۵۷
هانا آرندت در کتابش تحت عنوان توتالیتاریسم، راجع به حقوق بشر می نویسد:
«موافقت مسکوت با شرایطی در اروپای مرکزی، که در دوره سقوط فرم های سیاسی، ناگهان میلیون ها تن را بی وطن، بی دولت، بی حق و حقوق، به لحاظ اقتصادی زاید و به لحاظ اجتماعی نامطلوب می سازند، به نظر من دال بر این است که حقوق بشر که نه به لحاظ فلسفی قابل اثبات و نه به لحاظ سیاسی تضمین شده است، اثر تبلیغی و فراخوانی ناب خود را از دست داده است و در فرم سنتی اش حداقل هیچ کجا اعتباری نداشته است.»
(هانا آرندت، «حاکمیت توتال، جلد ۳، ص ۲۲۰)»
۵۸
این ادعای هانا آرندت که «حقوق بشر هیچ کجا اعتبار نداشته است و هرگز به لحاظ فلسفی اثبات نشده است»، ادعای باطلی است.
۵۹
بطلان ادعای هانا آرندت را استدلال و اثبات و تأسیس اپاگوژیکی (سیستم ستای) حقوق بشر در روشنگری توسط هلوه تیوس و یا کانت و نقش فونکسیونال (کارکردی) که بخشا داشته اند، دراقتصاد بازار کاپیتالیستی ثابت می کند
۶۰
هانا آرندت فقط در صورتی می تواند چنین ادعاهای باطلی را بکند که فلسفه را با ایراسیونالیته (خردستیزی) متد فنومنولوژیکی جایگزین سازد و از مفهوم ماهیت جامعه بورژوایی هیچ خبری نداشته باشد.
۶۱
ایمانوئل کانت
(۲۲ آوریل ۱۷۲۴ – ۱۲ فوریه ۱۸۰۴)
فیلسوف سرشناس آلمانی در عصر روشنگری و کارساز در فلسفه جدید
او یکی از فیلسوفان کلیدی عصر روشنگری است و فلسفهاش از اندیشههای چیره بر نیمهٔ نخست سدهٔ نوزدهم است.
کانت چنین ادعای تجربی و یا فنومنولوژیکی را و یا شبیه به چنین ادعایی را «اشاره لات مآبانه (لومپن واره) به تجربه (دانش تجربی) به اصطلاح مخالفت ورز» نامیده است.
(کانت، «نقد خرد محض»، ص ۳۷۳)
۶۲
برای اینکه تجربه (دانش تجربی) «در مقابل عظمت قوانین
اخلاقی»، متأسفانه، هاله ای بیش نیست» و «تقبل قوانینی در رابطه با آنچه که ما
باید بکنیم، از کسی و یا تحدید (محدود کردن) آن قوانین از این طریق»، «به لحاظ
اخلاقی غیرقابل قبول است.»
(کانت،
«نقد خرد محض»، ص ۳۷۵)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر