انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
۲
اثرات متد (اسلوب، روش) هانا آرندت بر تحلیل های مشخصش
۱۸
رولف یوهانس این جداسازی (جداسازی عمل از جهان اقتصادی و یا «سیستم») را و همراه با آن، جداسازی (انتزاع) هانا آرندت از اقتصاد (اکونومی) را به نقد کشیده است:
«اینکه تا زمانی که کاپیتالیسم (نظام سرمایه داری) ادامه حیات می دهد،
انسان های کل جهان به فساد کشیده شده و خواهند پوسید،
روند انباشت سرمایه سودای تخریب شالوده طبیعی حیات بشری را در سر خواهند داشت،
پشت سر هم جنگ های رنگارنگ به راه انداخته خواهند شد و خطر امحای تمام ارضی (گلوبال) (تمدن بشری. مترجم) خواهد رفت،
دموکراسی بورژوایی هر دم با دولت خودکامه ای (آوتوریتری) جایگزین خواهد شد،
برای حل این مسائل افراد بشری
فلسفه کمونیکاسیون ـ تئوریکی (فلسفه مبتنی بر تئوری هماندیشی عاری از قهر هابرمس) ایام فراغت
ول معطل خواهد بود.»
(رولف یوهانس، «هابرمس»، ص ۶۰)
۱۹
هانا آرندت به عوض اندیشیدن به راه حلی،
کلیه مسائل را به طرز دلبخواهی و کلیشه ای به دو مفهوم تولید نعمات و عمل تقلیل می بخشد.
۲۰
در قاموس هانا آرندت
بر عکس آنتیک (جهان باستان) که عمل مقدم بر تولید نعمات بود،
در عصر مدرن همه چیز تابع تولید نعمات است.
یعنی
تولید نعمات مقدم برعمل نیز است.
۲۱
با حذف حد و حصر عمل، برای «ایمان آوردن به قدر قدرتی بشر» (آنسان که ترادیسیونیسم (سنتگرایی) ادعا می کند)،
هانا آرندت « به انتقاد خود از پارادیگمای تولید در جهان هومو فابر (انسان به مثابه موجودی ابزارساز)، که در آن، تولید نعمات جای عمل را می گیرد، به تولید کاپیتالیستی و به برخورد مشخص با چیزها، جهان و محیط زیست وسعت می بخشد»
(وایس فلوگ. همانجا. ص ۲۴۴)
۲۲
هانا آرندت
ظاهرا جنبه ای از جهان سرمایه داری را مطرح می سازد.
این ما فقط ظاهرا انتقادی از سیستم اقتصادی کاپیتالیستی است.
(انتقادنمایی از جامعه سرمایه داری است.
انتقاد نمایی فرمی از چپنمایی است.
فاشیسم و فوندامنتالیسم هم منتقد سرمایه داری اند و احزاب خود را سوسیالیستی قلمدا می کنند تا دل و دین توده بی سر و بی سازمان را بربایند.
مترجم)
۲۳
برای اینکه هانا آرندت نه مفهوم سرمایه (کاپیتال) را دارد و نه مکانیسم سرمایه را می فهمد و یا می خواهد بفهمد.
دلیلش خصومت هانا آرندت با تئوری است.
(دلیلش تئوری سایزی هانا آرندت است.
مترجم)
۲۴
از این رو، هانا آرندت فقط می تواند سطح کاپیتایسم را مورد انتقاد قرار دهد.
۲۵
هانا آرندت
به همین دلیل
مثل خیلی از منتقدین سطحی به موعظه اخلاقی می پردازد و
همه کاسه ها و کوزه ها را فقط بر سر افراد خرد و خراب می کند
و
این و آن را برای مسائل جهان (جهانی که «که از صراط مستقیم منحرف شده است») مسئول می داند.»
(وایس فلوگ. همانجا. ص ۲۴۵)
(مورالیزاسیون)
(«انحطاط مدرن» همانجا. ص ۲۶۱)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر