ولادیمیرو گیاچی
برگردان
یدالله سلطان پور
تهاجم تئوریکی بر دموکراسی
۲
تجلیل و تحسین از بی تفاوتی سیاسی
۱
· در سال ۱۹۵۴ میلادی، موریس جونس، سیاست شناس آمریکائی، مقاله ای تحت عنوان «دفاع از بی تفاوتی» می نویسد.
۲
· او همراه با دعاوی بیشمار دیگر، مدعی می شود، که «بسیاری از ایده ها که انتخابات را به مثابه یک تکلیف اجتماعی تلقی می کنند، در واقع، ایده های خودکامگی و استبداد اند و در گنجینه واژه ای دموکراسی لیبرال جائی برای آنها وجود ندارد.»
۳
· برخلاف این ایده ها، «بی تفاوتی سیاسی تأثیر خوشایندی بر متن حیات سیاسی» به جا می گذارد و به مثابه «پارسنگ مؤثری بر ضد تاریک اندیشانی است، که خطر واقعی برای دموکراسی لیبرال محسوب می شوند.»
۴
· باید یاد آور شد که ئومبرتو اکو نیز در سال های ۱۹۸۰ میلادی، امتناع خیل عظیمی از مردم، از رفتن به پای صندوق رأی را نشانه «مدرنیته» ارزیابی می کند.
۵
· این دعاوی به ظاهر غیر عادی جلوه می کنند.
۶
· در ذهن کسانی که دموکراسی را فقط متد و روشی می دانند که مردم باید برای خود وکیل تصمیمگیر سیاسی انتخاب کنند، مسئله اصلی ـ در واقع ـ کارآئی سیستم است.
۷
· شرکت مردم در انتخابات به نظر آنها، ارزش فی نفسه ندارد، بلکه در بهترین حالت، وسیله ای برای ترمیم و تعمیر کارآئی سیستم محسوب می شود.
۸
· وقتی کسی، مثل پوپر، دموکراسی را به مثابه «روش و متدی برای تعویض قدرت بدون خونریزی» تعریف می کند، این بدان معنی است که «دموکراسی» وسیله ای است برای تحت کنترل داشتن تضادهای جامعتی، سیاسی و غیره.
۹
· «بی تفاوتی سیاسی» و امتناع مردم از رفتن به پای صندوق رأی، به نظر چنین کسانی، حتی مفید و سودمند است.
۱۰
· تصادفی نیست که رالف دارندورف به ستایش از تعریف پوپر برمی خیزد.
۱۱
· زیرا این تعریف «مو از ماست بیرون کشیدن تئولوژیکی در زمینه خود مختاری خلق را دور می زند، بحث پیرامون چند و چون واقعی آن را زاید می سازد و ما را از تلاش برای بستن آماج های حتی الامکان مطلوب، مثلا برابری، سجایای اخلاقی شهروندی مبنی بر شرکت در انتخابات به دم دموکراسی و یا تنظیم تئوری های عام راجع به روند واقعی دموکراتیزاسیون بی نیاز می کند.»
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر