Paul Martin Lester
پل مارتین لستر
(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)
ذهن و عکاسی
اثر پل مارتین لستر
ترجمه زانیار بلوری
درنگی
از
شین میم شین
![]()
پل مارتین لستر
استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
اکنون به درنگی در این به اصطلاح کتاب حریف یانکی و مترجم ایرانی خطر می کنیم:
این کتاب با یادداشت هایی از این و آن شروع می شود:
۱
رومن رولان
این رسالت هنرمند است که حتی وقتی خورشیدی در آسمان نمی درخشد، آن را خلق کند.
معنی تحت اللفظی:
هنرمند رسولی (پیامبری) است
و
رسالت او خلق چیزهایی است که حتی وجود محسوسی ندارند.
معلوم نیست که منظور رومن رولان واقعا همین بوده است.
چون خلق خورشید توسط هنرمند تحفه نطنز، یاوه ای بیش نیست.
منظور رومن رولان احتمالا این بوده است که رسالت هنرمند پاشیدن بذر امید و خوش بینی در مزرع دل خوانندگان است.
دم از نور در تیره ترین روزگار.
آنچه که رومن رولان نمی داند، تعریف مفهوم هنر و کشف جایگاه اجتماعی هنرمندان است.
هنرمند انتزاعی و کلی وجود ندارد.
همیشه و همه جا هنرمند مشخص وجود داشته است و وجود دارد.
هنرمندان
جزو قشر روشنفکرند.
قشر روشنفکر جمع همگونی نیست.
اعضای هر قشر اجتماعی تعلقات طبقاتی مختلف، متفاوت و حتی متضادی دارند.
هم نیچه هنرمند (روشنفکر) بوده است و هم هاینه و مارکس و برشت.
هم سیاوش و سایه و زهری هنرمند (روشنفکر) بوده اند و هم سهیلی و صهبا و جلال آل احمد و احمد شاملو.
به همین دلیل تعیین رسالت برای هنرمند نشانه نادانی (فقر مفهومی و فلسفی) رومن رولان است.
هنرمند
خواه و ناخواه
خادم و نماینده خواهی ـ نخواهی (عینی) طبقه اجتماعی معینی است.
به همین دلیل
با تحلیل مارکسیستی آثار هنری می توان هم تعلقات طبقاتی هنرمند مربوطه را کشف و افشا کرد و هم محتوای طبقاتی آثار او را.
هنر یکی از ابتدائی ترین و عقب مانده ترین فرم های شناخت و شعور است.
تعیین رسالت برای هنرمند ابلهانه است.
انعکاس هنری چیزها
انعکاس تق و لقی بیش نیست.
حتی آثار ماکسیم گورکی (رفیق رومن رولان) قابل تحلیل اند.
اثر هنری را با آثار علمی و فقهی و فلسفی نباید عوضی گرفت.
آثار هنری چه بسا به صورت خودپو و خودجوش تشکیل می یابند و نه آگاهانه.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر