۱۴۰۵ تیر ۳۰, سه‌شنبه

تاریخ اتیک (تاریخ اخلاق) (۳)

 

تاریخ اتیک

(تاریخ اخلاق)

اخلاق و حاکمیت

تشکیل اخلاق

بودو گاسمن

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۲۷

اما رابطه انسان ها در جامعه نجابتی آغازین می بایستی حاوی عقلانیت (راسیو) معینی باشد.

در غیر اینصورت انسان ها نمی توانستند  ادامه حیات دهند.

 

۲۸

از انجا که این رابطه به طور بیولوژیکی به انسان ها داده نمی شود، می بایستی از سنت فرهنگی آنها نشئت بگیرد

 

۲۹

من این وضع را در مغایرت با الگوهای رفتاری غریزی، هنجارهای اخلاقی (سیته) می نامم.

 

۳۰


آخرین گروه از تسمانی ها

بومیان استرالیا 

به ساکنان اولیه قاره استرالیا گفته می‌شود که از ده‌ها هزار سال پیش از ورود اروپائیان به این سرزمین در آنجا زندگی می‌کرده‌اند. 

تاسمانی 

نام جزیره و ایالتی در جنوب شرق استرالیا است. 

تاسمانی در ۲۰۰ کیلومتری جنوب شرقی قارهٔ اقیانوسیه جای گرفته است و تنگهٔ باس این دو خشکسار را از هم جدا می‌کند. مرکز آن شهر هوبارت است. شمار مردمانش ۵۰۹٬۹۶۵ نفر و گستره‌اش ۶۸٫۳۳۲ کیلومتر مربع (۲۶٫۳۸۳ مایل مساحت) می‌باشد. 

به همین دلیل در میان تسمانی ها که هنوز در نظام نجابتی به سر می بردند، مفاهیم زیر یافت می شدند که دال بر وجود روابط متقابل بوده اند:

 

۱

خوشقلب

(مهربان، بی آزار، مسالمت جو)

 

۲

دلشاد

 

۳

بدخواه

(مردم آزار، موذی)

 

۴

مرافعه جو

 

۵

بی شرم

(بی اعتنا به احساسات دیگران)

 

۳۱

این مفاهیم که بیانگر رفتار فرد با طایفه و دیگر اعضای همبودند، کلا به شخص مربوط می شوند.

 

۳۲

 

این اسم گزاری در ترجمه نباید به مثابه تیپ واره سازی این افراد تلقی شود.

 

۳۳

این بیشتر به معنی نام بردن از مشخصه افراد منفرد است.

افراد منفردی که دیگران می توانند بی ارتباط به آنها وجود داشته باشند.

 

۳۴

اینجا اما نه مشخصات بیولوژیکی (مادر زادی، زیستی)، بلکه  مشخصات اتیکی (اخلاقی) تبیین می یابند.

 

۳۵

از چنین کاراکتریزه کردن های اشخاص (مشخصیت بخشیدن ها به اشخاص)، احتمالا علامت گذاری های انتزاعی برای رفتارهای منطبق با اخلاق و نامنطبق با اخلاق پدید آمده اند.

 

۳۶

به عنوان مثال

 کلمه دروغ در میان تسمانی ها (طوایف ابورجینی استرالیا)

 

۳۷

مفاهیمی از قبیل دروغ اما هنوز با احکام (فرامین) اخلاقی از قبیل «تو نباید دروغ بگویی» (در مسیحیت) و «دروغگویی گناه بزرگی است» (در اسلام) فاصله زیادی دارند.

 

۳۸

مفهومی که به طور تئولوژیکی (فقهی) تضمین می شود و باید در خدمت (عبودیت) به خدا اعلام گردد تا مستمرا یاد اوری شود که دروغ (و قبل از همه در محضر دادگاه) گفته نشود، تا انسجام جامعه حفظ شود.

 

۳۹

اخلاق

در مغایرت با فرامین مذهبی از این قبیل،

هنوز طبیعتا پدید آمده است.

 

۴۰

یعنی

نتیجه بازتاب فقط بخشا  آگاهانه مناسبات زندگی است.

 

۴۱

محصول بازتاب روشنفکرانه نیست.

 

۴۲

اخلاق

به نظر من،

عادات و آداب و رسوم و الگوهای رفتاری و معاییر (معیارهای) ارزیابی طبیعتا پدید آمده اند که به تنظیم روابط اجتماعی انسان ها منجر می شوند و به صورت عادات در می آیند.

 

۴۳

بنابرین عادتی اند.

آن سان که به برکت سوسیالیزاسیون (کسب اجتماعیت) به طور سنتی نسل اندر نسل منتقل می شوند.

 

۴۴

اخلاق

محصول فرهنگ است.

 

۴۵

اخلاق

نه محصول طبیعت اول، بلکه محصول طبیعت دوم (جامعه) است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر