۱۴۰۵ مرداد ۵, دوشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۶)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲
هدف راستین، آموختن عکاسی نیست.
چگونه زیستن را باید آموخت.
 
حریف یانکی و مترجم ایرانی 
پس از زدن زور هنگفت، یاوه ای تحت عنوان ذهن و عکاسی سر هم بندی می کنند و ضمنا اعلام می دارند که  «هدف راستین، آموختن عکاسی نیست.»
اصلا معلوم نیست که منظورشان از هدف چیست.
 
ما در فلسفه مارکسیستی با دو مفهوم زیر سر و کار داریم:
آماج و هدف.
 

 

هدف

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4997

 

پایان

 


آماج

 

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8885

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8890

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8894

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8898

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8901

 

پایان


سؤال از حضرات این است که اگر هدف شان آموختن عکاسی نیست، پس چیست؟
 
چگونه زیستن را باید آموخت. 
 
این بدان معنی است که هدف حضرات از کتاب نویسی و ترجمه کتاب
 تعیین فوت و فن و طرز و ترفند زیستن است.
 
اکنون معلوم می شود که حضرات معنی زیستن را هم نمی دانند.
 
به نظر عالیجنابان هر موجودی باید قبل از زیستن، باید چگونه زیستن را بیاموزد.
این هارت و پورت
قبل از همه
بدان معنی است که زیستن نه امری طبیعی ـ غریزی ـ جبری، بلکه امری آموزشی است.



زیستن
یعنی 
زنده ماندن، حیات.
زیستن به تنهایی وجود ندارد.
زیستن در دیالک تیک زیستن و مردن قرار دارد.
هدف الاهداف هر موجود زنده، زیستن است و نه مردن.
چگونگی زیستن و مردن
از گردنه دیالک تیک جبر و اختیار می گذرد و نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن جبر است.
زاده شدن نبات و جانور و بشر مثلا در بیابان خشک و سوزان
امری جبری است و نه اختیاری.
اختیار آنها در غلبه بر شرایط دشوار طبیعی و جامعتی است.
به همین دلیل هر نبات و جانور و بشری زرادخانه ای از تاکتیک ها و ترفندها توسعه می دهد و این کار اندکی نیست.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر