درنگی
از
میم حجری
دی شیخ با الاغ همی گشت دور باغ
«یک توده ای به پهنه دنیایم، آرزو ست.»
گفتیم:
«خفته اند در اعماق خاوران
عیسی دمی به عالم بالایم آرزو ست.»
مسعود امیدی
این فاشیستها خواستار پیوستن به ناتو شدند و غرب جمعی هم از این خواستهاش حمایت کرد.
و البته روسیه با هوشیاری و اراده خللناپذیر در برابر فاشیسم و نازیسم ایستاد.
نیروهای اکتیو در صحنه جهانی در شرایط کنونی به شرح زیرند:
ادامه
۱
جمهوری خلق چین
۲
امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا
۳
نیروی اکتیو دیگر در صحنه جهانی در شرایط کنونی
دول اولیگارشیستی فاسد پسا سوسیالیستی در روسیه و کشورهای اروپای شرقی دیگر تحت سرکردگی اولیگارشیسم روس است.
این دولت ها
ماهیتا
دول اقلیت اولیگارش انگل اند که از تصاحب دار و ندار توده ای در این کشورها به قدرت رسیده اند و مؤید و متحد و حامی نئوفایسم اند.
از همانندی های اولیگارشیسم با نئوفاشیسم
تخریب دستگاه دولتی و تخلیه اش از دموکراسی بخور و نمیر امپریالیستی و فونکسیون های اجتماعی و هومانیستی و اقتصادی و محیط زیستی
که به برکت مبارزات صنفی و سیاسی و سندیکایی و اکولوژیکی توده های زحمتکشان
به طبقه حاکمه امپریالیستی تحمبل شده است.
هدف هر دو اولیگارشیسم و نئوفاشیسم)
تشکیل حکومت های خودکامه شبه فئودالی ـ شبه فاشیستی است.
به لحاظ فرم و نمود و ظاهر حکومتی
اولیگارشیسم و نئوفاشیسم
به جمهوری خلق چین سمپاتی نشان می دهند
و
حزب کمونیست (مائوئیست) چین را با احزاب اولیگارشیستی و نئوفاشیستی عوضی می گیرند.
از دیگر همانندی های اولیگارشیسم با نئوفاشیسم
مبارزه با دول امپریالیستی مثلا دولت امریکا تحت سرکردگی حزب دموکرات و اتحادیه اروپا
از سویی
و
تضعیف و انحلال پیمان ناتو
از سوی دیکر
ست.
محتوای فرمال این سمتگیری را تشکیل دول امپریالیستی و اولیگارشیستی سرکردگی جهانی (هژمونی) طلب تشکیل می دهد:
مثلا
احیای رایش سوم (نازیسم)
احیای فاشیسم موسولینی و فرانکو و دول فاشستی در مجارستان و رومانی و غیره
احیای تزاریسم در روسیه
....
اینجا هم اولیگارشیسم و نئوفاشیسم به لحاظ سمتگیری پولیتیکی (سیاسی) و ژئوپولیتکی (سوق الجیشی) به جمهوری خلق چین قرابت فرمال و صوری و نمودین و ظاهری کسب می کنند.
پشت این همانندی ها فرمال و نمودی ن