۴۳
آنچه که در دموکراسی جامعه بورژوایی در پلورالیسم نظر دارایان حقیقتا نتیجه می دهد، مکانیسم های بیگانه گشته اند که به دلیل تئوری ستیزی هانا ارندت هنوز نتوانسته اند مورد تأمل و تفکر قرار گیرد.
مثلا چگونگی اجبار سرمایه به انباشت به خاطر انباشت.
۴۴
این نوع از پلورالیسم به معنی تسلیم سازی انسان ها به هترونومی جامعه کاپیتالیستی در بیگانگی سیاسی است.
جامعه ای که قوانینش در چالش نظرات نهایتا پیشبرد کسب می کنند.
(هترونومی ضد اوتونومی و یا خودمختاری است.
مترجم)
۴۵
هانا آرندت به عوض حقیقت عینی، پوز (دیسپوزیسیون) سوبژکتیوی را در مقابل این پلورالیته (کثرت) می گیرد:
«جرئت به مخالفت را»
(وایس فلوگ. همانجا. ص ۹۴)
«جرئت طرح در افکار عمومی را»
(افشاگری را.
مترجم)
(ص ۹۵)
«خوداندیشی را»
شعار می دهد.
ولی نه حق داشتن را
و
نه «اهمیت دانش تجربی قسمی را»
(ص ۹۶)
۴۶
ضمنا از آنجمله است،
موضع و یا موضع نظری رشوه نگیرانه گرفتن:
یعنی
«امتحان مرتب از نو اعتبار اعتقادات خودمان و مبانی عمل جامعتی مان.»
(ص. ۹۹)
۴۷
این پوز (دیسپوزیسیون) سوبژکتیو عینا آزادی کلمه (بیان) را، افکار عمومی سالم را و دموکراسی را
به مثابه چارچوب چالش نظری پیشاپیش پیش شرط قرار می دهد.
۴۸
هانا آرندت در جامعه (بیگانه گشته) میان دو دسته از روشنفکران تفاوت می گذارد:
الف
پاریا:
روشنفکران آگاه ماورای طبقاتی که در ماورای جامعه قرار دارند (بر فراز جامعه شناورند. مترجم) و به همین دلیل می توانند شعور انتقادی داشته باشند.
ب
پاروه نو:
روشنفکرانی که در جامعه دنبال جاه و پست و مقام اند
و
به همین دلیل به لحاظ فکری به رشوه گیری تن در می دهند.
(موضع نظری ثابتی ندارند و بسته به منافع شخصی مرتب موضع فکری عوض می کنند.
مترجم)
(وایس فلوگ. همانجا. ص ۴۰ و ۴۶)
(هانا آرندت
با تعریف فلسفی روشنفکریت بیگانه است.
یعنی
از قشری اجتماعی بودن روشنفکریت و داشتن تعلقات طبقاتی متضاد و متفاوت خبر ندارد.
مترجم)
روشنفکریت
(اینتلیجنس)
۱
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17397
۲
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17400
پایان
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر