شین میم شین
بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
چو خود را ز نیکان شمردی، بدی
نمی گنجد اندر خدائی، خودی
معنی تحت اللفظی:
خودستایی نشانه تعلق به بدان است.
برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.
ادامه
سعدی
در این بیت شعر،
به مسئله اساسی فلسفه در عرصه شناخت راه حل ایدئآلیستی عرضه می دارد:
سعدی
محتوای شناخت را نه در اوبژکت (موضوع) شناخت، بلکه در سوبژکت شناخت مثلا شخص شخیص خودش می داند.
سعدی
محتوای شناخت را در تواضع و تکبر اوبژکت (موضوع) شناخت، می داند.
یعنی
در صفات اخلاقی موضوع شناخت می داند:
اگر موضوع شناخت ترک تکبر کند و متواضع شود، به طور اوتوماتیک جزو نیکان محسوب خواهد شد.
مسئله اساسی فلسفه
در سه عرصه هستی مطرح می شود:
۱
در عرصه کل هستی
به صورت دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور)
۲
در عرصه جامعه بشری
به صورت دیالک تیک وجود جامعتی و شعور جامعتی (که در ادبیات فلسفی کشور ما، به غلط، جامعتی به اجتماعی ترجمه شده است.)
۳
در عرصه تئوری شناخت
به صورت دیالک تیک قابل شناخت بودن جهان و غیرقابل شناخت بودن آن.
سعدی
موضع معرفتی فنومنولوژیکی دارد:
فقط ظواهر امور را قابل شناخت می داند.
حافظ
موضع اگنوستیسیستی (ندانمگرایی، لادریت) دارد.
حافظ
در عرصه شناخت
فرقی بین جانور و بشر قائل نمی شود.
هیچ چیزی از دید حافظ برای بشر قابل شناخت نیست.
جز خدا کسی قادر به شناخت جهان و مافیها نیست.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر