یکی زندگانی تلف کرده بود
به جهل و ضلالت سر آورده بود
معنی تحت اللفظی:
گذراندن زندگی در نادانی و گمراهی به معنی اتلاف زندگی است.
سعدی
در این بیت شعر،
زندگی توأم با جهل و گمراهی را «اتلاف زندگانی» می نامد.
معیار سعدی، نه معیاری واقعی ـ عینی، بلکه معرفتی ـ ذهنی است.
بدین طریق اکثریت قریب به اتفاق مردم در جامعه فئودالی ـ بنده داری، که از امکانات اموزشی و پرورشی محروم اند، زندگانی تلف کرده اند.
ما این روش و متد بررسی قضایا را سوبژکتیویسم می نامیم.
سعدی
دیالک تیک اوبژکتیو ـ سوبژکتیو و یا دیالک تیک عینی ـ ذهنی
را
دو شقه می کند، قطب اوبژکتیو (عینی) را دور می اندازد و قطب سوبژکتیو (ذهنی) را یکه تاز میدان می سازد.
بدین طریق، جایگاه اجتماعی و عمل فرد مورد نظر هیچ شمرده می شود و نقش تعیین کننده به عهده میزان علم و تقوایش گذاشته می شود.
سؤال ین است که منظور از جهل و ضلالت چیست؟
جهل در قرآن کریم در دیالک تیک علم و جهل مطرح می شود:
هر کس به دعاوی رسول خدا و آیات قرآن کورکورانه ایمان بیاورد، عالم قلمداد می شود و هر کس آنها را زیر علامت سؤال ببرد، جاهل.
ضلالت در قرآن کریم در دیالک تیک هدایت و ضلالت مطرح می شود.
مسئله این است که هدایت و ضلالت افراد به اراده الهی تعیین می شود و نه به اراده و میل و علم و حهل خودشان.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر