۱۴۰۳ اسفند ۲۷, دوشنبه

درنگی در سخنی از گئورگ لوکاچ (۳)


 

  گئورگ لوکاچ

( ۱۸۸۵ – ۱۹۷۱)

(به مجاری: Lukács György

(به آلمانی: Georg Lukács)  

فیلسوف، نویسنده، منتقد ادبی، نظریه‌پرداز، مبارز کمونیست مجار، کمیسر فرهنگ و آموزش در جمهوری شورایی مجارستان در ۱۹۱۹ و از رهبران انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان  

درنگی 

از 

شین میم شین

 

لوکاچ: 

 مارکسیسم رزا لوکزامبورگ

«همین یقین عاری از پندار بود 

که به پیکار رزا لوکزامبورگ برای رهایی پرولتاریا الهام می‌بخشید:
رهایی اقتصادی و سیاسی از بردگی مادی سرمایه‌داری 

و 

رهایی عقیدتی از بردگی معنوی فرصت‌طلبی.

معنی تحت اللفظی:

منبع الهام روزا برای پیکار در راه رهایی

یقین عاری از پندار بوده است

و

رهایی مورد نظر روزا

دیالک تیکی از رهایی اقتصادی و سیاسی از بردگی سرمایه داری و رهایی عقیدتی از بردگی فکری اوپوتونیسم.

این ادعای لوکاچ تأمل انگیز است:

۱

همین یقین عاری از پندار بود 

که به پیکار رزا لوکزامبورگ برای رهایی پرولتاریا الهام می‌بخشید:

 

منظور لوکاچ احتمالا نه عاری از پندار، بلکه عاری از شک و تردید بوده است.

چون یقین در دیالک تیک تردید و یقین وجود دارد و نه در دیالک تیک پندار و یقین.

 

‫پندار در دين زرتشت با نيت در دين اسلام‬‎

پندار حتی در قاموس زرتشت، 

در دیالک تیک پندار و گفتار و کردار (اندیشه و عمل) وجود دارد

و

یقین حتی در قاموس کریم،

 در دیالک تیک تردید و یقین (دیالک تیک کفر و ایمان).

منبع الهام روزا از دید لوکاچ

چیزی فکری و معرفتی بوده است و نه چیزی مادی و معیشتی و طبقاتی.

یعنی

یقین عاری از تردید و تخیل و حدس و گمان بوده است.

 این به معنی تقدم بخشیدن به فکری در مقابل مادی است.

تقدم بخشیدن به شعور در مقابل وجود.

این به معنی ایدئآلیسم عینی (ایدئآلیسم دیالک تیکی هگلی) است.

 

۲
رهایی اقتصادی و سیاسی از بردگی مادی سرمایه‌داری 

و 

رهایی عقیدتی از بردگی معنوی فرصت‌طلبی.

 

لوکاچ 

در این جمله، بردگی مادی سرمایه داری را در مقابل بردگی فکری (geistige) اوپوتونیسم قرار می دهد.

لوکاچ

سرمایه داری را به مثابه سیستم مادی تصور می کند و طبقه حاکمه سرمایه دار (بورژوازی) را به مثابه طبقه برده دار مدرن.

روزا به زعم لوکاچ،

 در راه رهایش اقتصادی و سیاسی از بردگی بورژوایی 

از

 سویی

و

در راه رهایش عقیدتی از بردگی فکری اوپورتونیسم 

مبارزه کرده است.

دیالک تیک رهایش اقتصادی و سیاسی از بردگی بورژوایی 

در تحلیل نهایی

به معنی بسط و تعمیم  دیالک تیک زیربنایی ـ اقتصادی و روبنایی ـ سیاسی است.

 

ایراد بینشی لوکاچ

عدول از دیالک تیک مادی و فکری است:

رهایش مادی از سیستمی و یا طبقه ای به تنهایی وجود ندارد.

رهایش مادی همیشه و همه جا در دیالک تیک رهایش مادی و رهایش فکری وجود دارد.

یعنی رهایش مادی از قید وبند کاپیتالیستی و بورژوایی 

در دیالک تیک رهایش مادی و رهایش فکری از قید و بند کاپیتالیستی و بورژوایی وجود دارد.

اوپورتونیسم

یکی از انحرافات فکری در جنبش کارگری بوده است و است و خواهد بود.

رهایی عقیدتی از بردگی معنوی فرصت‌طلبی

مفهوم دقیق و درست و روا و رسا و بجایی نیست.

روزا و لیبکنشت و یاران

بسان لنین

با انحراف اوپورتونیستی و رویزیونیستی

( تحت سرکردگی برنشتین و کائوتسکی )

در حزب سوسیال ـ دموکرات مرزبندی مارکسیستی ـ لنینیستی کرده اند 

و از آن انشعاب کرده اند و حزب مارکسیستی ـ لنینیستی (کمونیستی) نوینی و طراز نوینی را تأسیس کرده اند.

مفهوم «بردگی معنوی اوپورتونیسم»،

 فاقد اعتبار علمی ـ فلسفی (مارکسیستی ـ لنینیستی) است. 

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر