۲۵
· موتاسیون ها تا زمانی که توسط انسان ها دستکاری نشوند، بالاعم فاقد سمت وسوی معینی اند.
· یعنی تابع تقسیم ایستاتیستیکی (آماری) تصادفی اند.
۲۶
· ایجاد موتاسیون ها تا حد معینی از نوع روش مبتنی بر آزمون و خطا در جهت دمساز گشتن با مناسبات زیستمحیطی تغییر یابنده است.
۲۷
· اقدام آگاهانه انسان می تواند از این روش مبتنی بر آزمون و خطا به توسعه متدی جهت پرورش انواع نوینی نایل آید.
۲۸
· میچورین توانست در بررسی این مسئله که چگونه می توان از انطباقات توارثی تثبیت گشته اندام ها بر شرایط زیستمحیطی تغییریابنده نایل آمد، با شروع از پراتیک پرورشی به آموزه توارثی دیالک تیکی دست یابد که ضد آموزه توارثی ژنتیک کلاسیک است.
۲۹
· میچورین نشان داد
· که توارث و جذب و دفع پیوند ناگسستنی با هم دارند.
· که اندام ها در پیوند با محیط پیرامون شان توسعه می یابند.
· که اندام ها ضمنا در مقابل محیط پیرامون، نیروی مقاومت معینی از خود نشان می دهند.
· یعنی در تضاد با محیط پیرامون خود قرار دارند.
· یعنی مشخصات موجود خود را (سیستم های تنظیمی به ارث برده خود را) در مقابل تأثیرات تصادفی تا اندازه ای حفظ می کنند که از حد معینی فراتر نروند.
(می توان از دیالک تیک ارگانیسم و محیط پیرامون
سخن گفت.
مترجم)
۳۰
· اما اگر تغییر کیفی به جذب و دفع نوینی منجر شود، این تغییر به واسطه محیط پیرامون به کرات تکرار می شود، آن سان که بالاخره به مثابه خصلتی ارثی در می آید.
۳۱
· تا زمانی که محیط پیرامون هنوز توارث مربوطه را به اندازه کافی تحکیم نبخشیده، ارگانیسم ها (اندام ها) در مرحله جوانی اند، یعنی بی ثبات اند و انطباق پذیرند.
۳۲
· ارگانیسم ها در این مرحله می توانند سیستم های تنظیمی خود را با شرایط محیطی تغییر یابنده انطباق بخشند و این تغییرات را چه بسا در نسل های بعدی حفظ کنند.
۳۳
· این «انعطاف»، «گشایش» و «تزلزل» توارث را با القای تضادی افراطی، یعنی با جفتگیری انواع و زیر انواع مختلف و یا با جفتگیری دو موجود متعلق به ارگانیسم هایی با کروموزوم های یکسان و یا متفاوت، ولی تحت شرایط محیطی متفاوت نیز می توان پدید آورد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر