۱۴۰۵ خرداد ۲۱, پنجشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۳)

 http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

  

حقیقت و کثرت (پلورالیته)

ادامه
 

۲۲

این البته نباید «خطابه ای برای دلبخواهیت و نسبیتگرایی (رلاتیویسم)» باشد.

بلکه این پلورالیسم (کثرت گرایی) صداقت مدعی را پیش شرط قرار می دهد.

 

۲۳

«دشمن سیاست را کنفورمیسم (دمسازسازی گرایی) و قرابت (فقدان فاصله)» تشکیل می دهد.

(همانجا. ص ۱۰۰)

 

۲۴

هانا آرندت که استدلال فلسفی را مردود می داند، پلورالیسمش به ایراسیونالیسم (خردستیزی) می رسد.

 

۲۵

لنگرگاهی که این موضع دارد، تنها در مردود دانستن مسئله مربوط به استدلال (فلسفی) است.

 

۲۶

از دید هانا آرندت ما نباید قراموش کنیم که پایه و اساس هر نظام سیاسی اساسا فقط می تواند از خود عمل نشئت گیرد.

 

 

۲۷

استدلال فلسفی سیاست از دید هانا آرندت خطر تبدیل شدن آن به ایده ئولوژی را در پی دارد.

خطر از دست دادن تماس با واقعیت را  و تمایل به قهر را.

 

 ۲۸

انتقاد سیاسی ئی از این دست که مبتنی بر جامعه ـ تئوری نیست، تفاوت عظیمی با انتقاد مارکسیستی از ایده ئولوژی دارد.

(همانجا. ص ۱۰۳. ضمنا مراجعه کنید به مفهوم ایده ئولوژی در قاموس هانا آرندت)

 

 نقد ایده ئولوژی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4556

 

پایان

 

۲۹

 

«تمجید هانا آرندت از پلورالیته (کثرت)، نه فقط به معنی حق رسمیت دادن به استنباطات بیشمار، بلکه  به معنی عدم قبول نظر واحدی به مثابه «تنها نظر قابل تفکر (به لحاظ فکری) درست»، چیزی جز تردیدگرایی (اسکپتیسیسم) نیست و به تخریب تفکر بشری منجر می شود. 

(همانجا. ص ۱۰۱)

 

اسکپتیسیسم

(تردیدگرائی، شک گرایی) و نئواسکپتیسیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8317

 

۳۰

اگر این موضع فکری هانا آرندت را بر خود پلورالیسم اسکپتیسیستی (کثرت گرایی مبتنی بر تردیدگرایی) مورد استفاده قرار دهیم، در آن صورت پلورالیسم هم نظر واحدی خواهد بود که می تواند غلط و نادرست باشد.

 

۳۱

اگر رلاتیویسم (نسبیت گرایی) را در مورد خود رلاتیویسم مورد استفاده قرار دهیم، در آنصورت، خود رلاتیویسم هم رلاتیو (نسبی) خواهد گشت و نیازی به جنگ و جدال نخواهد بود.

 

۳۲

این عملا بدان معنی خواهد بود که هر عملی نه فقط باید به امید تصادف رها شود، یعنیتعین کننده هر عملی، تصادف باشد، بلکه بدان معنی خواهد بود  که چیزی جز تصادف وجود ندارد.

 

(این به معنی انکار دیالک تیک ضرورت و تصادف خواهد بود.

مترجم)

 

 

تصادف

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12748

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12760

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12765

 

پایان

 

جبر

(ضرورت)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14206

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر