۱۴۰۳ اسفند ۲۲, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی (۲)


پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

 شین میم شین

 

دموکراسی بورژوائی

۱

·    دموکراسی بورژوائی که در مقایسه با فرم های حاکمیت فئودالی ـ استبدادی به معنی پیشرفت تاریخی تلقی می شد، با سطح توسعه نیروهای مولده آن زمان و مناسبات تولیدی منطبق با آن انطباق داشت و در خدمت توسعه بیشتر جامعه بود.

 

۲

·    زحمتکشان برای کسب سلسله ای از حقوق و آزادی های دموکراتیک مبارزه کرده اند، از آن جمله اند:

 

الف

·    حق اتحاد سیاسی،

 

ب

·    حق انتخاب کردن و انتخاب شدن،

 

پ

·     

·    حق تجمع و مطبوعات و غیره.

 

۳

·    این حقوق به شکل کم و بیش روشنی در قانون اساسی دولت های بورژوائی نیز درج شده اند.

 

۴

·     دموکراسی بورژوائی مبتنی است بر مالکیت خصوصی کاپیتالیستی بر وسایل تولید.

 

۵

·     دموکراسی بورژوائی در حوزه سیاست (که پیشاپیش بدان محدود شده است) نمی تواند به طور کامل مؤثر واقع شود.

·    زیرا پایه و بنیاد قدرت سیاسی را قدرت اقتصادی تشکیل می دهد.

 

۶

·    از این رو، هر جا که خلق مالک وسایل تولید نباشد، حاکمیت خلق (دموکراسی، توده سالاری، توده فرمایی) هم نمی تواند وجود داشته باشد.

 

۷

·    هر  دموکراسی بورژوائی، هرچه پیشرفته ترهم باشد، آخرسر حد و مرز خود را در سودجوئی بورژوائی می یابد.

 

۸

·    به قول لنین، «ما در نظام سرمایه داری با دولت به معنی واقعی کلمه سر و کار داریم :

 

الف

·    دولت به مثابه دستگاه خاصی برای سرکوب طبقه ای به وسیله طبقه دیگر.

ب

·    دولت به مثابه دستگاه خاصی برای سرکوب اکثریتی به وسیله اقلیتی.

 

۹

·    برای موفقیت آمیز بودن سرکوب منظم اکثریت استثمار شونده به وسیله اقلیت استثمارگر، طبیعی است که به بزرگترین قساوت و بیرحمی و به ضد انسانی ترین ستم و زورگوئی نیاز بوده است.

 

۱۰

·    دریاهائی از خون لازم بوده است که بشریت در دوران برده داری، فئودالیسم و سرمایه داری از آنها گذشته است»

·    (لنین، «مجموعه آثار»، جلد ۲۵، ‌ص ۴۷۷)

 

۱۰

·    علیرغم این محدودیت دموکراسی بورژوائی، مبارزه طبقه کارگر و همه زحمتکشان در دولت های سرمایه داری برای کسب حداکثر حقوق و آزادی های دموکراتیک اهمیت زیادی دارد.

 

۱۱

·    میدان این مبارزه، میدانی است که توده های خلق زیر رهبری طبقه کارگر برای دفاع از منافع خود گرد می آیند و سپس نهادهای دموکراتیک را به نهادهای واقعی خلق مبدل می سازند و راه را برای گذار به سوسیالیسم هموار می سازند.

 

۱۲

·    خصلت کم و بیش غیر واقعی  دموکراسی بورژوائی با گذار سرمایه داری به مرحله امپریالیسم به وضوح تمام نمایان می گردد.

 

۱۳

·    دیکتاتوری بورژوازی انحصاری (یعنی دیکتاتوری اقلیت بسیار کوچکی بر اکثریت عظیم مردم) اکنون دیگر به وسیله نهادهای دموکراتیک (پارلمان ها) فقط به طور کوتاهمدت می تواند پرده پوشی شود.

 

۱۴

·    توسعه سرمایه داری انحصاری ـ دولتی با از بین بردن حقوق و آزادی های دموکراتیک زحمتکشان از سوئی و با گرایش  روز افزون به فاشیسم از سوی دیگر همراه است.  

 

۱۵

·    ایدئولوگ های امپریالیسم، اندیشه  دموکراسی را مورد تحریف قرار می دهند.

 

۱۶

·    شاخص های اصلی  دموکراسی مانند حاکمیت خلق، آزادی و  برابری به سلسله ای از اصول صوری مانند وجود چندین حزب سیاسی، حق «اپوزیسیون»، تقسیم قوا، اصل اکثریت، امکان قضاوت دادگاه قانون اساسی، انتخابات و غیره منوط و وابسته قلمداد می شود، تا از عریان و آشکار شدن ریشه های اقتصادی دموکراسی بورژوایی، از عریان و آشکار شدن پیوند ناگسستنی میان مناسبات مالکیت خصوصی کاپیتالیستی و ماهیت  دموکراسی بورژوایی ممانعت به عمل آید.

 

۱۷

·    مسئله اساسی هر  دموکراسی، مسئله قدرت سیاسی است.

 

۱۸

·    در سرمایه داری انحصاری ـ دولتی مبارزه به خاطر  دموکراسی محتوای جدیدی کسب می کند.

 

۱۹

·    به دنبال تشدید تضاد میان انحصارات و مردم و به دنبال تعمیق روندهای تمایز در طبقه بورژوازی و در شعور بورژوائی،  مبارزه به خاطر تحولات دموکراتیک و برای از بین بردن حاکمیت بی حد و مرز بورژوازی بزرگ با منافع اکثریت عظیم مردم انطباق می یابد.

 

۲۰

·    در دوران کنونی، مبارزه برای مناسبات ضد امپریالیستی ـ دموکراتیک در کشورهای سرمایه داری انحصاری ـ دولتی مرحله نسبتا مستقلی در مبارزه به خاطر سوسیالیسم است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر