انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
یکی از ایرادات اساسی بودو گاسمن و مومسن و غیره در تحلیل افکار و آثار هانا آرندت،
بی توجهی به دیالک تیک تئوری و متد و نقش تعیین کننده تئوری در این دیالک تیک است.
آنها به همین دلیل به کرات از متد (متد فنومنولوژیکی) هانا آرندت دم می زنند و حتی اشاره به جهان بینی (تئوری) او نمی کنند.
مسئله اما این است که متد اولا به تنهایی وجود ندارد، ثانیا متد ساز ثانی را می زند.
فرق و تفاوت و تضاد مارکس و انگلس با هگل هم همین جا ست:
مارکس و انگلس به لحاظ اسلوبی (متدیکی) فرقی با هگل ندارند.
متد هر سه دیالک تیکی است.
فرق و تفاوت و تضاد مارکس و انگلس با هگل
در جهان بینی آنها و پایگاه طبقاتی آنها ست که ضد یکدیگرند:
جهان بینی مارکس و انگلس ماتریالیستی و پایگاه طبقاتی آنها، پرولتری است.
در حالیکه جهان بینی هگل، ایدئالیستی و پایگاه طبقاتی اش، بورژوایی است.
به همین دلیل بین متد دیالک تیکی مارکس و انگلس و هگل فرق و تفاوت و تضاد بزرگی وجود دارد:
به قول مارکس،
«دیالک تیک من ضد دیالک تیک هگل است.»
یکی دیگر از ایرادات اساسی بودو گاسمن و مومسن و غیره در تحلیل افکار و آثار هانا آرندت،
بسنده کردن به تئوری شناخت و بی توجهی ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی است.
چنین غفلتی فاجعه بار است.
اولا به این دلیل که تئوری شناخت افراد در مقابل جهان بینی آنها، ثانوی است.
تئوری شناخت مثلا هانا آرندت و یا هایدگر و هاسرل
تابع پایگاه طبقاتی آنها و جهان بینی ایدئالیستی آنها ست.
به همین دلیل بودو گاسمن و مومسن و غیره احکامی از قبیل زیر صادر می شوند:
«این افتادن هانا آرندت به دام استراتژی مدافعه آیشمن که خود را به مثابه کارمند ساده ای با ایراداتی در قوه حافظه و با «سجایای اخلاقی خیرخواهانه» جا می زد (مومسن)، هانا آرندت را به تز خود تحت عنوان «ابتذال شر» سوق داده است.»
«در ارزیابی گمانورزانه هانا آرندت از آیشمن نیز حد و مرز متد فنومنولوژیکی اش آشکار می گردد.»
گزینش متد فنومنولوژیکی و سر هم بندی کردن تز بند تنبانی «ابتذال شر»
دلیل طبقاتی و جهان بینانه دارد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر