۱۴۰۴ فروردین ۴, دوشنبه

درنگی در پژوهشی از احسان طبری راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی (۱۳)

 
 

آذر و احسان طبری

 

  پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی 

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

طبری

چگونه مى توان دانست کسى نیک است یا بد، منفى است یا مثبت؟

انبوهى از صفات انسانى نیکو وجود دارد 

مانند عاطفه و وفادارى ، 

صداقت و صراحت،

سادگى و فروتنى،

عفت و خوددارى 

 بزرگوارى و جوانمردى  

طبری

برای تمیز «شخصیت» (شخص) مثبت از منفی، معیار هایی توسعه داده است.

 

طبری

دلسوزى و مهربانى

این معیار بعدی طبری برای تمیز شخصیت (شخص) مثبت از منفی است.

 

دلسوزی و مهربانی

از مفاهیم عاطفی اند.

اگر در ماهیت طبقاتی دلسوزی و مهربانی دقت کنیم،

به این نتیجه می رسیم که پیش شرط طبقاتی دلسوزی و مهربانی، 

تعلق به طبقات حاکمه خر پول است و نه تعلق به توده «بی همه چیز.» 

توده تحت استثمار و سرکوب و ستم

به لحاظ مادی و معیشتی و عینی 

اصلا 

در شرایطی نیست که به ستمدیده ای دلسوزی و یا مهربانی بکند.

در صورتی هم که توده فرمایی (سوسیالیسم و کمونیسم) برقرار باشد،

یعنی 

زحمتکشان به مقام طبقه حاکمه ارتقا یابند، 

سجایای اخلاقی طبقات حاکمه انگل،

بی اعتبار می گردند

و

کسی به دلسوزی و مهربانی همنوعی نیازی پیدا نمی کند.

حسن برابری همین هم است:

سلب فضیلت از فضایل.

امری طبیعنی و عادی شدن هومانیسم و ناتورالیسم.


فقط در مرحله گذار از جامعه طبقاتی به جامعه بی طبقه،

 یعنی در مرحله دیکتاتوری پرولتاریا،
دلسوزی و مهربانی طبری

مطرح می شود و باید هم مطرح شود.

این دلسوزی و مهربانی نسبت به  اشراف برده دار و فئودال و روحانی و سرمایه دار و عمال آنها،
اما باید با دقت و هشیاری و احتیاط صورت گیرد.

  برخوردهای عاطفی 

باید تابع منافع طبقاتی استراتژیکی پرولتاریا باشد و نه برعکس.

یعنی 

طبقه حاکمه پرولتری - دهقانی ـ پیشه وری ـ روشنفکری ـ خلقی

نباید منافع طبقاتی استراتژیکی پرولتاریا را فدای دلسوزی و مهربانی به ارتجاع سرنگون شده بکند.

مثلا 

به بهانه دلسوزی و مهربانی به سرمایه داران و زمینداران،

از جامعتی کردن کارخانجات و املاک و اراضی آنها خود داری کند.

مسئله در هر صورت، به این سادگی ها نیست که طبری خیال می کند.

مثال تاریخی:

روایت می کنند،

دهقانی که لنین را در دوره زندگی مخفی اش، پناه داده بود،

پس از پیروزی انقلاب، از لنین می خواهد که از جامعتی کردن اراضی اش، خودداری کند.

لنین ولی حاضر به فدا کردن منافع طبقاتی استراتزیکی پرولتاریا نمی شود و از دلسوزی و مهربانی به حریف اجتناب می ورزد.

این بدان معنی است که شخصیت ها با اشخاص، تفاوت تعیین کننده ای دارند.

اگر طبری آنجا بود،

لنین را از فهرست شخصیت های مثبت، خط می زند.

 

طبری

دیالک تیک شخص و شخصیت 

را

و

هر دیالک تیک دیگری را نفهمیده است.

طبری

 بذل و بخشش

هر آنچه که راجع به دلسوزی و مهربانی گفته شد، در مورد بذل و بخشش هم می توان گفت.

کسی که بذل و بخشش می کند،

حتما باید جزو اغنیا (طبقات حاکمه) باشد.

توده و پرولتاریا 

که ثروت باد آورده ندارند تا سفره یغما پهن کنند و اشراف فئودال و بورژوازی را دعوت به یغما کنند.


برتولت برشت

در رمان دوپولی (رمان صناری) اندیشه رئالیستی و راسیونالیستی جالبی دارد:

بذل و بخشش کنندگان

در این اثر برشت، 

نه اغنیا، بلکه فقرا هستند که صناری در جیب سوراخ خود دارند.

صناری که با آن نمی توان چیز به درد بخوری خرید.

به همین دلیل 

به راحتی به گدایی می بخشند و خود را از شرش خلاص  می کنند.

شخصیت های توده ای

اصلا نمی توانند اهل بذل و بخشش باشند.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر