۱۴۰۵ تیر ۱۵, دوشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۶۷)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی 

 

﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾
[ الأنفال: ۳]

همان كسان كه نماز مى‌گزارند و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند

﴿أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۴]

اينان مؤمنان حقيقى هستند. در نزد پروردگارشان صاحب درجاتند و مغفرت و رزقى نيكو.

معنی تحت اللفظی:
کسی که نماز بگزارد و از روزی مقرره اش به مستمندان بدهد، مؤمنی حقیقی است و در درگاه الهی صاحب درجات بالا ست و رزق خوبی دریافت خواهد کرد و مشمول عفو و بخش الهی خواهد گشت.
 
سؤال انگیز در این دو آیه این است که اگر خدا به همه بندگان و حتی موجودات رزقی مقرر کرده است، پس چرا باید بخشی از جمعیت جهان محتاج احسان و انفاق مؤمنین حقیقی باشند؟

سعدی هم کوشیده است تا به این سؤال جوابی سرهم بندی کند.
جواب سعدی این است که رزق مقرره هر کس به طرز معینی در اختیار او قرار می گیرد.
یکی از این طرق دریافت رزق مقرره همین احسان و انفاق مؤمنین حقیقی است.
سعدی سعی می کند که از طبیعت مثال تجربی بیاورد:
حریفی بیابانگرد روباه شل بی دست و پایی را می بیند و از خود می پرسد:
اینکه قادر به شکار نیست، چگونه زنده مانده است؟
 
ناگهان شیری با شکاری در دهان پدیدار می گردد.
شیر طعمه را  می خورد و پس مانده طعمه را روباه شل بی دست و پا نوش جان می کند.
در حامعه ـ تئوری سعدی و حافظ هم جامعه کپیه طبیعت است:
خدا 
گنج و زر و سیم و ثروت و نعمت را در اختیار ثروتمندان انگشت شمار قرار می دهد و ثروتمندان را به توزیع بین فقرا مکلف می سازد.

حریف بیابانگرد تز مشاهدات خود به این نتیجه می رسد که او هم می تواند در گوشه مسجدی بنشیند تا خدا رزق مقرره اش را برساند.
پس از گذشت چند روز اما از شیر و طعمه اش خبری نمی شود.
به عوض شیر سر و کله تاجری پیدا می شود و او را با بد و بیراه از مسجد بیرون می اندازد.

در کشورهای اروپا خیلی از گدایان هم دنبال شیری در هیئت آواره ای از کشورهای به اصطلاح اسلامی می گردند تا سر سفره خالی اش، نان و پنیری بخورند.
    
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر