۱۴۰۴ فروردین ۶, چهارشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۱۸۴)

 

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت دهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص  ۸۹)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
  

یکی خرده بر شاه غزنین گرفت

که حسنی ندارد ایاز، ای شگفت

معنی تحت اللفظی:

حریفی از سلیقه سلطان محمود غزنوی ایراد گرفت و گفت:

«اینکه تو عاشقش شده ای، عاری از هر حسنی است.»

    

سعدی در این بیت شعر،

از سوئی

 دیالک تیک عاشق و معشوق

را

و

 از سوی دیگر

 دیالک تیک طبقه حاکمه و توده

 را

به شکل دیالک تیک شاه غزنین و ایاز بسط و تعمیم می دهد.

 

ماجرای عشق سلطان غزنین و ایاز یکی از ماجرای عشقی نادر است که با دیالک تیک عاشق و معشوق در فلسفه سعدی ناسازگار است.

در فلسفه سعدی،

عاشق باید همواره به طبقات زیردست و ستمکش تعلق داشته باشد و معشوق به طبقات زبردست.

 

اما در این ماجرا

سلطانی عاشق غلامی قلمداد می شود

و

دیالک تیک عاشق و معشوق سعدی، کله پا و وارونه می شود

و

سعدی

آچمز می شود و به بن بست می رسد.

 

چنین پدیده ای بر خلاف قوانین آهنین طبیعی است و باید پاسخی برای آن جستجو و یافته شود.

سعدی هم همین کار را می کند.

از زبان مرد گمنامی زیبائی ایاز را زیر علامت سؤال می برد و سلطان غزنین را به سبب بد سلیقگی در عشق مزمت می کند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر