ولادیمیرو گیاچی
برگردان
یدالله سلطان پور
قانون اساسی دموکراتیکب پس از جنگ جهانی دوم
۱
· دموکراسی در اروپا، پس از شکست نازیسم و فاشیسم، بهترین دوره خود را آغاز می کند.
۲
· قوانین اساسی تصویب شده، بعد از جنگ جهانی دوم، حاوی عناصر مهمی از دموکراسی اجتماعی اند.
۳
· در قانون اساسی فرانسه آمده است:
· «هر دارائی، شرکت و کارخانه ای که استفاده از آن خصلت یک نهاد (مؤسسه) عمومی و یا انحصاری دارد، باید تحت مالکیت جامعه و همبود در آید.»
۴
· قانون اساسی آلمان قانون مالکیت را محدود می کند.
۵
· قانون اساسی ایتالیا حتی پا فراتر می گذارد.
· در قانون اساسی ایتالیا آمده است:
· «جمهوری ایتالیا موظف است، که کلیه موانع اقتصادی و جامعتی را که سد راه آزادی و برابری شهروندان می شوند، جلوی شکوفائی شخصیت و شرکت مؤثر کلیه انسان های زحمتکش را در سر و سامان دادن سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور می گیرند، از میان بردارد.»
(ماده ۳)
۶
· بدین طریق، طرح «دموکراسی مترقی» که از سوی اویگنیو کاریل پیشنهاد و از سوی پالمیرو توگلیاتی پذیرفته می شود، به هنجار قانون اساسی برگردانده می شود.
۷
· این قانون بیانگر دموکراسی ئی است که خواهان برابری و آزادی شهروندان ایتالیا ست.
· دموکراسی ئی که در آن، آزادی و برابری تفکیک ناپذیر تلقی می شوند.
۸
· ماده ۳ قانون اساسی ایتالیا، تنها ماده ای است، که احتمالا هرگز به مورد اجرا گذاشته نشده است.
۹
· اما علیرغم این، می توان گفت، که سه دهه تمام (از ۱۹۴۵ تا اوایل سال های دهه ۷۰)، دموکراسی واقعی، به ویژه در ایتالیا پیشرفت هائی کسب می کند.
۱۰
· نقطه عطف این روند، در اروپا و در مقیاس بین المللی، در اوایل سال های هفتاد، با بحران انباشت سرمایه آغاز می شود و تا امروز ادامه می یابد.
۱۱
· اما باید تأکید کرد که حمله بر ضد دموکراسی نیز بلافاصله بعد از سال ۱۹۴۵ در جبهات متعددی آغاز می شود.
۱۲
· گروهی از این حملات، پشت سر هم صورت می گیرند و گروهی از آنها به موازات یکدیگر.
(دلیل این روند و روال ایدئال،
اکتیویته سیاسی عظیم پرولتاریا در اروپا ست.
در خیلی از کشورهای اروپا امکان گذار به سوسیالیسم فراهم می آید و در شرق آلمان و شرق اروپا صورت می گیرد.
مترجم.)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر