۱۸
دید که چگونه مساحت پهناوری از اراضی کشت را نابود می سازند و خلایق را از امکانات تغذیه خود محروم می سازند.
کنفوسیوس و طلابش در این انتقاد اجتماعی نیز «مو» می بینند و نه «پیچش مو»،
نمود (فنومن، ظاهر، پدیده) را می بینند و عمده می کنند و جار می زنند.
ولی از دیدن ماهیت (ذات، باطن) عاجز می مانند.
تخریب اراضی کشت (باقی گذاشتن زمین سوخته) یکی از پیامدهای جنگ ها در فرماسیون های اقتصادی برده داری و فئودالی و سرمایه داری است.
هدف و آماج طبقات اجتماعی مرتجع از جنگ
در تحلیل نهایی
تخریب نیروهای مولده جامد و جاندار بوده و است و خواهد بود
و
اراضی کشت یکی از وسایل اساسی تولید کشاورزی و دامداری است.
نیروهای مولده اما به تنهایی وجود ندارند.
نیروهای مولده در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی وجود دارند.
در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، نقش تعیین کننده از آن دیالک تیک نیروهای مولده است.
میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، رایبطه محتوا و فرم برقرار است:
رشد مناسبات تولیدی وابسته به رشد نیروهای مولده است.
اگر نیروهای مولده تخریب شوند، مناسبات تولیدی از رشد باقی می ماند و پیشرفت جامعه متوقف می شود.
قضیه همچنان و هنوز از همین قرار است:
بمباران کارخانجات، بیمارستان ها، مدارس، دانشگاه ها، پل ها، راه های آهن، فرودگاه ها و مزارع و مراتع و مراکز فکری و علمی و فقهی و فلسفی و فرهنگی
چیزی حز تخریب نیروهای مولده جامد و جاندار نیست.
جنگ
در تحلیل نهایی
فرم علنی و آشکاری از مبارزه طبقاتی است:
جنگ
مبارزه بین طبقات حاکمه و توده زحمتکش است.
جنگ به تضعیف توده منجر می شود و تضعیف توده به معنی تقویت طبقات حاکمه و حفظ و تحکیم حاکمیت طبقاتی آنها ست.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر