۱۴۰۵ خرداد ۲۵, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۵۹)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

یکی زندگانی تلف کرده بود

به جهل و ضلالت سر آورده بود

معنی تحت اللفظی:

گذراندن زندگی در نادانی و گمراهی به معنی اتلاف زندگی است.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

 زندگی توأم با جهل و گمراهی را «اتلاف زندگانی»  می نامد.

معیار سعدی، نه معیاری واقعی ـ عینی، بلکه معرفتی ـ ذهنی است.

بدین طریق اکثریت قریب به اتفاق مردم در جامعه فئودالی ـ بنده داری، که از امکانات اموزشی و پرورشی محروم اند، زندگانی تلف کرده اند.

ما این روش و متد بررسی قضایا را سوبژکتیویسم می نامیم.

 

سعدی

 دیالک تیک اوبژکتیو ـ سوبژکتیو و یا دیالک تیک عینی ـ ذهنی

 را

دو شقه می کند، قطب اوبژکتیو (عینی) را دور می اندازد و قطب سوبژکتیو (ذهنی) را یکه تاز میدان می سازد.

بدین طریق، جایگاه اجتماعی و عمل فرد مورد نظر هیچ شمرده می شود و نقش تعیین کننده به عهده میزان علم و تقوایش گذاشته می شود.

سؤال ین است که منظور از جهل و ضلالت چیست؟

جهل در قرآن کریم در دیالک تیک علم و جهل مطرح می شود:

هر کس به دعاوی رسول خدا و آیات قرآن کورکورانه ایمان بیاورد، عالم قلمداد می شود و هر کس آنها را زیر علامت سؤال ببرد، جاهل.

ضلالت در قرآن کریم در دیالک تیک هدایت و ضلالت مطرح می شود.

مسئله این است که هدایت و ضلالت افراد به اراده الهی تعیین می شود و نه به اراده و میل و علم و حهل خودشان.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر