چو خود را ز نیکان شمردی، بدی
نمی گنجد اندر خدائی، خودی
معنی تحت اللفظی:
خودستایی نشانه تعلق به بدان است.
برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.
سعدی
در این بیت شعر،
برای تمیز نیکی از بدی، نه معیاری عینی (اوبژکتیو)، بلکه معیاری ذهنی (سوبژکتیو) می تراشد.
او نیکی و بدی انسانها را نه در وجود عینی ـ واقعی آنها، بلکه در طرز نگرش آنها، در افکار، تصورات و تخیلات آنها می جوید:
او نمی گوید :
اگر نان بخور و نمیر رعیت را از دستش گرفتی (معیار عینی)، بدی!
او می گوید :
اگر خود را جزو نیکان محسوب داشتی، اگر خیال کردی که نیکی (معیار ذهنی)، بد شمرده خواهی شد.
انسان به مجرد اینکه خود را جزو نیکان شمرد، وارد لیست سیاه بدان می شود.
ما این روش و متد برخورد به قضایا را سوبژکتیویسم (سوبژکت گرایی، ذهنگرایی) می نامیم.
سوبژکتیویسم یکی از مظاهر متد متافیزیکی (متد ضد دیالک تیکی) است.
دلیل این ادعای باطل عبارت از این است، که سعدی برای تعیین نیک و بد، معیار عینی و واقعی در دست ندارد و نمی خواهد داشته باشد.
از این رو ست که معیار نیکی و بدی را در عوامل ذهنی (سوبژکتیو) می جوید:
در حلقه در کعبه به دست داشتن و در خرابات عربده کشیدن، فروتنی و خودبزرگ بینی و غیره می جوید.
اما این ادعا از سوی دیگر، توهین به خدا ست.
این بدان معنی است که خدای سعدی عالم الغیب نیست، معیار عینی و واقعی برای تمیز نیک و بد در اختیار ندارد و منتظر نظر و تصور و تخیل انسانها در باره خودشان می شود و اگر آنها خود را نیک شمردند، با لجاجت و خردستیزی تمام در جرگه بدان جای شان می دهد و اگر خود را بد و خس و خاشاک شمردند، مورد نوازش و لطف قرار می دهد.
سعدی خدا را با اشراف بنده دار، فئودال و دربار عوضی می گیرد.
انسان ایدئال سعدی ـ در هر حال ـ نه تنها باید ذلیل و بیچاره باشد، بلکه خود را آشغال بپندارد.
اگر کسی خداپرست باشد، به نظر سعدی باید خودستیز باشد.
این همان خدائی است که پس از آفریدن انسان، فتبارک الله احسن الخالقین می گوید و همه ملائکه و اجنه را به سجده در برابر آن فرامی خواند و حتی ملک مقرب خود را به جرم سجده نکردن در مقابل حوا و آدم از درگاه خود می راند و مورد لعن و نفرین قرار می دهد.
معلوم نیست، که سعدی در نظامیه بغداد چی خوانده است.
چنین خدائی که انسان را اشرف مخلوقات می خواند (ما در آثار سعدی به عبث دنبال این مفهوم می گردیم)، اصولا نباید اشرف مخلوقات را خوار و خودستیز و ذلیل ببیند و ضد خود تلقی کند.
کدام خالقی مخلوق خود را دشمن خود تلقی می کند؟
کدام بنائی عمارت خود را ضد خود می داند؟
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر