۲۳
معیار دیگری که هانا آرندت برای تعیین (تعریف) شر به خدمت می گیرد، «تمایل شدید به همدردی خشمگین کننده است که انسان ها به واسطه آنها از دیرباز به خاطر عدالت بسیج می شوند.»
(هانا آرندت، «حاکمیت توتال»، جلد ۳، ص ۲۱۱)
۲۴
همدردی احساس دوپهلویی (دوگانه ای، تضادآمیزی، متضادی) است که به درد کشیدن مشخص بی واسطه مربوط می شود و حتی فاشیسم از آن به مثابه وسیله ای برای مانی پولاسیون («تبلیغات کریه») سوء استفاده کرده است.
۲۵
پیش شرط همدردی وجود جهان احساسی همگون انسان ها ست که در «هرج و مرج نظری ماقبل توتالیتر» (هانا آرندت،همانجا. ص ۷۱) (و هرج و مرج احساسی)، دیگر به عنوان چیزی عام و همسان وجود ندارد.
(راجع به همدردی، مراجعه کنید به گاسمن، «راجع به تاریخ»، ص ۲۴۱)
![]()
(فاشیسم و به ویژه فوندامنتالیسم اسلامی به ویژه، شیعی (فاشیسم فئودالی) و فوندامنتالیسم یهود و مسیحی (کوکلوس کلان) از همدردی مثلا با امام حسین و یاران در کربلا، سوء استفاده همه جانبه وسیع برای به شور عاطفی در آوردن توده ساده لوح و بسیح آنان بر ضد حکومت لائیک و غیره به عمل می آورند.
اما فاشیسم و فوندامنتالیسم
توان همدردی اصیل با کسی ندارند.
مثال روشن:
رفتار قساوت آمیز با سکنه روسیه و اسرای روسی در جنگ جهانی دوم.
سوزاندن کلکتیو دهاقین فرانسه و دیگر کشورهای تحت اشغال قوای فاشیسم.
هولوکاوست.
جزغاله کردن سیاهپوستان در امریکا.
رفتار ضد بشری با خلق فلسطین و اخیرا تحمیل تشنگی و گرسنگی مرک آور به سکنه غزه.
زجر و آزار بی رحمانه و بی شرمانه پیران مظلوم و معصوم پرولتاریا و شوهای تلویزیونی و مدفوعاتی و توبه فرمایی در ایران.
وضو گرفتن و تضرع و طلب اغماض قبل از شروع به شکنجه وحشیانه پیران شکننده توده.
مترجم)
۲۶
هانا آرندت
به عوض تعریف (تعیین) شر به مثابه مفهوم، (کاری که با پیشه کردن متد فنومنولوژیکی اصلا شدنی نیست)، به طور سلکتیو (گزینشی) به تزی از تاریخ اتیک (اخلاق) چنگ می زند.
به ادعایی از افلاطون که گویا «برای انسانها انجام عمدی کارهای بد، انجام کارهای بد به نیت انجام کارهای بد، امکان ناپذیر است.»
هانا ارندت، «راجع به شر»، ص ۴۲)
۲۷
![]()
آگوستین
(۳۵۴ ـ ۴۳۰)
اهل الجزایر
از فقهای مهم مسیحیت
فیلسوف دوره گذار از آنتیک به قرون وسطی
مؤلف آثار تئولوژیکی (فقهی) بیشمار
پدر علم تئولوژیکی (فقهی) و فلسفی مسیحیت
تحت تأثیر افلاطون واقعیت را سه شقه کرده است:
جهان عالی ترین وجود که فقط برای روح قابل دسترسی است.
جان ـ روح انسانی
جهان شونده که برای حواس قابل دسترسی است.
او ایمان مسیحی را به مثابه بنیان شناخت تلقی می کرد.
این ادعای افلاطون در قاموس هانا آرندت سرتاسر سنت فلسفی را در برمی گیرد.
غافل از اینکه آگوستین، درست عکس این ادعا را در مفهوم خنثای خواستن خود ادعا می کند.
۲۸
پطروس ابلار
(۱۰۷۹ ـ ۱۱۴۲)
فیلسوف قرون وسطی
نماینده برجسته اسکولاستیک آغازین
مدرس تئولوژی (فقه)، منطق و دیالک تیک در پاریس
او قرن ها قبل از روشنگری
تقدم خرد را (نه فقط در فلسفه) نمایندگی می کرد.
در قرون وسطی
مثلا در
آقکار و آثار ابلار
انجام آگاهانه اعمالی مغایر با فرامین الهی، گناه به معنی واقعی کلمه بوده است.
۲۹
برنارد مانده ویل
(۱۶۷۰ ـ ۱۷۳۳)
پزشک، تئوریسین اجتماعی هلندی، مقیم انگلستان
مؤلف «افسانه زنبوران عسل»
او نه فضایل اخلاقی، بلکه مفاسد اخلاقی را سرچشمه رفاه عموم می دانست، که به پارادوکس مانده ویل معروف شده است.
ماندو ویل و دساده هوس و میل به تحمیق (مانی پولاسیون) و تعذیب (زجر دادن) را نه تنها توصیف، بلکه حتی توجیه کرده اند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر