۱۴۰۵ تیر ۲۸, یکشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۲)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
گوستاو فلوبر
 
گوستاو فلوبر
  (زاده ۱۲ دسامبر ۱۸۲۱ – درگذشته ۸ مه ۱۸۸۰)
 
یادداشت چهارم
گوستاو فلوبر
هنزمند 
باید همان گونه که خدا نامرئی است و در عین حال چون قادری مطلق در آفرینش حضور دارد، در اثر خود حضور داشته باشد.
حضور هنرمند را باید در همه جای اثرش حس کنیم.
اما خود او را هیچگاه نبینیم.
 
منظور فلوبر از حضور خدا و هنرمند نامرئی در آثارش، به لحاظ فلسفی، حضور مولد در مولود است.
 این امری طبیعی است.
از هر مولود جامد و جانداری می توان کم یا بیش به مولد آن پی برد:
چون هر هنرمندی، پیشه وری، مهندسی، معماری، سبک حرفه ای و هنری خاص خود را دارد.
بایدی هم نیست.
مولد چه بخواهد و چه نخواهد در مولودش رد پایی از خود به جا می گذارد.
در هر فرزندی و جوجه و توله و جوانه ای می توان رد پای مادر و پدر و پرنده و حیوانی و نبات مربوطه را دید.
 
خود مولدین هم همین را می خواهند:
مثلا در شناسنامه فرزندان شان، در بیت اخر شعرشان و در پایین هر نقاشی و تندیس شان.
 
حضور و غیاب هنرمند در اثرش تعیین کننده هم نیست.
محتوای شناخت هر اثر هنری و حرفه ای و علمی و فلسفی در خود اثر است.
به همان سان که خریت خر در خود خر است و نه خر پرور و خر چران و خر سوار و خر فروش.

هنرمند
کاری جز انعکاس هنری واقعیت عینی ندارد.
یعنی
شبیه آیینه ای جاندار است.
احساس بایدی حضور هنرمند در اثرش یاوه ای بیش نیست.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر