۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۸)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ﴾
[ الأنفال: ۲۱]

و از آنان مباشيد كه گفتند كه شنيديم، در حالى كه نمى‌شنيدند.

﴿۞ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ﴾
[ الأنفال: ۲۲]

بدترين جانوران در نزد خدا اين كران و لالان هستند كه در نمى‌يابند.

 

﴿وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ﴾
[ الأنفال:۲۳]

و اگر خدا خيرى در آنان مى‌يافت شنوايشان مى‌ساخت، و اگر هم آنان را شنوا ساخته بود باز هم برمى گشتند و رويگردان مى‌شدند.

 

کریم

در این سه آیه، به تحقیر کسانی می پردازد که لال و کر هستند.

این سه آیه اما ناقض منطقی یکدیگرند:

و از آنان مباشيد كه گفتند كه شنيديم، در حالى كه نمى‌شنيدند.

محتوای این آیه این است که افراد مورد نظر کریم، در بدترین حالت فقط کرند و نه لال.

برای اینکه پیش شرط گفتن اینکه «شنيديم»، ناطق و گویا بودن است و نه لال بودن..

بنابرین نمی توان گفت:

«اين كران و لالان»

بدترين جانوران در نزد خدا اين كران و لالان هستند كه در نمى‌يابند.

کریم اکنون افراد مورد نظر را نه تنها کر و لال، بلکه نفهم و حتی بدتر از جانوران جا می زند.

البته منظور کریم نه کر و لال واقعیو عینی (اوبژکتیو) بودن و بدتر از جانوران بودن واقعی و عینی (اوبژکتیو) آنها، بلکه کر و لال و نفهم بودن سوبژکتیو  آنها (در نزد خدا) است.

مسئله دست و پاگیر این است که کری آنها  نه به دلایل فیزیکی و بیولوژیکی و طبیعی، بلکه به دلیل الهی است:

«اگر خدا خيرى در آنان مى‌يافت شنوايشان مى‌ساخت» 

یعنی کری آنها بنا بر اراده الهی است.

اگر قضیه از این قرار است، پس تحقیر آنها به چه دلیل است؟

عیب اتیکی (اخلاقی) کریم در این سه آیه، معیار سازی از کری و لالی و نفهمی است.

   کر و لال و نفهم طبیعی و مادر زادی و یا الهی بودن و نبودن که به لحاظ اخلاقی، عیب و حسن نیست.

و اگر خدا خيرى در آنان مى‌يافت شنوايشان مى‌ساخت، و اگر هم آنان را شنوا ساخته بود باز هم برمى گشتند و رويگردان مى‌شدند.

کریم

در این آیه،

کری و شنوایی را نه امری طبیعی، بلکه امری الهی جا می زند:

خدا اگر خیری در کسی ببیند، او را شنوا و در غیر اینصورت، کر می کند.

 در این آیه معلوم می شود که  شنوا و کر بودن آنها تأثیری در کفر و ایمان شان نداشته است.

کری و لالی و نفهمی فقط بهانه اند.

افراد مورد نظر کافران جبری اند.

می توان کریم را پیرو پیگیر سوبژکتیویسم محسوب داشت:

کریم چنان وانمود می کند که انگار کفر و ایمان بسته شناخت حسی است:

انگار هر کس بشنود ایمان می آورد.

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر