلط و مضر (از دید هانا و این و آن)، بلکه شعور مطلقا علمی و حقیقی است.

تئوری و متد مارکسیستی ـ لنینیستی

تنها تئوری و متد مطمئن علمی و حقیقی است و آلترناتیوی برای آن وجود ندارد و وجود نخواهد داشت.

مترجم)

 

۱۶

خود هانا آرندت می گوید:

«طرز تفکر ایده ئولوژیکی (؟)، اگر روزی پره میس های خود را و نقطه آغازین (مبداء) خود را داشته باشد، اطمینان بخش خواهد بود.

اصولا غیرقابل اثرگذاری از سوی تجارب خواهد بود و برای واقعیت عینی تره حتی خرد نخواهد کرد.»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال»، جلد ۳، ص ۲۵۴)

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر