۱۴۰۵ تیر ۱۴, یکشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۱)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۳

شر (بدی، بد) و اخلاق

ادامه

 

۳۰

 هانا ارندت در ادامه کتاب خود، تحت عنوان «راجع به شر»، به بازتاب مکانیسم های پسیکولوژیکی (روانی) منطبق با متد فنومنولوژیکی خود می پردازد.

مکانیسم هایی از قبیل یادآوری، پشیمانی و توان قضاوت.

 

۳۱

هانا آرندت اینجا نیز به توصیف متد (روش، اسلوب) خود می پردازد:

«تفکر به مثابه کردوکار، از هر حادثه ای می تواند پدید آید.

تفکر صورت می گیرد، وقتی که من شاهد رخدادی در خیابان شده باشم

و

یا به حادثه ای کشانده شده باشم

و

پس از آن، شروع می کنم به تماشای آنچه که رخ داده است.

انگار برای خود قصه ای نقل می کنم و خود را بدین طریق برای هماندیشی با دیگران و غیره آماده  می سازم.»

(هانا ارندت، «راجع به شر»، ص ۷۵)

 

۳۲

هانا آرندت از چنین بازتاب های پسیکولوژیکی نتیجه می گیرد:

«بدترین بدکاران کسانی اند که یادآوری نمی کنند.

برای اینکه آنها هرگز به خود زحمت اندیشیدن به اعمال خود را نمی دهند

و

بدون یادآوری چیزی نمی تواند بازدارنده آنان باشد.»

(همانجا. ص ۷۷)

 

۳۳

از آنجا که اعمال بد مورد تأمل بدکاران قرار نمی گیرند، به همین دلیل اصولا قابل تحدید (محدودسازی) نیستند.

 

۳۳

«بزرگترین بدکار (شرور) رادیکال نیست.

او ریشه ندارد

و

چون ریشه ندارد، حد و مرزی نمی شناسد و می تواند مرتکب افراط کاری های تصور ناپذیر شود و شر را به سرتاسر دنیا گسترش دهد.»

(همانجا)

 

۳۴

هانا آرندت در این حکم (جمله) استدلال و اثبات فکری شر را، مثلا تئوری راسیستی را، به مثابه ریشه شر توسط روشنفکران فاشیستی مسکوت می گذارد.

 

۳۵

در سنت فلسفی

شر به مثابه فقر و فقدان خیر، یکی از ریشه های بشر تلقی می شود.

 

۳۶

از آنجا که هانا آرندت منکر ریشه های خیر در اصول اخلاقی است، به همین دلیل علیه شر، معیاری جز یادآوری روانی (پسیکولوژیکی) در اختیار ندارد.

 

(اولا

هانا آرندت

با انکار خیر به مثابه ضد دیالک تیکی شر، تنها نیست.

هانا آرندت و امثالهم

فقط منکر خیر آنهم فقط در دیالک تیک خیر و شر نیستند.

آنها منکر دیالک تیک به طور کلی اند.

جورج لوکاچ

 در اثر معروف خود تحت عنوان «تخریب خانه خرد» که در تحلیل نازیسم تألیف کرده است، می نویسد:

هر خریت و خیانت و جنایتی با انکار دیالک تیک آغاز می شود.

نقل به مضمون.

ثانیا

معیارسازی از مفاهیم پسیکولوژیکی (مثلا یاداوری) خاص هانا آرندت نیست.

پسیکولوژیسم

یکی از مهمترین مکاتب فلسفی فلسفه بورژوایی واپسین (فلسفه امپریالیستی) است.

کسب و کار پسیکولوژیسم

جایگزینی مفاهیم فلسفی ـ علمی (مارکسیستی ـ لنینیستی) با مفاهیم روانشناسی است.

روانشناسی یکی ازعلوم منفرد است.

روانشناسی در بهترین حالت (مثلا روانشناسی مارکسیستی ـ لنینیستی) فقط قادر به تحلیل کم وبیش پدیده ها و روندهای روانی است و نه پدیده ها و روندهای جامعتی.

روانشناسی اصلا فلسفه نیست.

مراجعه کنید

به

دایرة المعارف فلسفه بورژوایی واپسین

 در

دایرة المعارف روشنگری

 

دایرة المعارف فلسفه بورژوایی واپسین

 

۱

قسمت اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5132

 

قسمت دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5133

 

قسمت سوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5134

....

مترجم.)

 

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر