انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
درنگی دیگر و ژرفتر در مفهوم توتالیتاریسم (خودکامگی گرایی) و حاکمیت توتالیتر (خودکامه)
شین میم شین
با توجه به مفهوم «توتالیتاریسم» هانا آرندت،
تمیز جامعه برده داری عربستان در صدر اسلام، جامعه برده داری روم باستان تحت سرکردگی سزار، یونان باستان تحت سرکردگی اسکندر مقدونی، ایران مثلا تحت سلطنت سلطان محمود غزنوی، ایتالیای فاشیستی تحت سرکردگی موسولینی، اسپانیای فاشیستی تحت سرکردگی فرانکو و اأمان فاشیستی تحت سرکردگی هیتلر و جمهوری اسلامی تحت سرکردگی خمینی و خامنه ای ها و افعانستان تحت سرکردگی طالبان و امثالهم کمترین فرقی وجود ندارد.
همه این جوامع تحت حاکمیت توتالیتر اند.
در همه این جوامع رهبر توتالیتری (خودکامه ای) اداره جامعه را به دست دارد.
می توان گفت که هانا آرندت
دیالک تیک پدیده (فنومن، نمود، ظاهر) و ماهیت
را
از هم می گسلد، قطب ماهیت را دور می اندازد و قطب فنومن (پدید، نمود، ظاهر) را مطلق می کند و یکه تاز میدان تحلیل جامعه بشری می سازد.
یعنی
متد دیالک تیکی را با متد فنومنولوژیکی (ظاهر پرستی) جایگزین می سازد.
در تئوری شناخت هانا آرندت همه جوامع بشری بنا بر ظاهر حکومتی شان مورد قضاوت قرار می گیرند و ماهیت طبقاتی و فرماسیونی ـ اقتصادی شان به کلی نادیده گرفته می شود.
بین تئوری شناخت سعدی و هانا آرندت فرقی وجود ندارد.
سعدی هم دیالک تیک فنومن (پدیده) و ماهیت را به صورت دیالک تیک پاکت و نامه بسط و تعمیم می دهد و فقط نام و آدرس فرستنده و گیرنده نامه (فنومن) را قابل شناخت می داند.
چه دانند مردم که در خانه کییست؟
نویسنده داند که در نامه چیست.
متد فکری سعدی هم فنومنولوژیکی است.
ضمنا
هانا آرندت
دیالک تیک فنومن (پدیده) و ماهیت
را
به صورت دیالک تیک حکومت (قدرت) و حاکمیت بسط و تعمیم می دهد، حاکمیت را دور می اندازد و حکومت را مطلق می کند.
ترفند هانا آرنت، حاکمیت جا زدن حکومت است
«حاکمیت توتال و توتالیتر» و «توتالیتاریسم» در حقیقت،
حکومت توتالیتر است.
حاکمیت
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14492
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14494
پایان
حاکمیت
(خصلت عام استالینیسم)
تفاوت حاکمیت با حکومت
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14629
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14631
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14642
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14647
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14652
پایان
حاکمیت طبقاتی
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14657
پایان
حکومت
(رژیم)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8926
پایان
می توان گفت که هانا آرندت
دیالک تیک فنومن (پدیده) و ماهیت
را
به صورت دیالک تیک هیئت حاکمه و طبقه حاکمه بسط و تعمیم می دهد، طبقه حاکمه را دور می اندازد و هیئت حاکمه را مطلق می کند و حتی بدتر، طبقه حاکمه جا می زند.
بدین طریق
دیالک تیک مأمور و آمر وارونه می شود:
جای آمر را مأمور می گیرد و حاکم توتالیتر قلمداد می شود و از آمر (طبقه حاکمه) نه نامی بر زبان می ادی و نه نشانی به چشم می خورد.
متد فکری خلایق عقب مانده و حتی احزاب سیاسی
هم از دیرباز فنومنولوژیکی است.
به همین دلیل شعارشان، «مرگ بر شاه»، «مرگ بر شیخ» است و نه مرگ بر طبقه حاکمه.
از طبقه حاکمه اصلا حرفی بر زبان نمی آید.
نتیجه نهایی بینش فنومنولوژیکی هم همین می شود:
شاه می رود و شیخ می آید، بدون اینکه طبقه حاکمه تعویض شود.
موسولینی و فرانکو و هیتلر می روند، کسان دیگری رئیس جمهوری و صدر اعظم و رهبر می شوند، بدون اینکه طبقه حاکمه تعویض شود.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر