آذر و احسان طبری
پژوهشی از احسان طبری
راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی
(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)
درنگی
از
شین میم شین
طبری
پژوهشی از احسان طبری
راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی
(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)
درنگی
از
شین میم شین
طبری
هدف ما در این مقاله
بحث در باره ملاک هاى ارزیابى شخصیت اخلاقى
یا به بیان دیگر
شخصیت بشرى و انسانى افراد است.
چگونه مى توان دانست کسى نیک است یا بد، منفى است یا مثبت؟
انبوهى از صفات انسانى نیکو وجود دارد
مانند عاطفه و وفادارى ، صداقت و صراحت، سادگى و فروتنى، عفت و خوددارى، بزرگوارى و جوانمردى، دلسوزى و مهربانى، بذل و بخشش، گذشت و فداکارى، ادب و نزاکت و غیره و غیره.
طبری
اهل روایت و حکایت است و بس.
طبری اهل تحلیل و تصمیمگیری و موضعگیری نظری روشن نیست.
۹۹ در صد محتوای آثار طبری را نقل دعاوی این و آن (اندرزها، وعظ ها، نقل قول ها) تشکیل می دهد.
طبری
نمی داند که شخصیت چیست.
طبری
شخصیت را با شخص یکسان می گیرد.
به همین دلیل
شخصیت را به شخصیت مثبت و شخصیت منفی طبقه بندی می کند.
در فلسفه مارکسیستی،
همانطور که در تعریف شخصیت دیده شده،
شخصیت
مثبت است و نه منفی.
پیش شرط شخصیت تلقی شدن کسی،
خدمت او به رشد تاریخی نیروهای مولده است.
مثال:
حضرت محمد
( و روبسپیر و لنین و مائو و کاسترو و هوشی مین)
شخصیتی تاریخی و انقلابی است.
نه به این دلیل که دارای صفات اخلاقی نیکویی که ذکرش گذشت، بوده است (بوده اند).
بلکه به این دلیل
که مناسبات تولیدی اشتراکی اولیه (فئودالی، سرمایه داری، نیمه فئودالی ـ نیمه مستعمراتی) در حال زوال و فروپاشی
را
با تشکیل حزب الله (حزب بورژوایی، حزب کمونیست)، بسیج توده زیر بیرق اسلام (زیر پرچم حزب بورژوایی و حزب کمونیست) و رهبری انقلاب برده داری (سوسیالیستی، ملی و دموکراتیک)،
مناسبات تولیدی کهنه و مزاحم اشتراکی اولیه (نظلم جامعتی فئودالی، سرمایه داری، نیمه فئودالی ـ نیمه مستعمراتی)
را
با مناسبات تولیدی نوین برده داری (سرمایه داری، سوسیالیستی)
جایگزین ساخته است و قید و بند از دست و پای نیروهای مولده جامعه بر داشته است.
خمینی
(هیتلر و و یلسین و پوتین و پینوچه و خونتاهای نظامی)
اما
برعکس،
شخصیت نیستند.
چون مانع تحول انقلابی جامعه شده اند.
به تخریب نیروهای مولده جامد و جاندار مبادرت ورزیده اند و سدی در مقابل توسعه و تعالی بشریت و جامعه بشری بوده اند.
طبری
قادر و مایل به تعریف روشن شخصیت اخلاقی کذایی حتی نیست.
طبری
صفات انسانی نیکوی کذایی
را
به عنوان معیار و ملاک برای تمیز شخصیت (شخص) مثبت از شخصیت (شخص) منفی برمی شمارد، ولی موضع نمی گیرد.
نه تکلیف خود را در رابطه موضوع مورد بحث روشن می کند و نه تکلیف خواننده را.
در اکثر اشعارش و مقالاتش هم قضیه از همین قرار است:
ارانی چنین گفت.
مزدک چنان گفت
مرداویج چنین گفت.
بابک چنان گفت.
کشف حقیقت و بطلان حرف های خرافی ارانی و مزدک و مردوایج و بابک و غیره
اما برای طبری مهم نیست.
طبری
برخى
یک یا چند از این صفات را مطلق مى کنند و آنرا الگوى قضاوت قرار مى دهند
و واجد آن را نیک و فاقد آن را بد می شمرند.
برخى،
خیالپرورانه، در جستجوى انسان هاى کاملند که همه صفات پسندیده را دارا و از همه خصائل نامحمود مبرى باشند.
چنین خیالپرورانى بناچار در زندگى بسیار سر مى خورند.
خوب.
حقیقت و بطلان این دعاوی چیست؟
بالاخره
معیار و ملاک عینی و علمی و عقلی برای تمیز شخصیت از ضد شخصیت چیست؟
کسی که شخصیت (اخلاقی) را عاری از عیب و نقص و کامل می پندارد،
چرا باید خیالپرور باشد و نه صاحب نظر نادرست و باطل؟
ایراد نظرش کجا ست؟
با تحقیر صاحبنظر و تهمت خیال پروری زدن به او که حقیقت و بطلان ادعایش اثبات نمی شود.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر