«متد مبتنی بر بهره گیری از روایات (ناراتیوهای)» هانا آرندت و «سنت شکنی» او
ادامه
۲۰
ویلهلم دیلتی
(۱۸۳۳ ـ ۱۹۱۱)
فیلسوف، روانشناس، پداگوگ آلمانی
از فلاسفه متعلق به فلسفه حیات (اگزیستانسیالیسم آلمانی)
او پدیده را نه بر مبنای قانونمندی های طبیعی، بلکه بر مبنای خودقانونمندی عالم روحی و روانی انسانی توضیح می داد.
او جزو مؤسسین علوم روحی محسوب می شود.
او ضمنا مؤسس متد هرمه نویتیک و روان شناسی فهمنده است.
او این متد را در آموزه جهان بینی به کار می بندد.
مؤلف آثار بیشمار
هانا آرندت با این اظهاراتش به ویلهلم دیلتی می پیوندد که کلیه تعینات عقلی را هیستوریزه کرده است (تاریخیت بخشیده است.)
برای اینکه آنها برای جامعه بورژوایی دیگر معنایی ندارند.
۲۱
مارتین هایدگر
(۱۸۸۹ ـ ۱۹۷۶)
فیلسوف آلمانی
در
سنت فنومنولوژی هاسرل، فلسفه حیات ویلهلم دیلتی، اگزیستانسیالیسم کیرکگارد
منتقد فلسفه غرب
نماینده توسعه درک جدیدی از انسان و جهان
از ایدئولوگ های سینه چاک فاشیسم آلمان
سنت شکنی هانا آرندت هم یکی از تعینات متد فنومنولوژیکی ادموند هاسرل است و با افکار مارتین هایدگر مطابقت و همخوانی دارد که به نظرش تاریخ متافیزیک گویا از زمان فلاسفه ماقبل سقراطی به مثابه روی برتافتن از وجود، خطا از کار در آمده است.
۲۲
اگر این ادعا در آثار هایدگر هر چند به غلط اثبات شده است، در آثار هانا آرندت ادعای صرف بوده است.
۲۳
کارل یاسپرس
(۱۸۸۳ ـ ۱۹۶۹)
روانکاو و فیلسوف آلمانی
نماینده فلسفه حیات
که
با
اگزیستانسیالیسم سارتر
تفاوت های جدی داشت.
موضوعات آثار فلسفی او:
فلسفه مذهب و فلسفه روشنفکرانه
هانا آرندت با اندیشه سنت شکنی هم از معلم دانشگاهی اش کارل یاسپرس پیروی می کند.
(کارل یاسپرس هم از طرفداران فاشیسم در آلمان حتی پس از شکستش بوده است.
اگرچه همسرش یهودی بوده است.
هیتلر هم به این دلیل قتل همسر یهودی اش را مصلحت ندانسته است.
مترجم)
۲۴
در قاموس یاسپرس، به قول یان اسمان، «این اندیشیدن و شناختن (تفکر و شناخت) در فلسفه و فقه با اندیشیدن و شناختن (تفکر و شناخت) علمی تفاوت بنیادی دارد.»
۲۵
مرزبندی ئی از این دست (میان فلسفه و فقه و علوم) می تواند در مقابل ساینتیسم (علمگرایی) که علم را به دسته بندی حقایق امور و محاسبه احتمالات تقلیل می بخشد، درست باشد.
۲۶
این جداسازی فلسفه و فقه و علوم اما در مقابل فلسفه علمی در سنت قبل از همه دکارت تا هگل، چیزی جز سقوط به میتولوژی (علم الاساطیر) نیست که فلسفه یاسپرس به مردان بزرگ (ابرمردان) می پردازد.
۲۷
پیامد بیواسطه این سنت شکنی هانا آرندت، آنجا که او به تاریخ فلسفه نسبت می دهد، به معنی تعریف دلبخواهی ایده های این تاریخ است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر