۴۸
پیش شرط صدور هر حکمی در موافقت و یا مخالفت با اراده آزاد، ترکیبی از سوبژکت گرامری (فاعل، نهاد) و گزاره (مسند، محمول) است که نه در طبیعت یافت می شود و نه به طور تجربی در روان بشری.
بنابرین پیش شرطش توان اراده فکری به مثابه کردوکار تصدیق و یا تکذیب (کردوکار تأیید و یا انکار) است.
۴۹
پیش شرط تکذیب ویا انکار وجود آزادی اراده، همیشه داشتن اراده آزاد است.
۵۰
این بدان معنی است که تکذیب و یا انکار آزادی اراده، خود تناقض آمیز است و لذا بی معنی است.
۵۱
اگر اراده به سوی حقیقت سمتگیری کند،
در این صورت، آزاد است.
۵۲
اراده اگر منکر حقیقت به مثابه یک مفهوم باشد،
در این صورت، نه آزاد، بلکه ایراسیونال (ضد عقلی) است.
به همان سان که اراده در مورد هانا آرندت و پافشاری اش بر خودپویی و «خوداندیشی» آزاد نیست.
(وایس فلوگ. همانجا. ص ۹۷)
در حقیقت به مثابه توان فرمال (صوری) و دلبخواهی است.
۵۳
هانا آرندت
با انکار اراده آزاد، جنبه تعیین کننده شخص بودن (آدم بودن) را به گور می سپارد.
شخص بودنی (آدم بودنی) که پیش شرط مبارزه علیه فاشیسم است.
۵۴
هانا آرندت در آثارش، به اثبات هیچ اصل اخلاقی مبادرت نورزیده است.
برای اینکه او هر اثبات راسیونالی (عقلایی) را اصولا رد می کند.
۵۵
هانا آرندت اما بدون موازین اخلاقی نمی تواند از عهده کاری برآید.
حتی نمی تواند به انتقاد از «توتالیتاریسم» بپردازد.
۵۶
از این رو برای کشف فهم هانا آرندت از اخلاق،
باید به حرف های هرازگاهی او پناه برد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر