به قلم
چائو هسیو چن
ترجمه به آلمانی از متن امریکایی
هانس کریستیان مایسر
(۲۰۰۵)
برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی
شین میم شین
برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:
دید که چگونه سربازان به سرنیزه اندام زنان باردار را سوراخ سوراخ کرده اند.
در این انتقاد اجتماعی کنفوسیوس و طلابش از متد فکری آنها پرده برمی افتد:
حضرات در سطح پدیده ها پرسه می زنند و افاده به آفاق می فروشند:
اولا
سربازان تصمیمگیر که نیستند، تا شکم زنان باردار را به سرنیزه بدرند.
سربازان مجریان گوش به فرمان اند.
حتی فرماندهان سربازان تصمیمگیر نیستند.
آنها هم مجریان فرامین طبقات حاکمه اند.
طبقات حاکمه ای که از جنس خدا ست و نامرئی می ماتد.
چه بسا حتی فرماندهان شناخت روشنی از آنان ندارند.
طبقات حاکمه چه بسا پس از انقلابات اجتماعی بر سر حاکمیت و حکومت (قدرت) می مانند.
مثال:
همان طبقه حاکمه ای که شاه و ساواک و سربازان مجری فرامینش بودند،
پس از انقلاب اسلامی
همچنان و هنوز بر سر حاکمیت و حکومت است و شیخ (روحانیت) و ساواما و پاسداران و بسیجیان و سربازان با به خطر انداختن جان خود و اهل و عیال خود
فرامینش را اجرا می کنند.
ایراد دیگر متد فکری فنومنولوژیکی کنفوسیوس و طلابش، توصیف پدیده (نمود، ظواهر امور) و غفلت از ماهیت (ذات، باطن) طبقات حاکمه است:
هدف و آماج طبقات حاکمه از کشتار فرزندان بالقوه (زنان باردار) و کودکان و جوانان
ممانعت از تولید مثل و تکثیر و تقویت خلقی است.
همین کار را فوندامنتالیسم های رنگارنگ مسیحی و یهودی و اسلامی هم می کنند.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر