۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۶)

 Photo of Hannah in 1924
  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 


آیشمن در اورشلیم ویا «ابتذال شر»

 

۱


آدولف اُتو آیشمن 

  مسئول «اداره امور مربوط به یهودیان» در «اداره اصلی امنیت رایش»

وی که از افسران بلندپایه حزب نازی بود، در جریان جنگ جهانی دوم، دستور فرستادن بسیاری از یهودیان را به «کوره‌های آدم‌سوزی» صادر کرده بود

 

یهودیان در صف انتخاب برای فرستاده‌شدن به آشویتس

آیشمن مسئولیت انتقال یهودیان به اردوگاه های مرگ را به عهده داشته است.

 

۲

آیشمن پس از شکست فاشیسم در سال ۱۹۴۵ به آرژانتین فرار می کند و پس از شناسائی اش، ربوده می شود و  به اسرائیل آورده می شود و در سال ۱۹۶۱ محاکمه می شود و هانا آرندت محاکمه او را دنبال می کند.

 

۳

دادگاه در اورشلیم می کوشد تا روند تصمیمگیری در  دستگاه امحای رژیم نازی را روشن سازد.

 

۴

دادستان متهم کننده آیشمن ضمنا می کوشد تا از «تجربه هولوکاوست آگاهانه» برای مشروعیت بخشیدن به دولت اسرائیل بهره برگیرد.

 

۵

اما آنسان که هانا آرندت اشاره می کند، این هر دو همزمان امکان پذیر نبوده است.

 

۶

«با تمایل به پیوند دادن بیواسطه  آیشمن با تبهکاری سادیستی، اتهام را از واقعیت امر نمونه وار عامل میز تحریر مجزا می ساخت.

متهمی که منکر آگاهی خاصی به کردوکار خلاف خود بود.»

(مومسن: دادگاه، در اثر هانا آرندت تحت عنوان «آیشمن»، ص ۱۷)

 

۷

برای ارزیابی گمانورزانه فلسفه هانا آرندت، اکنون مهم این است که او با «متد امپرسیونیستی ـ استقرائی اش» (همانجا، ص ۲۳) و با «ترفیع (به اوج رساندن) خاص دلایل» به دام استراتژی مدافعه آیشمن (همانجا. ص ۲۷) می افتد که خود را پیچ صرفی در چرخی قلمداد می کند.

 

۸

اگر چه هانا آرندت این ترفند آیشمن را کشف کرده بود:

«آیشمن یاگو (فتنه گری بیرحم در نمایشنامه شکسپیر تحت عنوان اتللو) نبود.

ایشمن مکبث (شاهزاده ای در نمایشنامه مکبث که به قتل پادشاه مبادرت می ورزد) هم نبود.

آیشمن دلیلی هم نداشت که با ریچارد سوم روی هم بریزد و لولو (مظهر شر و بدی) گردد.

آیشمن همان کاری را کرده است که هر فرد معمولی برای پیشرفت خود انجام می دهد.

آیشمن اصلا و ابدا انگیزه ای نداشته است.

این آمادگی آیشمن به انجام و اجرای هر دستوری ضمنا کردوکاری جنایی (جرم و جنایت) نبوده است.

آیشمن بیشک رئیس خود را هرگز نمی کشت تا جای او را بگیرد. (ارتقای مقام یابد)

به زبان روزمره (عامیانه)، آیشمن هرگز تصور روشنی از کردوکار خود نداشته است.»

(مومسن: دادگاه، در اثر هانا آرندت تحت عنوان «آیشمن»، ص ۵۷)

 

۹

این افتادن هانا آرندت به دام استراتژی مدافعه آیشمن که خود را به مثابه کارمند ساده ای با ایراداتی در قوه حافظه و با «سجایای اخلاقی خیرخواهانه» جا می زد (مومسن)، هانا آرندت را به تز خود تحت عنوان «ابتذال شر» سوق داده است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر