۱۴۰۳ اسفند ۲۵, شنبه

درنگی در پژوهشی از احسان طبری راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی (۷)


 

آذر و احسان طبری

 

  پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی 

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

طبری


دو ملاک در ارزیابى شخصیت انسانى 

 

همانطور که ذکرش گذشت،

احسان طبری 

قادر به تعریف مفهوم فلسفی و سوسیولوژیکی (جامعه شناسی) شخصیت نیست.

تعریفی که ما در بخش های پیشین این تحلیل منتشر کرده ایم.

 

احسان طبری

برای فرار از تعریف مفهوم شخصیت که ضمنا موضوع مورد بحث او ست،

به کوچه علی چپ می زند:

 

احسان طبری

به شخصیت انسانى از زاویه هاى مختلف مى توان برخورد کرد

 و یا به بیان دیگر 

مى توان براى انسان شخصیت هاى مختلف تصور نمود، 

مانند شخصیت اخلاقى، شخصیت علمى، شخصیت عملى و غیره.

این طرز برخورد همه علمای امپریالیستی و هر انشاء نویسی است.

 

در قاموس طبری

به مفهوم شخصیت که هنوز تعریف نشده، می توان از زوایای مختلف برخورد کرد.

بدین طریق

نسبیتی وارد شناخت علمی و عینی شخصیت می شود و جای شناخت علمی و عینی را «شناخت» (تحریف) غیرعلمی و ذهنی (سوبژکتیویستی) می گیرد. 

این عیب اساسی احسان طبری در همه زمینه ها ست.

به همین دلیل از احسان طبری نمی توان چیزی آموخت. 


احسان طبری

 و یا به بیان دیگر 

مى توان براى انسان شخصیت هاى مختلف تصور نمود، 

مانند شخصیت اخلاقى، شخصیت علمى، شخصیت عملى و غیره.

نتیجه ای که طبری از ادعای سوبژکتیویستی خود می گیرد، این است 

که

 انسان

 ( به مثابه موجودی انتزاعی و کلی و ماورای جامعتی )

می تواند دارای شخصیت های مختلف زیر باشد:

شخصیت اخلاقی

شخصیت عامی

شخصیت عملی (؟) 

و

غیره.

 بالاخره معلوم نمی شود که تعریف شخصیت و منظور از شخصیت چیست.

خواننده به این نتیجه می رسد که شخصیت یک صفت بی تعریف برای افراد مختلف است.

به انواع مختلف شخصیت از دید بورژوایی طبری می توان افزود:

شخصیت فلسفی

شخصیت فقهی

شخصیت بازجویی و شکنجه گری

شخصیت عوامفریبی

شخصیت خر پروری

شخصیت ارشادی

شخصیت رهنمایی و رهبری 

...


بدین طریق

خصلت طبقاتی ـ فرماسیونی - اقتصادی شخصیت 

 که در تعریف شخصیت در بخش های پیشین این تحلیل، ذکرش گذشته است،

فراموش می شود

و

شخصیت به درجه شخص و نخبه بی طبقه

(نخبه فراطبقاتی و فرا فرماسیونی ـ اقتصادی) 

تنزل و تقلیل می یابد.


احسان طبری

 

براى ارزیابى هریک از این شخصیت ها

 یعنى

 براى تشخیص آنکه فرد مورد ارزیابى ما 

انسان مثبتى است یا منفى، لایق است یا نالایق، داناست یا نادان، مترقى است یا مرتجع،

 ملاک هائى ضرور است تا با انطباق آن ملاک ها بر کردار ممتد و نمونه وار حیاتى آن فرد،

 بتوان قضاوت و نتیجه گیرى کرد.

اکنون صحت ادعای ما اثبات می شود:

احسان طبری

 برای ارزیابی اشخاص و نخبه های بی طبقه، کلی و انتزاعی

دنبال معیار و ملاک ذهنی (سوبژکتیو) می گردد:

شخص و نخبه مثبت و منفى 

(معیار عینی و علمی طبری برای تمیز شخصیت کذایی مثبت از منفی چیست؟)

شخص و نخبه لایق و نالایق

(معیار عینی و علمی طبری برای تمیز  شخصیت کذایی لایق از نالایق چیست؟)

شخص و نخبه دانا و  نادان 

(معیار عینی و علمی طبری برای تمیز  شخصیت کذایی دانا از نادان (؟) چیست؟)

شخص و نخبه مترقى و مرتجع

(معیار عینی و علمی طبری برای تمیز  شخصیت کذایی مترقی و مرتجع چیست؟)

 احسان طبری

ملاک هائى ضرور است تا با انطباق آن ملاک ها بر کردار ممتد و نمونه وار حیاتى آن فرد،

 بتوان قضاوت و نتیجه گیرى کرد.

احسان طبری

 برای تمیز سوبژکتیو (ذهنی) اشخاص و نخبه های مطروحه

دنبال معیارها و ملاک هایی می گردد که مبتنی بر کردار حیاتی ممتد و نمونه وار (مادم العمر) آنها باشد.

از همین مفهوم « کردار حیاتی ممتد و نمونه وار شخصیت های کذایی»

 آچمز و بن بستی عرض اندام می کند که طبری در آن گیر کرده است.

اچمز و بن بست احسان طبری

تغییر شخصیت های کذایی در طول حیات و زندگی آنها ست.


شخصیت های کذایی ثابت و لایتغیر فقط در کره بی سکنه مریخ یافت می شوند.

اگر کسی احیانا با معیار طبری قصد قضاوت راجع به شخصیت کذایی بکند،

در بهترین حالت و با کلی تخفیفات می تواند پس از مرگ او از عهده ارزیابی اش برآید

و

نه در طول زندگی اش.

به همین دلیل شخصیت های کذایی طبری، مردگانند و نه زندگان.

ارانی و روزیه و مزدک و بابک و غیره اند.

 


 

از این رو،

چهره های درخشان مریم فیروز 

(همرزم و همسنگر طبری)

هم

مشتی اشراف قاجاری مرده و هفتصد کفن پوسانده اند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر