۱۴۰۵ خرداد ۱۸, دوشنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲۴)

      

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

            ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

 

 ۷

  آزادی‌های مدنی

آزادی‌های مدنی و یا آزادی های شخصی

 آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه،

 آنها را سلب کند. 

هر چند دامنه این واژه در کشورهای مختلف، متفاوت است، اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن می‌باشد.

 دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.

 در تمایز بین آزادی‌های مدنی و سایر انواع آزادی، بین آزادی مثبت / حقوق مثبت و آزادی منفی / حقوق منفی تفاوت وجود دارد.

 
به تجزیه و تحلیل مارکسیستی این تعریف ویکی پیدیایی ادامه می دهیم:

۱

آزادی مطبوعات

آزادی مطبوعات هم مثل آزادی اندیشه 

از شعارهای ضد برده اری، ضد فئودالی و ضد روحانی بورژوازی انقلابی بوده است.

طبقه کارگر از این شعارهای بورژوایی هم حمایت همه جانبه کرده است و هم آنها را با محتوای ضد بورژوایی و به ویژه ضد امپریالیستی (ضد بورژوازی انحصاری) انباشته است.

بورژوازی 

پس از ورود پرولتاریای انقلابی به صحنه سرنگونی جامعه طبقاتی به طور کلی

و

به ویژه بورژوازی امپریالیستی (که متحد برده داران و فئودال ها و روحانیت بوده و است) 

فاتحه بلند بالایی بر آزادی مطبوعات و دیگر شعارهای بورژوایی آغازین خوانده است.

کسب و کار دول فاشیستی و امروزه نئوفاشیستی 

به گور سپردن همه این شعارها و حقوق بورژوایی آغازین است.

پس از شکست جنبش کارگری ـ کمونیستی 

عوامفریبی تمام ارضی (گلوبال) به واسطه کنسرن های مطبوعاتی و رسانه ای امپریالیستی (فیسبوک و تویتر و غیره) 

وسعت و شدت و حدت غیرقابل تصوری گرفته است

و

عرصه بر روشنگری علمی و انقلابی به غایت تنگ شده است.

دایرة المعارف روشنگری

را

با بهانه و بی بهانه

از کلیه این رسانه ها حذف کرده اند.

مطبوعات 

یکی از فرم های اشاعه اندیشه اند و همیشه محتوای طبقاتی معین دارند.

مطبوعات ماورای طبقاتی وجود ندارد.

پرولتاریای پیروزمند

می تواند به مبارزه ایده ئولوژیکی  بر ضد خرافات ضد علمی و ضد انقلابی بپردازد.

ولی برای این کار زمان لازم دارد.

به همین دلیل انتظار روزا از دولت جوان پرولتری در رعایت این حقوق مدنی بورژوایی می تواند برای پرولتاریا گران تمام شود.

پرولتاریا 

قبل از هر کاری باید به خودپروری و توده پروری ایده ئولوژیکی ـ تئوریکی ـ اتیکی بپردازد که زمان و انرژی و نیرو لازم دارد.

یکی از علل شکست اردوگاه سوسیالیستی فقر فلسفه بوده است.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر