ولادیمیرو گیاچی
برگردان
یدالله سلطان پور
بخش اول
دموکراسی به مثابه تصوری از یاد رفته
یعنی
به مثابه «حاکمیت خلق»
دموکراسی و حق انتخابات
از سال ۱۸۴۸ تا سر برآوردن فاشیسم
۱
· اگرچه بخشی از بورژوازی، در دوره معینی، در ایام احیای سرمایه داری در اروپا، با محدود کردن افراطی حق انتخابات بر مبنای میزان ثروت شخصی موافق نبوده و حق انتخابات را برای عموم به رسمیت می شناخته، ولی در واقع، از خیلی وقتها پیش، بنا بر تجارب فرانسه در سال ۱۸۴۸، از حق انتخابات عمومی بیمناک بوده است.
۲
· از این رو ست که به طرق مختلف زیر در صدد «تصحیح» آن بر می آید:
۳
· بورژوازی یا اصل میزان ثروت شخصی را برای محدود کردن حق انتخابات مورد استفاده قرار می دهد و یا تصحیحات «فنی» در آن اعمال می کند.
۴
· مثلا حق انتخابات از سوی اکثریت را به منطقه انتخابات یکنفره محدود می سازد.
۵
· از این لحاظ، جالب است که در قرن نوزدهم، مبارزات توده ای متعددی به خاطر حق انتخابات تناسبی شعله ور می شوند.
۶
· مردم در این سیستم انتخاباتی تناسبی، فرم مناسبی برای حق انتخابات عمومی مؤثر می بینند.
(انتخابات تناسبی،
به انتخاباتی اطلاق می شود
که نماینده ها به نسبت تعداد آرای داده شده،
تعیین می شوند.
مترجم)
۷
· در هرحال، تا شروع جنگ جهانی اول، در اروپا، یا حق انتخابات عمومی، اصلا وجود نداشت (نه در ایتالیا و نه در کشورهای به اصطلاح «لیبرال ـ دموکرات»، مانند انگلستان و فرانسه) و یا اگر هم وجود داشت (مثلا در آلمان)، تأثیربخشی آن، به سبب سیستم منطقه انتخابات یکنفره و همچنین به سبب سنگین وزنی مجلس کشوری پروسی نسبت به رایشتاگ منتخب، به شدت محدود می شود.
۸
· به محض اینکه در بسیاری از کشورهای اروپائی، حق انتخابات عمومی برای مردان (۱۹۱۸ ـ ۱۹۱۹) به رسمیت شناخته می شود، طبقات حاکمه بلافاصله فاشیسم و نازیسم را بر سر مردم آوار می کنند.
۹
· آنجا هم که این بلا بر سر مردم آورده نمی شود، مثلا در انگلستان، تجربه فاشیستی در میان اعضای طبقات حاکمه، از محبوبیت و اعتبار خارق العاده ای برخوردار بوده است.
۱۰
· وینستون چرچیل، در سال ۱۹۳۳ میلادی، درست در زمانی که هیتلر به عنوان صدر اعظم آلمان اعلام می شود، ضمن سخنرانی برای جبهه ضد سوسیالیستی بریتانیا می گوید:
الف
· «موسولینی، این تجسم روح روم باستان، این بزرگترین قانونگزار زنده، به بسیاری از ملت ها نشان داد، که چگونه می توان در مقابل یورش سوسیالیسم ایستادگی کرد.
ب
· موسولینی راهی را نشان داد، که هر ملتی که با جسارت رهبری شود، می تواند در پیش بگیرد.
پ
· موسولینی با رژیم فاشیستی خویش، برای کشورهائی که بر ضد سوسیالیسم مبارزه می کنند، سرمشقی برای سمتگیری است
(قبله است.
مترجم)»
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر