۱۴۰۳ اسفند ۳۰, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۱۸۰)

 

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت نهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص  ۸۹)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

 

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند

معنی تحت اللفظی:

خدا نکند که حافظ از کمند عشق تو خلاصی یابد.

برای اینکه صیدهای تو جزو رستگارانند.

 

حافظ هم در این بیت غزل

مثل سعدی

در حرف،از عظمت عشق حرف می زند.

ولی در عمل، به تجلیل از بردگی، نوکری، وابستگی و سرسپردگی به ارباب برده دار و فئودال و خوانین و سلاطین می پردازد.

یعنی

از وابستگی عاطفی بهان های برای وابستگی طبقاتی سر هم بندی می کند.

 

در این بیت غزل خواجه

دیالک تیک وابستگی و خودمختاری وارونه می شود:

دیالک تیک وابستگی و خودمختاری به شکل دوئآلیسم اسارت و استقلال و آزادی بسط و تعمیم داده می شود

و

وارونه می گردد:

بندگی به ثمابه رستگاری جا زده می شود

و

استقلال و آزادی به مثابه ذلت.

 

محتوای ین کرد و کارهای حافظ و سعدی

عوامفریبی است و بس.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر